يحيي يثربي: اشتباه كردم! مولوي در قلهي عرفان اسلامي است

يحيي يثربي شامگاه گذشته در بخش شعر و ادبيات پانزدهمين نمايشگاه بينالمللي قرآن كريم دربارهي «مولانا و قرآن» سخن گفت.
به گزارش خبرنگار بخش حكمت و فلسفهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يثربي در ابتداي سخنانش عنوان كرد: هماكنون ميگويند كه مثلا تركيه و افغانستان، مولوي را به نام خود ثبت كردهاند. ما بايد ببينيم از مولوي چه چيز ميخواهيم و از او چه بهرهبردارياي ميكنيم؟ آنچه مسلم است، مولوي در بلخ به دنيا آمده و در قونيه هم از دنيا رفته است. آثارش همه به زبان فارسي است و بيتهاي كمي به زبان تركي در «ديوان شمس» و «ديوان كبير» دارد. ما نبايد كاري با اين داشته باشيم كه مولوي براي كيست؛ كتابها و زبان و آثار او جزو مفاخر ما هستند.
اين پژوهشگر و نويسنده در ادامه گفت: تركيه از نظر سياسي يك حكومت سكولار دارد و در آنجا دين از سياست جداست و نميخواهند عرفان مولوي را در آنجا ترويج دهند. آنها دارند با مولوي كاسبي ميكنند. برنامهاي درست كردهاند و در سال به اندازهي يك كارخانهي بزرگ كسب درآمد ميكنند. آنها ميدانند كه از مولوي چه ميخواهند. حال، ما هم بايد بدانيم به دنبال چه هستيم؟ حساب ما با مولوي چيست؟ آيا مانند آنها حساب ارزي باز كردهايم و يا حساب معرفتي؟
يثربي در بخش ديگري از سخنانش به مسألهي جهاني شدن معرفت بشري اشاره كرد و گفت: ما بايد به تمام مسائلي كه با آنها سر و كار داريم، نگرش عميق و بنيادي داشته باشيم و تكليف خود را بر اساس سياست نظام جهان مشخص كنيم. مسألهي جهاني شدن را نبايد شوخي گرفت. همانطور كه فيزيك و شيمي جهاني شدهاند، معرفت بشر نيز جهاني خواهد شد. بايد حساب خود را مشخص كنيم و ببينيم كه بايد با عرفان وارد اين كارزار شويم و يا با عقلانيت؟
اين محقق فلسفه و عرفان اسلامي به موضوع مولوي و قرآن و تفاوت مولوي با ابن عربي پرداخت و عنوان كرد: مولوي بسيار حسابشدهتر از ابن عربي به قرآن پرداخته است. من از نظر خود در كتاب «عرفان نظري» كه 20 سال پيش نوشته بودم، عدول ميكنم، كه در آنجا ابن عربي را اصل گرفتم و مولوي را به خاطر تأخير زمانياش جزو شارحان ابن عربي قرار دادم. در اينجا اعلام ميكنم كه اشتباه كردهام و در تصحيحهاي بعدي، آن را در دست خواهم كرد. مولوي را بايد در قلهي عرفان اسلامي قرار دارد.
يثربي افزود: با ورق زدن هر صفحه از «مثنوي» كمتر ديده ميشود كه مولوي آيهاي از قرآن را مطرح نكرده باشد؛ چه آنرا نقل كرده باشد و چه به مضمون آيهاي اشاره كند. همچنين ورود مولوي به قرآن بسيار محتاطانه و حسابشده است.
او در ادامه به نمونههايي از قصص قرآن كه مولوي آنها را به نظم و تفسير آورده است، اشاره كرد و در اين اشاره، حاضران را به داستان «حضرت ابراهيم (ع)» در قرآن ارجاع داد، كه در آن، ابراهيم (ع) از خداوند خواست كه بگويد چگونه مردگان را زنده ميكند و داستان چهار پرنده و... .
يثربي در اينباره توضيح داد: اين داستان اشاره دارد به اصل تجربه، كه ما در اين زمينه بسيار عقبيم و به آن توجهي نداريم. تجربه در جامعهي ما جدي گرفته نميشود. مولوي از اين داستان استفاده ميكند و ميخواهد بگويد كه چطور انسان مرده داراي حيات معنوي ميشود و با كشتن چهار پرنده، از يك موجود حيواني، به موجودي برتر از فرشتگان تبديل ميشود.
او با خواندن بيتهايي از «مثنوي معنوي» به توضيح اين بيتها پرداخت و گفت: مولوي اين چهار پرنده را به عنوان چهار چيزي كه به عقل انسان آسيب ميرسانند، معرفي ميكند. اين چهار پرنده، تمثيلي از خلقهاي انساناند، كه طمع، شهوت، دلبستگي به دنيا و آرزوهاي طول و دراز و ... هستند. درواقع اين يك تأويل و بهرهبرداري ذوقي است.
اين استاد دانشگاه همچنين با اشاره به شعر «از علي [ع] آموز اخلاص عمل» و تطبيق آن با آياتي از قرآن، گفت: مولوي در پايان داستان ذوقي به خرج ميدهد و عمل خود را به خداوند نسبت ميدهد. ما اگر بخواهيم از اين سخن مولوي در جامعه و سياست خود بهره ببريم، بايد بگوييم كه جامعهي اسلامي ما به جايي بايد برسد كه همه احساس كنند در اينجا خدا تصميمگيري ميكند و هيچ چيزي در اينجا مطرح نيست؛ جز سعادت همهي انسانها.
انتهاي پيام
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نظرات