به گزارش ایسنا، واکاوی تحولات فلسطین و بخصوص غزه نشان می دهد که نتانیاهو بازنده اصلی این تحولات است و از این رو تلاش میکند با ترور رهبران مقاومت عمر سیاسی خود را برای چند روزی تمدید کند. نتانیاهو که میداند پایان جنگ غزه، پایان عمر سیاسی اوست و باید بعد از آن از عرصه قدرت کنار رفته و در سناریوی بدتر به زندان برود.
مقامات ارشد حماس بر همین اساس اعلام کردهاند رژیم صهیونیستی با کشتن رهبران این گروه پیروز میدان نخواهد بود و این پیروزی، یک "پیروزی جعلی" است، زیرا تنها اهداف مدنظر نتانیاهو برای باقی ماندن در قدرت را تأمین میکند، نه اهداف رژیم صهیونیستی را.
نتانیاهو میداند دیر یا زود باید شرایط آتشبس در غزه را بپذیرد و به قول تحلیلگر اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل (CSIS)، پیروزی نتانیاهو تنها میتواند این باشد که پایان عملیات نظامی در غزه یا کاهش این عملیات را با شرایطی که خود مطرح میکند، بپذیرد. در همین زمینه نشریه "میدل ایست آی" مطلبی را تحت عنوان "پشت پرده تقلای نتانیاهو برای آتش افروزی در منطقه" آورده است: "هدف اصلی نخستوزیر رژیم صهیونیستی از ترور رئیس دفتر سیاسی حماس و آتش افروزی در منطقه ماندن در قدرت است و تمام اقداماتش ازجمله طولانی شدن جنگ غزه را باید در این راستا تجزیه و تحلیل کرد."
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با ترور اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس پیامی واضح به ایران و جنبشهای مقاومت با این مضمون که خواهان جنگی منطقهای است، ارسال کرد.
در گزارش میدل ایست آی آمده است:
"آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده با انکار هرگونه دخالت یا اطلاع قبلی در زمینه حمله ای که به ترور هنیه منجر شد، به اعتبار مخدوش واشنگتن آسیب بیشتری وارد کرد. مقام های امنیتی ایالات متحده یک ساعت پس از حمله به خبرنگاران گفتند، یکی از اعضای ارشد محور مقاومت جانش را از دست داد. آنها مشخص نکردند، کجا و چه کسی هدف ترور قرار گرفت. در ابتدا تصور میشد این حمله دوم در لبنان پس از هدف قرار دادن فؤاد شکر، ارشدترین فرمانده نظامی حزبالله و دست راست سیدحسن نصرالله، دبیر کل این سازمان بود.
بدیهی است مقام های امنیتی آمریکا در مدت چند دقیقه از حمله به اسماعیل هنیه اطلاع یافتند. اکنون قرار گرفتن نتانیاهو به عنوان هدایتگر منازعه در چنگال فاشیستهای آخرالزمانی اسرائیلی برای صدور فرمان آن حمله تنها نیمی از ماجراست.
از دو دهه پیش نتانیاهو معتقد بود، با درهم شکستن آرمان ملی فلسطینیان و خودداری از تشکیل کشوری مستقل به وسیله آنها، میتوان پیروزی صهیونیستها را رقم زد. اکنون وی فکر میکند با کشاندن آمریکا و بریتانیا به جنگ با ایران در آستانه دستاورد سیاسی نهایی اش قرار دارد.
دفتر اسماعیل هنیه در قطر محل مذاکره با میانجیگران قطری و مصری بود. نتانیاهو با ترور وی، مذاکره و توافق برای آزادی اسیران را به هم زد. بیمیلی نتانیاهو به مذاکره از آخرین دور مذاکرات رم آشکار شد؛ جایی که طرف اسرائیلی شرایط خود را چند برابر اعلام کرد و عملاً مانع از توافق شد. این موضوع در آخرین دیدار نتانیاهو از رفح نیز مشهود بود؛ در آن دیدار وی قول داد اسرائیل کنترل نامحدود خود را بر گذرگاه فیلادلفیا حفظ کند.
محمد بن عبدالرحمان آلثانی، نخستوزیر قطر در واکنش به ترور اسماعیل هنیه این سؤال را مطرح کرد، چگونه میتوان در زمانی که اسرائیل طرف مذاکره کننده را ترور کرده است، مذاکرات را پیش برد. هنیه یکی از اعضای کمیته مذاکره بود و حالا این کمیته باید بدون وی به کار خود ادامه دهد. هدف نخستوزیر قطر از طرح چنین موضوعی، انتقاد از نتانیاهو بود که تاکنون هرکاری توانسته برای افزایش تنشهای منطقه و تضعیف موضع دولت آمریکا در زمینه آتشبس دائمی و مخالفت با گشودن جبهه دوم در لبنان کرده است.
اسماعیل هنیه شخصیتی نبود که در مخفیگاه پنهان شود، بلکه عادی زندگی میکرد و همواره با قطر، ترکیه و ایران در حال مذاکره بود. اسرائیل مرد علمگرایی را ترور کرد که روزی برای مذاکره یا آتشبس به آن نیاز خواهد داشت. هنیه شخصی دوست داشتنی، خوش اخلاق، شنوندهای دقیق، متواضع و دیپلماتی کامل بود. وی هرگز از جنبش فتح یا محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین بدگویی نکرد. همان طور که احتمالاً اکنون باید برای ارتش اسرائیل نیز آشکار شده باشد، اگر اسرائیل نتواند حماس را در غزه شکست دهد یا از کار بیندازد، به افرادی درون حماس برای مذاکرات با آن گروه نیاز خواهد داشت.
از منظر راهبردی، اقدام اسرائیل رفتاری جنونآمیز است. ژنرال «امیرام لوین»، معاون سابق موساد گفته بود: نیروهای امنیتی باید به شدت با این اقدام مخالفت میکردند. حتی بدون حصول آتشبس نیز هنیه زنده برای اسرائیل بیش از هنیه ترور شده ارزش داشت.
اسرائیل میتوانست به طور قابل قبولی برای مخاطبان غربی استدلال کند که نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر دفاع را تا زمانی که هنیه آزاد است و در قطر زندگی کند به دادگاه کیفری بینالمللی تسلیم نخواهد کرد. در آن زمان اسرائیل میتوانست برای اخراج هنیه از قطر بر دوحه فشار اعمال کند. اکنون که هنیه از معادله خارج شده، اسرائیل چنین گزینهای را برای اعمال فشار از دست داده است.
واقعیت اینکه حماس با ترور اسماعیل هنیه تضعیف نخواهد شد؛ اسرائیل رهبران و فرماندهان زیادی از حماس را ترور، ولی این جنبش از نظر جذب نیرو و دسترسی به تسلیحات و نفوذ سیاسی، بیش از گذشته رشد کرده است. پس از حمله هفتم اکتبر 2023 نیز محبوبیت حماس در فلسطین، جهان اسلام و جهان عرب افزایش یافته است؛ تازهترین نظرسنجیها نشان میدهد، اگر اجازه برگزاری انتخابات آزاد در کرانه باختری داده شود، حماس پیروز رقابت خواهد بود. اکنون مقاومت حماس در برابر اسرائیل در مقایسه با زمان ریاست شیخ احمد یاسین چند برابر شده است. شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس بود که بر اثر شلیک موشکهای اسرائیلی ترور شد؛ در آن زمان هنیه ریاست دفترش را بر عهده داشت.
نتانیاهو راه حل مقابله با مشکلات داخلی را در برافروختن آتش در منطقه دیده است. تصادفی نیست دستور ترور هنیه یک روز پس از حمله فاشیستهای اسرائیلی و اعضای راست افراطی کنست به بازداشتگاهی صادر شد.
به عقیده منتقدان نتانیاهو، هدف اصلی وی بقای در قدرت است و تمام اقداماتش ازجمله طولانی شدن جنگ غزه را باید در این زمینه درک کرد. بقای سیاسی نتانیاهو متکی به حمایت احزاب راست افراطی است که به دنبال ادامه و گسترش جنگ هستند و آشکارا می خواهند موضعی تهاجمیتر در قبال ایران و حزب الله اتخاذ شود.
با وجود این، نادیده گرفتن شکستهای روزافزون داخلی اسرائیل که در میانه جنگی بزرگ رخ میدهد، کار اشتباهی خواهد بود. اسرائیل تلاش میکند در جهان خارج خود را تنها دولت قوی در همسایگی دولتهای فرومانده نشان دهد. نتانیاهو در یکی از حضورهای متعدد خود در برابر نمایندگان کنگره آمریکا خطاب به سیاستمداران آمریکایی این گونه لاف زنی کرد: از پیش ساخته شدهایم.
اما این وضعیت نیز نشانههای مشخصی از شکست را نشان میدهد. زمانی که ناپلئون و هیتلر در اوج قدرت بودند و ارتشهایشان اروپا را زیر چکمههای خود رام کرده بود، فکر میکردند حمله به روسیه ایده خوبی خواهد بود. اکنون نیز نتانیاهو این گونه میاندیشد.
ارتش اسرائیل این حقیقت را میداند که اگر میخواهند هر یک از اسیرانشان را زنده ببینند، ترور هنیه آخرین کاری بود که باید انجام میدادند. آنان میدانند آماده حمله به جنوب لبنان نیستند، زیرا تانک یا مهمات کافی در اختیار ندارند. آنان میدانند حزب الله، انصارالله و سایر گروههای مقاومت تا چه اندازه مسلح هستند و موشکهای شان تا چه اندازه مؤثر است. آنان در زمینه جغرافیا، فواصل، آسیبپذیری جمعیت و اقتصاد اسرائیل در برابر جنگ در پنج جبهه به طور همزمان میدانند.
وقتی حزب الله تهدید میکند فرودگاه بن گوریون را میبندد یا شبکه برق اسرائیل را از بین میبرد، این هشدارها تهدیدهای توخالی نیستند. نهادهای امنیتی اسرائیل میدانند در خطر از دست دادن فرماندهی و کنترل نیروهای خود هستند و اگر دستور عقب نشینی بدهند، ممکن است بسیاری از واحدها اطاعت نکنند.
اسرائیل تحت امر نتانیاهو اشتباه کلاسیک همه قدرتهای استعماری را مرتکب میشود. در سالهای پایانی رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی آن رژیم وارد وضعیت مشابه اسرائیل فعلی شده بود و تصمیم گرفت دولت آنگولا را سرنگون، رژیم دست نشانده در نامیبیا مستقر و به زیمبابوه، بوتسوانا و زامبیا حمله کند. همه پروژههای بیثمری که نتوانستند از فروپاشی آن رژیم جلوگیری کنند. اسرائیل تحت امر نتانیاهو نیز همین مسیر را طی میکند. کسانی که این موضوع را درک میکنند برای هیچ چیز دیگری جز حفظ خود پیش از آنکه نتانیاهو آنان را درگیر جنگی دیگر کند که احتمالا نمیتوانند آن را متوقف کنند، باید وارد عمل شوند".
انتهای پیام
نظرات