مديران تلويزيون با توليد و پخش سريالهاي چون «شمس العماره»،«مسافران»،«مسافر زمان 2»،«لطفا دور نزنيم»، گويي بار ديگر اين نكته را مرور ميكنند كه «اگر عرصههايي نداشته باشيم كه تخليهي انرژي براي مردم صورت بگيرد و تفريحي براي آنها باشد، به لحاظ روحي و رواني آستانه تحملشان پايين ميآيد و براي زندگي اجتماعي مخاطرات بسيار زيادي را خواهيم داشت.»
به گزارش سرويس تلويزيون ايسنا، اين جملاتي است كه توسط معاون سيما در زمان پخش يكي از سريالهاي طنز شبانه كه البته در زمان پخش حرف و حديثهاي بسياري هم به همراه داشت، بيان شد. دكتر مرتضي ميرباقري از رسانه و خصوصا تلويزيون به عنوان يكي از عرصههايي نام ميبرد كه ميتواند فضاي با نشاط و شادابي را براي جامعه فراهم آورد و اظهار ميكند: يكي از ساختارهايي كه ميتواند به اين امر بپردازد، برنامههاي نمايشي طنز است. ما به برنامههاي نمايشي طنز به عنوان يك ضرورت نگاه ميكنيم. برنامههاي طنز براي ما يك مساله حاشيهاي نيست.
به اعتقاد معاون سيما، اگر برنامههاي نمايشي سالمي خصوصا در حوزه طنز وجود نداشته باشد، گرفتارهاي بسيار زيادي از نظر تعاملهاي فردي، اجتماعي و حتي خانوادگي گريبانگير جامعه ميشود.
با اين حال برنامههاي طنز تلويزيون اگرچه همواره با استقبال گسترده مخاطبان تلويزيوني همراه بودهاند، اما همين مخاطب بالا در بسياري موارد براي سازندگان برنامه و مديران سيما دردسرساز بوده و در مقاطعي بسياري از سريالهاي طنز به دليل حساسيتهايي كه دارند با انتقادهاي شديدي مواجه شده و حتي تا مرز توقف پيش رفتهاند.
***
آن چه بيش از همه در توليد و پخش سريالهاي طنز از سوي كارشناسان، مديران و حتي خود برنامه سازان مورد تاكيد قرار گرفته، ساخت طنزي به دور از لودگي و نزديك شدن به عبارت معروف «طنز فاخر» است.
و اما اين كه «طنز فاخر» دقيقا از چه ويژگيهايي برخوردار است و تعريف «طنز فرهيخته و شناسنامهدار» كه پيش از سوي شهرام شكيبا(طنزپرداز) مطرح شده است، چيست؟ مبحثي است كه پيش از اين در گفتوگوي ايسنا با تني چند از فعالان اين حوزه به بحث گذاشته شده است.
*«از كل برنامههاي طنزي كه ساخته ميشود شايد فقط 20 تا 30 درصد آنها در جذب بيننده موفق باشد در واقع توليدات انبوه شده و نتيجهگيري خيلي كم.» اين نظر مهران غفوريان، بازيگر و سازنده مجموعههاي طنز است كه زماني با ساخت مجموعههاي «زير آسمان شهر» خود بسياري از بينندگان را هر شب پاي تلويزيون مينشاند. او با بيان اين مطلب كه مخاطب ايراني خيلي سختگير است، اضافه ميكند: خود من قبلا فكر ميكردم موفقيت يك برنامه به هنرپيشهها و متن بستگي دارد ولي واقعا بخشي از موفقيت يك برنامه به شانس، حال مردم و زمان پخش بستگي دارد.
وي معتقد است كه وضعيت اقتصادي مردم هم، خيلي مهم است، مردم وقتي بدبختي و گرفتاري داشته باشند طبعا وقتي چارلي چاپلين را هم بياوريم .نميخندند.
غفوريان كه علت عدم موفقيت «زير آسمان شهر سه» را پخش همزمان «پاورچين» ميداند، ميگويد: درست نيست كه همه شبكهها همزمان كار طنز پخش كنند؛ بايد يك هماهنگي بين مديران باشد تا طنز را به يك شبكه اختصاص دهند كه اگر يك برنامه مقداري ضعيف و يكي ديگر قوي بود همديگر را لت و پار نكنند اين در اصل، جنگ تلويزيون با خودش است. رقابت سالم خوب است جنگ انداختن برنامهها با هم رقابت نيست.
كارگردان مجموعههايي چون «اين چند نفر»، «طبقه سوم» و «حرف تو حرف» اظهار ميكند: هنوز هم مردم كارهاي شبانه را دوست دارند، اما به اين شرط كه خودمان آنرا خراب نكنيم. مخاطب ما امكان آن را دارد كه 120 كانال نگاه كند و كسي نيامده و اسلحه بگذارد و بگويد حتما اين 5 شبكه را نگاه كنيد. ما بايد با بالا بردن كيفيت و جذب كردن مخاطب، باعث شويم تا مخاطب، كانال خودمان را به كانال خارجي ترجيح دهد.
*مهدي مظلومي كه سريالهاي طنز بسياري را تاكنون ارائه داده و اين روزها هم «لطفا دور نزنيم» را روي آنتن دارد، پيش از اين گفته است: آن چه كه مخاطب ايراني دوست دارد و به آن تمايل نشان ميدهد طنز كلامي است. او كه كارگرداني مجموعه «بدون شرح» و «بانكيها» را هم بر عهده داشته معتقد است: مجموعه طنز موفق دو ويژگي بايد داشته باشد؛ اول اينكه بتواند مخاطب خودش را اقناء كند؛ يعني نيازهاي مخاطب خود و توقعي كه از آن برنامه دارد را رفع كند و بعد اينكه يك مطلبي به او تزريق شود؛ يعني حس نكته سنجي مخاطب را بيدار كند يا او را متوجه مسايلي كند كه دوروبرش در اجتماع است.
*عليرضا خمسه، بازيگر فيلمها و سريالهاي كمدي از وجهي ديگر به قضيه نگاه ميكند.
او ميگويد: ما در فرهنگمان افراط و تفريط زياد داريم؛ سالها جاي طنز به شدت در تلويزيون خالي بود و الان به گونهاي شده كه فكر ميكنيم جاي كارهاي جدي دارد كم كم تنگ ميشود. خمسه ادامه ميدهد: من به عنوان يكي از علاقهمندان به طنز خوشحالم كه همكاران جديدي پيدا شدند و همه در اين زمينه كار ميكنند؛ منتهي آنچه كه ما را به نقطه سلامت هدايت ميكند همان بينش متعادل است كه فعلا جايش خالي است.
خمسه درباره طرح انتقادهاي اجتماعي در مجموعههاي طنز ميگويد: متاسفانه با نگاه محافظه كارانه در اين وادي حركت كرديم و اين نگاه خيلي راه به جايي نميبرد طنز نيازمند يك نگاه راديكال به مسايل اجتماعي مي باشد و جاي اين نگاه واقعا خالي است .
*«تا يك برنامه طنز موفق شد اكثر شبكهها شروع كردند به توليد برنامههاي روتين طنز» اين جملهاي است كه توسط بيوك ميرزايي از بازيگر مجموعههاي تلويزيوني بيان ميشود.
او كه نوروز امسال در سريال مرد دو هزار چهره بازي كرده بود، ضمن بيان اين مطلب ميگويد: به سمت و سوي طنز رفتن كار هر كسي نيست؛ الان خيلي از كارگردانها با متنهاي كه ظاهرا فكر ميكنند طنز است وارد مجموعه سازي ميشوند در حالي كه طنز واقعا كار ظريفي است و بايد به كننده كار سپرده شود.
ميرزايي ادامه ميدهد: اگر اين مجموعهها را دست هر كسي بدهند، ديگر اين طنز، تبديل به دلقك بازي ميشود.تلويزيون هم سياستهايي دارد كه كار در فلان تايم ضبط و پخش شود و به كيفيت آنطور كه بايد بها نميدهد. اين بازيگر ميافزايد: بايد مثل كارخانجات جايي به نام كنترل كيفيت و مرغوبيت داشته باشيم كه روي كار نظارت كنند. متاسفانه برخي از دوستان طنز را خيلي آسان ميبينند و به خاطر همين است كه اكثر برنامههاي روتين سيما طنز هستند.
*رضا عطاران، بازيگر و كارگردان مجموعههاي طنز به ايجاد شدن رقابتي ناسالم بين شبكهها در حوزه طنز معتقد است. او ميگويد: برنامههاي روتين به هر طريقي بيننده را جذب ميكنند و شبكهها به اين فكر افتادهاند با اين نوع كارها بيشتر به چشم بيايند. وي با اشاره به اينكه حجم زياد كار هميشه باعث لطمه ديدن برنامه ميشود، تاكيد ميكند: كمدي با طنز خيلي فرق دارد و فقط براي خنداندن نيست. من خودم، طنز موقعيت و اتفاق را دوست دارم و از بزن و بكوب و لودگي خوشم نميآيد.
كارگردان مجموعههاي «ترش وشيرين»، «بزنگاه» و «كوچهي اقاقيا» با بيان اينكه بيشتر كارهاي طنز وارد لودگي شدهاست، اظهار ميكند: من سعي كردم كارهايم اينگونه نباشند.
*بهروز بقايي هم از بازيگران و كارگردانان طنز معتقد است: مجوعههايي كه امروزه به اسم طنز ساخته ميشوند، فقط شوخي است. او سپس اظهار ميكند: به جز تعداد انگشت شماري كار طنز كه از سلامت نسبي برخوردار بودند، اغلب كارها براي پر شدن جيب تهيهكنندهها و عواملي كه كار ميكنند بودهاست. اين نوع به اصطلاح سري دوزي و توليدهاي بيكيفيت يك جور توهين به ذهن و شعور مخاطب و دست كم گرفتن بينندههاي اصلي برنامههاي تلويزيون است.
كارگردان مجموعههاي طنز «نوعي ديگر» و «دنياي شيرين» ميافزايد: درآوردن كارهاي طنز در اصل كار هر كسي نيست و يك فكر قوي و زيبا ميخواهد. طنز نميتواند از مسايل اجتماعي جدا و بار انديشهاي با خود نداشته باشد، آنچه كه به اسم طنز به مردم داده ميشود، طنز نيست، شوخي است!
*و اما محمدرضا تخشيد، مدير گروه فيلم و سريال شبكه سه هم كه سهم عمدهاي در هدايت سريالهاي طنز تلويزيون چه در شبكه سه و چه پيش از آن در شبكه تهران داشتهاست، در اين باره ميگويد: پخش طنزهاي شبانه خواست مردم است و شبكههاي مختلف هم اين آزادي عمل را دارند كه بر اساس بودجهاي كه در اختيار دارند به اين سمت بروند.
او در عين حال معتقد است كه اين نياز بايد درست پاسخ داده شود و مسووليت مديران گروهها و شبكهها خيلي مهم ميشود كه ببيند آيا تيمي كه براي خود جمع ميكنند ظرفيت يك كار موفق را دارند يا نه.
تخشيد در پايان ميافزايد: ساخت كارهاي طنز و انتخاب گروههاي برنامهساز را بايد در يك چارچوب طرح و برنامه ديد و درباره آن فكر كرد.
*هاشم رضايت، قائم مقام شبكه سه سيما نيز كه به تازگي درباره طنز فاخر در تلويزيون اظهارنظر كرده است،براين نكته اذعان دارد كه ما همواره با توليد طنز فاخر فاصله داريم. او ميگويد: هميشه بايد سعي كنيم در اين راه تلاش كنيم تا بهتر شويم؛ البته در اين راهي كه ميرويم طنز رامبد جوان ميتواند كار خوبي باشد. وي ادامه ميدهد: درحال حاضر اصولا برنامهسازي با توجه به اينكه سليقهي مخاطب بالا رفته، خصوصا در امر طنزسخت شدهاست؛ طنزهاي تلويزيوني الان بايد حرفهييتر ساخته شوند.
در پايان به اعتقاد اين مدير سيما، در گذشته شايد مردم از يك طنز ساده ميخنديدند، اما الان مردم انتظار دارند كه كارهاي فاخرتر و بهتري را شاهد باشيم.
انتهاي پيام
نظرات