در مقاله «شناسایی علل کمتحرکی نوجوانان»، ارائه شده در هشتمین همایش ملی و سومین همایش بینالمللی انجمن علمی مدیریت ورزشی، آمده است؛
بیتحرکی به کمبود فعالیت بدنی یا ورزش اشاره دارد که میتواند منجر به طیفی از پیامدهای منفی سلامتی ازجمله چاقی، بیماری قلبی، دیابت و افسردگی شود، با وجود فواید بیشمار فعالیت بدنی، بسیاری از نوجوانان غیرفعال هستند و این روند رو به افزایش است. عدم تحرک در بین پسران نوجوان در سالهای اخیر به نگرانی فزایندهای تبدیل شده است، مشکلی که نه تنها سلامت جسمانی دانش آموزان را، بلکه سلامت روانی و عاطفی آنان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. در واقع نوجوانانی که غیرفعال هستند عادتها و رفتارهای بدی را در خود ایجاد میکنند که تا بزرگسالی نیز ادامه مییابد، آنان ممکن است فاقد انگیزه برای انجام فعالیتهای بدنی باشند و این امر میتواند منجر به سبک زندگی بیتحرک در بزرگسالی شود. تاثیر کمتحرکی بر جامعه را میتوان در طول عمر کوتاهتر، پیامدهای سلامت ضعیفتر و کاهش کیفیت زندگی مشاهده کرد.
طبق پژوهشی که در مجله «سلامت نوجوانان» منتشر شده است، بیتحرکی در میان نوجوانان به مشکلی رو به رشد در سراسر جهان تبدیل شده است که پیامدهای قابلتوجهی برای سلامت جسمی و روانی جمعیت در این گروه سنی دارد. نتایج تحقیقات متعدد نشان دادهاند که عدم فعالیت بدنی، بهویژه زمانی که با استفاده بیش از حد از وسایل الکترونیکی همراه شود، به افزایش مشکلاتی مانند چاقی و بیماریهای قلبی عروقی کمک میکند. علاوه بر این، نتایج تحقیقات فزایندهای نشان میدهد که تاثیرات سبک زندگی بیتحرک به بدن جسمانی محدود نمیشود، بلکه میتواند بر سلامت روان نیز تاثیر بگذارد، برای مثال احساس اضطراب و افسردگی را افزایش دهد.
تحقیقی که در موسسه روانپزشکی، روانشناسی و علوم اعصاب در کینگز کالج لندن در بریتانیا انجام شد، اطلاعات ۳۶۷۵ نوجوان را که بخشی از یک تحقیق کوهورت بودند، تجزیهوتحلیل کرد. این تجزیهوتحلیل شامل اطلاعات مربوط به رفتار بیتحرک بود که در دو مقطع زمانی ۱۴ سالگی نوجوانان و سپس در ۱۷ سالگی جمعآوری شد. در مرحله اول، شرکتکنندگان یک دفتر یادداشت روزانه را تکمیل کردند که در آن فعالیتهای مختلفی که هر ۱۰ دقیقه انجام میدادند را ثبت کردند. این فعالیتها در زمینههای گستردهتری ازجمله فعالیت بدنی عمومی، زمان صرف شده برای خواب، زمان تفریحی با صفحه نمایش، زمان تفریحی بدون صفحه نمایش و رفتار بیتحرک آموزشی دستهبندی میشوند.
در سن ۱۷ سالگی، همان شرکتکنندگان با استفاده از یک پرسشنامه ۶ سوالی در مورد احساسات خود، با استفاده از ابزاری بهنام مقیاس کسلر، ناراحتی روانی خود را گزارش کردند. این سوالات شامل «چند بار در ۳۰ روز گذشته» شرکتکننده احساس عصبی، ناامیدی، بیقراری، افسردگی، اضطراب و بیارزشی میکرد. تجزیهوتحلیل نمرات، بر اساس مقیاس، نشان داد که آیا آنان پریشانی روانی دارند یا خیر.
به گفته یکی از محققان، این واقعیت که این تحقیق بر اساس پاسخهایی به رفتار بیتحرکی ثبت شده در یک دفتر یادداشت روزانه انجام شده، یکی از تفاوتهایی است که نتایج را بسیار مرتبط میسازد. وی توضیح داد که روشهای مختلفی برای اندازهگیری رفتار بیتحرک وجود دارد. یکی از آنها که عینیتر است، از شتابسنج (نوعی وسیله برای اندازهگیری میزان حرکت فرد) استفاده میکند، اما نمیتواند بین فعالیتهای مختلف بیتحرکی که بسیار گسترده هستند، تمایز قائل شود. رفتار بیتحرک شامل فعالیتهای مختلفی مانند استفاده از رایانه، تماشای تلویزیون، مطالعه، گوش دادن به موسیقی یا حضور در کلاس است. بیشتر تحقیقات بر تجزیهوتحلیل کل زمان نشستن متمرکز است، اما ما میتوانیم فعالیتهای بیتحرک مثبتی مانند حضور در کلاس و انجام تکالیف داشته باشیم و فعالیتهایی مانند صرف وقت زیاد در اینترنت یا انجام بازیهای ویدئویی وجود دارند که مفید نیستند.
روش دوم اندازهگیری رفتار بیتحرکی، ذهنی است، در آن افراد به پرسشنامهای پاسخ میدهند که در یک هفته معمولی چقدر زمان را صرف بیتحرکی، تماشای تلویزیون، بازیهای ویدیویی، کار یا مطالعه میکنند. با این وجود، این روش به حافظه شرکتکننده بستگی دارد.
داشتن سوابقی از تمامی فعالیتهای این نوجوانان که در یک دفترچه یادداشت رسمی ثبت شده است، نتیجه بسیار معتبرتری را ارائه میدهد و دقت قابل اعتمادتری در دورههای زمانی مختلف دارد اما محقق این پژوهش میگوید: استفاده از این نوع ابزار معمول نیست، زیرا اجرای آن دشوار است.
تاثیر مطالعه
برای تجزیهوتحلیل دادهها، محققان چندین متغیر ازجمله جنسیت، تحصیلات والدین، درآمد خالص خانواده، پریشانی روانی والدین، شاخص توده بدنی، فعالیت بدنی، کل زمان بیتحرکی و علائم افسردگی را تنظیم کردند. آنان پس از بررسی مجدد اطلاعات دریافتند، نوجوانان بهطور متوسط چهار ساعت در روز را صرف بیتحرکی آموزشی (مدرسه، تکالیف) و حدود سه ساعت در روز را به رفتار بیتحرکی با صفحه نمایش و بدون صفحه نمایش میگذرانند. کسانی که بیش از ۱۸۰ دقیقه در روز را صرف صفحه نمایش برای اوقات فراغت میکردند، در ۱۷ سالگی با ناراحتی روانی بیشتری همراه بودند.
محققان بهطور مشابه و بهطرز شگفتانگیزی دریافتند، افرادی که بیش از سه ساعت در روز را برای اوقات فراغت صرف مطالعه میکنند (بهویژه پسران) ناراحتی روانی بیشتری را گزارش کردند. بر اساس این یافته، در حالی که نتایج تحقیقات قبلی نشان داده است که مطالعه با نتایج بهتر سلامت روان و سایر رفتارهای سالم مرتبط است، این تحقیق جدید نشان میدهد که مطالعه بیش از حد ممکن است در برخی موارد مضر باشد.
یکی از فرضیههای توضیح یافته کنونی این است، نوجوانانی که ساعات زیادی را صرف مطالعه میکنند، زمانی را که میتواند صرف فعالیتهایی با تعاملات اجتماعی رو در رو یا بیرون از خانه که محافظتکننده است، شود، «جایگزین» میکنند که منجر به انزوای بیشتر میشود. علاوه بر این، ممکن است بخشی از مطالعه با استفاده از دستگاههای صفحه نمایش (تلفنهای همراه، رایانه یا تبلت) انجام شود که مضر است، تحقیقاتی در مورد بزرگسالان وجود دارد که مطالعه با استفاده از صفحه نمایش را بهدلیل قرار گرفتن در معرض نور آبی، به خواب ضعیفتر مرتبط میکند.
این یک یافته غیرمنتظره است، اما تاکید بر این نکته مهم است که تعداد کمی از نوجوانان زمان زیادی از اوقات فراغت را صرف مطالعه میکنند. یافته اصلی تحقیق، با توجه به زمینه کلی، این است که زمان فراغت بیشتر همراه با صفحه نمایش (بازیهای ویدیویی) با پریشانی روانشناختی بدتری، در حالی که صرف زمان بیشتر برای فعالیتهای آموزشی با پریشانی کمتر همراه بود.
یکی از محققان اظهار کرد: نتایج این تحقیق چندین الگوی نگرانکننده را نشان داد. ما دریافتیم، نوجوانانی که بیش از سه ساعت در روز را صرف فعالیتهای اوقات فراغت مبتنی بر صفحه نمایش میکنند، سه سال بعد پریشانی روانشناختی بیشتری نشان دادند. بازیهای ویدیویی بهویژه تاثیرگذار بودند و هر ساعت اضافی با افزایش سه درصدی در پریشانی روانی همراه بود.
به گفته وی، نتایج نشان میدهد که مواجهه - پاسخ، رابطه واضحی بین زمان زیاد تماشای صفحه نمایشگر و پیامدهای سلامت روان در آینده دارد. نکته مهم این است که این رابطه وابسته به زمینه است، به این معنی که زمان آموزشی نمایشگر اثرات منفی یکسانی را نشان نمیدهد و تاکید میکند که مشکل بهخودی خود استفاده از صفحه نمایشگر نیست، بلکه چگونگی و چرایی استفاده از صفحه نمایش است.
چگونه تاثیر را به حداقل برسانیم؟
بر اساس یافتهها، محققان مداخلاتی را پیشنهاد میکنند که میتواند در به حداقل رساندن اثرات منفی روانشناختی دخیل باشند:
• محدودیتهای واضحی را برای زمان صفحه نمایشگر تنظیم کنید؛ دستورالعملهایی را اجرا کنید که زمان تماشای صفحه نمایشگر را به کمتر از سه ساعت در روز محدود میکند، زیرا نتایج تحقیق نشان میدهد که این زمانی است که خطرات بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد.
• بر زمینه فعالیت تمرکز کنید؛ فعالیتهای آموزشی و ساختاریافتهتر را نسبت به زمان سرگرمی غیرفعال با استفاده از صفحه نمایشگر تشویق کنید. این یافتهها نشان داد که مدت زمانی که صرف آموزش با استفاده از صفحه نمایشگر میشود، هیچ اثر منفی ندارد.
• فعالیتهای متعادل را جایگزین کنید؛ فعالیتهای اوقات فراغت را با تعامل اجتماعی جایگزین کنید، زیرا زمان جدایی از صفحه نمایشگر میتواند به پریشانی روانی کمک کند.
• به رویکردهای جنسیتی خاص توجه کنید؛ مداخلات شخصیسازی شده را در نظر بگیرید، زیرا این تحقیق تفاوتهای جنسیتی را در تاثیرات پیدا کرده است (بهعنوان مثال، دختران بیشتر با استفاده از صفحه نمایش برای جستجو در اینترنت و پسران با بازیهای ویدیویی مرتبط بودند).
• حمایت آموزشی را درنظر بگیرید؛ از آنجایی که مقدار محدودی از زمان تکالیف و کلاس با پریشانی روانی کمتری همراه است، از مشارکت تحصیلی کافی اطمینان حاصل کنید.
• مدیریت و بهینهسازی زمان صفحه نمایش را فراموش نکنید؛ بهجای حذف کامل این مورد آن را مدیریت کنید.
محققان تاکید کردند که رفتار بیتحرک بسیار پیچیده است و برای نوجوانان، هر فعالیت و زمینهای باید جداگانه ارزیابی شود. ما باید روی مداخلاتی تمرکز کنیم که نه فقط باعث کاهش رفتار بیتحرکی میشود، بلکه آن را در برخی فعالیتهای خاص و بسیار طولانی که بیشتر با پریشانی روانی مرتبط هستند، کاهش میدهد.
نتیجهگیری
بهطورکلی، علل عدم تحرک در میان نوجوانان پیچیده و چند عاملی است، اما پرداختن به آنها برای ترویج سبک زندگی سالم و پیشگیری از بیماریهای مزمن در مراحل بعدی زندگی ضروری است. با همکاری یکدیگر برای ایجاد محیطها و فرصتهای حمایتکننده برای فعالیت بدنی، میتوانیم به نوجوانان کمک کنیم تا عادتهایی بسازند که برای آنان در طول زندگی مفید باشد.
انتهای پیام
نظرات