• پنجشنبه / ۴ مرداد ۱۴۰۳ / ۱۱:۵۱
  • دسته‌بندی: فرهنگ حماسه
  • کد خبر: 1403050402639
  • خبرنگار : 71451

/ بخش اول/

تاکتیک بی یال و کوپال رجوی در حمله به ایران

تاکتیک بی یال و کوپال رجوی در حمله به ایران

رجوی برای خام کردن بیشتر نیروها گفت: «کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اِشل(مقیاس) یک ابر قدرت است چون فقط یک ابر قدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند.

به گزارش ایسنا، ایرج صالحی از اعضای جدا شده از سازمان مجاهدین خلق درباره  نشست توجیهی مسعود رجوی پیرامون عملیات «فروغ جاویدان» روایت می‌کند: چند روز قبل از آغاز عملیات «فروغ جاویدان» در شب ۳۱ تیر ۱۳۶۷، رجوی در سالن عمومی قرارگاه اشرف نشستی برگزار کرد و با نشان دادن نقشه ایران گفت: «می خواهیم به ایران حمله کنیم و هدف مان تسخیر تهران است. به این منظور تاکتیک‌مان «پرش شیر» است و باید با سرعت به سمت تهران حرکت کنیم.»

وی برای تحریک نیروها مستمراً بر این تاکید می کرد که جمهوری اسلامی در ضعیف‌ترین نقطه است و ناچار از پذیرش آتش بس شده است زیرا دیگر نیرویی برای فرستادن به جبهه‌ها ندارد. در کل طوری فضا می‌داد که انگار در آن طرف مرز نیروهای مجاهدین خلق با تعداد اندکی از نیروهای نظامی جمهوری اسلامی مواجه خواهند شد.

بیشتر بخوانید:
معامله با خون مردم
پشت پرده انتخابات منافقین
وقتی منافقین در اشرف زمین‌گیر شدند

رجوی برای خام کردن بیشتر نیروها گفت: «کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اِشل(مقیاس) یک ابر قدرت است چون فقط یک ابر قدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند. در طول هشت سال جنگ ایران ادعای گرفتن بغداد را نکرده یا عراق نیز ادعای گرفتن تهران را نکرده است، اما ما می خواهیم تهران را بگیریم.»

همه تحت تاثیر مغزشویی‌هایی بودیم که رجوی انجام داده بود و خام خیالانه فکر می‌کردیم که در عملیات پیش رو پیروز خواهیم شد و ظرف چند روز آینده به تهران خواهیم رسید.

او مدعی بود که حتی اگر شکست هم بخوریم چون جمهوری اسلامی آتش بس را پذیرفته، نمی‌تواند تا شب عید دوام بیاورد. او برای پر کردن خلاء کمبود نیرو می گفت: «شما افسران ارتش آزادیبخش هستید و سرباز صفرهای ما در آن طرف مرز هستند. به محض این که پیشروی کنیم شرایط می‌چرخد و مردمی که از ترس سرکوب ساکت بودند به ما ملحق خواهند شد.»

در این بین یکی از زنان پشت میکروفون رفت و گفت:«من مدت کمی است که از ایران خارج شدم، مردم به این صورت که شما می گویید هوادار ما و مخالف رژیم نیستند.» رجوی در جواب او با ریاکاری گفت: «تو درست می‌گویی اما این حرف تو مربوط به چند ماه قبل است که تو در ایران بودی. در این چند ماه خیلی چیزها تغییر کرده که یکی از آنها پذیرش آتش بس از سوی رژیم است.»

همه تحت تاثیر مغزشویی‌هایی بودیم که رجوی انجام داده بود و خام خیالانه فکر می‌کردیم که در عملیات پیش رو پیروز خواهیم شد و ظرف چند روز آینده به تهران خواهیم رسید. غافل از اینکه رجوی با چه نیتی با این سرعت می‌خواهد همه را وارد عملیات کند. حتی به این فکر نمی کردیم که در این زمان کوتاه چگونه ممکن است چنین عملیات بزرگی را طراحی کرد! رجوی می گفت: «باید برویم و اگر نرویم فردا خیلی دیر است». آن زمان این جمله رجوی را درک نمی‌کردم و تنها بر اساس اعتماد و اعتقادی که به او داشتم، حرف‌هایش را می‌پذیرفتم. بعدها فهمیدم او می‌خواست این حقیقت که ارتش آزادیبخش زائده جنگ است را با فرستادن نیروهایش به یک عملیات دیوانه وار و مرگ آفرین تحت الشعاع قرار دهد و به این دلیل بودکه عجله داشت و فردا برای او خیلی دیر بود.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha