سرویس
چهارشنبه ۹ مهر ۱۳۹۳ / Oct 01 2014
تعداد کل اخبار: 695

احمدی‌نژاد افشا کرد:/6/ورود فاضل لاریجانی به پرونده مرتضوی

» سرویس: سياسي - دولت

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ادامه محمود احمدی‌نژاد خطاب به نمایندگان گفت: من نوارها را در اختیار شما خواهم گذاشت. من خلاصه‌ای از آنها را برای شما می‌خوانم.

در پی اعتراض نمایندگان به پخش نوار از سوی رییس جمهور، لاریجانی گفت: آقای احمدی‌نژاد همه چیزتان را بگویید. یک چیزی در جامعه راه می‌اندازید، بعد می‌گویند مسائلی بوده. آقایان امروز روز مهمی است، بگذارید بگویند در جامعه ما حرف‌های زیادی زده می‌شود، اگر راجع به بستگان ما بوده، بگذارید بشنویم.

احمدی‌نژاد گفت: آقای سالک گفتند، پخش نشود، اما آقای رییس گفتند که پخش شود. لاریجانی جواب داد: مطلب خلق نکن. شما گفتید نواری دارم ما هم گفتیم همه چیز را بگویید، چرا سوءتفاهم ایجاد می‌کنید.

احمدی‌نژاد پاسخ داد: بالاخره این مسائل یا ارتباطی با کارهای ما دارد یا ندارد. گوش بدهید ببینید ارتباط دارد یا ندارد.

یکی از نمایندگان فریاد زد ارتباطی ندارد.

احمدی‌نژاد گفت: مربوط است. در همین‌ها بحث است.

لاریجانی تاکید کرد: آقای احمدی‌نژاد بفرمایید بگویید.

احمدی‌نژاد اظهار کرد: بالاخره یک شخصی حرف‌هایی زده که سند است. من بخش‌هایی که نرم‌تر است، را آماده کرده‌ام. همه نمایندگان محرم‌اند و ما مخلص شما هستیم. دولت تحت فشار است با همین حرف‌هایی که در همین نوار است، ما چطور باید دفاع کنیم. شما بفرمایید ما همانطور عمل کنیم.

در ادامه احمدی‌نژاد به قرائت بخش‌هایی از نوار پخش شده پرداخت و گفت: شخصی به نام فاضل لاریجانی با آقای مرتضوی جلسه دارد. اخیرا تامین اجتماعی یک قراردادی می‌بندد که شرکت‌هایی را به گروهی می‌فروشد که من به چند و چون آن کاری ندارم.

وی ادامه داد: یک فردی به نام «م» معاون مجتمع قضایی تهران می‌گوید می‌دانید که من با یکی از برادران آقای لاریجانی رفت و آمد خانوادگی دارم. آقای مرتضوی می‌گوید شما ارتباط دارید؟

او می‌گوید: «من می‌خواهم بگویم که بقیه برادران به گرد آقا فاضل نمی‌رسند. نمره‌شان پیش من صفر است،‌ یعنی اگر آن آقا برادر این آقا فاضل نبود، سه، چهار تا فحش بهش می‌دادم. یعنی اصلا قبولش ندارم. بهش گفتم شما هرچه می‌خواهی به آقای مرتضوی شفاف بگو.»

احمدی‌نژاد ادامه داد: این آقا واسطه‌ای است که آقای فاضل لاریجانی می‌آید پیش آقای مرتضوی.

احمدی‌نژاد در ادامه به نقل از مطالب نوار گفت: ببین خودت باید رک به دکتر بگی که آقای «ز» یعنی همان کسی که می‌خواهد با تامین اجتماعی قرارداد ببندد، باید از قبل من به شما وصل شود.

احمدی‌نژاد ادامه نوار را اینطور قرائت کرد که آقای فاضل لاریجانی خطاب به آقای مرتضوی می‌گوید کسی که می‌خواهد قرارداد ببندد، باید هوشیار باشد، یعنی خیلی روی ما تبلیغات نکند که من با فلانی‌ام و اینها را مطرح نکند. اصلا هر هفته یک جا صحبت‌ها و هماهنگی‌ها را انجام می‌دهیم.آقای مرتضوی به آقای «م» می‌گوید: شما بروید بیرون.

احمدی‌نژاد گفت: اینجا آقای مرتضوی حس می‌کند که ممکن است مسائلی مطرح شود، آن آقا را (آقای م) بیرون می‌کند.آقای فاضل لاریجانی در ادامه به مرتضوی می‌گوید می‌خواهم با گروه «ز» کار بکنم، اما ابلاغ کتبی برای من نزند. تلقی‌اش این باشد که من می‌خواهم با او همکاری بکنم.بعد از آقای مرتضوی می‌پرسد که علی‌آقا را اخیرا دیده‌اید؟مرتضوی می‌گوید: نه.

رییس جمهور در ادامه به نقل از نواری که در صحن مجلس پخش شد، گفت:فاضل لاریجانی می‌گوید: آقا، نظر ایشان به شما بسیار مساعد است و می‌تواند کمک کند. حتی تلطیف کند، با قوه قضاییه. خدایی‌اش من مساله صداوسیما را به ایشان یادآوری کرده‌ام.

ایشان اذعان داشت. بعدش هم اشاره کردم که این زمان بحرانی که مدیریت می‌کند و حفظ نظام می‌کند، بعدش اینطوری! یعنی واقعا اذعان داشت با تمام وجود می‌گفت، تظاهر نبود. اصلا ارتباط با ایشان را مستحکم‌تر کنیم. به نظرم الان زمینه‌اش کاملا مساعد است. خصوصا این مورد که پیش آمده درباره «ز» یک ملاقات خودمانی و جدی .حالا یا در منزل ما یا بیرون از قوه و مجلس، دور و بر مجلس نباشد. بدون سروصدا باشد. به هرحال من قلق آنها، علی‌آقا و آقا صادق دست من است و می‌دانم چطور ورود کنم و جا بیندازم.

در ادامه آقای مرتضوی تعجب می‌کند و می‌پرسد قلق آقا صادق و علی‌آقا؟

آقا فاضل می‌گوید: هردوی آنها.

ادامه می‌دهد: ابتدا روی صداقت و پوست کنده می‌گویم. حالا شما هرجور که صلاح می‌دانید، ما می‌خواهیم با گروه «ز» کار کنیم. می‌خواهیم ورود پیدا کنیم و یکی، دو پروژه را پیشنهاد دهیم. خودمان هم با او همکاری کنیم. مثل پالایشگاه یا هر پروژه دیگری از این دست. پروژه‌هایی که واقعا جاذبه داشته باشد و بتوانیم با آنها کار کنیم. حال یا اینجا یا خارج. اگر صلاح می‌دانید، بعدش هم خوب، یک کمک‌هایی می‌شود کرد. یک کسانی در این سطح مزاحمشان می‌شوند و مشکلاتی را ایجاد می‌کند. می‌تواند مفید واقع شود. حدسم بر این است.

مرتضوی می‌گوید: شما بفرمایید ما چه کار کنیم.

آن آقا می‌گوید: یک زمینه آشنایی ایجاد شود.

مرتضوی می‌گوید: اصلا نمی‌شناسید؟

می‌گوید: نه. یک توصیه‌ای شود که فلانی با شما کار کند. اصلا احساس کند، نمایندگی شما را دارم. در همین پروژه‌ای که قرارداد بسته‌ایم با شما، بتوانیم یک نظارتی داشته باشیم. اینطوری باهاش قاطی بشویم در کارها. کارهای اقتصادی یا هرچیز که شما صلاح می‌دانید، بسیار موثر است. شما توصیه کنید همکاری فلانی برای آینده کاری در ایران خوب است. یک چنین حالتی.

مرتضوی می‌گوید: آینده کاری او؟

او می‌گوید: بله.

مرتضوی می‌گوید: شما گفتید خارج از کشور هم می‌توانید کار کنید؟ چگونه است؟

او می‌گوید: من نمی‌دانم فعالیت‌های بین‌المللی چگونه است.

مرتضوی می‌گوید: خب چه کار می‌توانید بکنید.

او پاسخ می‌دهد: اگر من را به عنوان مباشر خود تلقی بکند، می‌توانم در مدیریت‌های مختلف کمکش کنم.

مرتضوی می‌گوید: مثلا چی؟ شما که می‌گویید مشاور خودش بداند، چگونه است. اصلا شان شما اینگونه نیست.

او می‌گوید: خب تلقی‌اش این باشد. لازم نیست که جایی مطرح کند.

مرتضوی می‌گوید: اگر به او بگویم مثلا الان آقای فاضل لاریجانی می‌خواهد با شما همکاری داشته باشد، شما او را به عنوان مشاور قبولش کنید، او اصلا به ذهنش نمی‌آید، چون شما برادر رییس مجلس هستید. برادر رییس قوه‌اید.

او می‌گوید: من مکنونات قلبی خودم را می‌گویم. حرف شما کاملا درست است و ناشی از درایت جنابعالی است. بهترین راه این است که جنابعالی به ایشان توصیه بفرمایید که فلانی می‌تواند اطمینانی باشد، برای آینده کارهای شما در اینجا. طوری که ایشان مشتاق شود برای همکاری.

مرتضوی می‌گوید: قوه و مجلس و اینها را می‌توانی کاری بکنی؟

او می‌گوید: یک چنین کسانی در این سطح فعالیت می‌کنند، در مظان اتهام و دخالت‌ها و موانع هستند. ما می‌توانیم رفع موانع برایش بکنیم. حالا این موانع چیست، بستگی به کیس دارد. بله آمادگی داریم. مشکلاتی که آقای «ع.ب» (احمدی‌نژاد گفت: یک فرد مشهوری است که شما می‌شناسید) دارد، آدم خوبی است. متدین و زحمتکش است. 10، 15 پروژه پتروشیمی دارد. احتیاج به کمک دارد.

مرتضوی می‌گوید:‌شما برای او چه کار کرده‌اید.

او می‌گوید: ایشان چند تا مشکل داشت. یکسری مشکلات با بانک‌ها داشت. همین فردا دوشنبه ساعت 9 با آقای «ع» قرار دارم. آقای «ع.ب» می‌آید، آقای «م» هم می‌آید. خودم جلسه گذاشته‌ام که حل کنم. یک مشکلاتی در قوه قضاییه داشت، چندتا حکم اجرایی از مفاسد اقتصادی برایش آمده بود که چرا نمی‌روید پول بانک را بدهید. خب مهلت گرفتم برایش حل شد و دیگر کاری به او نداشتم.

مرتضوی می‌گوید اخوی دستور داده مشکلات او حل شود؟ دیگر چه؟ او جواب می‌دهد خیلی از موارد دیگر معوقات بانکی بوده، با بانک تجارت، با بانک صنعت و معدن. من خودم مشاور بانک صنعت و معدن بودم. من در آن‌جا اتاق داشتم، تقسیط کردم و پنج ساله دارد حل می‌شود. خودم نظارت می‌کنم. پرونده زیاد داشت. مثلا فرض کنید که آقای «الف» آن‌جا بود. رییس دادگستری فلان استان هم آن‌جا بود.

یک عده زارعین از او به خاطر زمین شکایت کرده بودند. ما رفتیم صحبت کردیم و تا حدودی مساله حل شد. پرسیده می‌شود یعنی با سفارش با آقای «الف» (رییس دادگستری) حل کردید؟ پاسخ داده می‌شود بله بله. مرتضوی می‌گوید بحث‌های کارگری بوده است؟ او پاسخ می‌دهد مسائل کارگری هم داشته، مسائل مالیاتی داشته، مسائل حسابی داشته. ببینید من الان پوست‌کنده بگویم من کار دانشگاهی کرده‌ام تا الان و الان تازه دوزاری من افتاده است. الان نوه دارم و خداییش اموراتم با ماهی 2 میلیون نمی‌چرخد. خب یک فرصت ویژه پیش آمده است و چند سالی است که ما به کار اقتصادی ورود داشته‌ایم و الا واقعا خداییش کمتر از دیگران نیستیم از لحاظ این‌که بتوانیم مدیریت کنیم.

خب ما در این عرصه نبودیم ولی الان که وارد شده‌ایم قلق‌ها دستمان آمده است، هم به لحاظ مدیریتی، هم به لحاظ ارتباطی. واقعیت این است اگر یک قدمی برایم بردارد یعنی فرض کنید برایم یک مسکن مختصری به نام یکی از بستگان من برای شروع کارش فراهم کند بعدش بقیه‌ی کارها دیگر به تدریج جلو می‌رویم و دیگر حالا سعی می‌کنم حقوق ریالی هم نگیرم که این‌جا به چشم بیاید. بیشتر نگاهش این باشد که طرفش را حفظ کنیم. مثلا یک جوری این‌طوری نگاه کند، نه این‌که آدم را مقطعی ببیند و بگوید یک استفاده‌ی گذرا کنیم. یک آپارتمان 600 – 700 تایی بدهد دیگر.

مرتضوی می‌پرسد شما ویلایی می‌خواهید یا آپارتمان؟ پاسخ می‌دهد بله بهتر است، به چشم نمی‌آید، بهتر است اگر ویلایی باشد. می‌پرسد شما خودتان جایی را دارید که معرفی کنید؟ می‌گوید بله به نام یکی از بستگان من بخرد. پدرش پزشک بوده و فوت کرده و به چشم نمی‌آید. مرتضوی می‌پرسد اسمش چیست؟ اسمش را می‌گوید. می‌پرسد با فلان کس ارتباط دارد؟ می‌گوید بله فامیل است.»

به گزارش ایسنا پس از اینکه قرائت متن فیلمی که در مجلس منتشر شد، با واکنش نمایندگان روبه‌رو شد، احمدی‌نژاد گفت: من گفتم اینها را رسیدگی کنید. بالاخره شما مجلسید و ما دولت هستیم. آخرش پیشنهاد است که من مسائل را حل می‌کنم. من می‌گویم نیازی به حل مسائل از این راهها نیست، اگر درست باشد البته.

رییس‌جمهور افزود: اینها صوت و تصویر است و نوارش هم مشخص است. 24 - 25 ساعت است. اگر رییس محترم مجلس صلاح دیدند ما 24-25 ساعتش را در اختیار شما می‌گذاریم.

وی ادامه داد: سه - چهار گروه هستند که آمده‌اند حرف‌ها را زده‌اند و مسائلی مطرح شده است. من می‌خواهم بگویم یک مسائلی در جاهای دیگر وجود دارد، پس برای چه باید بین من و شما فاصله باشد؟ چرا باید امروز شیخ‌الاسلام در این‌جا محاکمه شود؟

احمدی‌نژاد در پایان اظهار کرد: شیخ‌الاسلام یک آدم خدوم است که در خدمت شماست. بحث‌ها انجام شد. من به نظر مجلس احترام می‌گذارم. استیضاح حق شماست، نظر حق شماست و هرچه نمایندگان مجلس تصمیم بگیرند ما در خدمتتان هستیم. به قانون هم احترام می‌گذاریم.

انتهای پیام

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
نام و نام خانوادگی*
ایمیل
متن نظر*
● تعداد‌ نظرات (0)