یک پژوهشگر میراث فرهنگی در يزد آداب و رسوم یزد در شبهای قدر و شب بيست و هفتم ماه رمضان را تشريح كرد.
صدیقه رمضانخانی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ایسنا) - منطقه یزد، اظهار کرد: یکی از مراسمهایی که در گذشته در یزد از شب 19 تا 27 ماه رمضان بسیار رواج داشت، برگزاري روضه قنبر است که نماد ضربت خوردن مولای متقیان می باشد و با آداب خاصی توسط زنان در منزل برگزار می شد و پسر بچه ها نیز اجازه شرکت نداشتند.
وی ادامه داد: در سه شب احيا کسانی که نذر داشتند روضه قنبر را می خواندند و یکی از شخصیت ها قنبر بود که لباس سفیدی بر تن می کرد، کلاه سفیدی بر سر می گذاشت و کشکولی هم در دست داشت که نماد دوستی حضرت علی (ع) بود و همچنين تبری بر دوش داشت و موهایش اغلب سفید بود كه به دو طرف می ریخت و وارد مجلس می شد و از آنجا که دوست با وفای حضرت علی (ع) بود حضار با ورودش شروع به گریه و زاری می کردند و شور و حال خاصی برپا می شد.
وی گفت: از اعضای دیگر شرکت کننده در روضه مصیب خوان حضرت علی (ع) بود که با صورتی پوشیده وارد می شد و فردی دیگر كه نقش حضرت زینب (س) را داشت با لباس بلند و مشکی وارد مجلس می شد و همچنين شخصیتی ديگر نقش ام کلثوم دختر ديگر حضرت علی (ع) را بازی می کرد و شخصیتی دیگر نقش رحمان جراح را بازی می کرد و بین گروه صحبتهایی بصورت شعر رد و بدل می شد و اشعار حزن آلود می خواندند و هر کدام به تناسب جوابشان را می دادند.
وی رسم دیگر را تهیه آجیل مشکل گشا عنوان کرد و افزود: این رسم در شبهای ماه رمضان بخصوص شبهای احیاء انجام می شود هنوز هم بين مردم رایج است به طوری که کسانی که حاجت داشتند آجیل را تهیه می کردند به عبارتي؛ فرد حاجتمند ماهیانه مبلغی را کنار می گذاشت و پول را به زن مومنی می داد تا آجیل را که 7 قلم بود بخرد و در مراسم خاصی بین دو نماز بین نمازگزاران تقسیم می کرد و گاهی آجیل در قبرستانها بین مردم تقسیم می شد.
وی رسم دیگر خاص شب 27 رمضان را ذکر گرفتن در مساجد عنوان کرد و گفت: بعداز ذکر جمله «نادعلیا مظهر العجائب» را مرتب تکرار می کردند و بر ابن ملجم لعنت می فرستادند و جمله «اللهم العن قتله امیرالمومنین» را می خواندند که این رسم در خرسان و هرات هم وجود دارد.
وی مراسم دیگر شب 27 رمضان را مولودی خوانی دانست و اضافه کرد: بعضی از خانواده ها این مراسم را نذر می کردند و چند روز قبل خانه آماده می شد و اغلب زنان آن را برپا می کردند، لباس نو بر تن كرده و حنا مي گذاشتند و با شادمانی در مجلس شرکت می کردند و اشعاري در مدح حضرت علی (ع) و لعنت قاتل ایشان می خواندند.
وی با اشاره به دوختن لباس مراد در شب 27 رمضان، خاطرنشان کرد: برخی که نذر داشتند حاجتشان برآورده شود یا کسانی که مریض داشتند نذر می کردند اين كار را انجام دهند به طوری که به این نیت پولی را از 7 نفر سید و یا 7 نفر که نامشان فاطمه است می گرفتند و پارچه ای می خریدند و در روز 27 رمضان در یکی از مساجد بزرگ شهر که اکثرا در مسجد امیرچخماق بود بین نماز ظهر و عصر پارچه را برش می دادند و گاهی بعضی از افراد چرخ خیاطی را به مسجد می بردند و لباس را می دوختند و به تن می کردند.
وی گفت: همچنین در این روز برای بخت گشایی دختران جوان پیراهن می دوختند و بعد از دوخت نقل و شیرینی بین حضار تقسیم می کردند و در مسجد امیرچخماق اغلب در کنار سنگی معروف به سنگ مراد، لباس را می دوختند.
وي عنوان كرد: دوختن لباس مراد فقط در یزد اجرا نمی شد بلکه در شهرهایی دیگر کشور مثل بجنورد هم انجام می شد.
وی در ادامه به رسم دوختن کیسه مراد اشاره کرد و گفت: در روز 27 رمضان پارچه را به مسجد می بردند و بین دو نماز ظهر و عصر پارچه را می بریدند و اعتقاد داشتند از قیچی استفاده نکنند و از چاقو یا تیغ استفاده می شد و با نخی که همرنگ پارچه باشد کیسه را می دوختند و در فاصله بین دو نماز از میان کیسه نخ سبز رنگی را عبور می دادند و انتهای نخ را به چند نخ گره می کردند و نخ را از سکه سوراخ داری که فرد حاجتدار داده به سر کیسه می بندند.
وي ادامه داد: بعد از دوخت كيسه، آن را به فرد سفارش داده می دادند تا زمانی که حاجتش برآورده شود آن را نگهداری کند و پس از برآورده شدن حاجت سر کیسه را باز کرده و سکه سوراخ دار را بیرون آورده و زیر لباس می دوزد به طوری که دیده نشود و همیشه همراهش است.
وي تهیه نان مراد را رسم دیگر شب بيست و هفتم رمضان ذکر و بیان کرد: این نان به نان بیست و هفتمی معروف بود به طوری که آرد را از 7 نفر که نامشان فاطمه بود می گرفتند و آرد را خمیر کرده و نان می پختند و بین مردم تقسیم می کردند که یزدیها به اين نوع نان، «سوروک» می گویند.
وي تصريح كرد: خانواده هايي که مریض داشتند یا فرزندشان خدمت سربازی بود، نان مراد را پخت مي كردند که اين رسم هنوز هم بين مردم يزد رایج است و گاهی نان را خشک می کردند و در داخل جیب می گذاشتند.
رمضانخانی رسم دیگری برای بخت گشایی دختران که در گذشته رایج بوده و الان هم رایج است مراسم گردو شكستن در ظهر جمعه هر هفته و شب 27 رمضان دانست و ادامه داد: دختران یک کیسه گردو یا بادام و یک عدد قفل بسته را به همراه پیرزن یا زنی که نزدش قرآن می خواندند یا ملا بر می داشتند و به طرف مسجد جامع راه می افتادند.
وي اضافه كرد: زمانی که به نزدیکی مسجد می رسیدند مقداری قند، نبات یا شیرینی به عنوان دهان شیرینی به خادم مسجد می دادند و خادم در ورودی مسجد را به روی آنها باز می کرد و شروع به بالا رفتن از پله ها می کردند و هر پله ای که بالا می رفتند یک عدد گردو یا بادام زیر پا گذاشته و می شکستند تا به بالای مناره می رسیدند و اگر گردو یا بادام زیاد می آمد آن را به فال نیک می گرفتند.
وی افزود: زمانی که به بالای مناره می رسیدند قفل را به گوشه چادر خود گره كرده و دو رکعت نماز حاجت می خواندند و در زمان برگشت با اولین مردی که مواجه می شدند از او خواهش می کردند گره را باز و قفل را باز کند و به او دهان شیرینی می دادند و معتقد بودند با این کار برایشان شوهر پیدا می شود که این رسم اکنون هم وجود دارد و اگر به پله های مسجد جامع یزد نگاه کنید خرده پوسته های گردو و بادام را به مقدار زیاد می بینید.
اين پژوهشگر رسم دیگر شب بيست و هفتم ماه رمضان را مراسم دوست علی یا قاشق زنی یا کمچلی زنی عنوان کرد و گفت: این رسم هنوز هم کم و بیش در یزد رایج است.
وي بيان كرد: 7 نفر حاجتمند گرد هم جمع می شدند و یک نفر سرپرست گروه می شد و همه روی خود را می پوشاندند و بعد از افطار به در 7 خانه که رو به قبله بود می رفتند و با پشت قاشق به پشت در می کوبیدند و از افراد داخل چیزی دریافت كرده و بین خودشان تقسیم می کردند و يا به نیت شفا به مریض می دادند.
نظرات