جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر «اصلا مهم که نیست» سروده علیرضا بهرامی با سخنرانی هفت نفر از شاعران و منتقدان در اردبیل برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای این نشست پس از شعرخوانی اولیه شاعر مجموعه، کاظم نظری بقا – مدرس دانشگاه – در سخنانی، به زندگی انسان معاصر و زبان غیرپیچیده، رمزگان ارجاعی جهان و اسطورهوارگی در آثار بهرامی اشاره کرد.
او تأکید کرد: متن در این شعرها قوت، قدرت و استحکام لازم را دارد و اغلب نشانی از ضعف و فتور در آن دیده نمیشود، اما پیچیدگیهای تصنعی را هم برنمیتابد. از سویی دیگر، راوی بحران وضعیتی است که در آن صلح و آرامش و بنیادهای قابل اعتماد تنها با گونهای فریب و توهم تضمین میشود که دولت آن نیز دیر یا زود به سر خواهد رسید.
نظری بقا افزود: اشتیاق به زندگی آزاد به قول کافکا، در سطرهایی چون «میخواهم صورتش را ببینم» در این کتاب خودش را از زیر خروارها گل و سیمان میخواهد نشان بدهد. درواقع شعر بهرامی در درون خود میخواهد تاریکی و وحشت را پس بزند، بنابراین بایستی خود را به متن این سیاهی ممتد و مفرط پرت کند تا از دل آن به روشنایی نقب زده باشد.
لیلا نوروزی - شاعر - نیز در سخنانی با اشاره به شعر «حسرت» از این مجموعه، اظهار کرد: باید ببینیم چه چیزی باعث میشود یک نفر به جای گفتن کلمه کوتاه «حسرت»، شعر میسراید؛ دلیل آن این است که دنیای درونی شاعر تنها با یک کلمه بیان نمیشود. او میخواهد آنچه را کشف کرده، به زیباترین شکل بیان کند، پس واژهها را کنار هم میگذارد تا دنیایی تازه خلق کند. او با کنار هم گذاشتن کلمات میخواهد عادت نظم تصویری ذهن مخاطب را از اندیشه موجود به اندیشه جدید سوق دهد؛ این میشود که تلویزیون را تنگ ماهی میکند و روزنامه را هم از صفحه آخر میخواند.
در ادامه این جلسه، حسین اسماعیلی نیز در سخنانی با اشاره به نظر شاعر این مجموعه مبنی بر اینکه ادبیات هدف نیست، بلکه یک وسیله است برای رسیدن به لذت بهتر زندگی کردن، متنی را برای حاضران خواند که در آن با اشاره به مجموعهای از تناقضهای مفهومی در زندگی انسان امروز که در شعرهای این مجموعه نیز نمود یافته، تأکید کرده بود شاعر این شعرها برخلاف آنچه بیان میکند، تنها به دنبال کسب لذت از ادبیات نیست.
همچنین آیدین ضیایی، دیگر شاعر اردبیلی، در سخنانی که عنوان «تفوق معنا بر زبان» را برای آن انتخاب کرده بود، عنوان کرد: مجموعه شعر «اصلا مهم که نیست» به نظر میرسد سادهنویسی و انتقال معنا را به عنوان عنصر اصلی شکل گرفتنش پذیرفته و به کار بسته است. من با ورق زدن این کتاب با یک هوای تازه مواجه شدم، هرچند نه چندان غافلگیرکننده. بهرامی توانسته موضوعات دم دستی را از دم دستی بودن نجات داده و از شعر متفاوت دور کند. در این مجموعه ما با اشعاری مواجهایم که زمام اختیارشان را به دست تصاویر سپردهاند. شعرهایی که در آنها با جریان آزاد تخیلی روبهروییم، اما این آزادی در تخیل به از هم گسیختگی مبنای منطقی سطرها و تصاویر، نبود انسجام کلیت اثر و گریز از گزینش دستوری و نظم طبیعی جملهها منجر نشده است.
در ادامه، پیام جهانگیری نیز با بیان اینکه مشکلات انسان مدرن، دستاوردهای مدرنیته برای بشر و دغدغههای انسان معاصر بستر اصلی شکلگیری شعرهای این مجموعه هستند، با طرح این پرسشها که آیا شعر باید آینه تمامنمای محیط اطرافش باشد و همچنین اینکه آیا زبان شعر با زبان نثر تمایزی نداشته باشد، تأکید کرد، شاعر این مجموعه از ایجاز همانند برخی از شعرهای به زعم او موفق آن، بیشتر میتوانست بهره بگیرد.
همچنین ابراهیم عادلنیا، دیگر شاعر اردبیلی، در سخنانی با اشاره به اینکه مجموعه شعر «اصلا مهم که نیست» یکی از اسناد شکستها در جهان ماست، گفت: تنهایی اصلیترین محور شعری بهرامی است، اما شاعر گاهی تسلیم شرایط میشود و میگذارد که موقعیت او را از رفتار طبیعیاش دور کند و گاهی هم نه. طبیعتا سرگردانی هم به دنبال تنهایی میآید تا از محورهای اصلی شعر او باشد.
او افزود: مهمترین چالشها در نگاه شاعر به واقعیت حضور انسان، همان چالشهای همیشگیاند. خبر دهشتناک همان اخبار کوچکی است که ما از فرط زیاد شیدن، دیگر نمیشنویم و یا نمیخواهیم بشنویم. او در پی هشدار است و به هر بهانه سعی میکند با نوعی اعتراض زیرپوستی همراه با طعنهای پنهان، کمرنگی این حضور را به مخاطبش یادآور شود. هر چند مدام بگوید اصلا مهم که نیست، اما همین مهم نیستها هستند که مهماند و دردناک.
رضا کاظمی – شاعر – که نیز اجرای این جلسه را به عنوان نخستین نشست مؤسسه مهر آفتاب اردبیل بر عهده داشت، در سخنانی تأکید کرد، جهان ذهنی شاعر این مجموعه را که فارغ از مرزهای تفکیکی قراردادی است، حتا بیش از شعر او میپسندد.
او همچنین با نام بردن از شخصیتهایی چون رضا سیدحسینی و عبدالله توکل به عنوان مفاخر ادبی اردبیل، چند شعر از بهرام اردبیلی برای حاضران خواند.
در ادامه، علیرضا بهرامی در سخنانی با تأیید اشارههای منتقدان مبنی بر حضور زندگی انسان معاصر و همچنین عضوی از جامعه ایرانی در سالهای اخیر در شعرهای این مجموعه که گاه به شکل مخالفخوانی ظهور پیدا کردهاند، درباره پرسش مطرحشده مبنی بر ضرورت قرار گرفتن فصل شعرهای نیمایی در کتاب و همچنین تأکید شاعر در خبرهای مربوط به این مجموعه شعر درباره اختصاص یافتن فصلی به شعرهای نیمایی، گفت: دقیقا این اقدام شکلی نمادین داشته و همانطور که در غزلها گاهی ازسوی برخی منتقدان این ایراد فرض میشود که چرا زبان نزدیک به محاوره و به تعبیر برخی از آنان نمایشنامهگونه را به غزل وارد میکنم و در شعرهای آزاد نیز به همین نکته اشاره میکنند، در نیماییها هم سعی کردهام این خلاف را مرتکب شوم، ضمن آنکه شخصا به این اطمینان نرسیدهام که دوره شعر نیمایی به سر آمده و شاید اگر بیشتر میتوانستیم از ظرفیت این قالب شعری استفاده کنیم، موسیقی امروز ما همانند برخی از کشورهای همسایه بیشتر در خدمت شعر معاصرمان قرار داشت.
او همچنین با تأکید بر دریافت ذهنی چند سال اخیرش که هیچگونه مرزبندی بین انسانها ازجمله مرزهای جغرافیای سیاسی و تفاوتهای نژادی، قومیتی و زبانی را جز اهمیت کرامت انسان نمیتواند بپذیرد، تصریح کرد: دوست دارم تمام زبانهای دنیا، بویژه زبانهای محلی را بیاموزم تا برای التیام غم همه انسانها و مشارکت در شادیهایشان شعر بگویم؛ غمهایی که بیشترشان مشترکاند و شادیهایی که میتوانند به اشتراک گذاشته شوند.
در پایان این نشست، شاعرانی چون پیام جهانگیزی، وحید ضیایی، لیدا احمدی، علی نوری، زینب اصلانی، آیدین ضیایی، سولماز صادقزاده، احسان محمدی، سمیرا پیرزاده، سپهر دادمان، لیلا نوروزی، ابراهیم عادلنیا، رضا کاظمی و علیرضا بهرامی به شعرخوانی به زبانهای فارسی و ترکی پرداختند. همچنین از مظاهر شهامت، مهدی اکبریفر و صالح عطایی هم که نتوانسته بودند در جمع حضور یابند و شعرهایی فرستاده بودند، آثاری برای حاضران خوانده شد.
انتهای پیام
نظرات