از فعالین و اعضای گروه در رابطه با آن پرسیدم و صاحب نام گروه، برایم چیزهای جالبی تعریف کردند که مرا واداشت تا فارغ از آمار و ارقام مسئولین و انعکاس مصوبات غیرقابل اجرای جلسات متعدد و پوشش چند ساعته این جلسات، این بار در مورد یک معلم ساده اما « استادی بزرگ» بنویسم و با دیدن تصاویرش، ناخودآگاه این جملات در ذهنم متبادر شد.
تورق کوتاه بر زندگی پربار و ماندگار رزمنده ی معلم «کربلای حسین رستمی»
از همان کودکی گویی عطر دلانگیز کربلا را به همراه داشت؛ نگاه دلنشین و جذابش و لبخند عمیق روی لبش، برخورد خونگرمش و از همه مهمتر ایمانی که در تکتک سلولهایش ریشه دوانیده بود هرگز از یادها پاک نخواهد شد.
معلم قرآنی جوان، وارسته و اهل نماز شب و تهجد، طی سالهای ۷۳ تا ۸۰ بیشترین دغدغهاش آموزش قرآن به نوجوانان و جوانان روستاهای منطقه سامن از توابع ملایر بود و عجیب بر دل مردم این خِطه خوش نشسته بود.
«کربلای حسین رستمی» را میگویم جوانی ۳۱ ساله با دو فرزند، معلمی مهربان و دلسوز و خوش اخلاق و البته خداشناس؛ کسی که در عمل به «اخلاص» رسیده بود.
این معلم جوان و خوش ذوق، شبهای بیشماری برای اهالی روستاهای سامن جلسات قرآن، زیارت عاشورا و دعای کمیل برپا میکرد و خدا میداند چه بر این جوان وارسته گذشته بود که توانست دلهای بسیاری را متوجه آسمان کند و منشاء تحولات فرهنگی و دینی در روستاها شود بهگونهای که اکنون بعد از دو دهه از رحلتش، همچنان اهالی سامن جای خالی این معلم آرام و متین، را به وضوح احساس میکنند.
موتور «کربلایی حسین رستمی» در یک شهر شب سرد زمستانی در ۱۶ دی سال ۱۳۸۰ هنگام برگشت در روستای دهنو با یک تریلی تصادف کرد و او آسمانی شد و ما از گرمای وجودش محروم.
اکنون شیفتگان و مریدانش، بعد از گذشت ۲۳ سال برای اینکه یاد و خاطره این «معلم وارسته» را گرامی بدارند دست به ابتکارات جالبی زدهاند از تشکیل یک گروه یادمان برای این معلم اخلاق گرفته تا چاپ تقویم و بروشور و گرفتن مراسم یادبود.
«حسین رستمی» را اخلاقش ماندگار کرد و مهربانی و تواضع و خداترسبودن و ولایتمداریش.
هنوز هم درختان و خاکهای روستاهای سامن صدای تهجد و عبادت و نماز شب «حسین» را به یاد دارند؛ جوانی که توسلش به اهل بیت زبانزد خاص و عام شده بود، اهالی روستاهای بخش سامن از توابع ملایر، گواه این ادعا هستند که این جوان با دل آنها چه کرد و چه رازهای مگویی رقم خورد.
بعد از رفتنش از میان ما، داغی بزرگ در قلب اهالی نشست بهگونهای که از بچه پنج ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله، جای خالیاش را به تضرع نشستند و تازه فهمیدند که چه گوهر نابی از میان آنان رخت بربسته است.
«حسین جان» در این روزهای سرد و تاریک، عجیب جایت خالیست! در این روزهای نفسگیر هجوم دلتنگی و بغض، دلمان برای خندههای نابات تنگ شده...
هنوز هم صدای جلسات قرآنت در کوچه پسکوچههای شهر و روستای سامن، گوش اهالی را نوازش میکند... وقتی عاشقانه به مردم خدمت کنی، محبوب قلبها میشوی... یادت در دل ما تا ابد باقیست، برای سربراهی و هدایت ما دعا کن.
یادبودی متفاوت برای معلم اخلاق
یکی از فرهنگیان ملایر و از رفقا و دوستان قدیمی حسین رستمی نیز، او را فردی خداترس، با خصایص اخلاقی فراوان معرفی کرد و گفت: حسین جوانی ولایتمدار و مهربان، فردی بسیار مبادی آداب و بخشنده بود.
عباس احمدوند در گفتوگو با خبرنگار ایسنا، افزود: او ارادت عجیبی به اهل بیت(ع) داشت و در همه شبها و روزهای هفته، کلاس قرآن برگزار میکرد و در همه روستاهای سامن جلسات دعای توسل و دعای کمیل او به راه بود.
وی افزود: اکنون گروهی از فعالین مسجدی و قرآنی در ملایر به اسم «شاگردان کربلای حسین رستمی» در منطقه سامن و شهر ملایر تشکیل شده است.
احمدوند اظهارکرد: بدون تردید «حسین رستمی» یک معلم ساده قرآن در روستاهای دورافتاده نبود، بلکه او فردی تاثیرگذار در عرصه فرهنگی و مذهبی به شمار میرود که مهجور مانده است.
وی ادامه داد: عجیب اینجاست که همه افرادی که در جلسات قرآن حسین رستمی شرکت کردهاند، خصایص اخلاقی او را همراه خود دارند و در عرصههای مختلف زندگی ذکر و یاد ایشان را زنده نگه میدارند.
احمدوند تصریح کرد: امسال تلاش کردیم مراسم یادبودی برای حسین رستمی برگزار کنیم و علاوه بر آن، تقویمی مزین به عکس این معلم قرآن همراه با خصایص اخلاقی او تهیه شود، تا ضمن تجدید خاطره، جوانان نوجوانان از این بزرگوار الگوگیری کنند.
انتهای پیام
نظرات