/چو ايران نباشد تن من مباد/ ورجاوند: انگليسي‌ها در نقشه‌هايشان از برخي شيخ نشين‌ها به عنوان سرزمين‌هاي دزدان دريايي ياد مي‌كنند

طرح مساله‌ي تغيير نام خليج فارس در اطلس نشنال جئوگرافيك يك بسترسازي و زمينه سازي براي اينكه زمانيكه يك حركت سياسي و تا مرز احتمالا حركت نظامي پيشي بيني نشده در قبال اين جزاير بخواهد صورت گيرد، يك زمينه فرهنگي را براي آن فراهم كرده باشند. دكتر پرويز ورجاوند، كارشناس مسايل بين‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي ـ خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: بايد در نظر داشت كه تغيير نام خليج فارس مربوط به جريان جديدي نيست و يك پديده بلند مدتي است كه درست زمانيكه بل گريو، كارگزار انگلستان در بحرين در سال 1957 مستقر بود اين اسم را مطرح مي‌كند و در فاصله‌ي كوتاهي بعد از آن اين اسم به وسيله جمال عبدالناصر در سال 1960 به دليل داشتن اختلاف با ايران و به دليل اينكه مي‌خواست به عنوان قدرت مطلق در خاورميانه در آيد و ناسيوناليسم عرب را ساماندهي كند و سلطه مصر را بر كشورهاي عربي، استقرار بخشد، در يك سخنراني مفصل و با حمله شديد به ايران اعلام كرد كه از اين به بعد بايد اين خلج فارس را خليج عربي بناميد و به دنبال آن اتحاديه عرب هم به تمام كشورهاي عربي بخشنامه كرد و از همان زمان كشورهاي نفت خيز خليج فارس قدري از سرمايه‌شان را متوجه اين كردند كه بتوانند روي رسانه‌ها و مراكز فرهنگي اثر بگذارند و از ورود حتي يك كتاب يا نشريه‌اي كه در آن نام خليج فارس برده شده باشد را به تمام سرزمين‌هاي عربي جلوگيري كردند. وي افزود: اين يك حركت بلندمدتي است كه شروع شده اما آنچه كه در حال حاضر در پيوند با اقدامات جديد نشنال جئوگرافيك حايز اهميت است، عبارت است از اينكه، افزون بر مساله تغيير نام خليج فارس يا اضافه كردن نام خليج عربي در زير نام خليج فارس كاري كه پيام خاص سياسي را به دنبال دارد، واژه‌اي است كه در مورد جزاير سه گانه ايراني‌ ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك به كار گرفته شده و در اطلس رسمي نوشته شده است كه اينها جزاير اشغال شده به وسيله ايران هستند. ورجاوند تصريح كرد: اين پديده‌اي است كه تقريبا در طول تاريخ بي‌سابقه است. به دليل اينكه نمي‌توان تازمانيكه مجامع جهاني مثل سازمان ملل و غيره وجود دارند، واقعيت‌هاي تاريخي يك بخش‌هاي (خاكي يا آبي) از يك سرزمين را از مالكيت آن جدا كرد و به نام يك سرزمين ديگري آن را ناميد. وي در ادامه افزود: اين يك حركتي است كه از نظر واقعيت تاريخي، با توجه به پرشمارترين نقشه‌هاي موجودي كه از يونان باستان تا به حال وجود دارد نشان مي‌دهد كه آن زمانيكه هنوز اصلا سرزميني به نام شارجه و كشورهاي به نام امارات متحده شكل نگرفته و هنوز تا اوايل قرن نوزدهم در نقشه‌هايي كه منتشر شده، از تمام اين بخش‌ جنوبي، شيخ نشيناني مثل شارجه، دبي، ابوظبي و غيره را در نقشه‌هاي خود انگليسي‌ها به عنوان سرزمين‌هاي دزدان دريايي ياد مي‌كنند، و به اين اعتبار اصلا اين سرزمين‌ها نامي و دولتي نداشته است. اين كارشناس خاطر نشان كرد: در ربع آخر قرن بيستم است كه اين سرزمين‌ها به صورت يك دولت درمي‌آيد و جالب اين است كه سرزمين‌هايي كه براي مدت تقريبا سه يا چهار دهه است كه شخصيت حقوقي پيدا كرده‌اند و مورد پذيرش دنيا به عنوان يك دولت سرزميني شناخته شده‌اند، بخواهند بر جزايري كه متعلق به سرزميني است كه روزگاري سرزمين خودشان و فراتر از سرزمين خودشان مثل يمن و غيره جزيي از خاك ايران به شمار مي‌آمده، است. وي با تاكيد بر اينكه اينها مسايلي نيست كه يك سازمان توانمندي مثل سازمان نشنال جئوگرافيك نسبت به آن ناآگاه بوده باشد، گفت: اين موسسه به طول كامل بر اين واقعيت‌هاي تاريخي مسلم آگاهي دارد، اما چرا با داشتن اين آگاهي دست به چنين حركتي مي‌زند و اسم جزيره كيش و لاوان را هم تغيير مي‌دهد، و در مقابل اين جزاير هم يك چنين جمله غير معقول و غير منطقي را مي‌نويسد؟ اين هشداري است به ايران كه در عمل نتوانسته است در جهت حفظ منافع ملي كشور در منطقه خليج فارس آنچنان عمل كند كه يك شيخ نشين جرات اين چنين موضع‌گيري را نداشته باشد. ورجاوند در ادامه گفت: اگر آن زماني كه دنياي غرب در امارات متحده، دبي و ابوظبي به سرمايه‌گذاري‌هاي كلان شروع كرد و آنجا را به صورت غير منتظره‌اي از يك حالت بياباني به وضع امروزي درآوردند ما يك سياست تقابل با دنياي غرب را نداشتيم، اين كيش و قشم و ديگر جزاير ايراني بودند كه مي‌توانستند موقعيت امروزي امارات متحده را داشته باشند كه ملت ايران را هم از نظر نفوذ و قدرت سياسي‌شان در منطقه خليج فارس و هم از نقطه نظر اقتصادي در يك موقعيت بسيار توانمندي قرار دهند. اين كارشناس با بيان اينكه چوب ناآگاهي و عملكرد غلط مسوولان را مي‌خوريم، گفت: در حال حاضر هم طرح اين مساله در نقشه‌ي نشنال جئوگرافيك بايد يك زنگ خطر باشد داير بر اينكه اين يك زمينه‌سازي مي‌شود براي اينكه اگر ما نتوانيم در سياست خارجي خودمان تحولات چشمگيري به وجود بياوريم و نتوانيم واقعيت‌هاي مربوط به حضور و نفوذ گسترده آمريكا را كه در برخي موارد خودمان زمينه ساز حضورشان بوده‌ايم درك نكنيم و نتوانيم به يك تعامل منطقي برسيم بايد انتظار داشته باشيم كه مساله جزاير سه گانه به صورت يك مساله‌ي جدي‌تري از آنچه كه تا به حال بوده در آيد و طرح اين مساله در اطلس نشنال جئوگرافيك يك بسترسازي و زمينه سازي براي اينكه زمانيكه يك حركت سياسي و تا مرز احتمالا حركت نظام پيش بيني نشده در قبال اين جزاير بخواهد صورت گيرد، يك زمينه فرهنگي را براي آن فراهم كرده باشند. ورجاوند در ادامه در پاسخ به اينكه بازيگران مشهود و غير مشهود اين اقدام چه كساني هستند؟ و آيا طرح چنين مساله‌اي چگونه زمينه را براي دخالت‌ قدرت‌هاي فرمنطقه‌اي در منطقه فراهم مي‌كند، گفت: ما در واقع شرايطي را به وجود آورده‌ايم كه تا قبل از انقلاب، آنهايي كه فرياد مي‌زدند ايران ژاندارم منطقه خليج فارس است اصلا ذهنشان متوجه اين مساله نيست كه اگر ايران مي‌توانست در سراسر منطقه خليج فارس حضور قدرتمند داشته باشد بهتر بود، يا اينكه در مقابل آن قرار بگيريم كه امروز يك شيخ نشين كوچك بتواند عليه ما اين جنجال در دنيا به جود آورد. وي افزود: در مجموع جز بازيگراني بوديم كه شرايطي را فراهم كرديم كه آمريكا بتواند ناوگانش را در سراسر خليج فارس استقرار دهد كه اين يك برنامه‌اي بود كه مي‌توان گفت چندين دهه آمريكا به دنبالش بود و با كمال تاسف به آن دسترسي يافت و در خليج فارس با پرشمارترين ناوگانهاي خود مستقر شد و امروز براي اينكه بتواند بر تمامي منابع انرژي منطقه خليج فارس از يك سو و درياي مازندران آسياي مركزي از سوي ديگر تسلط كامل پيدا كند تا به اعتبار آن بتواند قدرت مانور بالايي را در مقابل اروپا، چين و روسيه به دست آورد، امروز بر آن است كه در منطقه خليج فارس با حمايتي كه از اين شيخ نشين‌هاي مختلف انجام مي‌دهد و قراردادهاي دوجانبه نظامي كه با اينها منعقد كرده و از آنها حمايت مي‌كند كه اروپا به آنها اسلحه دهد، زماني مي‌توانند در مسير مسلح شدن گسترده حركت كنند و به مقدار زيادي براي تسليحاتشان هزينه كنند كه در واقع يك دشمن براي آنها ساخته و پرداخته شود. ورجاوند تصريح كرد‍: اگر ما يك سياست آگاهانه مي‌داشتيم كه با كشورهاي منطقه در تفاهم كامل به سر مي‌برديم امروز اين ما بوديم كه بايد با اينها قراردادهاي مختلف امنيتي منعقد مي‌كرديم و مي‌رفتيم در مسيري كه يك اتحاديه قدرتمند به وجود آوريم نه اينكه اتحاديه‌اي را عربستان در آنجا ساماندهي مي‌كند كه بتواند اين شيخ نشين‌هايي را كه در تمامي طول تاريخ يا جزيي از خاك ايران بوده‌اند يا هميشه خودشان را زير چتر حمايتي ايران مي‌بردند، امروز رودرروي ما قرار مي‌گيرند. وي تاكيد كرد: در شرايط كنوني كه ما از يك سياست خارجي هوشمندانه منطبق با واقعيت‌ها و امكانات تبعيت نمي‌كنيم؛ مدام چون گذشته اين 25 ساله فرصت‌هاي بسياري را از دست مي‌دهيم و در حال حاضر هم شرايطي به وجود مي‌آيد كه اين شرايط مي‌تواند براي بهره‌برداري قدرت‌هاي فرامنطقه‌اي توانمند جهان به ضرر ملت ايران بتواند مورد بهره‌برداري قرار گيرد. انتهاي پيام
  • جمعه/ ۴ دی ۱۳۸۳ / ۱۶:۳۳
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد خبر: 8310-01554
  • خبرنگار : 71362