• سه‌شنبه / ۶ مهر ۱۳۹۵ / ۰۹:۱۷
  • دسته‌بندی: قزوین
  • کد خبر: qazvin-19005
  • خبرنگار : 50059

نویسنده کتاب «پایی که جا ماند»: دیده‌بان بدی‌ها و خوبی‌های دشمن شدم

نویسنده کتاب «پایی که جا ماند»:
دیده‌بان بدی‌ها و خوبی‌های دشمن شدم
ایسنا منطقه قزوین، روزی کتابی به دستم رسید که جلد و نام آن گویای داستان نوجوانی بود که می‌توانست الگویی شود برای همگان. با ورق زدن کتاب «پایی که جا ماند»، بی‌شک چنان شیفته آن خواهی شد که تا پایان آن را بر زمین نخواهی گذاشت.

«سید ناصر حسینی پور» نویسنده این کتاب چنان شیوا و جذاب به روایت روزهای اسارت خود پرداخته است که در طول مطالعه آن گاهی خندان و گاهی گریان، لحظاتی مبهوت و گاه متفکر می‌شوی. او در کتاب «پایی که جا ماند» می‌نویسد: «دیده‌بان بدی‌ها و خوبی‌های دشمن شدم، دیده‌بان اتفاقات ناب و خوبی و بدی اسرای خودمان که گاهی برخی‌شان کم می‌آوردند، شدم».

 آنچه در ذیل آمده گفت‌وگوی خبرنگار ایسنا منطقه قزوین با «سید ناصر حسینی پور» نویسنده کتاب فاخر «پایی که جا ماند» است.

ایسنا: به‌عنوان اولین سؤال «سید ناصر حسینی پور» کیست؟

متولد روستای ده‌بریک از توابع شهرستان بخشت استان کهگیلویه و بویراحمد؛ برخی به خانواده ما عنوان 5+1 داده‌اند چراکه در زمان جنگ ۵ برادر به همراه پدرم هم‌زمان در جبهه بودند. از آن ۵ نفر سید هدایت الله شهید می‌شود. دو برادر دیگرم هم مجروح شدند. من نیز به‌عنوان یک نوجوان 14 ساله در سال 65 به جبهه رفتم و 17 ماه نیز به‌صورت داوطلب به‌عنوان تخریبچی و دیدبان اطلاعات تیپ ۴۸ فتح در دوران دفاع مقدس حاضر شدم که بعد از مجروحیت به اسارت درآمدم؛ اسیر شماره ۲۰۰۹۷ اردوگاه شانزده تکریت.
در حال حاضر نیز به‌عنوان کارمند میز ادبیات مقاومت بخش جنگ نرم دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مشغول به فعالیت هستم .

ایسنا: پایی که جا ماند یک اثر متفاوت و خاص از دوران اسارت است. در این خصوص توضیح دهید؟

 به‌طور خلاصه باید بگویم این کتاب 800 صفحه‌ای خاطرات 200 روز از 808 روز اسارت من به‌عنوان یک  نوجوان اسیر قطع عضو ایرانی 16 ساله و ناگفته‌های جنگ از سرگذشت‌نامه اسرای مجروح و مظلوم ایرانی در زندان‌های مخفی عراق و در بیمارستان الرشید بغداد و اردوگاه‌های تکریت بود که از سال 70 شروع به نگارش آن کردم. این روند 10 سال به طول انجامید و درنهایت کتاب «پایی که جا ماند» ثمره فعالیت 10 ساله است.

من در این کتاب تلاش کردم از بچگی‌ام فرار نکنم، روراست باشم و به‌عنوان یک نوجوان 16 ساله هرجایی که کم آورده‌ام آن را به‌طور صریح و باصداقت بیان کرده‌ام. همین صداقت و بیان جزئیات کامل وقایع که گاه خود نیز توان مطالعه و مرور آن را حتی در ذهن ندارم باعث شد تا این کتاب به‌خوبی مورد استقبال قرار بگیرد.

16314-62394.jpg

ایسنا: چرا آن را تقدیم به شکنجه‌گر خود کردید؟ اگر امروز وی را ببینید چه خواهید کرد؟

ولید فرحان گروهبان بعثی اهل بصره بود که شکنجه‌های وحشتناکش حتی نگهبان شیعه عراقی علی جار الله اهل نینوا را هم به گریه وامی‌داشت. اگر امروز با ولید فرحان ملاقات کنم با احترام وی را میهمان منزل خود کرده و از آن روزها و ایام سخن خواهم گفت.   

ایسنا: چه شد به فکر نوشتن در دوران اسارت افتادید؟

من به تقلید از شهید حمید جبل عاملی، که اصفهانی بود و در جبهه یادداشت روزانه می‌نوشت، به یادداشت‌های روزانه علاقه پیدا کردم.
تجربه ۲۰ ماه تخریبچی بودن و حضور در واحد اطلاعات و عملیات و دیده‌بان جزیره مجنون باعث شده بود بسیار نسبت به جزئیات ریزبین شده و آن را روی کاغذ بیاورم. آن زمان تنها می‌نوشتم که یک روز بیایم ایران و آن را برای خانواده و در آینده برای فرزندانم تعریف کنم.
در طول اسارت هم سعی کردم دیده‌بان حوادث و اتفاقات اطرافم باشم. نتایج دیده‌بانی‌ام از حوادث اطرافم شد این کتاب حدود 800 صفحه‌ای.

 ایسنا: شما از 808 روز اسارت تنها 200 روز آن را در این کتاب آورده‌اید. قصدی برای به‌روی کاغذ آوردن 608 روز دیگر دارید؟

600 روز از اسارت من در حقیقت اتفاقات روزمره بود که یا جزئیات کامل آن را در ذهن ندارم و یا ارزش تعریف کردن چندانی ندارد. چون قصد من از نوشتن کتاب ایجاد پلی میان گذشته و حال است تا مخاطبی که آن را مطالعه می‌کند بتواند از آن درس و الگویی دریافت کند.

ایسنا: اولین بار که شروع به نوشتن کدواژه کردید را به یاد دارید؟

آن روز یک اسیر مشهدی توسط یکی از عمل صدام حسین مورد شکنجه قرار گرفت و این اسیر بزرگوار با ضربه‌ای که توسط پوتین وی به سرش خورد دچار خونریزی شد و در نهایت به شهادت رسید. من با بند پوتین و کفش وی نخ تقویم درست کردم وهر روز گره‌ای بر  آن می‌زدم. از آن زمان هم به فکر نوشتن یادداشت‌های روزانه افتادم.

ایسنا: برای نوشتن نیاز به امکانات خاص نظیر کاغذ و قلم است. در اسارت چگونه آن را به دست می‌آوردید؟

در اسارت تلاشم بر ثبت حوادث و اتفاقات خاص و مختلف 808 روز اسارتم به‌صورت کدنویسی شده و کلیدواژه همراه با ذکر تاریخ بود که آن را در داخل عصا جاسازی می‌کردم.
 برای این کار از هر چیز کوچکی که می‌شد بر روی آن چیزی نوشت مثل کاغذهای سیمان، زرورق سیگار، کاغذ اطراف روزنامه استفاده می‌کردم. برای تهیه قلم نیز گاه با کشیدن جوهر با سرنگ از خودکار سربازان عراقی آن را تهیه می‌کردم.

ایسنا: آن زمان به این فکر می‌کردید که روزی این کلیدواژه‌ها به کتاب تبدیل شود. اصلاً فکر می‌کردید به ایران برگردید؟

 شاید تا 20 روز اول اسارت به‌واسطه شدت مجروحیت و اتفاقات تلخی که رخ داد فکر می‌کردم شهادت قسمت من خواهم شد اما بعد از قطع پا، این امید در من ایجاد شد که روزی به کشور بازخواهم گشت و از بند اسارت رها خواهم شد.
این یادداشت‌های کوتاه را تنها برای خانواده و تعریف خاطرات در آینده نوشتم اما بعدها خود را امانت‌دار آن روزها و راوی اتفاقات دوران اسارت دیدم تا به‌عنوان گنجینه‌ای در باب دوران اسارت در تاریخ بماند.
البته چون کسی از سرنوشت ما خبر نداشت و صلیب سرخ هم به اردوگاه‌های ما نیامده بود تلاش کردم تا اسامی 750 نفر از اسرای ایرانی نیز جمع‌آوری کنم تا اگر به سبب مجروحیت مرا زودتر از دیگر اسرا آزاد کردند آن را به اطلاع خانواده‌های آن‌ها و مسئولان مربوطه برسانم اما تمام آن‌ها زودتر از من آزاد شدند!

ایسنا: اگر امروز بخواهید نکته و یا خاطره‌ای به کتاب اضافه کنید آن چه خواهد بود؟

تنها نکته‌ای که در نگارش این کتاب از آن غفلت کردم این بود که با وجود ترس‌ولرز و احتیاط‌های بسیار یکی از اسرا من را در حال نوشتن یادداشت و جاسازی آن در عصا دید. به وی گفتم آنچه را دیدی فراموش کن و «شتر دیدی ندیدی». وی نیز خندید و گفت این کاری بی‌فایده است چراکه ما آزاد نخواهیم شد.
   
n00102755-b.jpg

ایسنا: از جزئیات مرقومه و دست‌نوشته رهبر معظم رهبر انقلاب در این کتاب بگویید؟

اولین تقریظ مقام معظم رهبری از کتاب «پایی که جا ماند» آغاز شد و چندی بعد نیز در تعدادی دیگر از کتاب‌های حوزه مقاومت معظم له تقریظ‌هایی داشتند که انرژی مثبتی را در بین نویسندگان این عرصه ایجاد کرد.
معظم له در مرقومه‌ای درباره کتاب «پایی که جا ماند» نوشتند:
بسمه‌تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن‌چنان‌که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این‌یک روایت استثنایی از حوادث تکان‌دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزءبه‌جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک‌سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است و از سویی دیگر غم و خشم و نفرت... درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.
دوم شهریور 91
سید علی خامنه‌ای  

ایسنا: انتظار این استقبال را از کتاب داشتید؟

خوشبختانه استقبال از این کتاب بسیار بود. این استقبال نشان‌دهنده این است که باید نویسندگان تلاش کنند تا شاخص‌های لازم و نگاه منطقی نسبت به خاطره نگاری را در خود تقویت کرده و در این مسیر گام بردارند.
متأسفانه در حال حاضر نگاه درستی نسبت به خاطره وجود ندارد و نویسنده‌ها می‌خواهند در کتاب‌های خود قهرمانانی دست‌نیافتنی و آسمانی بسازند که استقبال از این کتاب و آثار موفق دیگر نشان داد که میل جامعه به سمت کتاب‌هایی است که در آن واقعیات به‌طور کامل و بدون تغییر بیان می‌شود.
رمز موفقیت یک نویسنده در این است که ابتدا خاطره را شناخته و زوایای پیدا و پنهان زندگی فرد را با جزئیات لازم بیان کرد.

ایسنا: اهمیت نگارش آثار در حوزه مقاومت و دفاع مقدس در چیست؟

این کتاب‌ها و آثار به بازار آمده هرکدام به‌مانند قطعه‌ای از یک جورچین مهم و اثربخش است که در کنار هم گنجینه‌ای باارزش در حوزه مقاومت تشکیل می‌دهد.
البته در دیداری که به همراه تعدادی از نویسندگان با مقام معظم رهبری داشتیم ایشان فرمودند از خاطرات جمع‌آوری‌شده و چاپ بهترین آن‌ها در کشور رضایت دارند و می‌تواند کافی باشد لذا نویسندگان را به سمت نوشتن رمان‌های مناسب تشویق کردند.

ایسنا: به‌عنوان آخرین سؤال آیا کتاب جدیدی در دست نگارش و چاپ دارید؟

یادداشت‌هایی دارم که بیشتر آن‌ها را در خصوص آمریکا و حقوق بشر در این کشور نوشته‌ام اما فرصت نگارش کتاب را به سبب مشغله کاری ندارم.
  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha