قیچا گلین، عروسک بومی منطقه میانه آذربایجان شرقی است که فقط یک عروسک نیست و حرفهای زیادی برای گفتن دارد. این عروسک با تلاش بانوی قصهگو و علاقهمند به سنتهای بومی، احیا شده است، با الهام از قصهای که تا مدتها ورد زبان بومیها بود، قصهای که بخشی از آن را در زیر میخوانید:
قیچا با ابروهای پیوندی و گیسهای بافته شده، چارهای نداشت تا خودش را به شکل مردها درآورده و با تیر و کمانی که از سرشاخههای درخت درست شده بود، برای نجات شوهرش، چوپان گرفتار در دره گچیلیک که در دام مارها اسیر شده بود، به دل قافلان کوه صعبالعبور بزند.
قیچا تا مدتها به عنوان عروسک دستسازهای که نمادی از وفاداری و شجاعت بود، بر روی طاقچههای خانههای روستایی و بقچههای مادربزرگها دیده میشد و همین داستان چند صد ساله، چراغ عروسکسازی را در ذهن قصهگوی میانهای روشن کرد تا با قیچا گلین نشان ملی فیروزه را در نهمین دوره جایزه فیروزه کسب کند.
فلسفه پیدایش این ایده و ساخت این عروسک در نوع خود جالب و مورد توجه است و هنوز هم کوهنوردان جمعه آخر سال را در گچیلیک یولی کوه قافلان (پلنگ) جشن میگیرند، درست همان نقطهای که چوپان گرفتار شده بود.
اما در جواب اینکه قیچا گلین از کجا آمده، باید بگوییم؛ گلین در زبان ترکی به معنی عروس است و قدیمیترها عروسک را گلین خطاب میکردند؛ اما هاچا و قیچا به سرشاخههای درختان تازه هرس شده گفته میشد که در هفتههای آخر اسفند ماه و به طور معمول یک هفته قبل از چهارشنبه سوری انجام میشد. قیچاها پس از هرس، به تعداد فرزندان دختر و پسر خانواده و دوست و آشنا بر سر سفره چهارشنبهسوری چیده میشدند، برای پسر بچهها تیر و کمان و برای دختر بچهها عروسک میساختند و هدیه میدادند.
به گفته فاطمه محمودی- احیاگر عروسک قیچا و قصهگوی بینالمللی که ۲۵ سال از عمرش را صرف قصهگویی و مطالعه و تحقیق در این زمینه و فرهنگ بومی کرده،- مطالعات نشان میدهد، در فرهنگ آذربایجان، تفاوتی چندانی در تهیه وسیله بازی بین فرزند پسر و دختر قائل نمیشدند و از همان ابزاری بازی پسران برلی دخترها هم وسیله بازی درست میکردند. قیچا زنانگی دختران را تداعی میکرد و از آن برای پسرها تیر و کمان و برای دخترها عروسک میساختند؛ یعنی از ابزاری که ۱۰۰ درصد ابزار بازی پسران بود، برای دخترها عروسک درست میکردند.
قیچا در حالی که با یک تیر دو نشان میزد، نقش جنسیتی را هم به بچهها آموزش میداد، قیچا در نقش تیر و کمان، کسب روزی و نان آور خانه بودن و به دنبال شکار رفتن را به پسر بچهها یاد میداد و به دختران هم مادرانگی و زنانگی را میآموخت و انگار قدیمیها فکر همه چیز را کرده بودند.
دختر بچهها موقع بازی با برادرانشان، سر و لباس عروسک را که جداشدنی بود، جدا کرده و آن را به صورت تیر و کمان درست کرده و با پسرها بازی میکردند. قیچا گلین، نماد زنانگی است.
به گفته محمودی، در شهرستان میانه آذربایجان شرقی هم مثلی بسیار قدیمی در بین بومیهای منطقه با این کلمه رایج است و هر کسی را خود را آراسته کرده و پیراسته لباس بپوشد، قیچا گلین خطاب میکنند.
این خانم قصهگو و دارنده نشان ملی فیروزه که ۱۰ جلد کتاب قصه مثلهای ترکی به زبان ترکی، معادل قصه ما مثل شد را هم به رشته تحریر درآورده، تحقیقات زیادی را در مورد قیچا گلین انجام داده است که بخشی از آن به تجربه مادربزرگها برمیگردد و همکاری با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، خانم قصهگو را با منابع تحقیق در مورد عروسک قیچا آشنا کرده است.
محمودی، دغدغه فرهنگی زیادی دارد و معتقد است، احیای قصهها و عروسکهای بومی و فولکلور در عصری که همه از تهاجم فرهنگی گلایه داریم، ضرورتی بیش از پیش دارد و با اشاره به نقش تربیتی عروسکها در شکلگیری شخصیت کودکان در این خصوص میگوید: برای احیای فرهنگ بومی و مقابله با تهاجم فرهنگی، لازم است تا در درجه اول با فرهنگمان آشنا شویم. موقع خرید عروسک برای بچهها باید از خودمان سوال کنیم این عروسک با چه هدفی ساخته شده است؟ آیا این عروسک میتواند بچه را به طبیعت پیوند و نقش جنسیتی و حس زن بودن و نرد بودن را به او آموزش دهد؟.
او ادامه میدهد: پنج سالی است که احیای عروسکهای ملی مورد توجه قرار گرفته و یکی از دوستانم در استان خوزستان، تجربه موفقی در این مورد داشت که با انگیزه گرفتن از آن تجربه موفق، تصمیم گرفتم، ریشه قیچا گلین را پیدا کنم.
و اما جشنواره فیروزه، جشنوارهای ملی بود برای عروسکها و کاراکترها که آیتمهای خاص خود را دارد و دولت با هدف احیای فرهنگ بومی از برندگان این جشنواره حمایت میکند.
گفتنی است؛ به همت فاطمه محمودی، قیچا گلین، عروسک محلی میانه، نشان ملی فیروزه را از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور دریافت کرد و این هنرمند نام آشنا که افتخارات فرهنگی و هنری کمنظیری را در سطح کشور به دست آورده، این بار با شرکت در جشنواره ی کشوری فیروزه این اتفاق مهم را رقم زد.
کتاب «مین بیر مثل، مین بیر حکایه» به معنی هزار مثل، هزار قصه نیز عنوان ۱۰ جلد کتابی است که او برای اولین بار و در سطح وسیع مثلهای ترکی را در قالب قصه به تحریر درآورده و گوش هنرجویان خود را در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان با آن نوازش میدهد و قصه ملک محمد نیز توسط خانم محمودی به نام آذربایجان شرقی ثبت و احیا شده است.
انتهای پیام