همانديشي «جايگاه عرفان و تصوف در فعاليتهاي فرهنگي خارج از كشور با تأكيد بر عرفان امام خميني (ره)» امروز (يكشنبه) در مجتمع امام خميني (ره) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش حكمت و فلسفهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين همانديشي، سيدمهدي مصطفوي - رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي - در سخناني گفت: عرفان مكتبي است كه تفسيري مبتني بر عشق از جهان ارائه ميدهد و چگونگي رسيدن به ذات هستي را بيان ميكند. از سويي، تزكيهي نفس را هم ابزار اصلي خود اعلام ميكند.
مصطفوي خاطرنشان كرد: كتابهاي عرفاني بخش قابل توجهي از مطالب ديني و ادبيات قديم و جديد ما ايرانيان را تشكيل ميدهند. ناديده گرفتن آثاري چون: «منطق الطير» عطار، «مرصاد العباد» نجمالدين رازي، آثار گرانقدر سهروردي، «اسرار التوحيد» ابوسعيد ابوالخير و «مثنوي معنوي» و صدها كتاب ديگر از عارفاني كه در آسمان پرستارهي دين و ديانت اين مرز و بوم باليدهاند، كار غيرممكني است.
او در ادامه متذكر شد: خوشبختانه رهبر فقيد انقلاب اسلامي كه در آستانهي سالگرد ارتحال ملكوتي ايشان به سر ميبريم، به موازات دقت نظري كه در مقولاتي چون فقه، سياست و اجتماع داشتند، خود از عرفاي تراز اول جامعهي ما و جهان اسلام به شمار ميروند. ديوان اشعار امام (ره) مملو از ظرايف عرفاني است و همه از كتابهايي چون: «سرالصلوه» و «اربعين حديث» يا «شرح دعاي سحر» و «تفسير سورهي حمد» ايشان مطلعيم. همينطور ميدانيم كه امام (ره) تعليقاتي بر كتاب با عظمت «فصوص الحكم» ابن عربي كه در مباحث عرفاني جايگاهي بس عظيم دارد، نگاشتهاند.
سيديحيي يثربي نيز در سخناني با موضوع «دين يا عرفان» توضيح داد: دربارهي بررسي جايگاه اين دو در جامعهمان، ابتدا بايد راهكارها بررسي و موارد مثبت و منفي نقد شود. قرار گرفتن در عصر جهاني شدن، توفيق بزرگي است. جهاني شدن را بد معنا كردهايم. جهان به گونهاي پيوسته است كه اگر چيز خوبي در جايي باشد، ساير قسمتها هم از آن بهرهمند خواهند شد. فكر و فرهنگ در اين عرصه ميتواند جاي خود را باز كند. عصر جهاني شدن را بايد به فال نيك گرفت. ما ديني داريم كه از آغاز اعلام كرده است ميخواهد جهاني شود. از سويي، جهان بيدين شده و انسان مكلف نيست براي چيزي به اسم معنويت سر تعظيم فرود آورد؛ اما در نهايت، انسان در جستوجوي چيزي كه از دست داده است، برخواهد آمد.
اين استاد فلسفه افزود: فرصت خوبي است و ما شرايط خوبي داريم. از سويي، اسلام در شرايط قوي بهسر ميبرد و داراي مخازن نفت و گاز است و هم نقاط استراتژيك جهان در كنترل مسلمانان است. وظيفهي ما به عنوان مسؤولان فرهنگي، اين است كه توجه كنيم توفيق در عرصهي جهاني در گرو برنامهريزيهاي داخلي است. در عرفان، امام (ره) را الگو قرار دهيم و در مقولههايي مثل مبارزه با ظلم و ستم و عدالت از امام (ره) ياد بگيريم. عرفان اسلامي رهبانيت نيست؛ بايد مبارزه و عملي باشد. عرفان به صورت مطلق نداريم. سامان علمي در مراكز پژوهشي را اصل قرار دهيم. حضرت امام (ره) معتقد بود اينگونه نباشد كه اسراييل قلدري كند و ما دنبال شعر خواندن باشيم. ظلم و فقر حاكم شود و ما شعر بخوانيم و دنبال عرفان باشيم .
در ادامه، فتحالله مجتبايي هم در سخناني دربارهي «جلوههايي از عرفان اسلامي - ايراني در شبه قاره» سخن گفت و عنوان كرد: براي هندوها اتحاد بين مسلمانان بسيار جالب توجه بود. عرفان يعني دريافت معنا و مباني كه در حركات و رفتار ديني است. اين اتحاد مسلمانان باعث شد هندوهاي آن منطقه به اسلام گرايش پيدا كنند. عرفان اسلامي با عرفان هندويي پيوند خورده است و نه تنها برروي زبانهاي محلي هم تأثير گذاشت؛ بلكه در ادبيات عرفاني هندوها نيز مؤثر بود. عرفان اسلامي و هندي توأم و تركيب ميشوند و جريان نوي را ايجاد ميكنند كه تا امروز ادامه دارد و يكي از نمايندههاي برجستهي آن تاگور - شاعر معروف بنگالي - است.
محمدباقر كريميان نيز دربارهي «انديشههاي اخلاقي و عرفاني امام (ره) از سنت درسي تا انتشار جهاني» با طرح اين پرسش توضيح داد: آيا عرفان و اخلاق امام (ره) به وسيلهي هر شخصي قابل ترويج ميتواند باشد يا نه؟ و از سويي آيا عرفان و اخلاقي ويژهي شخصيت امام (ره) با پيامها و بياناتشان در انقلاب اسلامي بهصورت طبيعي ميتوانسته در همهجاي دنيا تسري داشته باشد؟
كريميان افزود: در بسياري از مناطق كه تحت تأثير انقلاب بودهاند، كشور ما را به نام انقلاب خميني (ره) ميشناسند. انديشهي امام (ره) و انقلاب جاذبهي معنوي را بهوجود آورده است و اخلاق و انديشهي عرفاني ايشان از سنت درسي تا انتشار جهاني ادامه يافته، بويژه در مناطقي مثل هند و اسپانيا. حضور انديشه و عرفان امام (ره) باعث شد امكان انتشار معارف عميق اسلامي در چنين مناطقي فراهم شود و تأثير خود را در دنيا داشته باشد.
همچنين محمودرضا اسفنديار دربارهي «ظرفيتهاي تصوف و عرفان اسلامي در ارتباطات فرهنگي - بينالمللي» گفت: تصوف و عرفان اسلامي داراي ظرفيتهاي فراوان بين ملتهاي اسلامي و غيراسلامي است و نقش مهمي را در ترويج روابط بين مسلمانان با ديگر كشورهاي اسلامي و غير اسلامي داشته است. ايران از قرون اسلامي يكي از مهمترين خاستگاههاي تصوف بوده و ايرانيان سهم بزرگي در تكوين تمدن اسلامي داشتهاند. همچنين تصوف محمل مهمي در گرايش مسلمانان به اهل بيت (ع) هم بوده است. بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران خود فرزانه بودند و از متحجران و خشكانديشان در حوزهي عرفان و تصوف گله داشتند.
پس از پايان جلسهي اول، در ابتداي جلسهي دوم، سخنراني محمدجعفر علمي دربارهي «كاركرد اجتماعي تصوف در جهان اهل سنت» ارائه شد، كه گفت: من دربارهي تصوف در ميان اهل سنت نوشتهام. داستان تصوف در اهل تسنن دچار فرود بوده و در افول قرار گرفته است. مهمترين عامل هم رويارويي بخشي از جهان اسلام با انديشهاي با نام مدرنيته بوده است كه باعث شد تفكر و آموزههاي صوفيانه در عصر مدرن در فرود قرار گيرد.
او با اشاره به شكلگيري جريان نوگرايي اسلامي و ويژگيهاي آن، گفت: اين جريان، جرياني ضدعرفاني و ضدحديث و ضدتصوف بود. عقل در نزد آنها ابزاري است؛ نه قدسي و در اين جريان، تصوف به شدت كوبيده شد.
در ادامه، شهرام پازوكي دربارهي «جايگاه تصوف و عرفان اسلامي در حفظ و اشاعهي فرهنگ ايراني - اسلامي» عنوان كرد: فهميدن تصوف از مشكلاتي است كه در ايران با آن روبهرو هستيم و اين باعث آبروريزي كشور ما در برخي محافل بينالمللي شده است.
پازوكي به مقولهي هويت فرهنگي ايران اشاره كرد و گفت: اجزاي اين هويت از دو جزء اسلام و ايران تشكيل شده و اسلام داراي دو جزء اصلي تصوف و تشيع است. ايرانيان مغلوب اعراب نشدند؛ مغلوب اسلامي شدند كه حاصل فرهنگ ايراني - اسلامي بود. ايرانيان پرده از رخسار و شأن معنوي اسلام برداشتند، پرده از ركن مخفي و اصلي اسلام.
او يادآور شد: تصوف يك مكتب سياسي نيست؛ بلكه جنبههاي فرهنگي دارد و اين مشكلي است كه ما گرفتارش هستيم و مسائل فرهنگي را با ديد سياسي - امنيتي نگاه ميكنيم. مثلا از نظر مسؤولان، يك اجتماع صوفيانه، يك جريان سياسي و حزبي گاها عليه حكومت تلقي ميشود. در مقيد كردن نام تصوف و عرفان به مرحوم امام خميني (ره)، اگر منظور اين است كه تصوف جعلي نباشد، خوب است و اگر مسأله همين همايشها و فعاليتهاي فرهنگي باشد، آن وقت مشكل شروع ميشود؛ به طوريكه وظيفه و كار رايزنان فرهنگي را با دشواري روبهرو ميكند؛ چون بايد قبول كنيم تصوف در كشورهاي مختلف اسلامي رنگ قوميت آن منطقه را ميگيرد. بايد به نقش تصوف در حفظ فرهنگ اسلامي در تهاجم بيگانگان هم توجه كرد. نمونهاش حملهي مغول بود كه اولجايتو وقتي مسلمان شد، نام سلطان محمد را براي خود برگزيد. همچنين موسيقي سنتي ايران در بستر تصوف رشد يافته است.
در ادامه، حجتالله جودكي دربارهي «طريقتهاي صوفيانه در مصر» گفت: سنديكاهاي طريقتهاي صوفيانه در مصر تعداد آنها را نزديك به 11 ميليون نفر اعلام كردهاند كه ويژگي اكثرشان، تضاد با وهابيت است. سطح سواد و تحصيلات در اكثر فرقههاي صوفيانه در مصر بسيار پايين است و خرافات در آنها رواج دارد. آنها بهطور سنتي، طرفدار نظام سياسي حاكم هستند، عقل در بينشان جايگاهي ندارد و بيشتر به مسائل صوري توجه ميكنند.
مصطفي اميدي هم با موضوع «طريقتهاي صوفيه در سودان» سخن گفت و اظهار كرد: مهمترين طريقتهاي صوفي در سودان، 40 طريقت اصلي و فرعي هستند كه حضور پررنگ و فوقالعادهاي در مسائل روز سودان دارند. آنها حتا مبارزات سياسي را رهبري ميكنند. شيوخ صوفي در سودان از طبقات محروم حمايت ميكنند.
به گزارش خبرنگار ايسنا، غلام وفايي به عنوان آخرين ارائهكنندهي مقاله در اين همانديشي دربارهي «مولويه در بوسني» سخن گفت و با اشاره به تاريخچهي اين كشور و موقعيت جغرافيايي آن، متذكر شد: تصوف شرقي قرنها پيش از ورود عثمانيها در بوسني صاحب جايگاه بوده است. مشهورترين خانقاه مولويه در شهر سارايوو تأسيس شده است. ادبيات فارسي در اين كشور جايگاه ويژهاي دارد و وجود كتابهايي مثل «گلستان» و «منطقالطير» اهميت توجه آنها را به زبان فارسي نشان ميدهد.
همچنين ابوالحسن خلج منفرد - رييس مركز مطالعات فرهنگي - بينالمللي در اين برنامه غزلهايي را از امام خميني (ره) خواند.
انتهاي پيام
نظرات