ناصر تقوایی پس از تماشای فیلم مستند «بیوک آقا» آن را شاهکار و جزو 5 فیلم برتر مستند ایرانی دانست.
به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ده سال پیش در اولین دورهی جشن فیلم «تصویر» فیلم «زخمه بر زخم» به نمایش درآمد، علیرضا انصاریان این فیلم را در سال ۱۳۷۱ ساخت و حالا ۲۰ سال گذشته است، از همان سال ۱۳۷۱ تا امروز انصاریان هر سال پلانی به این فیلم اضافه کرده و حاصل آن در دهمین جشن «تصویر سال» به نام مستند «بیوک آقا» شامگاه 21 اسفند ماه به نمایش درآمد.
فیلم «زخمه بر زخم» سیر طولانی پیگیری یک فیلمساز را نشان میدهد، شرح حال شخصیت گمنام و یا به قولی مجنون از «بیوک آقاست»؛ آدمی که پشت چهره آرام و ناآرامش تجربیات تلخ و شیرینی نهفته است.
ناصر تقوایی پس از نمایش این مستند دربارهی مستند «بیوک آقا» در سخنانی گفت: سال 71 در یکی از جشنوارهها این فیلم را دیدم و فکر میکنم که یکی از بهترین فیلمهای زندگیام را دیدم.
وی خاطرنشان کرد: من فیلمهای بلند را خیلی دنبال نمیکنم اما سعی میکنم فیلمهای کوتاه را از دست ندهم، شاید به همین خاطر گاهی داور جشنوارههای فیلم کوتاه میشوم.
کارگردان «کاغذ بیخط» در بخش دیگری از سخنانش گفت: برخی سالها نسل جوان ما کارهای حیرتآوری میکنند، وقتی مجموعهی این فیلمها را میبینید، میفهمید معنای علاقهمندی جوانهای ما به سینما چیست؟ حتی اگر به ظاهر هیچ آیندهی روشنی جلوی چشمشان نباشد.
تقوایی تصریح کرد: اگر قرار باشد هدف همهی جوانها فیلم بلند سینمایی و رایج باشد، فکر میکنم کمی دارند به بیراهه میروند. سینما اشکال بسیار متنوعی دارد و اتفاقا آن چیزی که به عنوان سالنی در جامعهی ما رایج شده و متاسفانه به نظر میآید اوج سینماست، اینگونه نیست. گاهی این فیلمهای کوتاه خیلی خیلی بهتر و مهمتر از آن فیلمهای بلند هستند و به ما حداقل اطلاعاتی دربارهی جامعه میدهند که مهمتر از کیفیت هنری آن است.
او با اشاره به مسترکلاساش که در جشن «تصویر سال» برگزار شد، گفت: در مستر کلاس گفتم، روی صحبت من با جوانانی است که دوربین دیجیتال در اختیار دارند. شما با این ابزار نمیتوانید فیلمهای کلاسیک دنیا را تولید کنید ولی میتوانید شناخت عمیقی از جامعه ایران به هم بدهید.
این کارگردان گفت: متاسفانه خیلیها را میبینم که خیلی از این ابزاری که در اختیار دارند به عنوان ابزار تمرینی برای فیلمهای بلندتر استفاده کردند که این اشتباه محض است. این ابزارها، ابزار کلاسیک سینما نیستند، آنهایی هم که آن نوع سینما را میساختند دیگر در این دنیا نیستند. این ابزار جدیدی است که حاصل جدیدی باید داشته باشد، حاصل جدید آن هم این است که شما هر جا بروید دوربینی برای ضبط وقایع دارید و میتوانید با یک فیلم برگردید.
تقوایی با ابراز تاسف از اینکه با وجود فراوانی ابزار دیجیتال، آگاهی ما از ایران بسیار بسیار اندک است، افزود: ما نسبت به مسایل کلی و حساس جامعه، اطلاعات بسیار کمی داریم در حالیکه هرکدام از این فیلمهای مستند میتواند از بیشتر تمام این رسانههایی که فعلا مشغول کار هستند و کمترین اطلاعات را میدهند، کارآیی بیشتری داشته باشند.
او یادآور شد: در آن سالهایی که کارهای درخشانی از جوانها دیدیم، مجموعهای از این فیلمها وجود داشت. همان سال 70 بود که آقای انصاریان فیلم «زخمه بر زخم» را آورد. داستان عجیبی دارد، شما یک نوازندهی دوره گرد و یک عاشق را میبینید که وقتی حرف میزند، گویا یک فیلسوف با شما حرف میزند نه فقط در مورد موسیقی بلکه در مورد زندگی.
تقوایی با بیان اینکه مشتاق بوده است که «بیوک آقا» را به عنوان مکمل فیلم «زخمه بر زخم» ببیند، ادامه داد: شما زیباترین تعریفی که در واژههایی مانند عشق دارید به همراه متن میشنوید. این نوازنده هرگز ساز نداشته و هرجا رفته اگرسازی بوده نواخته است، در واقع اسمش را نمیگذارم فقر بلکه نوعی تخیل غریب نسبت به این زندگی است.
او گفت: «زخمه بر زخم» شاهکار است و میتوان اسمش را جزو 5 فیلم برتر مستند ایرانی گذاشت به دلیل شخصیت جذایی که فقط فیلمساز را دنبال خودش کشیده آنقدر زندگی جذابی دارد و آن فیلمساز آن هنرمندی را داشته و آنرا از دست نداده است، اینجا کمی برعکس اتفاق میافتد یعنی تمایل و تمرین به سمت فیلم سینمایی رفتن را میبینیم.
تقوایی با اشاره به فیلم مستند «بیوک آقا» که فیلم قبلی آن «زخمه بر زخم» تصریح کرد: اینکه یک نوازندهی گمنام دوره گرد را برداریم و کنسرت بزرگی برای او برپا کنیم که تمام مردم شهر در آن شرکت کنند ایدهی خوبی است ولی به نظر من به لحاظ ساختاری یکی دو اشتباه در آن اتفاق میافتد.
او با اشاره به اشتباهات فیلم تصریح کرد: در ابتدا نباید با موسیقی روبه رو میشدیم. آن وقت میتوانست موسیقی غافلگیر کنندهای باشد و باز نمیدانم چرا یک تصنیف فارسی را میخواند. چرا موسیقی عاشقانهی آذری نمیزنند، آنچه که تخصصش است. اما این همان چیزی است که ندیدم هیچ نوازندهی دیگری در ایران به آن خوبی بنوازد.
تقوایی در بخش دیگری از سخنانش گفت: به طور کلی در جامعهی ما یک هنر مشهور و رسمی وجود دارد و یک هنر مردمی. شاید همهی شما شیفتهی فرش ایران باشید، به خاطر نوع شهرت، اعتبار و گردش اقتصادی و ... اما به نظر من بهترین بافتههای مردم ایران فرش آنها نیست بلکه حصیرهایی است که در جنوب میبافتد.
علیرضا انصاریان کارگردان مستند «بیوک آقا» که ادامهی مستند «زخمه بر زخم» است،یادآور شد: سال 71 فیلمی به نام «زخمه بر زخم» ساخته شد و آن سال مورد استقبال قرار گرفت و همین روند را ادامه دادم تا همین امسال که 20 سال بود که هر سال میرفتم پلانهایی از «بیوک آقا» را میگرفتم. همشهریهای آذری ما برای آنکه حمایتی از بیوک آقا کرده باشند کنسرتی تدارک دیدند و من هم پلانهایی از آن را ضبط کردم.
وی ادامه داد: من برپا کنندهی کنسرت نبودم. در این 20 ساله استاد شجریان گروههایی فرستاد و اساتیدی مثل درخشانی، همایون شجریان و... به دیدار بیوک آقا رفتند. با وجود اینکه شاید فیلمم لطمه خورد اما یکسری پلانها را حذف کردم که سمپات ایجاد نکرده باشم.
این کارگردان تصریح کرد: ساخت مستند «بیوک آقا» درسی برای من شد که یک فیلم مستند چقدر میتواند نگاه مردم را به افراد گمنام، مفقود و .. تغییر بدهد.
اکبر عالمی کارگردان هم در نمایش مستند «بیوک آقا» حضور داشت در سخنانی گفت: روی سخنم با فیلمسازان جوان به عنوان سرمایههای این کشور است. تقوایی قبلهی ذهن من در زمینهی فیلمسازی است و به اندازهی تمام کوههای البرز کتاب خوانده و خلاقیت حیرتآور و ماندگاری دارد اما نسل جدید وقتی این نسل غیرقابل تکرار را میبینند، غفلت میکنند.
وی تصریح کرد: هیچ پدیدهای بدون سابقه نه برای یک فرد نه برای یک ملت اتفاق نمیافتد، آنها بودند که میراثی را بر جا گذاشتند که امروز کسانی فیلم میسازند که مورد احترام و ستایش جهانیاناند. حسرت میخورم که انصاریان توانسته کاری کند که مردی به عظمت ناصر تقوایی بیاید و آنها را تحسین کند.
انتهای پیام
نظرات