بهاباد در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان، حال و هوای دیگری داشت، پس از نماز جماعت مغرب و عشاء، سر و صدای بچهها و بعضاً بزرگترها از هر کوی و برزنی به گوش میرسید که در دستجات چهار یا پنچ نفری و گاهی بیشتر به درب منازل مردم رفته و با قرائت اشعاری دسته جمعی، هدایایی را به صورت جنسی یا نقدی دریافت میکردند. البته گاهی هم برخی صاحبخانهها برای شوخی به پشت بام رفته بر سر و روی مراجعین آب میریختند.
هدایا معمولاً عبارت بود از بادام، گردو، سنجد، توت خشک، گندم برشته، پره شفتالو و زردآلو، خرما، نان خشک و گاهی میوههای فصل مانند انار و کسانی که وضعیت بهتری داشتند، مبلغی پول اهدا میکردند.
هدایا را در سفره فردی که به گردن خود آویخته بوده و اصطلاحاً پیش گوشه زده بودند، می ریختند و این برنامه معمولا تا پاسی از شب ادامه مییافت.
در روستاها گاهی دسته جات الله رمضون به چندین روستا میرفتند و پس از پایان مراسم، هدایا در گوشهای از کوچه و خیابان یا در خانه یکی از افراد گروه، تقسیم میکردند. گاهی هم بر سر تقسیم بحث و مجادله مختصری در میگرفت که در نهایت، ختم به خیر میشد.
اشعار سنت «الله رمضون» نیز چنین بود که ابتدا تک خوان یا نفر اصلی گروه که اشعار را حفظ بود، شروع میکرد و اعضاء گروه در پایان هر بیت جواب می دادند؛ «آی رمضون الله، الله رمضون، رمضون الله، خشنوده خدا».
اشعاری که تک خوان میخواند عبارت بود از؛
«رمضون الله، الله رمضون، شیخ سعدالله و عباس رضون
رمضون سرو بلند سی روزه، دل ما بر رمضون میسوزه
رمضون اومد و مهمونش کند، گاو وگوساله را قربونیش کند
گاو و گوساله که دستت نرسه، بز و بزغاله را قربونیش کند
بز و بزغاله که دستت نرسه، خروس یک ساله را قربونیش کند
رمضون اومده از راه سخود، خر لنگ داره و سربارش نخود
ماه میگرده به دور آسیا، ما طمع داریم چار پول سیاه
ماه میگرده به دور تنبی، ما طمع داریم دوری اشرفی
۱۲۰ ساله بشند چهار پسرت، نور بارون بشه قبر پدرت
در این خونه که هش هشی، میاد طَبق خرما با کشمشی میاد
چغوتو نشسته بر شاخ انار، جیک و پیک میکنه بر دار و بیار»
بعد هم میگفتند؛
«زودتر بیار زودتر بیار، ماطل(معطل) نکن میخوام برم
یک سلامی، یک جوابی، یک کبابی، یا علی و یا علی و یا علی»
اگر صاحبخانه به آنها هدیهای می داد، میگفتند؛ «این خونه که رو بر روزه، صاحب خونه مخمل دوزه»
و اگر چیزی نمی داد یا آب بر سر و روی آن ها میریختند، میگفتند؛ «این خونه که رو بر کمره، صاحب خونه تخم مرغه» یا میگفتند؛ «این خونه که رو بر روزه، صاحب خونه پالون دوزه»
اما فلسفه سنت «الله رمضون» علاوه بر خداحافظی و وداع با ماه مبارک رمضان، جشن و شادمانی برای کشتن «ابن ملجم مرادی» قاتل امیرالمونین علی(ع)، خوشحالی برای توفیق انجام وظیفه الهی روزه و عبادت و احیاء در ماه مبارک رمضان و گاهی به خاطر رفع نیاز در روزگاری که وضعیت اقتصادی گروههایی از مردم مناسب نبود، ذکر شده است.
البته برخی هدف از این سنت را برکت مال و اموال میدانستند زیرا مقداری از هدایای جمعآوری شده مانند گندم را روی انبار گندمهای خانه خود ریخته یا نان را بین نانهای خود قرار میدادند و بعضاً مقداری از هدایا را به منظور تبرک و تیمن به فامیل و همسایگان خود میدادند.
انتهای پیام
نظرات