حجتالاسلام حسین طائب نهم اسفند در سومین دوره کشوری نخبهپروری شهید آیت که در دارالقرآن حضرت ولیعصر(عج) مشهد برگزار شد با بیان اینکه خداوند در قرآن کریم برای داشتن یک زندگی خوب، راهبردهای متعددی را ارائه داده است، اظهار کرد: این راهبردها شامل وظایف فردی و روابط خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و بینالمللی میشود. اگر بخواهید در روابط بینالملل موفق باشید، باید به این اصول توجه کنید. خداوند به مؤمنان میفرماید: "ای کسانی که ایمان آوردهاید، صبر کنید و خود را مقاوم سازید." اگر میخواهید در زندگی شخصی خود موفق شوید، باید به مقاومسازی خود بپردازید.
وی افزود: این مقاومسازی در سه عرصه اصلی مطرح میشود؛ ابتدا مقاومت در برابر مشکلات و مصائب است. برای اینکه قوی باشید، باید در برابر چالشها ایستادگی کنید. دومین مورد اطاعت از اوامر خداوند است. خداوند دستوراتی مانند نماز و روزه را به ما داده است. روزهداری به معنای خودداری از برخی لذتها برای تقویت بندگی و اطاعت از خداست. سومین آن نیز ترک معصیت است. یعنی لذتی که در نافرمانی خدا وجود دارد، نباید شما را فریب دهد. باید در برابر لذتهای نامشروع مقاومت و لذتهای مشروع را انتخاب کنید.
مشاور فرمانده سپاه با بیان اینکه باید پس از مقاومسازی فردی، به تشکیل جبهه مقاومت اجتماعی بپردازید، عنوان کرد: دور هم جمع شوید و یک شبکه اجتماعی مقاوم ایجاد کنید. ارتباطات خود را گسترش دهید و بر موانع پیش رو غلبه کنید. قرآن میفرماید که باید روابط خود را توسعه دهید و با رعایت اصول اجتماعی، به گسترش ارتباطات بپردازید. اگر این مراحل را دنبال کنید، خداوند به شما رستگاری و موفقیت در زندگی عطا خواهد کرد.
طائب با بیان اینکه وضعیت کشور ما در نظم جدید جهانی، تحت تاثیر تقابلهای فزاینده میان قدرتهای بزرگ، در حال تغییر و تحول است، گفت: اکنون فاصلهها در عرصه جهانی بیشتر میشود و آمریکا در آستانه دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال خود از بریتانیا قرار دارد. این استقلال که در سال ۱۷۷۶ به وقوع پیوست، با بیانیهای تحت عنوان "بیانیه استقلال" همراه بود که ارزشهای آمریکایی را تبیین میکرد. آمریکا به تدریج ارزشهایی چون آزادی، خوشبختی و حقوق بشر را به قانون اساسی خود اضافه کرد. این ارزشها بر پایه ده عنصر اصلی استوار بودند که شامل علم، ثروت، تقید مذهبی، استقلال و آزادی میشد.
وی ادامه داد: آمریکاییها در آن زمان اعلام کردند که با سه قدرت نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی، ارزشهای خود را جهانی خواهند کرد. این روند تا سال ۱۹۱۷ ادامه داشت و با ظهور جمهوریهای مارکسیستی، رقابت جدیدی شکل گرفت. در این میان، جنگهای جهانی اول و دوم زمینهساز تحولات عمدهای در نظام جهانی شدند. پس از فروپاشی دولت عثمانی، ارزشهای اسلامی به حاشیه رانده شد و قدرتهای بزرگ مانند آمریکا و شوروی به رقابت پرداختند.
رئیس سابق اطلاعات سپاه اضافه کرد: این رقابت به دوقطبی شدن جهان منجر شد؛ بلوک غرب با ارزشهای لیبرالیسم و کاپیتالیسم در برابر بلوک شرق با مکتب مارکسیستی و اقتصاد سوسیالیستی قرار گرفت. در سال ۱۹۴۸، تأسیس اسرائیل و تقسیم سرزمین فلسطین، نقطه عطفی در این تحولات بود. کشورهای اسلامی که به دنبال احیای ارزشهای خود بودند، به سازمان ملل پیوستند، اما ارزشهای اسلامی در این نظم جدید جایی نداشت. به این ترتیب، تقابل میان ارزشهای آمریکایی و اسلامی همچنان ادامه یافت و کشور ما نیز در این میان در تلاش است تا هویتی مستقل و پایدار را در برابر چالشهای جهانی حفظ کند.
جمهوری اسلامی؛ محور سوم در نظام دوقطبی جهان
طائب با بیان اینکه در این میان، مردم ایران به دنبال سیاست «نه شرقی، نه غربی» بودند و میخواستند که کشورشان به عنوان محور سوم مطرح شود، افزود: این حرکت ارزشهای اسلامی را دوباره زنده کرد و به دنبال آن، دو قطب جهانی به جنگ و کودتا علیه ایران روی آوردند تا مانع از شکلگیری دوباره قدرت اسلام شوند. آمریکا در سال ۱۳۲۰ به ایران وارد شد و کودتای ۲۸ مرداد را رقم زد. در سال ۱۳۵۱، تعداد مستشاران آمریکایی در ایران به ۳۵ هزار نفر رسید. حقوق این مستشاران از کارمندان ایرانی بیشتر بود و تمامی این هزینهها بر دوش دولت ایران قرار داشت. به علاوه فشارهای زیادی به صنعت نفت ایران وارد میشد و صادرات نفت بسیار افت کرد. این تحولات نشاندهنده تلاشهای آمریکا برای کنترل و تضعیف موقعیت ایران در منطقه بود.
وی با اشاره به فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱، بیان کرد: آن زمان رئیسجمهور وقت ایالات متحده اعلام کرد که قرن بیست و یکم را به عنوان قرن آمریکایی میشناسد. آمریکاییها پس از ۵۰ سال قانون امنیت ملی خود را تغییر دادند و استراتژی جدیدی برای قرن ۲۱ تدوین کردند. هدف آنها این بود که در دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ایالات متحده، چالشهایشان را حل کنند و به عنوان کدخدای دهکده جهانی مطرح شوند.
مشاور فرمانده سپاه ادامه داد: اکنون وضعیت نظم جهانی به گونهای است که آمریکاییها در گزارشهای ۲۰۲۰ پیشبینی کرده بودند که روند آنها در سال ۲۰۲۵ نزولی خواهد بود. آنها به دنبال تضعیف چین، روسیه و ایران هستند. در این راستا، اوکراین به عنوان یک مثال بارز مطرح است. در سال ۲۰۰۴، آمریکا بیش از پنج میلیارد دلار در اوکراین هزینه کرد تا این کشور را به سمت غرب سوق دهد و انقلاب رنگی را راهاندازی کرد. اما پس از گذشت یک دهه، در سال ۲۰۱۴ روسها به اوکراین حمله و سه منطقه آن را به خاک خود ملحق کردند.
طائب اضافه کرد: حالا با ورود ترامپ به صحنه، اوکراین دیگر از حمایت مستقیم ایالات متحده برخوردار نیست و ترامپ به اروپا میگوید که باید خودشان از اوکراین حمایت کنند. این تغییرات نشاندهنده نوسانات جدی در سیاستهای جهانی و تأثیر آن بر ملتها و اقتصادها است. سازمان بانک جهانی نیز اعلام کرده است که اگر اوکراین بخواهد به حالت قبل برگردد، نیاز به ۱۰ سال هزینه دارد. این وضعیت نشاندهنده چالشهای جدی برای اوکراین و کشورهای مشابه است.
وی با بیان اینکه پس از خروج نیروهای روسی از افغانستان، آمریکاییها به این نتیجه رسیدند که نمیتوانند این منطقه را از طریق جنگ اداره کنند و باید به حمایت از گروههای مذهبی و فرقهای بپردازند، گفت: القاعده که در سال ۱۹۸۸ تأسیس شد، به عنوان یکی از این گروهها مورد حمایت آمریکا قرار گرفت. این حمایت باعث شد که دوگانگی در میان آنها شکل بگیرد. القاعده که به آشفتگی افغانستان و پاکستان دامن زد، در سال ۲۰۰۱ به تهدیدی برای آمریکاییها تبدیل و بهانهای برای حمله به افغانستان شد.
رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه ادامه داد: آمریکاییها به بهانه اینکه القاعده مسئول حملات ۱۱ سپتامبر است و مواد مخدر از افغانستان به بیرون منتقل میکند، به افغانستان لشکرکشی و هزینهای بالغ بر هفت میلیارد دلار را صرف این جنگ کردند. آنها اعلام کردند که ابتدا باید دولت موجود و گروههای طالبان را سرنگون کنند و سپس یک دولت جدید با قدرت نظامی آمریکایی بسازند. با این حال، پس از ۲۰ سال آمریکاییها نتوانستند به هدف خود برسند و در بدترین شرایط افغانستان را ترک کردند و قدرت دوباره به طالبان بازگشت و وضعیت کشت و قاچاق مواد مخدر به مراتب بدتر از زمان ورود آمریکاییها شده بود. اکنون ترامپ معتقد است که دولت افغانستان باید هزینههای باقیمانده را به آمریکا پرداخت کند.
طائب با اشاره به تلاشهای آمریکا برای کاهش تولید نفت ایران، بیان کرد: امروز عربستان روزانه ۱۰.۵ میلیون بشکه نفت خام صادر میکند. پس از وقوع درگیریها در اوکراین، آمریکاییها فشار بیشتری به کشورهای منطقه برای تولید نفت آوردند. عراق نیز ۴.۵ میلیون بشکه نفت صادر میکند، در حالیکه صادرات نفت ایران به ۱.۷۵ میلیون بشکه کاهش یافته است. در گذشته، آمریکاییها با ورود به ایران تولید نفت ما را به ۶۰۶ میلیون بشکه رسانده بودند. ۷۵ درصد درآمدهای نفتی ما از آن آمریکا بود و تنها ۲۵ درصد آن به خودمان میرسید. زمانی که شاه به قدرت رسید، با اصرار و اعتراض توانست این سهم را به ۵۰ درصد افزایش دهد.
وی با اشاره به وضعیت فروش نفت در دولتهای پس از انقلاب، اظهار کرد: در دولت احمدینژاد تولید نفت افزایش یافت. در دولت روحانی، تولید نفت یک میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه بود که پس از مذاکرات با آمریکاییها و امضای برجام، تولید به دو میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه و صادرات به ۸۰۰ هزار بشکه رسید. در دولت رئیسی، تولید به سه میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه افزایش پیدا کرد و نیمی از آن صادر میشد و نیمی دیگر به پالایشگاههای داخلی اختصاص مییافت.
مشاور فرمانده سپاه با بیان اینکه در مقایسه با عربستان که جمعیتش یکسوم ماست و عراق که جمعیت کمتری دارد، این آمارها قابل تأمل است، افزود: سؤال این است که پول فروش نفت ما کجا میرود؟ این پول به حساب نظام جمهوری اسلامی واریز میشود، اما به دلیل تحریمها، امکان جابهجایی آن وجود ندارد. ما باید این تحریمها را دور بزنیم و پول را به حسابهای خود در سوئیس، عمان و قطر منتقل کنیم. در واقع، پول نفت ما در بانک مرکزی آمریکا میماند و ابتدا مطالبات خود را برداشت و سپس هزینههای مربوط به سازمان ملل را که در جنگ کویت ایجاد شده بود، تسویه میکند. این وضعیت از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ ادامه داشته است.
طائب در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه ایران در جنگ با عراق، تعداد زیادی شهید تقدیم کرده است و در نهایت به صلح و آشتی با عراق رسید، چرا ایران حاضر نیست با ایالات متحده به توافق و آشتی برسد؟ عنوان کرد: سابقه درگیری ایران با عراق منحصر به پس از انقلاب اسلامی نیست. پیش از انقلاب، عراق عضو پیمان ورشو و ایران تحت سلطه غرب بود. جنگ به نوعی نتیجه تقابل دوگانگی بین حمایتهای آمریکا از ایران و حمایتهای شوروی از عراق بود. بعد از انقلاب، هر دو قدرت جهانی یعنی روسیه و آمریکا، به حمایت از عراق پرداختند و جنگ ۸ ساله آغاز شد.
وی با بیان اینکه پس از سقوط صدام، ما آتشبس کردیم و در پی احقاق حقوق خود از عراق بودیم، اضافه کرد: این سوال مطرح میشود که برای شکایت و دریافت غرامت باید به کجا مراجعه کنیم؟ دولتها تغییر کردند و آمریکاییها و کشورهای دیگر به سرمایهگذاری در عراق پرداختند تا دولت جدیدی را شکل دهند، اما ما هیچگاه به دنبال جنگ و درگیری نبودهایم و همواره راهبرد ما حسن همجواری بوده است. امروز دیگر با عراق جنگ و خصومت نداریم و برای دریافت غرامت از این کشور باید فرایندهای بینالمللی را طی کنیم. اما عراق اکنون دیگر تهدیدی برای ما محسوب نمیشود. روابط ما با این کشور بر پایه منافع مشترک شکل گرفته و به نظر میرسد که میتواند به نفع هر دو طرف باشد.
برای تعامل با آمریکا، این کشور باید از تهدیدات خود علیه ما بکاهد
رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با بیان اینکه برای تعامل با آمریکا، این کشور باید منفعتی برای ما ارائه دهد یا از تهدیدات خود بکاهد، گفت: ما نمیتوانیم بدون منافع، با آمریکا آشتی کنیم. در حال حاضر، روابط ما با عراق نهتنها به لحاظ اقتصادی بلکه از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز برای ما سودمند است. عراق تهدیدی برای ما نیست؛ نه سرویسهای جاسوسی این کشور در ایران فعالیت میکنند و نه اقداماتی مانند بمبگذاری که در دوران صدام رایج بود، وجود دارد. روابط ما با عراق امروز به یک همکاری سودمند تبدیل شده و این وضعیت به نفع هر دو کشور است.
طائب ادامه داد: اگر ما بتوانیم روابط خود با عراق را توسعه دهیم و در عین حال طلبهای خود از این کشور را مطرح کنیم، میتوانیم منافع بیشتری به دست آوریم. اما اگر بخواهیم به دلیل این مطالبات، تبادلات اقتصادی و زیارتی خود با کربلا و نجف را متوقف کنیم، منطقی نیست. نباید بگذاریم که عدم دریافت طلبها مانع از همکاریهای اقتصادی و فرهنگی ما با عراق شود. عراق در مجامع بینالمللی گاهی با ما همراه است و گاهی نه، اما در زمینههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تعاملات خوبی داریم.
وی با بیان اینکه در زمان انقلاب، مردم به دلیل نارضایتیهای اقتصادی و فرهنگی اقدام به انقلاب کردند، گفت: کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، پیش از انقلاب اعلام کرد که هیچ دوستی چون شاه در ایران ندارد و هیچ کشوری به اندازه ایران با آمریکا هماهنگ نیست. اما پس از فرار شاه و تشکیل جمهوری اسلامی، آمریکاییها به جای به رسمیت شناختن حکومت جدید، سفارت خود را به مرکز جاسوسی تبدیل کردند و در پی تجزیهطلبی و ایجاد درگیری بودند که به گروگانگیری منجر شد. ما در الجزایر با آمریکاییها مذاکره کردیم و به توافقی رسیدیم که شامل تعهداتی از سوی طرفین بود، اما طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکرد.
مشاور فرمانده سپاه اضافه کرد: ما در مذاکرات الجزایر به آمریکاییها گفتیم که پولهای ما را بازگردانند، اما هنوز پولهای ما را ندادهاند. اما برای تعامل با این کشور، حداقل باید اطمینان حاصل کنیم که آمریکا تهدیداتی علیه ما ایجاد نکند و شبکههای جاسوسی و انفجاری را در کشور ما به راه نیاندازد. به یاد داشته باشید که وقتی جیسون رضائیان به عنوان سرشبکه آمریکاییها در منطقه دستگیر شد، آمریکا برای تحویل گرفتن او مجبور شد ۱۶ نفر از زندانیان ما را آزاد کند، دو بانک ما را از تحریم خارج کرد و ۱.۷ میلیارد دلار از بدهیهای خود به ما را پرداخت.
نگویید ریشه تمام مشکلات در عدم مذاکره با غرب است
طائب با بیان اینکه ما در برجام به تمامی تعهدات هستهای و موشکی خود عمل کردیم، افزود: اما ترامپ توافق را پاره کرد و گفت که این توافق به نفع ایران است. ما بارها با آمریکا تعامل داشتهایم، از جمله در زمان شاه و برای انعقاد قرارداد الجزایر. پس چرا همیشه انتقادها متوجه خودمان است؟ آدرس غلط به جوانان ندهید و نگویید ریشه تمام مشکلات در عدم مذاکره با غرب است. این ملت ایستاده و اگر ایستادگی مردم نبود، به این پیروزیها نمیرسیدیم. جوانان ما اگر آگاه باشند، درک خواهند کرد که نظام مردمسالاری دینی به معنای انتخاب واقعی است. چرا در سال ۸۸ آمدند تا بازی را بر هم بزنند؟ زیرا انتخابات آن سال مصداق عینی یک نظام مردمسالاری دینی بود. ۸۴ درصد مردم پای صندوقهای رأی آمدند و همه طیفهای سیاسی در انتخابات حضور داشتند.
وی در پاسخ به اینکه چرا با وجود روابط ما با چین و روسیه، این کشورها با ادعاهای امارات در مورد حاکمیت بر جزایر سهگانه همراهی میکنند، گفت: ما با کشورهای مختلف روابط متفاوتی داریم؛ یا رفیق هستیم، یا رقیب، یا حریف. حریف به معنای دو کشوری است که تلاش میکنند منافع و امنیت ملی یکدیگر را به خطر بیندازند. رقیب، کشوری است که با ما تعامل میکند تا از این تعامل منافع بیشتری به دست آورد، حتی اگر نتواند. رفیق کسی است که منافع و امنیتش را با کشور دیگر به اشتراک میگذارد.
مشاور فرمانده سپاه ادامه داد: ما با چین و روسیه در وضعیت رقابتی قرار داریم. چین نمیخواهد با ما بجنگد، بلکه هدفش این است که جای آمریکا را بگیرد و به دنبال برقراری روابط با کشورهای منطقه، مانند عربستان، است و در عین حال مواضع خود را در برابر ما به گونهای اتخاذ میکند که نشاندهنده تعامل و رقابت همزمان باشد. در نهایت، ما تلاش میکنیم از تعاملات با چین و روسیه بهرهبرداری کنیم و یک جبهه مشترک در برابر غرب ایجاد کنیم. اما اینکه آیا این جبهه موفق خواهد شد یا نه، به تحولات آینده بستگی دارد.
انتهای پیام
نظرات