در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، نهاد «امور تربیتی» با هدف گسترش و تعمیق ارزشهای انقلاب اسلامی در نظام آموزش و پرورش کشور شروع به شکل گیری کرد و بر همین اساس شهیدان رجایی و باهنر در دوران تصدی وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۹ شمسی اقدام به تاسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس کردند تا دانشآموزان با ارزشهای اسلامی آشنا شوند؛ در همین راستا به سراغ مبین صالحی، دکتری روانشناسی و استاد دانشگاه رفتیم و درباره شیوه صحیح تربیت اسلامی و تفاوتهای آن با روش تربیتی غربی و مدرن امروز به گفتوگو پرداختیم؛ که متن مصاحبه در ادامه میآید:
ایسنا: چگونه میتوان یک برنامه تربیتی هدفمند و اصولی طراحی کرد؟
تربیت بیشتر بر روی فرزندپروری تمرکز دارد که در اصطلاح غربی به آن parenting میگویند و معمولا تعاریف و دیدگاههای زیادی در این زمینه وجود دارد اما بر اساس پژوهشهایی که تاکنون انجام دادم، تربیتی صحیح و اصولی است که هدفمند باشد یعنی کودک در همه ابعاد در مسیر رشد قرار بگیرد و برای شناخت ابعاد وجودی کودک؛ ابتدا باید والدین نیاز فرزند خود را بشناسند.
پس از شناسایی نیازهای کودک، اگر والدین به سمت رفع این نیازها حرکت کنند، کودک رشد خواهد کرد اما با توجه به گسترده بودن این نیازها و متفاوت بودن ویژگیهای شخصیتی هر کودک؛ تربیت، کار آسانی نیست. این روند باید با مهارت، آموزش و یک برنامه دقیق تربیتی همراه باشد بنابراین یک تربیت اصولی؛ هدفمند، برنامهریزی شده و همراه با شناخت از نیازهای کودک جهت رشد و تعالی ساختن ابعاد وجودی فرزند است.
ایسنا: اصول روش تربیت اسلامی بر چه پایهای استوار است؟
در رابطه با تربیت اسلامی تحقیقات گستردهای در قالب کتاب و مقاله حداقل در این ۲۰ سال اخیر انجام شده است و این موضوع زیر شاخهای از روانشناسی اسلامی است که بر پایه آموزههای دینی استوار است، بنابراین وجود تربیت اسلامی با توجه به انبوه تحقیقات دانشگاهی و حوزوی انجام گرفته، غیرقابل تردید است.
مسلمانان اعتقاد دارند که خداوند انسان را آفریده و بیشتر از هر کسی خداوند انسان را میشناسد بنابراین باید به گفتههای خداوند در رابطه با انسان مراجعه کرد، بدین گونه با رجوع به متون دینی، تربیت اسلامی به صورت یک برنامه عملی در اختیار یک مربی قرار میگیرد. مسلمانان معتقدند که انسانها بر اساس فطرت خود عمل میکنند که در این موضوع پیامبر اسلام(ص) میفرمایند: «کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی اَلْفِطْرَةِ» به این معنا که هر فردی بر اساس فطرت خود زاییده میشود.
پس تربیت باید بر اساس فطرت انسان برنامهریزی شود و این تربیت برای هر شخص بر اساس ویژگیهای فردی و فطری وی متفاوت است اگر در تربیت از سلیقه شخصی خود استفاده کنید احتمال بیماری در فرزند بیشتر میشود به طور مثال اگر غذای یک انسان بالغ به نوزاد شیرخوار داده شود، علائم مریضی در نوزاد پدیدار میشود یا دریغ کردن محبت والدین از فرزند که منجر به بیماری میشود.
بنابراین تربیت باید در قلمروی ویژگیهای فطری انسان باشد تا اثرگذار نیز باشد، گام بعدی برای پیاده کردن یک روش تربیت اصولی، انسان شناسی است که از طریق متون دینی قابل استخراج و دین اسلام به صورت همه جانبه به ابعاد فیزیولوژی و مادی، روانشناختی، اجتماعی و معنوی پرداخته و رعایت تمامی این ابعاد در یک تربیت اصولی ضروری است.
حالا با توجه به تربیت اسلامی، اولین بُعد، برنامهریزی ذهنی کودک است به این معنا که به جای سرزنش، تحقیر و امر و نهی کردن، به کودک تفکر کردن را بیاموزید اگر دقت کنید در قرآن کریم به مسائل اخلاقی بیشتر از احکام پرداخته شده بنابراین تربیتی که بر اساس اصول اسلامی استوار باشد، والدین مانند یک راهنما عمل میکنند نه کسی که دستور میدهد یا امر و نهی میکند.
ایسنا: مستند قرآنی یا روایی روش تربیت اسلامی را بیان کنید؟ و چه نکاتی در یک تربیت صحیح اسلامی باید در نظر گرفته شود؟
به طور مثال آیه سوم سوره انسان «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا» «ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس» به نعمت عقل اشاره دارد که انسان خودمختار است تا به واسطه عقل و شعور راه درست را برگزیند اما خداوند علاوه بر این نعمت راه صحیح و غلط را به همراه نتیجه هر دو راه را برای ما آشکار ساخته تا آسانتر مسیر خود را انتخاب کنیم.
مبنای دین اسلام بر اساس عقل است، حالا مربی یا والدین به عنوان راهنما مسیر صحیح و غلط را برای فرد مشخص میکنند و در آخر فرد به واسطه عقل خود راه را انتخاب میکند اما تربیت ابعاد مختلفی را در بر میگیرد که به یکی از آنها به عنوان آزادی و خودمختاری کودک اشاره کردیم ولی باید توجه داشت رعایت این بُعد در کنار دیگر ابعاد باعث تربیت اصولی میشود در واقع تربیت مانند یک پازل است تا وقتی تمامی قطعات در کنار یکدیگر نباشند، معنایی ندارد.
نکته بعدی تغافل است که در دین اسلام برای یک تربیت اصولی به آن تاکید شده، در این مورد روایتی از امام علی(ع) بیان شده: «مَن لم یَتَغافَلْ و لا یَغُضَّ عن کثیرٍ مِن الاُمورِ تَنَغَّصَت عِیشَتُهُ؛ کسی که تغافل نکند و از بسیاری از امور چشمپوشی نکند، زندگی او تیره و کور خواهد شد»، پس تغافل یعنی نادیده گرفتن کارها و رفتارهای نامطلوب کودک با هدف ترک آن رفتارها و کارها است.
به مرور زمان با بزرگ شدن کودک و نگاه او به الگوهای رفتاری یعنی پدر و مادر خود رفتارهای نامطلوب خود را ترک خواهد کرد اما توجه و واکنش شدید نسبت به رفتارهای نامطلوب با سرکشی و پرخاشگری کودک همراه میشود همچنین باعث دوری فرزند از محیط خانواده خواهد شد، بنابراین تربیت، صرف توجه به کودک نیست بلکه تربیت یعنی توجه بیشتر والدین نسبت به رفتارهای خود است.
اگر والدین به سلامت روانی و جسمی خود بیاهمیت باشند در تربیت فرزند خود شکست خواهند خورد یعنی تربیت یک ماجرای یک طرفه نیست و فرزند و والدین با یکدیگر به رشد میرسند اگر والدین به این موضوع آگاه باشند که تربیت کودک باعث رشد معنوی و روانشناختی آنان میشود با عشق و علاقهی بیشتری زمان خود را وقف فرزند خود خواهند کرد.
در یک تحقیقی که انجام شد، متوجه شدند زن و شوهری که فرزند دارند نسبت به خانوادهای که فرزندی ندارند از آرامش روانی و طول عمر بیشتری برخوردارند در واقع داشتن فرزند باعث امید و انگیزه والدین نسبت به ادامه زندگی میشود علاوه بر این نباید از اجر اخروی فرزندپروری نیز غافل شد، امام صادق(ع) میفرمایند: «بدون تردید، خداوند بر بنده خود به خاطر شدّت محبّت به فرزندش، رحم میکند».
در روایتی دیگر امام صادق(ع) میفرمایند: «موسی بن عمران(ع) گفت: پروردگارا! کدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن کودکان؛ زیرا سرشت آنان بر توحید من است و اگر آنها را بمیرانم، به رحمت خود به بهشتشان میبرم»؛ تربیت راه آسانی نیست اما باعث رشد روانی و معنوی خانواده میشود در واقع والدین به واسطه تربیت فرزند یک هدف مشترک پیدا میکنند و رابطهشان با یکدیگر تقویت نیز میشود.
بُعد دیگر یک تربیت اصولی، تکریم کودک است که در واقع ارزش و احترام قائل شدن برای فرزند است و تکریم فرزند؛ فراتر از احساس محبت است، در دین اسلام توصیه شده است که با کلمات زیبا فرزند خود را صدا بزنید، مکان خوبی را در خانه برای او در نظر بگیرید و از خطاهای او چشم پوشی کنید همچنین اگر در نظر بگیریم که فرزند یک خانواده اشرف مخلوقات است؛ با این نگاه میتوانیم تربیتی خدایی را در پیش بگیریم.
ایسنا: روش تربیتی مدرن در مقایسه با تربیت اسلامی چه تفاوتهایی دارد؟
در برخی خانوادههای مذهبی یکسری زاویهگیریهایی با روشهای روانشناسی غربی دیده میشود در صورتی که یافتههای تربیتی در روانشناسی مدرن با روانشناسی اسلامی مشترکات بسیاری دارد اما در دین اسلام به دلیل نگاهی جامع و در نظر گرفتن بعد معنوی انسان این روش روانشناسی کاملتر و اصولیتر است.
به طور مثال ویلیام گلاسر در نظریه انتخاب خود به نیازهای اصلی انسان اشاره میکند؛ نیاز به بقا، عشق و تعلق، قدرت، آزادی و خودمختاری و در نهایت نیاز به تفریح و سرگرمی اما در این نظریه هیچ توجهی نسبت به بُعد معنوی انسان نشده است در صورتی که سازمان بهداشت جهانی نیز (WHO) انسان را دارای ابعاد زیستی، اجتماعی، روانی و معنوی میداند اما در اکثر پروتکلهای تربیتی غربی بعد معنوی رعایت نمیشود.
از لحاظ اصول تربیتی غربی فقط لذت بردن برای کودک اهمیت دارد و از آن جنبه معنوی غافل شدند، توصیه میکنم برای یادگیری یک اصول تربیتی صحیح والدین به مشاور رجوع کنند، همینطور که برای رانندگی نیاز به گواهینامه و شناخت انواع وسیلههای ماشین را داریم در مورد تربیت کودک نیز که بسیار در زندگی والدین و خود فرزند تاثیرگذار است نیاز به شناخت و درک از فرزند را داریم و باید به یک متخصص در رابطه با سوالات خود مراجعه کنند.
انتهای پیام