• یکشنبه / ۲۸ آبان ۱۳۸۵ / ۱۱:۰۳
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 8508-15223
  • منبع : خبرگزاری دانشجویان ایران

*اصطلاحات رزمندگان در اسارت* مثلث شوم،مجسمه يخي،محمد مسمار،محمود قصاب

آزادگان سرافراز در دوران اسارت و در برخورد با وقايع مختلف،اصطلاحاتي به كار مي‌بردند كه نشاندهنده وضعيت اردوگاه‌ها بود. سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نمونه‌هايي از اين اصطلاحات اشاره مي‌كند.

                                                  مثلّث شوم

يک گروهبان دوم و دو سرباز عراقي بودند که هر وقت نگهباني اين سه نفر به هم مي‏افتاد، روزگار اسرا سياه بود. لذا بچّه‏ها به اين سه نفر «مثلّث شوم» مي‏گفتند.

                                                مجسمه يخي

در شرايط بسيار محدود و دشوار اردوگاه، عراقيها هر کسي را که در حال اداءِ فرايض ديني بخصوص نماز جماعت مي‏ديدند، او را با لباس به داخل حوض آب وسط حياط مي‏انداختند، و بعد او را چند دقيقه‏اي با همان لباس خيس در معرض هواي سرد قرار مي‏دادند و در نتيجه آزاده نمازگزار تبديل به مجسّمه يخي مي‏شد.

                                                 محسن کوچولو

در بين سربازان بعثي سرباز بلند قامت و درشت هيکلي حضور داشت که به گفته خودش کوچکترين فرد خانواده‏شان بود و از هيچ آزاري هم دريغ نمي‏کرد ولي فقط به اين دليل که کوچکترين فرد خانواده خود بود، علي رغم درشتي هيکل، به «محسن کوچولو» معروف شده بود.

                                                    محمّد امشي

در بين سربازان عراقي سربازي به نام جندي محمد حضور داشت که بسيار خشن و وحشي بود. هر وقت هم که سوت آمار مي‏زد، اگر يکي از برادران آزاده به او نزديک مي‏شد، با صداي بلند فرياد مي‏زد: «امشي امشي» يعني برو برو. به همين دليل به «محمد امشي» معروف شده بود.

                                                 محمّد مسمار

لقبي بود که بچّه‏ها به يکي از سربازان عراقي داده بودند که هميشه داخل آسايشگاه به دنبال ميخ (به عربي «مسمار») مي‏گشت.

                                                 محمّد موجي

رجوع شود به «پلنگ صورتي».

                                                محمود قصّاب

در اردوگاه‏هاي رژيم بعثي، حتي دکترها هم به وظيفه خودشان عمل نمي‏کردند. يکي از آنها به نام دکتر محمود با قيافه‏اي خشن و سبيل‌هايي تاب داده هر وقت برادر آزاده‏اي جهت مداوا به او مراجعه مي‏کرد، برايش سيلي و سينه‏خيز تجويز مي‏کرد و از اين جهت به «محمود قصّاب» معروف شده بود.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha