سيدحسن حسيني از جمله شاعراني است كه در شعرهايش از جنگ نوشته است.
به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «مثنوي عاشقان» شعري است از اين شاعر فقيد كه همزمان با هفتهي دفاع مقدس در پي ميآيد.
«مثنوي عاشقان»
با ياد شهيد عاشق «ماشاءالله سرهنگي»
بيا عاشقي را رعايت كنيم
ز ياران عاشق حكايت كنيم
از آنها كه خونين سفر كردهاند
سفر بر مدار خطر كردهاند
از آنها كه خورشيد فريادشان
دميد از گلوي سحرزادشان
غبار تغافل ز جانها زدود
هشيواري عشقبازان فزود
عزاي كهنسال را عيد كرد
شب تيره را غرق خورشيد كرد
حكايت كنيم از تباري شگفت
كه كوبيد در هم، حصاري شگفت
از آنها كه پيمانهي «لا» زدند
دل عاشقي را به دريا زدند
ببين خانقاه شهيدان عشق
صف عارفان غزلخوان عشق
چه جانانه چرخ جنون ميزنند
دف عشق با دست خون ميزنند
سر عارفان سرفشان ديدشان
كه از خون دل خرقه بخشيدشان
به رقصي كه بي پا و سر ميكنند
چنين نغمهي عشق سر ميكنند:
«هلا منكر جان و جانان ما
بزن زخم انكار بر جان ما
اگر دشنه آذين كني گردمان
نبيني تو هرگز دلآزردهمان
بزن زخم اين مرهم عاشق است
كه بي زخم مردن غم عاشق است
بيار آتش كينه نمرودوار
خليليم! ما را به آتش سپار
كه پروانه - در خلسه - طي طريق
به پايان برد با دو بال «حريق»
در اين عرصه با يار بودن خوش است
به رسم شهيدان سرودن خوش است
بيا در خدا خويش را گم كنيم
به رسم شهيدان تكلم كنيم
مگو سوخت جان من از فرط عشق
خموشيست هان! اولين شرط عشق
بيا اولين شرط را تن دهيم
بيا تن به از خود گذشتن دهيم
ببين لالههايي كه در باغ ماست
خموشند و فريادشان تا خداست
چو فرياد با حلق جان ميكشند
تن از خاك تا لامكان ميكشند
سزد عاشقان را در اين روزگار
سكوتي از اينگونه فريادوار
بيا با گل لاله بيعت كنيم
كه آلالهها را حمايت كنيم
حمايت ز گلها، گل افشاندن است
همآواز با باغبان خواندن است...
انتهاي پيام
نظرات