دکتر«محمدنبی صالحی» در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: دلبستگی یک ارتباط دو طرفه و سازنده است که معمولا در بین کودک و والد،زوجهای جوان و دوستان شایع است اما وابستگی یک جنبه مرضی و بیمارگون دارد که در آن افراد ممکن است به یک فرد یا حتی اینترنت و مواد وابسته شوند.
صالحی با بیان اینکه دلبستگی باعث رشد و پویایی فرد میشود اما وابستگی یک ارتباط یکطرفه و بیمارگون است،تصریح کرد: در وابستگی زمانی که فرد از طرف مقابل خبری نداشته باشد یا از آن دور باشد، دچار بیقراری شدید و آشفتگی حال میشود که این نشاندهنده وابستگی عاطفی شدید است.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: وابستگی شدید عاطفی یک اختلال به نام شخصیت وابسته است که مستقل نبودن فرد، عدم توانایی در تصمیمگیری،بی قراری شدید،احساس ناامنی و احساس پوچی در صورت از دست دادن فرد مقابل از نشانههای آن است.
این روانشناس گفت: یکی دیگر از رفتارهای فرد وابسته توجیه کار خود است،برای مثال با بیان اینکه من طرف مقابلم را دوست دارم و به او علاقهی شدید دارم کار خود را توجیه میکند.
صالحی با بیان اینکه شکلگیری پیوند عاطفی در دوران کودکی بسیار مهم است و پایهگذار ارتباطهای بعدی است، گفت: رسیدن کودک به سن جوانی و ارتباط آن با جنس مخالف همگی از پیوند عاطفی دوران کودکی سرچشمه میگیرند و کودکی که سطح دلبستگی آن ایمن باشد، در روابط آتی مشکل زیادی ندارد.
صالحی ادامه داد: وقتی مادری از کودکش جدا میشود و کودک شروع به بیتابی شدید میکند این نشان دهنده آن است که سطح دلبستگی کودک ایمن نیست و ممکن است این رفتار و دلبستگی نا ایمن در روابط بعدی او خصوصا در دوران نوجوانی و جوانی تاثیر بگذارد.
این روانشناس با بیان اینکه ذات انسان نیاز به ارتباط اجتماعی دارد، گفت: اولین ارتباط اجتماعی که برای کودک به وجود میآید توسط مادر است و این ارتباط ارزش سازگارانه و تکامل دارد.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه نوع تربیت والدین، به موقع تغذیه دادن،در دسترس بودن ،ویژگیهای ارثی و شخصیتی و حتی نوع کلماتی که بیان میکنند بر ایجاد دلبستگی در کودک تاثیر دارد، گفت: محیطی که کودک در آن رشد میکند که بیشتر آن توسط مادر شکل میگیرد بسیار مهم و تاثیرگذار است و کودک از راههایی مثل نوازش کردن و بوسیدن تحریک میشوند و این تحریک باعث فعال شدن مغز کودک و سرانجام درک و دریافت محبت میشود.
صالحی با بیان اینکه وابستگی در هر سنی ممکن است رخ دهد،گفت: وابستگی در هر شرایطی و با هر عنوانی اشتباه است و یک بیماری محسوب میشود و دقیقا شبیه به یک اعتیاد است که فرد وابسته با دوری از فرد مقابل دچار آشفتگی و بیقراری،تحریکپذیری و پرخاشگری میشود.
وی با بیان اینکه شایعترین نوع این اختلال، وابستگی به جنس مخالف است، گفت: ممکن است افراد خصوصا در سن نوجوانی و در دوران مدرسه به همجنس خود وابسته شوند که این هم جنبه بیمارگون و مرضی دارد.
مدرس دانشگاههای ایلام با بیان اینکه اختلالهای شخصیتی درمانهای سخت و پیچیده دارند،گفت: اگر سن فرد از 18 سال بیشتر باشد،روانشناس تشخیص اختلال شخصیت وابسته را برای فرد میدهد و قبل از این سن قابل تشخیص نیست.
صالحی با بیان اینکه شکلگیری شخصیت در کودکی،ساختار ژنتیکی،نوع تربیت و برخورد والدین،عزت نفس،نوع ارتباط فرد در جامعه، در بهوجود آمدن این حالت بیمارگون تاثیر دارند،گفت: بنا به دلایلی که گفته شد تنها کاری که در درمان این اختلال انجام میشود این است که از وخیمتر شدن اوضاع و پیشرفت آن جلوگیری کنیم و حتی در صورت شدت و داشتن خطر برای خود فرد و طرف مقابل که حالت اورژانسی به خود میگیرد و نیاز به دارو درمانی دارد.
این روانشناس گفت: اگر وابستگی کنترل نشود ممکن است فرد دچار افسردگی یااقدام به خودکشی کند و همچنین روابط بعدی فرد تحت تاثیر این رابطه معیوب قرار میگیرد،برای مثال هم در کلینیک و هم در بیمارستان مشاهده کردهام که افرادی به دلیل این اختلال شخصیت وابسته دست به خودکشی زدهاند.
صالحی با بیان اینکه فرد وابسته برای طرف مقابل خود، تن به هر کاری میدهد و به دنبال این است که تنش و ناراحتی خود را رفع کند،گفت: بودهاند افراد با ادب،با اصالت و حتی مذهبی که دچار وابستگی شدهاند که طرف مقابل با پیدا کردن نقطه ضعف فرد وابسته او را به رابطهای ناخواسته دچار میکند که این اتفاق در بین دختران و گیر افتادن آنان بیشتر دیده میشود، که این نشاندهنده این موضوع است که وابستگی اصلا ختم به خیر نمیشود.
وی با بیان اینکه وابستگی معمولا به یک شخص خاص شکل میگیرد،گفت: افراد وابسته، طرف مقابل خود را کامل و بینقص میبینند و در ذهن خود این شخص را بسیار خاص میداند.
صالحی مسائل فرهنگی،عقیدتی،مذهبی و خانوادگی را از عوامل وابستگی به همجنس خود دانست و گفت: شرایط فرهنگی جامعه ما ارتباط با جنس مخالف را نمیپذیرد و این افراد با توجه به عقایدی که دارند، دچار وابستگی به همجنس خود میشوند و در این میان طرف مقابل ممکن است آزار ببیند که البته در وابستگی به همجنس خود درمان سادهتر ممکن است صورت بگیرد.
این روانشناس اولین قدم در درمان وابستگی را آگاهی فرد وابسته از این موضوع دانست و گفت: طرف مقابل و اطرافیان با نشستن پای صحبتهای فرد وابسته یا معرفی یک کتاب میتوانند کمک کننده باشند و به آگاهی فرد وابسته کمک کنند و همچنین فهماندن نقاط کور و ناشناخته در فرد وابسته که خود از آن اطلاع ندارد ولی طرف مقابل یا اطرافیان آن را میدانند هم بسیار کمک کننده است، این نقاط کور میتواند همان ویژگیهایی باشد که فرد وابسته دارد ولی خود از آنها بی خبر است.
صالحی ادامه داد: در این رابطه ممکن است فرد مقابل واقعا آزار ببیند،اگرچه که فرد وابسته قصد چنین کاری را ندارد و رفتارهای او ممکن است به دلیل نگرانی باشد،که در این بین فرد مقابل باید به فرد وابسته بفهماند که او هم از این رفتارها اذیت میشود و تا حد امکان و توان به فرد وابسته آگاهی بدهد و او را متوجه رفتارهای خود بکند.
وی در پایان گفت:ما در روابط انسانیمان باید به این حد برسیم که هر کسی مسئول روابط و رفتارهای خودش است.
انتهای پیام