سال ۱۳۳۸ مصادف با شب میلاد پیامبر اکرم (ص) بود که خداوند مصطفی را به پدر و مادرش هدیه داد.
مصطفی ششمین فرزند خانواده بود که در قم به دنیا آمد. مادرش علاقه بسیار زیادی به پیامبر (ص) داشت به همین خاطر نام او را مصطفی گذاشتند. با تولد مصطفی خیر و برکت نیز به زندگی آنها رو آورد.
در هفت سالگی وارد شد و مراحل تحصیل را تا دوران راهنمایی با موفقیت گذراند اما به دلیل مشکلات مالی و کمک کردن به خانواده، نتوانست به تحصیل خود ادامه دهد و مشغول شغل کشاورزی و کمک به پدر شد.
مصطفی با شور و شوق به عرصه مبارزه به طاغوت قدم نهاد و با پخش اعلامیه و شرکت در راهپیماییها در راه انقلاب تلاش میکرد تا سرانجام در یکی از این تظاهرات مورد اصابت گلوله قرار گرفت و مدتی را در زندان قصر بسر برد و بعد از مدتی آزاد شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و با آغاز جنگ تحمیلی به جبهههای حق علیه باطل رفت. در جبهه مسئولیتهای گوناگونی مانند فرماندهی گردان سیدالشهدا را به عهده داشت و در میدانها مختلف نبرد چندین بار به سختی مجروح شد.
سرانجام شهید مصطفی کلهر در ۱۲ اسفند ۱۳۶۳ در عملیات بدر و در جزیره مجنون به شهادت رسید و در گلزار شهدای علی بن جعفر (ع) قم آرام گرفت.
برشی از وصیتنامه شهید مصطفی کلهر:
خدایا! توبه مرا قبول کن در این وقت سحر، مرا دوست بدار و به نزد خود ببر. چرا مرا نمیبری، من قبول دارم، آدم بدی هستم. تو به لطف خود مرا ببر. دیگر نمیتوانم زنده بمانم. به شهادت این برادران خسته شدم. از بس خانه مفقودین، شهدا و مجروحین رفتم، از بس که مادران آنها را دیدم دیگر نمیتوانم به گلزار بروم. قلب من تنگ شده است.
خدایا! میخواهم شهادتی نصیبم کنی که اگر جنازه مرا آوردند تکهتکه باشد تا نزد شهدای دیگر سرفراز باشم.
خدایا! مرا با شهدای کربلا محشور کن. خدایا! نمیدانم چطور با تو صحبت کنم با این گناهانی که کردهام ولی میدانم که تو کریمی، امید ناامیدانی، دیگر نمیدانم چیزی بگویم فقط مرا بیامرز و مدیون خون شهدا مکن.
از خدا میخواهم که شهادت نصیبم کند و دیگر هیچ آرزویی ندارم. در جبهه غرب که این سعادت نصیب من نشد ولی وقتیکه به جنوب آمدم یاد امام حسین (ع)، ابوالفضل (ع)، علیاکبر (ع)، قاسم و ۷۲ تن افتادم و دلم آتش گرفت و گفتم چه قدر بی لیاقت هستم که تا به حال زنده ماندم. دعا کنید که خدا سایه امام خمینی را از سر مستضعفان کم نکند و عمرش را به بلندی آفتاب کند.
برادران و خواهرانم! فرزندانتان را در راه اسلام تربیت کنید. نگاه به زیردستان خود کنید که خدا از شما راضی باشد. خدا را شکر کنید و نگاه به بالا دست خود نکنید که طمع دنیا شما را بگیرد. در سختیها آنقدر صبر کنید که صبر از دست شما خسته شود. زمانی که دنیا رو به شما آورد، پشت به دنیا کنید. از هرچه که به سر شما میآید راضی باشید. البته آزاده باشید تا میتوانید به فقیران کمک کنید. روزی را از خدا بخواهید، نه از بنده خدا.
شایان ذکر است زندگینامه، خاطرات و دستنوشتههای شهید مصطفی کلهری در کتاب امیر خط شکن به چاپ رسیده است.
انتهای پیام
نظرات