به گزارش ایسنا، امروز ۱۹ آبان شصت و هشتمین سالروز تیرباران دکتر سید حسین فاطمی روزنامهنگار، سیاستمدار و وزیر امور خارجه دومین دولت دکتر محمد مصدق در سال ۱۳۳۳ است.
به دنبال کودتای سیاسی - نظامی دستگاههای اطلاعاتی - امنیتی آمریکا و انگلیس و همراهی محمدرضا شاه، اُمرای بازنشسته ارتش و شعبان بیمخ و زنان تنفروش شهر نو علیه دکتر محمد مصدق و ساقط کردن دومین دولت ایشان در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، آقای نخستوزیر به همراه دولتمردانش از جمله سرتیپ محمدتقی ریاحی، دکتر سید حسین فاطمی، دکتر سید علی شایگان و مهندس احمد رضوی و جمع دیگری از یارانش، دستگیری، محاکمه، تبعید و تیرباران شدند.
از میان انبوه دولتمردان زندانی دولت دکتر مصدق، قرعه «تیرباران» به نام سید حسین فاطمی که روزگاری «نشان همایون» را از دست محمدرضا شاه دریافت کرده بود، خورد. سیاستمداران انگلیس در ایران و محمدرضا شاه پهلوی چنان از قلم و اندیشه حسین زخم خورده و کینه داشتند که او را فاقد صلاحیت تخفیف در مجازات مرگ دانستند و در حالی که سرتیپ امیرحسین آزموده دادستان وقت ارتش برای همه دستگیرشدگانِ مصدقی تقاضای «اعدام» کرد اما فقط سید حسین فاطمی تیرباران شد و بقیه متهمان با یک یا دو درجه تخفیف از مرگ حتی از حبس ابد، نجات یافتند و به دو یا سه سال زندانی و تبعید مجازات شدند.
کینه سیاستمداران انگلیسی و دربار پهلوی از سید حسین به حدی عمیق و «شتری» بود که حتی دادگاه نظامی اجازه نداد کسی بابت نوشتن لایحه دفاعی به دکتر کمک کند و دادگاهِ او را سری برگزار کردند. سید حسین فاطمی به شهید نهضت ملی ایران معروف شد.
فرماندهان دادگاه نظامی حتی یادداشتهای قانونی وکیل دادگاه تجدیدنظر و برخی اسناد و پروندههای دادرسی ارتش از جمله اوراق، اسناد و عکسهای پرونده دکتر را هم سوزاندند و نابود کردند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ هم هیچ رد یا اثری از پرونده دادگاه دکتر فاطمی یافت نشد. تنها سرنخهایی که از او به یادگار ماند مکتوبات او از زندان و بخشی از لایحه دفاعی اش نزد آیت الله زنجانی حفظ شدند. دست نوشتههای او نیز در اقدامی عجیب توسط آزموده [دادستان نظامی] به گاوصندوق منزل منتقل شده و بعد از انقلاب به دست طرفداران دکتر فاطمی افتادند که بخش عمده آن منتشر شد.
سید حسین کیست؟
پنجمین فرزند خانواده فاطمی ۱۲ مهر ۱۲۹۸ همزمان با عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین از پدر و مادری سادات متولد شد.
پدرش آقا سید علیمحمد نائینی ملقب به سیفالعلماء و مادرش سیده طوبی دختر حجتالاسلام خادمالعلوم، نامش را حسین گذاشتند. سید حسین سه برادر به نامهای سید نصرالله، سید فرجالله و سید محمد و یک خواهر به نام سیده سلطنت داشت.
سید حسین در سال ۱۳۰۵ به دبستان گلزار نائین رفت. با پایان دوره دبستان در نایین به همراه برادر بزرگترش سید نصرالله به اصفهان رفت و دوره دوم مدرسه را در دبیرستان سعدی درس خواند.
تدریس سید نصرالله در آموزشگاه انگلیسی اصفهان موجب شد سید حسین نیز به آنجا برود و از این آموزشگاه دیپلم ادبی دریافت کند.
علاقه به نویسندگی و اجبار برای تامین هزینههای تحصیل، سید حسین را ترغیب کرد تا به روزنامه «باختر» به سردبیری برادرش سید نصرالله برود و با نوشتن مقالات ادبی به تدریج خود را با فضای رسانهای ایران دهه ۱۳۲۰ آشنا کند. حضور سید حسین در دفتر روزنامه همزمان شد با تبعید محمدتقی بهار ملقب به ملکالشعرا و فرجالله بهرامی ملقب به دبیراعظم به اصفهان و نوشتن شعر و مقالات اجتماعی - سیاسی در روزنامه «باختر». قلمِ سید حسین با مطالعه و الگوبرداری از نوشتههای ملکالشعرا و دبیراعظم قویتر شد.
او بعد از فراغت از دبیرستان و دریافت دیپلم در اصفهان، به تهران مهاجرت کرد و در روزنامه «ستاره» مشغول به کار شد. قلم سید حسین در این روزنامه متاثر از همنشینی با بزرگان ادب فارسی - ملکالشعرا و فرجالله بهرامی - و فضای خفقان دوره رضا خان در دهه ۱۳۲۰، تندتر و نقادانهتر شد. او در این روزنامه مطالبی هم از آیتالله فقید سید حسن طباطبایی معروف به آیتالله مدرس هم منتشر کرد، موضوعاتی که باعث جلب سید حسین توسط شهربانی رضا خان و محاکمه و تبعید او به اصفهان شد.
او قبل از تبعید به اصفهان مدیریت داخلی روزنامه ستاره را به دست گرفت. نوشتن مقالهای ادبی در این روزنامه موجبات سوء ظن ماموران اداره سانسور مطبوعات شهربانی و بازداشت چند روزه او را به وجود آورد.
ماموران اداره سانسور به این بخش از مقاله سید حسین که نوشت: «کبوتر بدون اعتنا به مال غیر، آزادانه صبح زود پرواز کرد و در آسمان قهقهه ذوق و نشاط برآورده، هر کجا دانهای دید فرو آمده و به اندازه کافی سد جوع میکند.» ظنین شدند. آنان با این تصور که این متن یکی از خصایص رضا شاه که به خیالشان «بیاعتنایی به مال غیر» است را مسخره کرده، او را چند روز بازداشت و استنتاق کردند و همین رفتار تند، تصویری جدید از فضای سیاسی - رسانهای ایران را در سید حسین ایجاد کرد.
مدتی بعد از تبعید سید حسین به اصفهان، برادر روزنامهنگارش سید نصرالله در سال ۱۳۱۸ به شیراز رفت و مسوولیت مدیریت روزنامه «باختر» را به برادرش کوچکش سپرد.
اولین برخورد
سید حسین جوان از این سال به بعد جهت مقالاتش را معطوف نقد عملکرد سیاستمداران رضا شاه کرد. او در مقالهای که اواخر مرداد ماه ۱۳۲۰ علیه وکیلالدولههای مجلس شورای ملی نوشت، به صورت غیرمستقیم نمایندگان طرفدار رضا شاه را «عروسکهای خیمهشببازی» خواند و همین مسئله باعث دستگیری و زندانی چند روزهاش شد.
دوره اسارت سید حسین فاطمی تا زمان اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس در جنگ جهانی دوم و اخراج رضا شاه توسط انگلیسیها در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ ادامه یافت اما با اخراج شاهِ دیکتاتور و باز شدن در زندانها، زندانیان سیاسی از جمله سید حسین فاطمی از زندان آزاد شدند.
فاطمیِ جوان که فضای سیاسی را برای کار رسانهای باز دید با انتقال دفتر روزنامه باختر به تهران، با همکاری چند نفر از دوستانش در ۱۴ تیر ۱۳۲۱ دوره جدید روزنامه را آغاز کرد.
او اولین سرمقاله روزنامه را با عنوان «خدا- ایران- آزادی» چاپ کرد. سید حسین در نخستین سرمقاله روزنامه باختر به استهزاء شعار دوره رضا خانی «خدا- شاه- میهن» پرداخت و انتقادات تندی به دولتمردان و دست نشاندههای رضا شاه کرد.
انتشار آزادانه مقالات انتقادی در حد فاصل مهر ۱۳۲۰ تا خرداد ۱۳۲۱ علیه دوره رضا شاه موجب شد شاه به خشم آید و علی سهیلی نخستوزیر وقتش را موظف به تهیه لایحهای فوریتی برای محدود کردن مطبوعات و روزنامهها کرد. این رفتار دولت سهیلی موجب ناراحتی شدید سید حسین فاطمی و نوشتن سرمقالهای تند در روزنامه باختر شد. در بخشی از این سرمقاله آمد: «… آن وقت که آزادی قلم در ایران بمیرد، بدانید مجلس هم خواهد مرد و آزادی گفتار از میان خواهد رفت.»
مجموعه اتفاقات خرداد ۱۳۲۱ باعث شد علیاصغر حکمت وزیر دادگستری و زینالعابدین رهنما معاون نخستوزیر دولت سهیلی در اعتراض به لایحه مذکور در تاریخ ۲۶ خرداد استعفا دهند. با رد فوریت این لایحه در مجلس، سهیلی لایحه را از مجلس پس گرفت.
در جریان همین ماجرا، محمد مسعود مدیرمسوول روزنامه «مرد امروز» با سید حسین فاطمی دوست شد و صمیمیت آنان تا لحظه ترور مسعود در ۲۳ بهمن ۱۳۲۶ که به دست عوامل ناشناس در خیابان اکباتان تهران به ضرب گلوله ترور شد، ادامه داشت.
ترور مسعود شش ماه بعد از چاپ این مطلب اتفاق افتاد. او در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۲۶ در روزنامهاش نوشت: «برای خدمت به مملکت و جامعه تعهد میدهد یک میلیون ریال به ضارب یا ورثه کسی بپردازد که قوامالسلطنه را در زمان زمامداری یعنی قبل از سقوط کابینه معدوم کند.»
سید حسین در سال ۱۳۲۳ برای تحصیل در دو رشته حقوق سیاسی و روزنامهنگاری به فرانسه رفت. او از مدرسه هوت اهود انترناسیونال دیپلم روزنامهنگاری گرفت و با تز «وضعیت کار در ایران» از دانشگاه پاریس دکترای حقوق سیاسی گرفت و شهریور ۱۳۲۷ به ایران برگشت. در مدت اقامتش در فرانسه مقالاتش را از طریق پست به دفتر روزنامههای ستاره و مرد امروز میفرستاد و از طریق دوستان و همکارانش در این روزنامه چاپ میکرد.
فاطمی بعد از ترور دوستش مسعود در یکی از مقالات ارسالیش از پاریس در اسفند ۱۳۲۶، نوشت: «اوضاع ایران، بسیار بر یاس و ناامیدی من میافزاید زیرا این زمامداران ما اصلا دنیا را نمیبینند و حتی اخبار یومیه را هم نمیخوانند. حساب اینها صددرصد غلط است و اطمینان دارم که تمام اعمال و حرکاتشان ضد ملت و مملکت است.»
تولد باختر امروز
سید حسین ۱۱ ماه بعد از برگشت به ایران با همکاری دوستان روزنامهنگارش نصرالله شیفته، محیط طباطبایی، جلال نائینی، ذبیحالله منصوری به یاد محمد مسعود مدیرمسوول روزنامه «مرد امروز»، روزنامه «باختر امروز» را منتشر کردند.
سید حسین و دوستانش در روزنامه جدید، انتقادات شدیدی علیه نخستوزیر وقت پهلوی یعنی محمد ساعد مراغهای و پانزدهمین دوره مجلس شورای ملی برای تهیه و بررسی قرارداد «گس- گلشاییان» داشتند و همین مسئله موجب ایجاد جو سیاسی و تصویب نشدن قرارداد مذکور در مجلس شد. البته مقالات انتقادی روزنامه باختر امروز در نهایت موجب توقف انتشار روزنامه بعد از چاپ چهارمین شماره شد.
تجربه دخالت دولت و دربار در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی و ممانعت از حضور دکتر محمد مصدق در این مجلس باعث شد جمعی از روزنامهنگاران منتقد و حزب ایران به رهبری دکتر محمد مصدق و سید حسین فاطمی در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۲۸ در یکی از تالارهای دربار پهلوی تحصن کنند. اگر چه این تحصن نتیجه کوتاه مدتی نداشت اما زمینهساز شناخت بیشتر اعضای حزب ایران و روزنامهنگاران منتقد و شکلگیری «جبهه ملی» و تبدیل روزنامه باختر امروز به ارگان این حزب سیاسی شد.
حسین سیاسی
با آغاز رقابتهای انتخاباتی شانزدهمین دوره مجلس شورای ملی، بار دیگر حاجعلی رزمآرا نخستوزیر وقت با چراغ سبز دربار پهلوی در فرآیند انتخابات دست برد و مانع از حضور دکتر محمد مصدق در دور اول انتخابات در این مجلس شد اما با رسانهای شدن موضوع و پیگیری اعضای جبهه ملی بالاخره دکتر مصدق و سید حسین فاطمی به همراه برخی از اعضای حزب جبهه ملی وارد این مجلس شدند و فراکسیون اقلیت را تشکیل دادند.
اقلیت مجلس شانزدهم به رهبری دکتر محمد مصدق و سید حسین فاطمی موفق شد طرح ملی شدن صنعت ملی ایران را البته با حاشیههای سیاسی و اجتماعی بسیار و همراهی جمعیت فداییان اسلام و حذف فیزیکی نخستوزیر وقت به دست خلیل طهماسبی در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب برساند.
مبدع و پیشنهاد دهنده این طرح کسی نبود جز «سید حسین فاطمی» که دکتر محمد مصدق بعد از تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت کشورمان، بارها و بارها به آن اذعان کرد.
در جریان رسیدگی طرح ملی شدن صنعت نفت ایران در مجلس شانزدهم، جمال امامی خویی نماینده مردم خوی در مجلس شانزدهم به دکتر محمد مصدق پیشنهاد پذیرش نخستوزیری محمدرضا شاه را داد و او هم بیدرنگ پذیرفت و پهلویِ پسر هم مجبور شد او را به عنوان نخستوزیر به مجلس معرفی کند.
با گرفتن رای اعتماد از سوی نخستوزیر جدید از مجلس، دکتر محمد مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ دکتر سید حسین فاطمی را به عنوان معاونت پارلمانی و سخنگوی دولت منصوب کرد. این انتصاب البته مانع از حضور سید حسین در دفتر روزنامه باختر امروز در نوشتن مقالههای انتقادی علیه سیاستهای ضعیف دولت و نقد عملکرد نمایندگان مجلس نشد.
دکتر سید حسین فاطمی در بهمن ماه ۱۳۳۰ در هفدهمین دوره انتخابات مجلاس شورای ملی شرکت کرد و بار دیگر به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس رفت. او اما قبل از دریافت اعتبارنامه مجلس، عصر روز ۲۵ بهمن در چهارمین سالگرد ترور محمد مسعود در قبرستان ظهیرالدوله شمیران شرکت کرد و در حالی که مشغول سخنرانی برای حاضران بود، هدف گلوله نوجوان ۱۵ سالهای به نام محمدمهدی عبدخدایی از اعضای جمعیت فداییان اسلام قرار گرفت و از ناحیه قلب به شدت مجروح شد.
او در حال گفتن این جمله بود که «گلولهای که مغز مسعود را پریشان کرد ایران را تکان داد» ناگهان گلوله عبدخدایی به او اصابت کرد و موجب بهم ریختن مجلس سالگرد شد. این سوءقصد موجب بستری دو ماهه سید حسین فاطمی در بیمارستان و ارسال اعتبارنامه مجلس در فروردین ۱۳۳۱ به بیمارستان شد.
دکتر فاطمی بعد از مرخص شدن از بیمارستان و بهبودی نسبی در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۳۱ به همراه دکتر محمد مصدق و چند نفر دیگر برای دفاع از حقوق نفتی ایران در دعوایی حقوقی با انگلیس به لاهه رفت.
دولت انگلستان پس از تصویب لایحه ملی شدن صنعت نفت ایران در مجلس شورای ملی، یکبار در ۱۵ خرداد و بار دیگر در ششم مهر ۱۳۳۰، شکایتنامههای جداگانهای علیه ایران تنظیم کرد و به شورای امنیت سازمان ملل برد. استعمار پیر در این شکایتنامهها، ملی شدن صنعت نفت در ایران را تهدیدی برای صلح و امنیت منطقه خاورمیانه جا زد اما محمد مصدق و سید حسین فاطمی و هیات همراه با دفاع حقوقی قوی در اجلاس شورای امنیت توانستند اتهام دولت انگلستان را رد و اهداف استعماری انگلیس بر ضد ایران را برملا کنند.
اما رفتار و رویه دولت انگلستان با ایران از ۳۱ تیر ۱۳۳۱ که دیوان لاهه هم حکم بر عدم صلاحیت این دادگاه در رسیدگی به شکایات انگلستان داد، خصمانهتر شد و مذاکرات ایران و انگلیس در مهر ۱۳۳۱ پس از ۱۹ ماه به بنبست رسید.
با این حال با پیروزی ایران در دعوای حقوقی با انگلستان، دکتر فاطمی برای تکمیل معالجاتش به کشور آلمان رفت و تا مهر ۱۳۳۱ از صحنه سیاست کشور دور ماند.
قطع روابط دیپلماتیک
با شکست مذاکرات ایران و انگلستان و خصمانهتر شدن روابط دولت انگلستان با دولت وقت ایران به ریاست دکتر محمد مصدق، قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک با دولت انگلستان در هیات وزیران به تصویب رسید.
به دنبال این مصوبه وزیر خارجه وقت استعفا داد و دکتر مصدق بلافاصله دکتر فاطمی را در پاییز ۱۳۳۱ به عنوان وزیر امور خارجه جدید ایران منصوب کرد. مدتی از استقرار دکتر فاطمی در ساختمان وزارت خارجه نگذشته بود که مدارک جاسوسی دولت انگلستان از ایران کشف شد. دکتر فاطمی که سخت از این مسئله برآشفته شده بود با احضار سفیر انگلیس در ایران دستور تعطیلی سفارتخانه و ترک ایران را در اول بهمن ۱۳۳۱ داد.
این تصمیم برای دولت انگلستان گران تمام شد. آنان در همکاری با ماموران سیا مرحله اول پروژه کودتا را در شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ به اجرا گذاشتند و همان شب دستور برکناری دکتر مصدق و دستگیری دکتر فاطمی صادر شد. دکتر فاطمی همان شب دستگیر شد و فرمان عزل دکتر مصدق و نصب تیمسار فضلالله زاهدی که توسط محمدرضا شاه صادر شده بود توسط تیمسار نصیری به در خانه نخستوزیر برده شد اما نخستوزیر مقاومت کرد و دستور بازداشت نصیری و سربازان گارد سلطنتیِ همراهش که به منزلش در خیابان کاخ تهران آمده بودند، صادر کرد. مصدق با این کار موجب شکست مرحله اول پروژه کودتا شد و دکتر فاطمی و سایر بازداشتیها همان شب آزاد شدند.
دکتر فاطمی تا به اجرا درآمدن مرحله دوم طرح کودتا در ۲۸ مرداد مقالات تندی را در روزنامه باختر امروز علیه دربار و محمدرضا شاه منتشر کرد و خواستار حذف شاه از نظام سیاسی کشور شد. روز واقعه گروهی از اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان بیمخ به دفتر روزنامه باختر امروز حمله کردند و آنجا را تخریب کردند اما دکتر فاطمی موفق شد از دست کودتاگران فرار کند و خود را تا ۶ اسفند ۱۳۳۲ از دید عوامل و مزدوران حکومت مخفی کند.
شعله ور شدن آتش اختلاف
نیمه شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ یگان ویژه گارد سلطنت با محاصره منزل دکتر سید حسین، او را کَت بسته به کاخ سعدآباد بردند و به اتفاق جمع دیگری از اعضای کابینه مصدق بازداشت کردند اما این کودتا که به کودتای ۲۵ مرداد معروف شد به دلیل شکست در دستگیری جمعی از امرا و فرماندهان ارتش، شکست خود و دستگیر شدگان از جمله دکتر سید حسین فاطمی آزاد شدند اما سه روز بعد در ۲۸ مرداد کودتایی بزرگتر اتفاق افتاد و جمع بیشتری از دولتمردان دکتر محمد مصدق دستگیر و زندانی شدند.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ موجب مخفی شدن دکتر سید حسین فاطمی تا ششم اسفند ۱۳۳۲ شد اما سرانجام عوامل دولت کودتا، او را در خانهای در تجریش دستگیر کردند.
روزنامه اطلاعات عصر روز دستگیری تیتر زد: «دکتر فاطمی امروز در یکی از خانههای تجریش دستگیر شد». این روزنامه در شرح این گزارش ادامه داد: «به طوری که شنیده شد سروان جلیلوند به وسیله یک زنی به نام فاطمه که چادر به سر داشته اطلاع پیدا میکنند که دکتر حسین فاطمی در یکی از خانههای واقع در امامزاده قاسم شمیران مخفی شده است. افسر مزبور ساعت سه صبح امروز به فرمانداری مراجعه کرده، به اتفاق سرگرد علیاکبر مولوی و چند نفر مامور به شمیران میرود، دکتر فاطمی را دستگیر میکند.»
فردای آن روز روزنامه اطلاعات از حمله اراذل و اوباش به دکتر فاطمی در جریان انتقالش به زندان قصر خبر داد.
این روزنامه نوشت: «بعدازظهر دیروز هنگامی که بازپرسی مقدماتی از دکتر فاطمی در اطاق کار فرماندار نظامی پایان یافت و نامبرده به وسیله مامورین انتظامی برای توقف به زندان قصر انتقال داده میشد ناگهان از میان ازدحام جمعیت فرد ناشناسی به طرف وی حمله کرد و در نتیجه فاطمی به سه ضربه کارد مجروح و در بیمارستان بستری گردید. دکتر فاطمی به جای زندان به بیمارستان شهربانی منتقل و بلافاصله به وسیله عمل جراحی از خونریزی جراحات او جلوگیری گردید. وضع مزاجی دکتر فاطمی رضایتبخش است و اکنون در زندان پادگان قصر به سر میبرد.»
روزنامه اطلاعات یک روز بعد در خبری از وخامت حال فاطمی نوشت: «بر اثر حوادثی که پریروز بر دکتر فاطمی گذشت بیماری سابق وی تشدید گردید و از بعدازظهر دیروز مقداری خون استفراغ نمود و به این ترتیب وضع مزاجی دکتر فاطمی وخیم شد و به دستور دادستان ارتش به بیمارستان ارتش منتقل گردید. در جلسه مشاوره طبی که بر بالین دکتر فاطمی تشکیل شد چندین نظر داده شد که ناراحتی دکتر فاطمی مربوط به بیماری قبلی اوست.»
دکتر سید حسین فاطمی با همان وضعیت مریضی تا مهر ۱۳۳۳ در زندان نگهداری شد اما در این ماه محاکمه وی به همراه دو عضو دیگر جبهه ملی آغاز شد.
دادگاه
دکتر فاطمی در جریان رسیدگی دادگاه به اتهاماتش گفت: «من دیگر در این لحظات در مقام تظاهر و عوامفریبی نیستم و به مرگ خود یقین دارم و آنچه میگویم از روی حقیقت است. ما از نهضتی به پیشوایی دکتر مصدق حمایت کردیم که هیچ قصد و غرضی جز عزت و استقلال مملکت نداشت. من برای آن کشته میشوم که اولین اقدامم در وزارت بستن سفارتخانه و قطع رابطه با انگلستان بود. هیچ مأیوس نیستم، از هر قطره خون من هزاران نهال میروید و با تأیید خداوند قهار، انتقام این ملت ستمدیده را از استعمار ناپاک میگیرد.»
۱۹ مهر ۱۳۳۳ دادگاه رسیدگی به اتهامات دکتر حسین فاطمی، دکتر سید علی شایگان و مهندس احمد رضوی که به صورت سری برگزار شد، آغاز شد و در ۱۰ جلسه به اتهامات آنان رسیدگی کرد.
روزنامه اطلاعات در پایان رسیدگی به اتهامات دکتر سید حسین فاطمی از صدور حکم اعدام برای وی خبر داد و نوشت: «دادگاه عادی شماره یک دادرسی ارتش به ریاست تیمسار سرتیپ قطبی و کارمندی آقایان سرهنگ قهرمانی، سرهنگ تفقدی، سرهنگ شیبانی، سرهنگ لشگری و سرهنگ گلشنی و دادستانی آقای سرهنگ فخر مدرسی پس از ۱۰ جلسه رسیدگی و استماع مدافعان غیرنظامیان حسین فاطمی، مهندس رضوی و دکتر شایگان و وکلای مدافع آنها همچنین آخرین دفاع متهمین سرانجام در ساعت سه و چهل و پنج دقیقه بعدازظهر روز یکشنبه ۱۸ مهرماه ختم دادرسی را اعلام و دادگاه برای صدور رای وارد شور شد.»
سرهنگ محمود خلعتبری که وکالت مهندس رضوی را در دادگاه تجدید نظر نظامی به عهده داشت، مشاهدات خود را از دادگاه دکتر فاطمی این گونه تشریح کرد: «وکیل دکتر فاطمی در دفاع از موکل خود صحبت کرد، فاطمی نیز در همان برانکارد، خوابیده از خود دفاع می کرد، دادگاه به استناد مواد ۳۱۶ و ۳۱۷ کیفر خواست دکتر حسین فاطمی را به اعدام و سید علی شایگان و احمد رضوی را به حبس ابد محکوم کرد.
در دادگاه تجدیدنظر دکتر فاطمی به روال گذشته چند بار صحبت کرد و بسیار قاطع و مستدل از اقداماتش دفاع نمود. گاه از دکتر بهره ور درخواست میکرد به نفع وی صحبت کند و او نیز مختصری از او دفاع کرد. در حقیقت فاطمی بدون وکیل مدافع، در یک دادگاه فاقد صلاحیت محاکمه و محکوم شد. آخرین جلسه دادگاه تجدید نظر روز یکشنبه ۷ آبان ۱۳۳۳ تشکیل شد.
وکلای مدافع و آقایان دکتر فاطمی، دکتر شایگان و مهندس احمد رضوی آخرین مدافعات خود را بیان کردند سپس دادگاه به شور رفت. شایگان و رضوی هر یک به ۱۰ سال زندان با کار و دکتر فاطمی به اعدام محکوم شد. دکتر فاطمی، روی برانکارد، حکم صادره را با خودنویسی که منشی دادگاه به او داد امضا کرد و تقاضای فرجام نمود.»
شرح حکم
«در مورد غیرنظامی دکتر حسین فرزند سید علیمحمد شهرت فاطمی با توجه به اظهارات متهم در نطق خود در روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ که در آن نسبتهای ناروائی به شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاهی داده و با در نظرگرفتن سرمقالههای روزنامههای باختر امروز در روزهای ۲۵ تا ۲۸ مرداد به قلم مشارالیه و با توجه به تلگرافی که نامبرده به نماینده اعلیحضرت همایون شاهنشاهی سفیر کبیر ایران به بغداد مخابره کرده است و با استناد به سایر دلائل موجوده در پرونده امر به اتفاق آراء وقوع جرم را از ناحیه مشارالیه محرز و محق تشخیص داده و ماده استنادی دادستان (ماده ۳۱۷ قانون دادرسی و کیفر ارتش) را منطبق با اعمال ارتکابیه دانسته و هیات دادرسان دادگاه به اتفاق آراء غیرنظامی دکتر حسین فرزند سید علیمحمد شهرت فاطمی را به اعدام محکوم مینماید.
رای صادره فوق در حضور مستحفظین دادگاه و نماینده دادستان در جلسه سری برای متهمین و وکلای مدافع آنان قرائت و به نامبرده تذکر داده شد که قانونا بر طبق ماده ۳۱۷ قانون دادرسی کیفر ارتش میتوانند در ظرف مدت ۵ روز از حکم صادره درخواست تجدیدنظر نمایند.
رئیس دادگاه عادی شماره ۱ سرتیپ قطبی. دادرسان: سرهنگ سوار شریفالدین قهرمانی، سرهنگ پیاده محمدعلی لشگری، سرهنگ پیاده کاظم شیبانی و سرهنگ پیاده اسدالله گلشنی. مورخه ۱۸/۷/۳۳»
طبق آیین دادرسی ارتش شاهنشاهی، حق رسیدگی یک محکوم در دادگاه نظامی، منوط به اراده شخص شاه بود و محمدرضا شاه در نهایت ناجوانمردی با درخواست قانونی دکتر فاطمی مخالفت کرد. او حتی تاریخ اجرای حکم اعدام دکتر فاطمی را هم خود تعیین کرد.
حکم دادگاه تجدیدنظر
«دادگاه تجدیدنظر وقایع ۲۵ الی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ منعقد در پادگان لشگر دو زرهی مرکز به ریاست سرلشگر منصور مزین و کارمندی دادرسان نامبرده از جمله سرهنگ مخابرات علینقی هشترودی، سرهنگ ستاد علیمحمد روحانی، سرهنگ ستاد محمد خواجهنوری، سرهنگ سوار عبدالعلی منصورپور، سرهنگ ستاد فرهنگ خسروپناه، سرهنگ پیاده احمد دستغیبی، دادستان سرهنگ ستاد محسن بهآفرید و دادیار سرهنگ ستاد منوچهر آذرپی در تاریخ ۶/ ۸/ ۳۳ به طور سری برای دادرسی سه نفر متهمان زیر:
۱-دکتر سید علی فرزند حاجی سید هاشم مولا شهرت شایگان دارای شناسنامه شماره ۲۴۰۲۸ متولد ۱۲۸۰ از تهران شغل سابق نماینده مجلس شورای ملی و استاد دانشگاه فعلا بدون شغل ساکن تهران و بازداشت در پادگان لشگر ۲ زرهی از تاریخ ۲۴/ ۵/ ۳۳ که قبلا نیز از تاریخ ۲۹/ ۵/ ۳۲ الی ۱۲/ ۳/ ۳۳ بازداشت بوده.
۲-مهندس سید احمد فرزند سید علی شهرت رضوی دارای شناسنامه شماره ۱۱۸۸۸ متولد ۱۲۸۴ از تهران شغل سابق نماینده مجلس شورای ملی و استاد دانشگاه فعلا بدون شغل و بازداشت از تاریخ ۲۴/ ۵/ ۳۳ در پادگان لشگر ۲ زرهی مرکز که قبلا نیز از تاریخ ۵/ ۶/ ۳۲ تا تاریخ ۱۲/ ۳/ ۳۳ بازداشت بوده است.
۳-دکتر سید حسین فرزند سید علیمحمد شهرت فاطمی دارای شناسنامه شماره ۱۱۰۳ متولد ۱۲۹۶ از نائین شغل سابق وزیر امور خارجه فعلا بدون شغل و بازداشت از تاریخ ۱۲/ ۱۲/ ۳۳ در زندان پادگان لشگر ۲ زرهی مرکز.»
خلاصه کیفرخواست
«سه نفر متهمین مذکوره در برگ یک باتهام ارتکاب سوءقصدی که منظور از آن بهم زدن اساس حکومت و سلطنت مشروطه ایران بوده تحت پیگرد دادستان ارتش واقع و پس از اجرای مراحل قانونی بازپرسی و انجام تشریفات مقرره لازم و صدور قرار مجرمیت درباه آنان و احاله پرونده به دادستان ارتش با دلائل مشروحه مذکوره در متن کیفرخواست دادستان با اظهارنظر موافق با قرار صادره مجرمیت علیه آنان اقامه دعوا مینماید و عمل متهمین را که بطور تفصیل در کیفرخواست ذکر شده از نوع جنایت تشخیص و بر طبق ماده ۳۱۷ قانون دادرسی و کیفر ارتش تقاضای کیفر برای آنان مینماید.»
رای دادگاه
«هیات دادگاه تجدیدنظر وقایع ۲۵ الی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ پس از تشکیل سه جلسه رسمی در روز ۶/ ۸/ ۳۳ و استماع اظهارات دادستان و مدافعات متهمین و وکلای مدافع آنها و آخرین دفاع مشار الیهم در ساعت ۳۰/ ۲۳ روز مربور ختم دادرسی را اعلام و دادگاه در غیاب اصحاب دعوی و دادستان و منشی دادگاه بشور پرداخته و پس از دو ساعت مشاوره در ساعت ۳۰/ ۱ صبح روز جمعه ۷/ ۸/ ۳۳ از مشاوره خارج و به صدور رای مبادرت مینماید.
دادگاه به اتفاق آراء ماده ۳۱۷ قانون دادرسی و کیفر ارتش استنادی دادستان را درباره سه نفر متهمین فوقالذکر وارد دانسته ولی چون رای صادره درباره متهمین ۱-غیرنظامی دکتر سیدعلی فرزند مرحوم حاج سیدهاشم مولا شهرت شایگان به مشخصات معینه در کیفرخواست ۲-غیرنظامی مهندس سیداحمد فرزند سیدعلی اکبر شهرت رضوی بمشخصات معینه در کیفرخواست را غیرعادلانه تشخیص داده و نظر به خدمات فرهنگی مشارالیهما رای دادگاه بدوی را فسخ و عمل آنانرا با توجه به بند ۱ ماده ۴۴ قانون کیفر همگانی به اتفاق آراء قابل تخفیف دانسته و هر یک را با احتساب مدت زندان قبلی به ده سال زندان با کار محکوم و درباره متهم سوم غیرنظامی دکتر حسین فرزند سید علیمحمد شهرت فاطمی به مشخصات معینه در کیفرخواست رای صادره از دادگاه بدوی (اعدام) را به اتفاق آراء تائید مینماید.
رئیس دادگاه تجدیدنظر وقایع ۲۵ الی ۲۸مرداد ۱۳۳۲ سرلشگر منصور مزین»
اعدام
روزنامه اطلاعات عصر ۱۹ آبان ۱۳۳۳ نوشت: «سپیدهدم امروز دکتر حسین فاطمی که در دادگاه بدوی و تجدیدنظر به اعدام محکوم شده بود در میدان تیر لشگر دو زرهی تیرباران شد و ساعت هفت صبح امروز این خبر از رادیو تهران انتشار یافت و بلافاصله اطلاعیه دادستان ارتش به این شرح منتشر شد: «دکتر فاطمی که در اثر قیام ملی ۲۸ مرداد ۳۲ فراری و در پناه اشرار تودهای قرار گرفت و پس از دستگیری و تعقیب و تسلیم به دادگاه به موجب احکام صادره در دادگاه عادی و دادگاه تجدیدنظر اعمالش به منظور بهم زدن اساس حکومت تشخیص و محکوم به اعدام شد با انجام تشریفات قانونی ساعت ۶ صبح امروز تیرباران گردید.»
پیکر دکتر فاطمی بعد از اعدام به قبرستان ابنبابویه شهر ری منتقل شد و کنار شهدای ۳۰ تیر ۱۳۳۰ به خاک سپرده شد.
بعد از انقلاب اسلامی نام خیابان آریامهر به یاد دکتر حسین فاطمی از اعضای جبهه ملی و وزیر خارجه کابینه دکتر مصدق که پس از کودتای بیست و هشت مرداد اعدام شد، به فاطمی تغیر نام یافت. این خیابان پیش از انقلاب نامهای دیگری چون خیابان سازمان آب و خیابان ایراننوین هم داشت.
منابع:
آرشیو روزنامه اطلاعات، مهر و آبان ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳
کشتهگان بر سر قدرت، مسعود بهنود، انتشارات نشر علم
سایت موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بخش مقالات
دکتر سیدحسین فاطمی، آزاده فخرزاده، نشریه آفتاب، دانشگاه واترلو
موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، اسناد دادگاه دکتر حسین فاطمی
مصدق و سالهای مبارزه- سرهنگ غلام رضا نجاتی، جلد دوم ص۳۰۳-۳۰۵
امامی نائینی. دودمانهای قدیم نائین (سادات نائین) - جلد اول، بینا، ۱۳۸۸
بیوگرافی دکتر حسین فاطمی، از کودکی تا شهادت، حمیدرضا مسیبیان، ص ۳۹
خاطرات و مبارزات دکتر حسین فاطمی، بهرام افراسیابی، صص ۳۴۰-۳۳۸ و ۳۵۵-۳۵۴
ناگفتهها و کم گفتهها از دکتر محمد مصدق و نهضت ملی ایران. سرهنگ جلیل بزرگمهر، ص ۲۶
انتهای پیام