آزادگان سرافراز در دوران اسارت و در برخورد با وقايع مختلف،اصطلاحاتي به كار ميبردند كه نشاندهنده وضعيت اردوگاهها بود. سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نمونههايي از اين اصطلاحات اشاره ميكند.
كلاس اسارتي
بعد از مذاکرات صليب سرخ با مقامات عراقي، مجوّز برقراري کلاسها در اردوگاه با شرايط خاصي، که تعداد افراد هر کلاس بيش از پنج نفر نباشد، در اسارت شروع شد که صدها حافظ قرآن و مترجم و سوادآموز و طلبه نتيجه آن کلاسها بود.
كلاه ضدّ سينوزيت
نوعي پيشانيبند بود که از آستين پيراهن با توجه به هواي سرد موصل درست ميشد.
كلاه قرمزي
به سربازان و نگهبانان عراقي اطلاق ميشد و در مواقع نزديک شدن آنها به آسايشگاه، نگهبان ايراني اين کلمه رمز را اعلام ميکرد. وجه تسميه آن هم کلاه کج قرمزي بود که سربازان و بعثيها به سر ميگذاشتند.
كلاه نگهبان
روزي که يک سري از اسرا را به اردوگاه منتقل ميکردند، وقتي يکي از آنها از افسر عراقي سراغ دستشويي را گرفت، او با عصبانيت کلاهش را از سر برداشت و نشان داد. از آن پس «کلاه نگهبان» به معناي دستشويي در ميان اسرا رايج شد.
كلاوچي (كيوچي)
لقبي بود که عراقيها به افراد به اصطلاح کلاهبردار، شيطان و دغلکار داده بودند.
كليد بهشت
به پلاک آويز تعاون که از طريق تعاون لشکرها و يگانهاي خودي به نيروها داده ميشد، «کليد بهشت» ميگفتند.
كليد جهنّم
به پلاکي که عراقيها به دور گردن داشتند، «کليد جهنم» گفته ميشد و ريشه اين نامگذاري به مشاجرهاي بر ميگردد که بين يک برادر بسيجي و افسر عراقي در خط مقدّم صورت گرفته بود.
كمپ شورشيها
عراقيها کمپ 17 را «کمپ شورشيها» ميناميدند و بسياري از اسرا را از اردوگاههاي مختلف به اين کمپ منتقل کرده بودند.
كميتة بهداشت
گروهي از برادران در اردوگاه تکريت 12 که سررشتهاي در امور بهداشتي داشتند، به طور خودجوش اقدام به تشکيل گروهي معروف به «کميت? بهداشت» براي شناسايي و کمک به بيماران و سالم سازي محيط اردوگاه کرده بودند.
كميلي
هرگاه برادري بر اثر شکنجه مجبور به دادن شعار ميشد، به گونهاي که عراقيها متوجه نميشدند، به جاي نام حضرت امام کلمه «کميلي» را تکرار ميکرد.
انتهاي پيام
نظرات