تازه‌های کتاب برای بچه‌ها

کتاب «یک قطره باران» نوشته محمدرضا شمس، «آبی» نوشته سارا کریستو و «رستوران باب ناقلا» اثر باب شی راهی بازار کتاب شده‌ است.

به گزارش ایسنا، «یک قطره باران» نوشته محمدرضا شمس با تصویرگری زهرا مروستی در ۲۴ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۹۲ هزار تومان برای کودکان بالای ۵ سال در انتشارات میچکا منتشر شده است.

 در معرفی این کتاب آمده است: مضمون و سخن اصلی این کتاب خالق جهان هستی است. کسی که در لحظه‌لحظه‌ موجودات جهان هستی حضور دارد. درست است که شخصیت‌ها در ابتدا از او بی‌خبرند و حتی متوجه نشانه‌هایش نمی‌شوند اما قصه که پیش می‌رود همه‌چیز مشخص و معلوم می‌شود.

در شروع داستان بو یک ظرف عسل و یک ماهی می‌بیند. او خبر ندارد که این تله‌ای از جانب شکارچی است. شکارچی هم خوشحال است که شکار خوبی به تورش خورده است. اما افتادن فقط یک قطره باران روی دست شکارچی او را از عملی که قصد انجامش را دارد، بازمی‌دارد.

این قطره باران چند بار دیگر هم‌ روی دست شخصیت‌ها می‌افتد و نویسنده ‌این جمله را تکرار می‌کند که هوا صاف بود و حتی یک لکه ابر هم در آسمان نبود. این تکرار از طرفی به بافت جملات حالتی شاعرانه و حتی می‌توان گفت آهنگین می‌دهد و از جهتی در خدمت تأکید روی مضمون اصلی قصه است. این‌که خالق جهان ناظر همه‌چیز است و در همه‌جا حضور دارد.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است:  بو جلو رفت.

یک ظرف عسل روی سبزه‌ها بود.

یک ماهی درشت روی سبزه‌ها بود.

شکارچی از پشتِ درخت بو را نگاه می‌کرد.

نور ماه روی تفنگش افتاده بود.

تفنگ برق می‌زد…

 همچنین کتاب «آبی» با نویسندگی و تصویرگری سارا کریستو با ترجمه هستی خیبر در ۳۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۰۵ هزار تومان  با موضوع  کنترل احساس‌ها برای کودکان بالای ۴ سال  در نشر یادشده عرضه شده است.

 در معرفی این اثر آمده است:  در بسیاری مواقع کودکان حتی وحشت دارند ترس‌هایشان را برای دیگران بازگو کنند. می‌دانید چرا؟ اول این‌که نگرانند آن‌چه می‌گویند باورپذیر نباشد و اطرافیان آن‌ها را مسخره کنند و دوم این‌که تصور می‌کنند بیشتر از جانب همان ترس مورد اذیت واقع شوند. بچه‌ها تلاش می‌کنند آن را پنهان کنند تا شاید دست از سرشان بردارند. اما نمی‌دانند وقتی چیزی را در ذهن پنهان کنند بیشتر اذیت می‌شوند.

این کتاب هم یکی از همین مشکلات را بازگو می‌کند. دخترک رازی دارد که نمی‌تواند آن را به دیگران بگوید و چون به دیگران نمی‌گوید راز آنقدر بزرگ و گنده می‌شود که نمی‌گذارد درست زندگی کند.

در پشت جلد کتاب می‌خوانیم: هیس…
من رازی آبی دارم که بزرگ و ترسناک است!
ولی شاید آبی آنقدرها هم ترسناک نباشد؛
و شاید لازم نباشد که آن را مخفی کنیم.
به‌هرحال، همه‌ ما گاهی اوقات احساس آبی بودن می‌کنیم…

 دیگر کتاب منتشرشده در نشر میچکا، «رستوران باب ناقلا» با نویسندگی و تصویرگری باب شی با ترجمه ثمین اسپرغم است که در ۳۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه با موضوع دوستی در دسترس کودکان بالای ۶ سال قرار گرفته است.

باب ناقلا قصه‌ همه کسانی است که فکر می‌کنند کارشان با فریب و کلک پیش می‌رود ولی در نهایت درس بزرگی از این تفکر اشتباه خود می‌گیرند. نقشه‌ باب در انتها نه تنها خودش که اطرافش را هم تغییر داد. تغییراتی خوب. او محیط اطرافش را دگرگون کرد. نقشه‌ او نه تنها به ضرر پرندگان نشد بلکه دنیای آن‌ها را نیز عوض کرد.

در شروع ماجرا او تمساحی تنبل و تنها بود که به نظر می‌رسید حتی با بقیه تمساح‌ها هم چندان تأملی ندارد. این را از آنجا می‌توان متوجه شد که وقتی ایده رستوران به ذهنش ‌رسید این فکر هم به دنبالش آمد که می‌تواند آن را به بقیه‌ همنوعشان بفروشد و از این راه صاحب طلا و الماس شود. اگر او تمساح تنهایی نبود و با بقیه تمساح‌ها تعامل داشت به جای فروش ایده، آن را با دیگران در میان می‌گذاشت.

باب تمساحی تک و جداافتاده است و با توجه به این‌که در داستان به تنبلی سایر تمساح‌ها نیز اشاره‌ شده است به نظر می‌رسد همه آن‌ها از هم جدا هستند، چون تحرکی ندارند. درصورتی‌که شهر پرنده‌ها پر از جنب‌وجوش و حرکت است. نشان حرکت هم علاوه بر ساختن مدرسه و پارک، آوردن اتومبیل است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: 

به رستوران باب ناقلا خوش آمدید!

جایی که مهمانان در فهرست غذاها هستند!

 انتهای پیام 

  • چهارشنبه/ ۸ اسفند ۱۴۰۳ / ۱۸:۲۹
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 1403120805928
  • خبرنگار : 71573