• دوشنبه / ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ / ۱۲:۲۴
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 8612-10271.67732

در مراسم بزرگداشت بيژن نجدي عنوان شد: شاعري با حساسيت سپهري و نويسنده‌اي با تكنيك گلشيري

در مراسم بزرگداشت بيژن نجدي عنوان شد:
شاعري با حساسيت سپهري و نويسنده‌اي با تكنيك گلشيري

مراسم بزرگداشت بيژن نجدي با عنوان "يوزپلنگان آقاي نويسنده" عصر روز گذشته (يكشنبه) برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم، محمود معتقدي با ابراز خوشحالي از توجه جوانان به بزرگان ادبيات معاصر، گفت: در دهه‌ي 70 بيژن نجدي را دو بار ديدم؛ يك‌بار در محل كارم در چهارراه ولي ‌عصر بود، كه تازه كتاب "يوزپلنگاني كه با من دويده‌اند" جايزه‌ي ادبي "گردون" را گرفته بود و دفعه‌ي بعد در فاصله‌ي چهارراه ولي ‌عصر در بيمارستان مدائن بود، كه او را در بستر بيماري ديدم. به ديدارش رفتم، اكسيژن به او وصل بود و دغدغه‌اش آثارش بود.

اين منتقد ادبي و شاعر اظهار كرد: به گمانم، نجدي در ادبيات معاصر، علي‌رغم حضور كمي كه داشت، يك پديده بود و نگرشي كه در فضاي شعر و داستان داشت، چنان به هم تنيده مي‌شود كه فضاي شعر و داستان را نمي‌توان در نگاه او از هم جدا كرد.

معتقدي در ادامه يادداشتي را با عنوان "مردي به روايت باران" خواند، كه در آن با استناد به برخي از آثار نجدي، به تبيين نگاه او درباره‌ي شعر و داستان پرداخت.

او در بخشي از اين يادداشت آورده بود: تفاوت نجدي شاعر با نجدي داستان‌نويس در اين است كه در قلمرو شعر داراي قرائت‌هاي لغزنده و نابي است كه انديشيدگي در شعرهايش برجسته‌تر از حركت‌هاي فرميك و شكلي است. شعر نجدي از دردمندي و رنج جهان انساني خبر مي‌دهد، كه عناصر آن برگرفته از تصاوير پيرامونش است.

وي جهان‌بيني نجدي را برخاسته از آرمانگرايي شاعرانه‌اي دانست و افزود: صداي نجدي به دگرديسي فصل‌ها نزديك است. اما چهره‌ي او در داستان به گونه‌اي ديگر به نظر مي‌رسد. در داستان‌هاي نجدي، عنصر تخيل به جاي روايت‌ به گونه‌اي سامان‌يافته قرار مي‌گيرد و جهان‌بيني او را به تصوير مي‌كشد.

معتقدي در پايان با استناد به داستان‌هايي از نجدي و خواندن بخش‌هايي از آن‌ها، به شرح و بسط آن داستان‌ها پرداخت و تأكيد كرد: به گمان من، نجدي، مردي به روايت باران، به طور غم‌انگيزي بيژن نجدي مي‌شود؛ مردي از حوالي انسان و عشق كه صدايش هنوز تازه است و به گوش مي‌رسد.

همچنين در اين مراسم، پروانه محسني آزاد - همسر بيژن نجدي - با تأكيد بر اين‌كه من منتقد ادبي نيستم و تنها به عنوان همراه بيژن نجدي در اين مراسم حضور دارم، يادآور شد: همراه ‌شدن با نجدي باعث شده كه از او بياموزم و با بزرگان ادب معاشرت كنم.

وي نجدي را ذاتا شاعر دانست و افزود: صبح وقتي به اتاق كارش مي‌رفتم، پر از شعر بود. البته برخي از اين شعرها به طور كامل سروده نشده بودند و گاه چند شب روي يك شعر كار مي‌كرد. اما درباره‌ي داستان، قضيه كاملا فرق مي‌كرد.‌ او براي نگارش داستان، عميقا به فكر مي‌رفت، ساكت و كم‌حرف مي‌شد، برنامه‌ريزي داشت، بي‌اشتها مي‌شد و غمگين بود. او براي نگارش داستان به اتاق كارش مي‌رفت، ويولون پرويز ياحقي را گوش مي‌داد و مي‌نوشت و در 24 ساعت نزديك به نيم‌صفحه بيش‌تر نمي‌نوشت. همچنين دو يا سه پايان‌بندي مي‌نوشت و پس از مشورت با من، يكي را انتخاب مي‌كرد.

محسني آزاد در ادامه يادآور شد: بعد از تمام ‌شدن داستان، آن را در دفتر 20برگي كه از بچه‌ها مي‌گرفت، پاكنويس مي‌كرد و در صفحه‌ي اولش مي‌نوشت "تقديم به همسرم" و به من مي‌داد و پس از مطالعه‌ي داستان توسط من، بايگاني مي‌شد و همواره پس از پنج يا شش سال، دوباره به كار كردن روي آن مي‌پرداخت. مثلا داستان "شب سهراب‌كشان" از آن جمله داستان‌هايي است كه پس از شش سال، فضاي شكل‌گيري آن چند بار تغيير كرد.

او با اشاره به اين‌كه اصلا قرار نبود اين داستان‌ها چاپ شوند، خاطرنشان كرد: يك روز احمد ميراحسان به خانه‌ي ما آمد و خواست كه در هفته‌نامه‌اي كه در رشت منتشر مي‌شد، تعدادي از شعرها و داستان‌هاي نجدي را منتشر كند. البته يادم هست سال‌هاي دهه‌ي 40 شعرهايي از نجدي در "خوشه" و "فردوسي" چاپ شده بودند. همچنين يادم هست شبي نجدي داستان "سپرده به زمين را" براي شمس لنگرودي خواند. وي از كتاب خوشش آمد و پرسيد چرا تاكنون اين‌ها را به صورت كتاب منتشر نكرده‌اي، و درواقع شمس لنگرودي معرف چاپ كتاب‌هاي بيژن نجدي بود.

همسر نجدي با بيان اين مطلب كه كتاب "يوزپلنگاني كه با من دويده‌اند" در سال 74 به عنوان اثري بدعت‌گذار در ادبيات معاصر، برنده‌ي جايزه‌ي "گردون" شد، در ادامه به بيان خاطراتي از چگونگي شكل‌گيري برخي از داستان‌هاي نجدي پرداخت.

به گزارش ايسنا، همچنين حميد عبداللهيان سخنانش را با جملاتي از نجدي درباره‌ي داستان آغاز كرد و گفت: نجدي مانند بهرام صادقي و هوشنگ گلشيري از داستان‌نويساني بود كه با شعر آغاز كرد و در عين حال، شاعري را در كنار نويسندگي ادامه داد. او شاعري است با حساسيت سهراب سپهري و نويسنده‌اي با تكنيك هوشنگ گلشيري و از سويي، هنرمندي است كه روي پاي خود ايستاده و مقلد نبوده است. پيش از نجدي، كساني ديگر تلاش كرده بودند داستان‌هاي شاعرانه بنويسند؛ اما هيچ‌كس نتوانست توفيق او را به دست آورد.

اين منتقد ادبي با برشمردن كاركردهاي زبان در داستان‌نويسي سنتي و مدرن، اظهار كرد: عناصر شاعرانه كه نجدي در داستان‌هايش به كار مي‌گيرد، در پيوند زبان و تكنيك داستاني هستند و خللي ايجاد نمي‌كنند.

وي نجدي را از نسلي خاص از داستان‌نويسان ايراني دانست كه در شرايط اجتماعي و تاريخي خاصي قرار گرفته است و تأكيد كرد: سال‌ها رنج ‌كشيدن اين هنرمند و سرانجام مرگش به علت بيماري سرطان، به او شناختي كامل از رنج بشري داده و اين رنج با آن ابهام شاعرانه‌ي زبان داستان نجدي، از او نويسنده‌ا‌ي منحصر‌به‌فرد ساخته است.

عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم در ادامه با استناد به برخي از آثار نجدي و شرح و بسط و تحليل آن‌ها، حس‌آميزي، تصويرپردازي شاعرانه، استفاده از تشابهات زندگي روزمره، بيان نمايشي، توجه به فرم زبان و درست و بجا به كاربردن كنايه‌ها و مثال‌ها را از ويژگي‌هاي نثر بيژن نجدي دانست.

در اين مراسم كه از سوي كارگاه داستان‌نويسي "يكي بود يكي نبود" و با همكاري خانه‌ي شهرياران جوان شهرداري منطقه‌ي دو تهران، در تالار اجتماعات شهرداري اين منطقه‌ برگزار شد، نماآهنگي از عكس‌هاي بيژن نجدي به نمايش درآمد و همچنين موسيقي سنتي اجرا شد.

همچنين در اين برنامه كه با حدود يك ساعت تأخير برگزار شد و سه ساعت طول كشيد، قرار بود عنايت سميعي هم سخنراني داشته باشد.

انتهاي پيام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha