ابراهيم حسنبيگي با انتقاد از بيتوجهيها: شخصيت امام (ره) به استحكام ادبيات داستاني كمك ميكند

ابراهيم حسنبيگي با بيان اينكه نويسندگان امام خميني (ره) را فراموش كردهاند، متذكر شد: بايد با دغدغه نسبت به امام (ره) زندگي كرد و آن را در آثار داستاني انعكاس داد.
اين نويسنده در گفتوگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانهي نوزدهمين سالروز ارتحال حضرت امام خميني (ره)، عنوان كرد: نه در كميت و نه در كيفيت، آنچه دربارهي حضرت امام (ره) نوشته شده، به نسبت نقش و تأثيري كه ايشان در دگرگوني جامعهي ايران داشتند، اصلا رضايتبخش نيست. امروز متأسفانه چنين شخصيت بزرگي كه نقش عميقي در تحولات معاصر ايران و جهان داشته، جز براي كساني كه همزمان با ايشان زيسته و انقلاب اسلامي و امام (ره) را درك كردهاند، چهرهاي آشنا و مأنوس نيستند، بويژه براي نسل سوم؛ نسل جواني كه در دورهي حيات امام (ره) نبودهاند و امروز يا يك فاصلهي زماني كه پيش آمده، به امام (ره) نگاه ميكنند و متأسفانه از امام (ره)، جز در ايام ارتحال ايشان و جز در ايام دههي فجر، به آن معنا كه بايد، ياد نميشود.
او همچنين تأكيد كرد: براي شناخت امام (ره) گام مؤثري برداشته نميشود و اين امر، چه در رسانهي ملي و چه در خلق آثار هنري، كمتر اتفاق ميافتد و پس از گذشت 30 سال از انقلاب و با توجه به تأثير حضور امام (ره) در عرصهي اجتماع، فرهنگ و هنر، متأسفانه هنوز ميبينيم آثار هنري دربارهي ايشان ارائه نشده است، جز يكي دو سريال و رمان كه اين نيز كار اندكي است.
حسنبيگي تصريح كرد: به اعتقاد من، براي هر نويسندهي رماني مطلوب است شخصيت و قهرمان داستانهايي را كه انتخاب ميكند، چندوجهي، پيچيده و داراي ابعاد مختلف باشند، تا نويسنده بتواند شخصيتپردازي عالي داشته باشد. از سويي نيز شخصيتپردازي در داستاني كه بتواند قابليتهاي ادبي ايجاد كند، به صورت يك نمونه در جامعه خيلي كم است. اما شخصيتي مانند امام (ره) ميتواند از اين منظر مورد توجه نويسندگان قرار گيرد و چنين شخصيتي اگر در جايي غير از ايران زندگي ميكرد، نويسندگان آن كشور ميتوانستند از اين فرصت گرانبها و آماده استفاده كنند و به يك چنين شخصيت بزرگي در قالب رمان بپردازند.
او در ادامه تأكيد كرد: اما نويسندگان ما از مهمترين و بهترين موضوعي كه ممكن بود در اختيارشان قرار گيرد، غفلت كردهاند. اگر امام (ره) شخصيت گذرايي بودند كه در يك مقطع ميآمدند و ميرفتند و در هالهاي از ابهام گم ميشدند، ممكن بود نويسندگان به سختي بتوانند اين هالهها را از بين ببرند و به شخصيت اصلي امام (ره) برسند و پرداختش كنند؛ در حاليكه اينطور نيست؛ امام (ره) شخصيتي زنده و مأنوس دارند و آن چندوجهي بودن ايشان نيز براي هر نويسندهاي ميتواند يك سرمايه باشد. اين يك سوژهي كمياب است كه در كشورهاي ديگر چنين شخصيت چندوجهياي وجود ندارد و گاه نويسندگان براي به دست آوردن چنين شخصيتي از تخيلشان استفاده ميكنند.
او همچنين متذكر شد: از اين منظر، شخصيت امام (ره) ميتوانست و ميتواند به قوت و استحكام ادبيات داستاني ما كمك كند و قطعا همينطور است. هر ادبيات داستاني در هر كشوري زماني ميتواند موفق باشد كه شخصيتهايي مانند امام (ره) و حوادثي همچون انقلاب را دستمايهي كار خودش قرار دهد و اين مسائل شايد هر صد سال يكبار در جايي از دنيا اتفاق ميافتد و چقدر هم نويسندگان به سراغ چنين موضوعاتي ميروند. دربارهي آن شخصيتهاي نويسنده اين فرصت گرانبها ايجاد شده تا اهل قلم بتوانند به چنين سوژهي بزرگي در ابعاد مختلف بپردازند؛ يعني دربارهي شخصيت امام (ره) به دليل چندوجهي بودن ايشان، اصلا با يك يا دو رمان نميشود نوشت. يك نويسنده با نوشتن يك رمان دربارهي امام (ره) نويسندههاي ديگر را خلع سلاح نميكند؛ بلكه آنها هم ميتوانند دربارهي ابعاد مختلف شخصيت امام (ره) بنويسند. خداوند ثروت بزرگي را در اختيار ما قرار داده كه اهالي قلم متأسفانه نتوانستهاند از آن استفاده كنند.
حسنبيگي سپس با اشاره به اين مطلب كه تعداد اندكي آثار دربارهي امام (ره) به نگارش درآمدهاند، نويسندگان را در وهلهي اول، مقصران اصلي در اين زمينه دانست و در ادامه از سياستهاي اتخاذشده و سياستگذاريهاي فرهنگي به عنوان عامل ديگر كمبود آثار داستاني دربارهي امام (ره) ياد كرد.
او از سويي بياعتنايي دولتمردان، سياستمداران و حتا دينداران را نسبت به امام (ره)، دليل ديگر اين موضوع دانست.
نويسندهي رمان «محمد (ص)» نويسندهها را به اين دليل مقصر اصلي دانست كه تحت تأثير جريان سياسي - اقتصادي قرار گرفتهاند؛ در حاليكه به اعتقاد او، از نويسنده به عنوان يك شخصيت فرهنگي و فرهنگساز انتظار نميرود تحت تأثير محيط قرار گيرد.
او همچنين تأكيد كرد: هروقت نويسندهها بخواهند، ميتوانند از شخصيت امام خميني (ره) به عنوان يك شخصيت بزرگ و قابل طرح در داستان استفاده كنند؛ از اينرو ضرورت دارد نويسندگان اراده كنند و اين زماني ميسر است كه امام (ره) به دغدغهي ذهني و دروني نويسندگان تبديل شوند و هروقت چنين شد، نويسنده قطعا ميتواند به امام (ره) بپردازد.
حسنبيگي گفت: براي اولينبار بعد از انقلاب اسلامي بود كه نويسندگان به امام (ره) پرداختند.
او با اشاره به كتابشناسي كه در اين زمينه تأليف كرده است، يادآور شد: آثار ادبيات داستاني دربارهي امام (ره) اندك است و آثاري كه به وجود آمده، به دهههاي 60 و 70 مربوط است كه بعد از آن، داستانهاي دربارهي امام (ره) خيلي كم شدند.
اين نويسنده در پايان از رمان نادر ابراهيمي دربارهي امام (ره) به عنوان نقطهاي روشن ياد كرد و افزود: نقطهاي روشن در اين بين، رمان نادر ابراهيمي يعني «سه ديدار با مردي كه از فراسوي باور ما ميآمد» بود، كه متأسفانه به دليل بيماري كه بر او عارض شد، نتوانست اين رمان چهار، پنج جلدي را ادامه دهد؛ عليرغم اينكه دوست داشت اين كار را به انجام برساند و ميدانيد كه با يك گل هم بهار نميشود!
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نظرات