در میان تمام افرادی که هنرهای دست را به فراموشی سپردهاند هنوز کسانی هستند که آموزههای پیشینیان را زنده نگه میدارند، همان طور که ریش سفیدها کلید مشکلات را در دست دارند هنرهای اصیل نیز میتوانند چراغ راه زندگیمان باشند.
حکیمه کوهی هنرمند مینودشتی که در زمینه صنایع دستی فعالیت میکند توانسته بار دیگر هنر دست مادر بزرگان را زنده کند و از این راه هم برای خود و هم برای اطرافیان شغلی فراهم آورد تا گرههای معیشتی را یکی پس از دیگری باز کند.
حکیمه در دوران کودکی از مادر بزرگ خود که یک بافنده برتر در زمینه تولید پارچه بود، پارچه بافی را آموزش دید و در جشنوارههای مدرسه از این هنر استفاده کرد و اولین محصول خود تحت عنوان عروسک و جا کلیدی به فروش رساند. این بانوی هنرمند گلستانی محصولاتی مثل رومیزی، لباسهای سنتی، عروسکهای محلی، نوارهای زینتی یا به اصلاح خرج کار ( ریشههای مونجوق دار که اکثراً در لباسهای سنتی استفاده میشود)، سفرههای دست بافت، دستبند و زیورآلات دست ساز و حتی نمدهای طبی آثار بسیار زیبا و فاخری تولید و در فضای مجازی و نمایشگاهها عرضه میکند.
وی با پشتکار و گذشت زمان، دستبافتههای بیشتری در جشنوارهها به نمایش گذاشت تا این که به کمک خانواده و وامهای دریافتی از میراث فرهنگی و کمیته امداد امام خمینی (ره) به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان توانست مواد اولیه تولید پارچه را خریداری و به صورت حرفهای در منزل شخصی به تولید بپرازد.
بانوی مینودشتی تنها به فکر منافع مالی خودش نبود و پس از آنکه توانست به لطف خدا بار مشکلات مالی خود را کاهش داده و میزان درآمد و تولید خود را افزایش دهد و چند تن از همشهریان خود را دعوت به کار کرد.
این هنرمند دغدغهمند حتی ابریشم دریافتی را از کارکنان به صورت نخ خریداری میکند تا از خام فروشی ابریشم جلوگیری کرده و برای این افراد درآمد زایی کند، با این همه تلاش اما با چالشهایی مواجه است که به تنهایی نمیتواند آن را حل کند به طور مثال فضای کافی در اختیار نداشته و به همین دلیل طرحهای خود را به دست هنرمندان و بافندهها میرساند تا در منازل خود به تولید مشغول شوند.
کاهش کیفیت صنایع دستی با دستگاه های سنتی و فرسوده
حکیمه در کنار کسب درآمد شخصی توانسته است برای ۱۶۳ بافنده و هشت فروشنده در شهر مینودشت اشتغالزایی کند اما هنگامی که برای تحویل نخ و طرحها به این افراد سر میزند چهره غمگینی به خود میگیرد، وقتی از علت ناراحتی او پرسیدم با دلی پراز اندوه گفت: همه دستگاههای ما سنتی هستند و کار با این ابزار به علت طراحی قدیمی بسیار سخت است، بافنده اگر بیشتر از چهار ساعت در طول شبانه روز از دستگاه استفاده کند علاوه بر کمر درد پاهایش ورم کرده و از کار مجدد باز میماند، درکنار تمام این زحمات در انتها زمانی که کار را تحویل میدهند به علت چند تیکه بودن پارچه از ارزش آن کاسته میشود.
چاره کار را که از او پرسیدم، گفت: تنها راهکار خرید دستگاههای جدید است و به علت کمبود بودجه، تنها گزینه، وامهای دریافتی هستند، اما فقط بیست میلیون در این زمینه برآورد شده است که کفاف خرید دستگاه را نمیدهد و طبیعتاً اگر دستگاهی نباشد هنرمند راهی برای رشد ندارد و اگر بافندهای نباشد، نوغان دار مجبور به خام فروشی است و به علت سود کم و هزینه بالا از تولید ابریشم منصرف میشود و بدین گونه هنرها به دست فراموشی سپرده میشوند.
صنایع دستی ایران ظرفیت بزرگ اشتغالزایی
امروزه مدام نسل جدید را نقد میکنیم که چرا راه پیشینان را دنبال نمیکنند تا هنرهای اصیل ایرانی را زنده کنند، اما چرا از خود سؤال نمیکنیم که اگر فضا و کمکهای مالی نباشند یک هنرمند جوان چگونه با هزینههای تحمیلی جامعه کنونی میتواند رشد کند؟
حکیمه صنایع دستی را یک ظرفیت بزرگ برای درآمدزایی و رشد اقتصادی خانوارها دانست و از مسئولان خواست تا هنرمندان شهرهای کوچک و روستاها را که گنجینه بزرگی از هنر اصیل ایرانی را در دل خود جای دادهاند را حمایت کنند تا قبل از آنکه این هنر اصیل در گذر زمان و با درگذشت مادربزرگها از بین برود، احیا و برای نسلهای بعدی به یادگار بماند.
انتهای پیام
نظرات