به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد در ادامه نوشت: «داستان فیلم، داستان مردگانی است که دوباره - به شکلی متفاوت و غیر انسانی - به زندگی برمیگردند و به زندهها حمله میکنند. تعدادشان هم مدام بیشتر و بیشتر میشود، چون هر انسانی که از حمله زامبیها زخم بردارد، چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز بعد خودش هم به زامبی تبدیل میشود (زمان این تغییر به داستان فیلم بستگی دارد). دولت در مهار بحران و مواجهه با خطر فزاینده عاجز میشود، نظم جامعه از هم میپاشد و همه قوانین و چارچوبها حتی برای مجریان قانون بیاعتبار میشود. میلیونها نفر زامبی شدهاند و آنهایی هم که هنوز زندهاند، فقط به فرار و پیداکردن جایی امن و نجات جان خودشان فکر میکنند.
شخصیتهای اصلی داستان (استفان، پتر، راجر، فرانسین) هم همین تصمیم را دارند و سوار بر هلیکوپتر و به امید رسیدن به منطقهای دور از دسترس زامبیها، از فیلادلفیا بیرون میزنند و با شهرشان - که کاملا در سیطره زامبیهاست - وداع میکنند اما میبینند که هیچ منطقه امنی باقی نمانده و بدتر این که سوخت هلیکوپترشان نیز رو به پایان است. روی سقف فروشگاهی بزرگ مینشینند و گوشهای از آن ساختمان را برای اقامت موقتشان انتخاب میکنند. اما حوادث تازهای انتظارشان را میکشد و ماجرا چنان که آنان برنامهریزی کردهاند پیش نمیرود.
این فیلم و داستان آن که قصه پایان بشریت است، یکی از پدیدههای اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی بود و به جز تماشاگران عادی سینما - که آن زمان تقریبا از هر چیزی به وجد میآمدند - بسیاری از منتقدان جدی فیلم را هم جذب خود کرد. این فکر که تاریخ ما انسانها نه در خشکسالی یا یخبندان بزرگ یا جنگ هستهای که با سیطره زامبیهای گوشتخوار به پایان میرسد هم جالب و مهیج بود و هم هراسانگیز. البته این فکر، فکر بکر و بدیعی نبود اما خلق روایت تصویری از آن و نمایش تلاش گروهی از آخرین انسانها برای بقا، تجربه موفقی از آب درآمد. شخصیتهای اصلی فیلم، واقعیت پایان تاریخ را نمیپذیرند و به امید امکان نجات از مخمصه - امیدی که البته «توهم» است - میچسبند و رهایش نمیکنند. حتما جلوههای ویژه فیلم و صحنههای زدوخورد و تیراندازی آن، بعد از گذشت چند دهه دیگر هیچ جذابیتی برای مخاطب امروزی سینما ندارد اما آن زمان یکی از نقاط قوت فیلم محسوب میشد و حتی چندتایی از مجلات معرفی فیلم معتقد بودند «جلوههای ویژه این فیلم شما را مبهوت و سر جایتان میخکوب میکند.» طلوع مردگان، تحلیل و تفسیرهای متفاوتی هم به دنبال داشت؛ تا جایی که عدهای میگفتند این فیلم به ظاهر فیلمی تخیلی و آخرالزمانی و راوی احتمالی از احتمالات پیش روی حیات و تمدن ماست اما در حقیقت مدنیت کنونی ما را به تصویر میکشد که انسانها یکدیگر را پارهپاره میکنند و میخورند و هر کسی فقط به فکر نجات خودش است.
یا در صحنهای از فیلم که گروهی از زامبیها در مرکز خرید سرگردانند، یکی از شخصیتها - در طعنهای به مصرفگرایی و حرص خرید - به دیگری میگوید آنها اینجا هستند چون مهمترین خاطرات انسانیشان و معنای زندگی قبلیشان به این فروشگاه برمیگردد. در پایان ناگفته نماند که نیویورکتایمز سال ۲۰۰۳ و مجله امپایر سال ۲۰۰۸ فیلم طلوع مردگان را در فهرست برترین فیلمهای تاریخ سینما جای دادند. همچنین سال ۲۰۰۴ زاک اسنایدر این فیلم را با همین نام بازسازی کرد.»
انتهای پیام
نظرات