شمس لنگرودی گفت: غلامرضا بروسان نسبت به خود متوهم نبود و جایگاه خود را میدانست.
این شاعر و پژوهشگر در نخستین سالگرد درگذشت غلامرضا بروسان در گفتوگو با خبرنگار فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خراسان رضوی، اظهار کرد: متوهم بودن یک بیماری است و بروسان در شعر خود این بیماری را نداشت؛ شاید او جایگاهی رفیعتر را در ذهن خود متصور بود، اما فکر نمیکرد که هماکنون در این جایگاه قرار دارد.
او در ادامه تصریح کرد: این مسأله باعث رشد افراد میشود. در شعر، هر هنرمندی به طور ناخودآگاه خودبزرگبینی دارد و این با توهم بسیار متفاوت است، متأسفانه بیش از 90 درصد جامعه شعری ما به این بیماری مبتلا هستند.
شمس لنگرودی در رابطه با ویژگیهای شعری غلارضا بروسان خاطرنشان کرد: نوع تصویرسازیها در شعرهای وی نشاندهنده وقوفش به مکانیزم تصویرسازی بود؛ بروسان میدانست که تصویر صرفاً برای زیبایی شعر نیست و باید کارکردی کلی در مجموعه هر شعر داشته باشد.
او افزود: بروسان تصویر و تخیل را با وجهی عاطفی بیان میکرد و این دومین ویژگی شعر اوست.
این شاعر با بیان این مطلب که خیلی از شاعران تنها با یکی از این دو شاخصه در شعر حرکت میکنند، گفت: خیلی از شاعران یا فقط عاطفی حرکت میکنند و فاقد تخیل خلاقانه هستند و یا برعکس تخیل چشمگیری در شعرشان دیده شده، اما چون وجه عاطفی ضعیفی دارند، به صناعات ادبی نزدیک میشوند. شعرهای بروسان این دو را به طور همزمان داشت و با زبانی در مجموع قابل قبول آن را ارائه میکرد.
شمس با بیان این مطلب که بروسان هنوز شاعر تأثیرگذاری نشده بود، یادآور شد: یک هنرمند نمیتواند به راحتی تأثیرگذار شود، او در مسیری قرار گرفته بود که اگر ادامه مییافت، میتوانست او را به شعری تأثیرگذار تبدیل کند.
او در ادامه دورههای شعری بروسان را به دو دوره کلاسیک و مدرن تقسیم و اظهار کرد: برای ما دوره مدرن مورد توجه است، گرچه این دوره هنوز شروع یک راه بود. این قابل پیشبینی نیست که این شاعر به کجا میتواست برسد، اما اگر همه چیز را ثابت فرض کنیم، او میتوانست آینده بسیار خوبی در شعر داشته باشد.
شمس لنگرودی تصریح کرد: زیباییشناسی بروسان جذاب بود و میتوانست جریانساز باشد، اما او هنوز فرصت تثبیت خود را به دست نیاورده بود.
وی با اشاره به اینکه مشکل بسیاری از شعرهای امروز، نداشتن توانایی در جذب مخاطب است، شعرهای بروسان را در این زمینه موفق ارزیابی کرد و ادامه داد: بروسان باید بعدها زبان مستقلتری پیدا میکرد و شکل بهتری به موسیقی شعر خود میداد و به نظر میرسد که میتوانست این کار را انجام دهد.
شمس لنگرودی همچنین درباره ارزیابی اقبال عمومی به شعرهای این شاعر فقید گفت: مردم به راحتی چیزی را قبول نمیکنند، مگر امتحان خود را پس داده باشد و این مسأله در مورد یک اثر هنری نیز صادق است؛ برای مشاهده اقبال عمومی به شعرهای بروسان به گذر زمان نیاز است. معمولاً این اقبال از رأس جامعه شروع و آرام آرام به بدنه جامعه منتقل میشود.
او اضافه کرد: شعر رضا بروسان مورد توجه بخشی جدی از رأس جامعه قرار گرفته بود، اما اینکه آیا میتوانست به بدنه جامعه تسری یابد، هنوز مشخص نیست.
کم بودن شعرهای بروسان یکی از مسائلی بود که شمس لنگرودی با اشاره به آن، خاطرنشان کرد: این میتواند موجب کاهش اقبال مردم به شعر رضا بروسان شود؛ همچنین پارامترهای ذوقی جذب این شعرها در بین مردم مشخص نیست و این مسأله را گذر زمان مشخص خواهد کرد.
او در پایان اظهار کرد: اگر فن و محتوا در شعر با هم نباشند، از جذابیت شعر میکاهد. هنگامیکه افراد بیشتری به یک اثر جذب میشوند، نشاندهنده این است که هر دو شاخصه به خوبی با هم پیش رفتهاند. شعرهای بروسان در این دو جهت نیز هماهنگ حرکت کرده است.
انتهای پیام