«آنچه من از زندگي فهميدم» شمس لنگرودي از نگارش كتاب زندگياش خبر داد

شمس لنگرودي از نگارش كتاب زندگي خود با نام «آنچه من از زندگي فهميدم» خبر داد.
اين شاعر و پژوهشگر كه در آستانهي شصتسالگي است، در اينباره به خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ميگويد: در اين كتاب تحولات فكريام را بر اساس اتفاقاتي كه برايم افتاده، بررسي ميكنم و اينكه چه چيزهايي باعث شد تا به اين طرز تفكر برسم.
او دربارهي چگونگي شكلگيري اين كتاب يادآور ميشود: حدود يك سال است كه به نوشتن زندگي خود مشغولام. به نيت نوشتن بخشي از زندگينامه و با تصور اينكه تا روز تولد شصتسالگيام (26 آبانماه) آماده شود، كار را شروع كردم؛ اما عملا به زندگينامهنويسي كشيده شد و اين نوشتن براي خود درازنامهاي شد.
او اين كتاب را بر اساس اتفاقات زندگياش توصيف ميكند و ميگويد: اين كتاب نتيجهي آن چيزي است كه من از زندگي فهميدم و به گمانم تعميمپذير است. بر اساس زندگي خودم، آنچه را كه از زندگي فهميدهام، در اين كتاب ميآورم.
كتاب زندگي شمس از زمان قبل از تولد او شروع ميشود؛ با اتفاقاتي كه پيش از آمدن او براي مادرش رخ ميدهد و ممكن بوده به نبودن او منجر شود. ماجراي نخستين شعري هم كه اين شاعر در شانزدهسالگياش در بهمنماه سال 1346 در هفتهنامهي «اميد ايران» در تهران منتشر ميكند، بخش ديگري از كتاب است. او آن سالها ساكن لنگرود بوده و كلاس نهم، كه سال بعد از آن وارد رشتهي رياضي ميشود.
كودكي، نوجواني و جواني و بويژه اتفاقات ناگواري كه در اواخر دورهي نوجواني براي شاعر پيش ميآيد و باعث شكلگيري شخصيت غمآلودي از او ميشود، بخشهاي آغازين اين كتاباند. بعد تأثير ايدئولوژي بر همين شخصيت است و در ادامه، اتفاقات بعدي، كه ميگويد، در پي آنها به محدوديت ايدئولوژيها پي ميبرد. همچنين از جمله مسائل تعيينكننده كه بر روي شخصيت شمس تأثير داشته و در اين كتاب به آن پرداخته شده، مشكلي است كه در كلاس اول ابتدايي براي پاي راست او پيش ميآيد.
پس از گذار از دورههاي رمانتيك و غمآلود، و گرايش به ايدئولوژي كه آن غم را برطرف ميكند؛ ولي خودش معضلي ميشود، شاعر به اينجا ميرسد كه مهمترين مسأله اين است كه بدانيم از زندگي چه ميخواهيم و دنبال چه هستيم.
شمس ميگويد: واقعيتها مهماند؛ اما ذهن تو هم مهم است و تعيينكننده، ذهن توست. درك تو از واقيعتها كمتر از خود واقعيت اهميت ندارد.
او دربارهي ساختار اين كتاب هم به ايسنا ميگويد: ميشود گفت كتاب به شكل دهها داستان و يا داستانوارهي كوتاه بههم پيوسته است كه تحول يك شخصيت را نشان ميدهد كه چطور بوده و حالا كجاست. مثلا بخش اول، «قبيلهي كاسها» نام دارد و بخش دوم «دامن بلقيس»، كه در دوسالگي به دامنش افتادم و نجات يافتم.
او در اين كتاب در كنار پرداختن به زندگي شخصي خود، به مسائل و درگيريهاي اجتماعي و سياسي هم نظر دارد كه البته ميگويد فقط شرح ماجرا نيست؛ بلكه نگاه او به اين جريانهاست.
به گفتهي شمس، در اين كتاب همه چيز همسنگ پيش رفته؛ مثلا دربارهي شعر ميگويد: قصد اصلي من از نوشتن اين كتاب، پرداختن به شعر نبود؛ بلكه نتيجهگيري از زندگيام بود. بيشتر به اتفاقات پرداختهام تا به خود شعر. مثلا از آشنايي با شعر، تأثير نادر نادرپور، آشنايي با فروغ فرخزاد و احمد شاملو گفتهام؛ ولي به جزييات نپرداختهام.
شمس لنگرودي تصور ميكرده اين كتاب تا قبل از ورود به شصتسالگياش در 26 آبانماه آماده شود كه اينطور نشده و كار نوشتن آن همچنان ادامه دارد.
پيشتر در كتاب «شمس لنگرودي» از مجموعهي «تاريخ شفاهي ادبيات معاصر ايران» و در فيلمي ساختهي رامين محموديان به بخشهايي از زندگي اين شاعر پرداخته است.
محمد شمس لنگرودي متولد 26 آبانماه سال 1329 در لنگرود است، كه مجموعههاي شعر «رفتار تشنگي» (1355)، «در مهتابي دنيا» (1363)، «خاكستر و بانو» (1365)، «جشن ناپيدا» (1367)، «قصيدهي لبخند چاك چاك» (1369)، «نتهايي براي بلبل چوبي» (1379)، «پنجاه و سه ترانهي عاشقانه» (1383)، «باغبان جهنم» (1383)، «ملاح خيابانها» (861386)، «لبخوانيهاي قزلآلاي من» (1389)، «رسم كردن دستهاي تو» (1389) و «ميميرم به جرم آنكه هنوز زنده بودم» (1389) از آثار او هستند.
او همچنين رمان «رژه بر خاك پوك» و مجموعهي «تاريخ تحليلي شعر نو» را منتشر كرده است.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نظرات