آزادگان سرافراز در دوران اسارت و در برخورد با وقايع مختلف،اصطلاحاتي به كار ميبردند كه نشاندهنده وضعيت اردوگاهها بود. سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نمونههايي از اين اصطلاحات اشاره ميكند.
قاطع
به هر قسمت از اردوگاه که شامل چند آسايشگاه ميشد قاطع ميگفتند و مجموع چند قاطع تشکيل کمپ را ميداد.
قاطع پاسداران
قاطع شماره 4 اردوگاه 10 رمادي به «قاطع پاسدارن» معروف بود که نيروهاي سپاه و بسيج به منظور اعمال فشار بيشتر در آنجا نگهداري ميشدند.
قبرستان گمنام (موصل5)
در اطراف شهر موصل استان نينوا چهار اردوگاه وجود داشت و در نزديکي آنها قبرستاني بود که اسراي ايراني که به شهادت ميرسيدند در آنجا دفن ميشدند.
قتلگاه
لقبي بود که به اردوگاه بينام و نشان موصل 16 داده شده بود که محل دقيق آن مشخص نيست و گفته ميشود حدود 160 تن از آزادگان در آنجا بر اثر شکنجه و اعدام به شهادت رسيدهاند.
قدم بزن
اين کلمات را مسئول اردوگاه و ديگر سربازان عراقي تکرار ميکردند تا جايي که وقتي سر و کلّ? مسئول ادروگاه که يک گروهبان دوم بود پيدا ميشد، بچّهها ميگفتند «قدم بزن» آمد.
قرار مقدّس
تلويحاً به وعدههايي گفته ميشود که اسرا براي آموزش قرآن و درس و بحث اخلاق در اردوگاه با يکديگر ميگذاشتند تا جاسوسان متوجه نشوند.
قرارگاه
به مجموعه اتاق نگهباني، زندان انفرادي و اتاق فرماندهي اردوگاه «قرارگاه» گفته ميشد.
انتهاي پيام
نظرات