سرویس
یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ / Apr 20 2014
تعداد کل اخبار: 751

حرف‌های بحث‌برانگیز کوروش صفوی درباره‌ی خط فارسی

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر

کوروش صفوی معتقد است، راه حلی برای مشکلات خط کنونی فارسی وجود ندارد، و پیشنهاد استفاده از خط رومیایی را مطرح می‌کند.

استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی و نایب‌رییس انجمن زبان‌شناسی ایران در گفت‌و‌گویی با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی خط فارسی و مسائل آن گفت: باید تفاوتی بین خط و نظام نوشتاری قائل باشیم. ابتدا تاریخچه‌ی خط و تفاوتش را با نظام نوشتاری توضیح می‌دهم. در خطوط امروز دنیا، پنج خط اصلی وجود دارد.

او سپس تشریح کرد: یکی از آن‌ها خطی است به نام «رومیایی» که نظام‌های نوشتاری مختلفی دارد. به اشتباه گفته می‌شود خط انگلیسی، آلمانی یا فرانسه، در صورتی که همه‌ی این‌ها خط رومیایی هستند، اما نظام‌های نوشتاری‌شان با هم متفاوت است. خط دیگر، خط «سیریلی» و نمونه‌ی بارزش، خط روسی است. دیگری خط «دِواناگِری» است، اکثر خط‌هایی که در هندوستان، نواحی آسیای جنوب شرقی و... به کار می‌روند، مأخوذ از این خط دِواناگِری هستند. خط بعدی خط «کانجی» و نمونه‌ی بارزش چینی و انشعابات آن مثل کره‌یی، ژاپنی و... است که همه مأخوذ از خط کانجی هستند. خط دیگری هم هست که برحسب قرارداد اسمش را خط «عربی» گذاشته‌ایم، در صورتی‌که سابقه‌ی تاریخی‌اش اصلا به عربی برنمی‌گردد. اگر تاریخ این خطِ موسوم به عربی را نگاه کنیم، مادربزرگ آن، یعنی شکل اولیه‌اش در تاریخ، خط «آرامی» است. این خط متعلق به زبانی به نام زبان آرامی بوده که امروز از بین رفته است. خط و زبان آرامی، یکی از خطوط و زبان‌های رسمی دوره‌ی هخامنشیان بوده است که امروز ما به آن «آرامی امپراتوری» می‌گوییم؛ یعنی خط و اختراع اَعراب نیست.

صفوی همچنین افزود: به‌جز این پنج خط اصلی، خط‌های دیگری هم هست که بیش از یک میلیون نفر از آن‌ها استفاده می‌کنند، اما به اندازه‌ی این‌ها کارایی ندارند؛ مثلا خط یونانی، ارمنی و اَمهری که در حبشه (اتیوپی) به کار می‌رود. باز هم خط‌های دیگری هست، اما مجموعه‌ی افرادی که با این خطوط دیگر زبان‌شان را می‌نویسند، حتا یک‌پنجم هیچ‌کدام از آن پنج خط هم نیستند.

او سپس درباره‌ی خط کنونی فارسی گفت: ما در اصل از «خط» عربی استفاده می‌کنیم و «نظام نوشتاری» فارسی داریم؛ یعنی خط عربی را گرفته‌ایم و برای این‌که بتوانیم فارسی را با آن بنویسیم، تغییراتی در آن ایجاد کرده‌ایم. یکی از عمده‌ترین تغییراتی که در‌ همان قرن‌های اولیه‌ی بعد از اسلام اتفاق افتاده، «اِعراب» و «اِعجام» است. سابقه‌ی اِعراب به ابوالاسود دوئَلی برمی‌گردد که می‌گویند فتحه و ضمه و کسره اختراع اوست. این شخص روی نظام نوشتاری کار و خط آرامی اولیه را مقداری تصحیح کرده است. اِعجام هم از روی لغتش که به «عجم» برمی‌گردد، احتمالا کار ایرانی‌ها بوده؛ نقطه‌گذاری‌های حروف را ایرانی‌ها انجام داده‌اند. سابقه‌ی خطی که ما امروز آن را عربی می‌نامیم، به سال‌ها پیش برمی‌گردد، در دوره‌ی هخامنشیان و بعد مأخوذ از آن، در دوره‌ی اشکانیان و ساسانیان از این خط استفاده می‌شده است. پس از نظر سابقه‌ی تاریخی، این خط به عربی ربطی ندارد و برحسب قرارداد به آن می‌گوییم عربی.

کوروش صفوی

این استاد دانشگاه در ادامه تشریح کرد: اگر بخواهیم بگوییم خط عربی خط مسلمانان است، باید دانست که دوسوم از مجموع مسلمانان دنیا از این خط استفاده نمی‌کنند. از بین کل جمعیت مسلمان دنیا، به‌جز «اَعراب مستعربه» مثل اَعراب نواحی بین‌النهرین، مصری‌ها و لیبیایی‌ها که در آغاز عرب نبوده‌اند و بعدا عرب شده‌اند، از این خط عربی فقط در ایران، پاکستان و افغانستان استفاده می‌شود، سایر مسلمانان دنیا مثلا در مالزی، اندونزی، ترکیه، کشورهای تازه استقلال‌یافته‌ی آسیای مرکزی و مجموعه‌ی وسیع مسلمانان آمریکا و اروپا، هیچ‌کدام از خط عربی استفاده نمی‌کنند؛ پس خط عربی نه به «عرب» و نه به اسلام ربطی ندارد.

او همچنین ادامه داد: خط‌ها را در رده‌شناسی خطوط به سه دسته تقسیم می‌کنند؛ یک دسته خط «واژه‌نگار» یا «اندیشه‌نگار» که هرکدام از حروف یا «نویسه»‌ها برای نوشتن یک واژه یا اندیشه است؛ مثلا خط کانجی که برای نوشتن چینی استفاده می‌شود، یک نمونه‌ی بارز از خط واژه‌نگار است. دسته‌ی دیگر خطوط «هجانگار» هستند، در این خطوط مثل خطوط اَمهری یا خطوط میخی «اَکدی» و «سومری»، هر نویسه بر یک هجا دلالت می‌کند. دسته‌ی بعدی خطوط «الفبایی» هستند که صدا‌ها را می‌نویسند. خط عربی هم جزو همین خطوط است، فقط اِشکالش این است که اگر صدا‌ها را به مصوت و صامت تقسیم کنیم، مصوت را نمی‌نویسد و فقط صامت‌ها را می‌نویسد. به همین دلیل وقتی من «ک»، «ر» و «م» را به دنبال هم بنویسم، نمی‌توان آن را خواند و فهمید که این «کَرَم»، «کِرِم»، «کُرُم» یا «کَرَم» به معنی «کَر هستم» است. این یکی از ایرادهای عمده‌ای است که خط عربی دارد و به همین دلیل هم شرایطی را برای ما ایجاد می‌کند که هرقدر هم که نظام نوشتاری‌مان را تصحیح کنیم، چون خط قرار است ثابت بماند، باز هم‌ همان مشکلات خود را خواهد داشت.

صفوی در ادامه عنوان کرد: امروز مجموعه‌ای از برجسته‌ترین زبان‌شناسان ایران، عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی هستند. اگر آقایان نجفی و سمیعی یا دکتر صادقی و دکتر دبیرمقدم را درنظر بگیریم، دیگر نمی‌توان گفت که این‌ها نمی‌دانند دارند چه می‌کنند. بسیاری از این‌ها استادان خود ما بوده‌اند، بقیه‌ی اعضای غیرزبان‌شناس فرهنگستان هم، زبان‌شناسی را کم‌تر از زبان‌شناس بلد نیستند.

او سپس درباره‌ی کسانی که عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی را مورد تمسخر قرار می‌دهند، گفت: به عنوان مثال، چون هنوز به من نگفته‌اند که عضو فرهنگستان بشوم، فکر می‌کنم که مسخره بکنم و بگویم این‌ها رفته‌اند و نشسته‌اند آن‌جا «کش‌لقمه» بسازند و از این حرف‌های بی‌خود بزنم. اتفاقا فرهنگستان یکی از جاهایی است که اعضایش را خیلی دقیق انتخاب کرده است و اعضای آن در کارشان وارد هستند. من نمی‌توانم بگویم که مثلا آقای دکتر ثمره زبان‌شناسی بلد نیست؛ چون آن موقع که من نمی‌دانستم زبان‌شناسی چیست، آن را از دکتر ثمره یاد گرفتم.

صفوی همچنین تأکید کرد: این مجموعه می‌دانند دارند چه می‌کنند. فقط مشکل این است که ما تمام مدت به سراغ تصحیح نظام نوشتاری می‌رویم و می‌گوییم فتحه و ضمه و کسره را بگذاریم، یا واژه‌ها را از هم جدانویسی کنیم، یا به جای همزه «ی» بزرگ بگذاریم یا نگذاریم. همه این‌ها تغییراتی است که روی نظام نوشتاری انجام می‌شود، اما خط ثابت می‌مانَد. این خط که ما به آن خط عربی می‌گوییم و از آرامی امپراتوری دوره‌ی هخامنشیان برای‌مان مانده است، قابل تصحیح نیست. به این دلیل که ماهیتا برای کاربردهای امروزی کارآیی ندارد.

او در ادامه تصریح کرد: اگر به سایر خط‌های دنیا نگاه کنیم، می‌بینیم که فلان خط برای 50 زبان در حال استفاده است، یا حتا یک زبان، سه چهار خط دارد. همین زبان فارسی خودمان دست کم سه خط دارد؛ یکی خط عربی که ما از آن استفاده می‌کنیم، دیگری خط سیریلی که در تاجیکستان استفاده می‌شود؛ یعنی فارسی را با خط سیریلی می‌نویسند، ما از خط رومیایی هم برای نوشتن زبان فارسی استفاده می‌کنیم، در اس‌ام‌اس زدن‌ها، کامپیو‌تر و حتا تابلوهای راهنما که اسامی خاص خیابان‌ها و... را به خط رومیایی می‌نویسند.

صفوی سپس اظهار کرد: هیچ مشکلی از این بابت نداریم که بگوییم اگر این خط دست بخورد، چه اتفاقی در فرهنگ و تمدن ما می‌افتد. نه، این خط از دوره‌ی هخامنشیان تا به حال که بوده، هیچ ربطی به هویت تاریخی نداشته و ندارد. در خیلی از جاهای دنیا هم نمونه‌هایی را می‌بینیم؛ مثلا ترکیه اصلا خط عربی را برداشت و خط رومیایی را به جای آن گذاشت و فکر نمی‌کنم به هویت تاریخی‌اش لطمه خورده باشد. متخصصانی هم که باید به سراغ نوشته‌های دوره‌ای که خط عربی استفاده می‌شد، بروند، آن خط را یاد می‌گیرند. این که مشکلی نیست.

او همچنین گفت: اگر بخواهیم به سراغ تصحیح این خط برویم و روی نظام نوشتاری کار کنیم و مثلا بگوییم از بین «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض»، آن را که اول به ذهن‌مان می‌رسد و کاربردش بیش‌تر از بقیه است؛ یعنی «ز» را بگیریم و مابقی را به آن تبدیل کنیم و در مورد «ت» و «ط» یا «س»، «ص»، «ث» و همه‌ی موارد این‌چنینی هم همه را به یک مورد تبدیل کنیم، این کار مقداری در تصحیح خط کارآیی دارد، اما مشکلی را حل نمی‌کند. مشکل سر این است که این تصحیحات را هم که انجام بدهیم، باز مشکلات جدید به وجود می‌آید؛ یعنی به‌عنوان مثال «صابون» را با «سین» می‌نویسی و مردم بعد از مدتی می‌فهمند و یاد می‌گیرند که باید آن را چگونه بنویسند. اما به هر حال همین کار را هم که بکنی، باز خواندن نوشته‌های کهن مشکل می‌شود.

صفوی ادامه داد: آن‌ها که فکر می‌کنند با تغییر خط دیگر نمی‌توانند «شاهنامه»ی فردوسی و دیوان خواجه‌ی شیراز را به خط خودش بخوانند، این نگرانی با تصحیح خط هم پیش می‌آید. بنابراین این کار را هم در رسم‌الخط نمی‌کنند؛ می‌آیند به سراغ مواردی مثل این‌که در ترکیب «خانه علی» یک شش کوچک بالای «ه» بگذاریم یا یک «ی» بزرگ بنویسیم. عده‌ای می‌گویند با «ی» بزرگ بنویسیم، عده‌ای می‌گویند این «ی» بزرگ اصلا بی‌خود است. بعد دعوا می‌شود و در نهایت هم ولش می‌کنند. بنابراین اعتقاد من بر این است که ما هرقدر روی رسم‌الخط کار کنیم، هیچ دردی که دوا نمی‌شود هیچ، مقداری هم کارهایی می‌کنیم که هزینه‌اش به درد نتیجه‌ی کار نمی‌خورد.

او در ادامه گفت: اگر هزینه‌ای که ما برای خطمان می‌کنیم، در‌نهایت به این محدود شود که باید «کتابخانه» را جدا بنویسیم یا سر هم و به ساعت‌ها بحث در این‌باره کشیده شود، کاری راه نمی‌افتد. مطمئنا اعضای فرهنگستان هم به این مسأله واقف‌اند که خیلی به سراغ این‌ها نمی‌روند. در فرهنگستان شیوه‌نامه‌هایی برای نوشتن برخی از واژه‌ها می‌دهند، اما بیش‌تر از آن به سراغش نمی‌روند. اگر بخواهی دقیق به سراغ این موضوع بروی، اولین کاری که باید بکنی، این است که خط را عوض کنی. چون اصلا خطی است که با قرن بیست‌ویکم سازگاری ندارد. این مشکلی است که ما با خطمان داریم.

این استاد دانشگاه سپس اظهار کرد: یکی از امکانات این است که از خط رومیایی استفاده کنیم، اگر ما هم استفاده هم نکنیم، نسل بعد از ما در حال استفاده از خط رومیایی است؛ یعنی دیگر جوری نیست که من بتوانم جلویش را بگیرم. یک بچه‌ی ۱۶ ساله در طول روز پنج خط به فارسی نمی‌نویسد، اما در پیامک و کامپیو‌تر، 300 خط به رومیایی تایپ می‌کند. این خط خودش آرام آرام دارد جا می‌افتد؛ بنابراین اگر ما پیش‌بینی می‌کنیم که نسل بعدمان مسیر دیگری را جلو می‌رود، حداقل ما این مسیر را برایش درست کنیم. یعنی الآن که در استفاده از خط رومیایی، هیچ نوع هماهنگی‌ای بین بچه‌ها نیست، هرکس هرجور که دلش می‌خواهد، می‌نویسد. «او» را یکی با «u» می‌نویسد، یکی با «oo» و... .

او افزود: ما می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که اگر قرار است بچه‌ها از خط رومیایی استفاده کنند، حداقل یک هماهنگی بین‌شان باشد. ما می‌توانیم در این مسیر‌ها جلو برویم و می‌توانیم هم بگوییم نه، خطمان باید حتما همین خط عربی باشد. در این صورت، همین است که هست.

صفوی همچنین متذکر شد: باید یک چیز را همیشه به یاد داشته باشیم؛ خطوطی که مثل عربی، کانجی یا دِواناگِری یادگیری‌شان خیلی سخت است، باعث می‌شوند که تعداد بی‌سوادهای کشورهایی که از این خطوط استفاده می‌کنند، نه تنها کم نشود، مدام بیش‌تر هم بشود. محال است بتوانیم در چین روزی را درنظر بگیریم که مثل ایسلند، هیچ بی‌سوادی وجود نداشته باشد، چرا که خط رومیایی تصحیح‌شده برای نظام نوشتاری ایسلندی را در سه ربع ساعت می‌توان یاد گرفت، اما در خط فارسی که برای یادگیری‌اش باید این همه مشق بنویسیم، در نهایت از بچگی تا بزرگی هم بالأخره نمی‌فهمیم که اصطرلاب را باید با «سین» و «ت» نوشت یا با «صاد» و «طا»؟

او افزود: در خط دواناگری هندی‌ها مشکل به مراتب بیش‌تر از مشکل ماست؛ یعنی محال است بتوانند کل ملت‌شان را باسواد کنند. در هند مجموعه‌ی کسانی که با خط رومیایی مثل خط انگلیسی باسوادند، به مراتب بیش‌تر از کسانی است که خط دواناگری را می‌دانند.

این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد: این‌ها برنامه‌ریزی‌های زبانی خاصی می‌خواهد. اگر فرهنگستان که مطمئن‌ام همه‌ی این‌ها را می‌داند، بخواهد امروز روی چنین کاری اقدامی کند، فکر نکنید که همه موافقت می‌کنند، فکر نکنید که به راحتی می‌شود این کار را کرد. اما وقتی خط این است، در رسم‌الخط عوض کردن هم تنها می‌شود شاخ و برگ‌ها را عوض کرد. بیش‌تر از این نمی‌شود کاری کرد.

کوروش صفوی

کوروش صفوی

انتهای پیام

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
نام و نام خانوادگی*
ایمیل
متن نظر*
● تعداد‌ نظرات (48)
ارادتمند استاد | شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۸:۲۷ | پاسخ
like 0
dislike 2
من خیلی ارادتمند استادم و می دانم حتما دلایل بزرگی برای این پیشنهادشان داشتند اما الفبای فارسی عجین با رگ و پی فرهنگ و احساس ماست . مثل این است که به ما بگویند این فرزند شما بسیار مشکلات ایجاد می کند بندازیدش دور و یک ربات به جایش بیاورید مشکلی که ایجاد نمی کند هیچ کمک حال شما هم خواهد بود. چند نفر این پیشنهاد سخاوتمندانه را خواهند پذیرفت را نمی دانم.
ارادتمند تمام قد اما مخالف استاد | سه‌شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۴ | پاسخ
like 1
dislike 0
کسانی که استاد صفوی رو نمی‌شناسن باید بدونن که ایشون یکی از برجسته‌ترین افراد در حیطه کاری خودشون در دنیا هستند، پس خواهش می‌کنم اگر مخالفتی هم با نظر ایشون دارید خیلی مودبانه و بدون اهانت به علم و شخصیت ایشون صحبت کنید. من با اینکه صمیمانه این استاد عزیزم رو دوست دارم اما مخالف این نظرشون هستم.
دانشجوی ارشد علامه | چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۱:۲۶ | پاسخ
like 1
dislike 0
بحث ایشون صرفا در رابطه با اصلاح و یکسان‌سازی خط رومی برای نوشتن زبان فارسی در ایمیل، پیامک یا تابلوهای راهنمایی است.
امین | جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۲۳:۰۰
پیش از نظر دادن نگاهی هم به مصاحبه می‌کردید، بد نبود. به نظر شما جملاتی مثل این: «هیچ مشکلی از این بابت نداریم که بگوییم اگر این خط دست بخورد، چه اتفاقی در فرهنگ و تمدن ما می‌افتد» در مورد خط در ایمیل و پیامک است؟
جواد احشامیان | یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۱ | پاسخ
like 2
dislike 0
بنده کاملاً با نظر آقای دکتر صفوی موافق هستم. دلیل موافقت: 1. خط کنونی فارسی برای بنده که دانشجوی ارشد ادبیات و برنامه‌نویس نرم‌افزارهای ادبی هستم، مشکلات خیلی زیادی به وجود آورده است. از جمله اینکه به هیچ وجه الگوریتم کاملی برای تلفظ واژهای فارسی توسط کامپیوتر نمی‌توان پیاده کرد. اگر هم کسانی دست به این کار زده‌اند، کارشان ناقص است و از بانک اطلاعاتی کمک گرفته‌اند که به هیچ وجه مورد قبول نیست. چون باید کامپیوتر خودش بتونه تشخیص بده که این کلمه رو چطور تلفظ کنه، آن هم با یک فرمول دقیق نه اینکه بیاییم و از پیش براش تلفظ کنیم، آن‌وقت تکلیف کلماتی که در بانک اطلاعاتی ما نیستند چی می‌شه؟! 2. الفبای رومیایی هم اکنون برای کامپیوتر قابل درکه چون می‌شه برای تلفظش یک فرمول یا الگوریتم دقیق پیاده‌سازی کرد. برای مثال شما زبان انگلیسی رو در نظر بگیرید هر واژه‌ای به کامپیوتر بدی، حتی در هم و بر هم باشه، باز هم براتون تلفظ می‌کنه. چرا؟ چون می‌شه براش فرمول نوشت.
غلام‌رضای صفّار | یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۸ | پاسخ
like 0
dislike 1
دوم این‌که: بسیاری از دوستان، فرق زبان و خط را ظاهراً متوجّه نیستند و از همین رو، به بی‌راه رفته‌اند. سوم این‌که: کاملاً و شدیداً با نظر جناب صفوی مخالفم. خطّ فارسی، آن‌قدر مشکل ندارد که بخواهیم یک‌سره آن را عوض کنیم! از حرف‌های ایشان بدتر، حرف‌های آقای مسعود خیّام است که آدمی واقعاً می‌ماند حیران که این افکار مشعشع را از کجای ذهنشان درمی‌آورند! باید به دوستان گفت: «فکر معقول بفرما، گل بی‌خار کجاست؟!» فرضاً که اشکالاتی در نوشتار فارسی باشد، چرا تیشه به ریشه‌ی آن بزنیم؟! مگر خطّ فرانسوی کم اشکال دارد؟ کدام واژه‌ی فرانسوی همان‌طور که نوشته می‌شود، خوانده می‌شود یا برعکس؟! نمونه‌اش همین واژه‌ محترم «پژو» است که آن را در پشت تمام پژوهای محترم می‌بینیم! بدتر از این، خطوط چینی و ژاپنی و مانند این‌هاست! به نظر من، اگر همه، اوّل زبان فارسی و بعد، خطّ فارسی را خوب‌تر و بادقّت‌تر یاد بگیرند و در آن تأمّل کنند، نیازی به این افراط‌کاری‌ها نخواهد بود. پیروز باشید.
غلام‌رضای صفّار | یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۰ | پاسخ
like 0
dislike 0
سلام، اوّل از همه زنده‌باد این جناب ویراستار وبگاه ایسنا! واقعاً زنده‌باد و دست ایشان درد نکناد که نظرهای دوستان را، که می‌دانم اغلب در شکل نوشتار، بسیار آشفته و گاه اعصاب خردکن هستند، سر و سامان داده و به شکلی بسیار زیبا و چشم‌نواز مرتّب و عرضه کرده‌اند؛ خصوصاً در رعایت فاصله و نیم‌فاصله. مهم‌ترین نتیجه‌ی این کار، ارتباط به‌تر و بیش‌تر با نوشتار و اندیشه‌ی دیگران است و رغبت خواننده به خواندن متون! باز هم سپاس‌گزار ایشانم. البتّه یکی - دو نکته‌ی کوچک را را هم اگر لحاظ کنند، دیگر بسیار به‌تر است. اوّل این‌که: معمول است که مطلبی را که شخصی دیگر به متن کسی دیگر اضافه می‌کند، آن را در [ ] می‌گذارد نه در ( ). دیگر این که: بسیاری از دوستان، نشانه‌ی مفعول را بعد از فعل می‎‌آورند که غلطی آشکار است و ای‌کاش آن‎‌ها نیز ویرایش می‌شدند.
saeedeh | یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۴ | پاسخ
like 1
dislike 0
با سلام، به نظر می‌رسه به‌دلیل کهولت افکار، ترس از تغییر، تن‌پروری و پرهزینه بودن، عملی شدن این مهم، مشکل باشه! اما این تغییر باید به فال نیک گرفته بشه. چون تصمیم رو به جلوییه. باید مزیتها و معایبش روی ترازو گذاشته بشه و اگه معایبش قابل رفع باشه، اقدام صورت بگیره. ما در حال حاضر، ویراستارهایی داریم که با هم اختلاف‌نظر که چه عرض کنم، تضاد نظر دارند و زبان رسمی ما از یک‌دستی لازم برخوردار نیست و تقریباً در همه کتابها و پایان‌نامه‌ها(با وجود دادن شیوه‌نامه‌ها) نایکدستی زیادی رو می‌بینیم و نمی‌تونیم بگیم کدام درست یا غلط است. چون هر چند شیوه که هست، نظر اساتید مختلفه و در این بین کسانی خواسته یا ناخواسته و شیوه‌های کاملاً غلط رو به کار می‌برند و درست می‌انگارند تقصیری هم ندارند. سردرگم شدند. امید که نجات یابیم.
سعیده | یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۸ | پاسخ
like 1
dislike 0
این تصمیم خیلی تصمیم بزرگ و شگرفیه که یک‌روز به وقوع می‌پیونده. به نظر من از دیگر فوایدی که می‌تونه داشته باشه، جذب بیش از پیش دانشجویان و علاقه‌مندان از کشورهای مختلف به زبان فارسیه و موجب گسترش زبان و ادبیات فارسی می‌شه. اما به نظر موانع فرهنگی، عرفی و حتی سیاسی این اجازه رو نده در صورتی که نباید مسایل با هم خلط غیرمنطقی داشته باشند.
يك مهندس برق | شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۸ | پاسخ
like 1
dislike 0
با سلام خدمت استاد و ديگر استاديدي{اساتيدي} كه در اين زمينه زحمت مي‌كشند. كاري كه در فرهنگستان زبان فارسي انجام مي‌شود بسيار بزرگ و گستره تاثير آن بسيار وسيع است. يعني اينكه هر تصميمي بر تمام مردم ايران تاثيرگذار است. اما بايد كاري كرد! من يك مهندس برقم كه در زمنيه كار خودم با خط فارسي مشكل دارم. خصوصا الان كه اينترنت و كامپيوتر در همه جا فراگير شده. حركت از خط به اصطلاح عربي به سمت يك رسم‌الخط روميايي به نظر من اگر درست و با دقت انجام شود خوب و مشكل‌گشا خواهد بود.
پارس | چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۳ | پاسخ
like 0
dislike 1
همیشه گفتن{گفته‌اند}، خراب کردن بسیار آسانه و ساختن کار مردان بزرگ. زبان فارسی 4 مشکل داره 40 مزیت. بخاطر 4 مشکل بریم سراغ زبانهایی که این 4 مشکل رو ندارن اما 4 تا مشکل بدتر مثل نچسبیده بودن حروف و... دارن!
نصیر | چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۶:۳۹ | پاسخ
like 0
dislike 1
من همیشه گفتم، افراط‌گرایی محکوم به شکسته. چه اسلام‌گراهای افراطی مثل طالبان و القاعده، چه سکولارهای افراطی مثل بعضی‌ها! چرا دموکراسی به دروغ در ایران به آزادی ترجمه شده در حالی که دموکراسی یعنی حذف افراط‌گرایی و تحمل رقیب یا مخالف!؟ واقعا باید تبریک گفت. این بهترین کار برای جدا کردن اسلام و تاریخ 1400 ساله اخیر از نسل بعدی ایران هست! همین الآن در زبان انگلیسی و تقریبا تمام زبانهای ریشه‌دار کلی افعال بدون قائده و حروف بیصدا داریم که جز حفظ کردن هیچ راهی ندارن. کلی هم حروف که به چند نوع نوشته می‌شه. همه جای دنیا بجای حذف صورت مسئله که اکثرا اهداف پشت پرده‌ای داره، اقدام به اصلاح و تکامل زبان می‌کنند. تازه از منظر شعر مشکل مورد ادعای ایشون نه تنها مشکل نیست بلکه یک مزیت هست که دلیل اصلی رشد معجزه‌گونه زبان فارسی در شعر همین قدرت انعطاف زبان فارسی بوده. هوش انسانی یا طبیعی هم آن‌قدر احمق نیست که نتونه چنین نکات ساده‌ای رو تشخیص نده. متاسفم برای سکولارهای متعصب و افراط‌گرا(؟!)
دکتر فرهنگ مهروش | چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۳ | پاسخ
like 0
dislike 0
مسئله‌ی تغییر خط فارسی، حدود یکصد سال پیش توسط امثال آخوند‌زاده و کسروی و... نیز مطرح گردید و با مخالفتهای گسترده‌ای روبه‌رو شد. به نظر می‌رسد باید واقعیتهای تاریخی را در نظر بگیریم و سعی کنیم حساسیتی پدید نیاوریم که کار از آنچه هست خرابتر شود. از آنسو، به نظر می‌رسد مشکل اصلی و اساسی ما، بی‌دقت بودن مردم ماست. وقتی ملتی بی‌دقت هستند و برایشان انتقال دقیق معانی مهم نیست، خود به خود زبان و خطشان هم بی‌دقت می‌شود. هم دستور زبان دقت خود را از دست می‌دهد، هم خط. به نظر من، به‌جای کوشش برای تغییر خط، باید برای تربیت آدمهایی اهل دقت کوشش به خرج داد.
اردشیر پاپگان | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۴۴ | پاسخ
like 0
dislike 1
راه حل این مشکلات تخیلی که ایشان می‌بافند در واقع بسیار ساده است! تمام آموزگاران، نویسندگان و ویراستاران را در یک مکان جمع کنید و قرار بگذارید که از جمع آنها چند نفری برگزیده شوند و یك‌سری قانون و قاعده، برای روش نوشتن بنویسند و همه آنها را بپذیرند و اجراء کنند. به این کار در غرب می‌گویند، standardization و در هر جایی که به‌کار بردند، سلیقه شخصی آشفتگی پدید آورده، انجام شده و همه کشورها از انگلیس، اروپا، آمریکا، ژاپن و چین انجام داده‌اند و خط خودشان را هم دگر نکرده‌اند، ولی پیش از همه اینها ایران این کار را انجام داد در زمان داریوش بزرگ، حتي داریوش قانونهای مصر را هم گردآوری کرد و همترازی و نظم به آنها داد و در مصر به‌کار انداخت.
اردشیر پاپگان | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۹ | پاسخ
like 0
dislike 0
... ادامه: پنج: از دوستانی که شتاب دارند تا تجربه گران‌سنگ ایران را همین امروز به فراموشی بسپارند و آنچه خود دارند از بیگانه تمنا کنند، خواهشمندم از خودشان بپرسند؛ آیا ایرانیان در زمان ساسانی «تصمیم» نمی‌گرفتند، «دلیل» نداشتند، به «طبیعت» نگاه نمی‌کردند، به هم نمی‌گفتند که برخی چیزها «طبیعی» است، به «مسافرت» نمی رفتند، «احساس» نداشتند، از کسی «شکایت» نمی‌کردند، «قانون» نداشتند؟! اگر اینها نبوده، پس چگونه ایران بر سرزمینهایی پهناور از مرز هند تا دریای مدیترانه فرمانروایی می‌کرده؟ اگر داشته‌اند، چه واژه‌های پارسی به جای این واژه‌های عربی که من در گیومه قرار داده‌ام، به‌کار می‌برده‌اند؟ پاسخ خوشبختانه ساده است، لطفا کتاب زیر را گوگل کنید
Mackenzie Pahlavi Dictionary. قدری کتاب خواندن شما را ورشکسته نمی‌کند! بعد می‌بینید که ما برای همه اینها واژه داشته‌ایم و بعد همه اینها را فراموش کرده‌ایم و دست به دامن بیگانه شده‌ایم! سالها دل طلب جام‌جم از ما مي‌کرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد.
اردشیر پاپگان | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۹ | پاسخ
like 0
dislike 1
...ادامه: چهار: به نظر می‌رسد ایشان حتي نمی‌خواهند ریشه‌یابی ژرف هم انجام بدهند و دوست دارند با بهره‌برداری سودجویانه از سن و موقعیت خود(!)، نظر بی‌پایه خودشان را جا بدهند، چون در نظر نگرفته‌اند که آشفتگی پدیدآمده در زبان فارسی ربطی به الفبا ندارد، بلکه مربوط به این هست که فارسی‌زبانان، دستورها و الگوهای واژه‌سازی زبان فارسی را کنار گذاشته‌اند و به زبان عربی، لاتین و انگلیسی چنگ انداخته‌اند. چگونه است که کشوری که یک امپراطوری چند ملیتی را در درازای نزدیک به هزار سال در دورانهای هخامنشی و ساسانی اداره کرد و در این کار ناتوان نشد، حالا نمی‌تواند بدون الفبای کشور بیگانه از پس کارهای خود برآید؟ تمام دفترهای دیوانسالاری امپراطوری نوخاسته عرب تا نزدیک به صد سال به فارسی نوشته می‌شد و حالا ما ناتوان شده‌ایم؟! به نوشته بازدیسی زبان فارسی(گوگل کنید لطفا تنبلی نکنید!) نوشته آقای ع.پارسا نگاه کنید تا دریابید که اندیشمندی ژرف و واقعی به چه معنی است.
اردشیر پاپگان | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۳۸ | پاسخ
like 0
dislike 1
آقای دکتر کوروش صفوی دکترا گرفته‌اند ولی از گفتار ایشان آشکار است که از اندیشه ژرفی برخوردار نیستند(؟!) چند پرسش ساده، سستی و بی‌پایگی گفتار ایشان را آشکار می‌سازد: یک: چگونه است که خط ژاپنی که بر خلاف خط انگلیسی از بالا به پایین نوشته می‌شود، مشکلی برای پیشرفت ژاپنی‌ها ایجاد نکرده و آنها مجبور نشده‌اند که خط خود را به «رومیایی» تغییر بدهند؟ دو: چگونه است که خود عربها با وجود این که الفبایشان کمبود جدی دارد، حتی از بکار بردن حرفهایي که ما به آنها افزوده‌ایم، خودداری می‌کنند و اگر آقای صفوی از کانالهای ماهواره‌ای عربی فیلمی دیده‌اند، می‌دانند که هیچ مشکلی به نظر نمی‌رسد در کار اینها به وجود آمده باشد. سه: خود الفبای انگلیسی کاستیهای شدید دارد و از بیان صداهایی چون خ، ق و ژ، آشفتگی‌اي که هر تلاشی برای برگرداندن الفبای فارسی به «رومیایی» پدید خواهد آورد، باور نکردنی خواهد بود. ایشان بفرمایند آیا می‌خواهند به الفبای انگلیسی حرف اضافه کنند یا از الفبای فارسی حرف کم کنند؟
ابراهیم | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۵۴ | پاسخ
like 0
dislike 0
لطفا این‌قدر راحت به این استاد فرزانه اتهام وارد نکنید! مطمئنا دکتر صفوی دهها برابر من و شما زبان و ادبیات فارسی را می‌شناسد و هزاران برابر ما به این زبان و ادبیات خدمت کرده. انتقاد از اندیشه و نظر افراد با هر درجه علمی که دارند، حق مسلم همه آدمهاست اما توهین و اتهام، شایسته‌ي هیچ‌کس نیست چه رسد به چنین بزرگانی.
جواد | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۳ | پاسخ
like 0
dislike 1
... ادامه: ضمنا بخش بزرگی از فرهنگ گذشته و فعلی ما با این خط در ارتباط است. مثلا با هنر خوشنویسی چه خواهیم کرد؟ مساله فقط تغییر چند علامت نیست! ضمنا اگر خط فارسی مشکلاتی دارد باید مشکل را حل کرد نه آن‌که صورت مساله را پاک کنیم. وقتی برای محتوای کتاب این همه ممیزی است چرا برای شکل و صورت آن دغدغه‌ای نیست؟ ارايه یک شیوه نگارشی یک‌دست و معقول و الزام انتشاراتی‌ها و روزنامه‌ها برای اعمال آن می‌تواند قدم اول باشد. ضمنا روی آوردن جوانان و نوجوانان به خط رومیایی به سبب امتیازات آن به خط فارسی نیست بلکه به جهت بی‌توجهی نرم‌افزارنویسان و شرکت‌های تولیدکننده، به زبان و خط فارسی است؛ به نحوی که برای عربی هزار گونه کار صورت می‌گیرد ولی برای فارسی نه. هنوز نرم‌افزاری برای خواندن فارسی برای نابینایان نداریم اما یک فرد نابینا به راحتی می‌تواند از طریق کامپیوتر یا موبایل متن فینگلیش را بخواند. بسیاری از گوشی‌ها پیام فارسی را نمی‌خوانند یا نمی‌توانند بنویسند. اینها را باید در نظر آورد و شتابزده سخن نگفت.
جواد | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۲ | پاسخ
like 0
dislike 1
خط امروزی ما امتیازات فراوانی دارد که در پیشنهاد آقای صفوی اساسا به آن توجه نشده است! خوانایی این خط بسیار بهتر از خط رومیایی است به دلیل چسبیده بودن حروف که به چشم ما این امکان را می‌دهد که رابطه‌ای تصویری با کلمات برقرار کنیم. مساله صرفا بر سر عادت کردن به یک خط نیست. جدایی یا اتصال کلمات به هم لوازمی دارد که در دیدگاه دوستان مورد توجه قرار نگرفته است. بنده مدرس زبان انگلیسی هستم ولی حتی با سر و کار داشتن روزمره با متون انگلیسی، نظراتی را که در فضای اینترنت بصورت فینگلیش نوشته می‌شود به زحمت می‌خوانم و معمولا از کنار آنها می‌گذرم، چون خواندنشان وقت بیشتری می‌برد. بعد از سالها فینگلیش خواندن در اینترنت و موبایل و تدریس انگلیسی این حکایت من است دوستان دیگر را نمی‌دانم. ادامه در کامنت بعدی...
حسن | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۰ | پاسخ
like 0
dislike 0
چون ویراستار محترم ایسنا در کامنت قبلی من جلوی کلمه هماهنگ‌تر علامت تعجب گذاشت{هماهنگ‌تر(!)} ای توضیح رو عرض می‌کنم: من هم به اندازه شما اهل این مملکت هستم و دوستش دارم و اگه صحبت از هماهنگ‌تر شدن با دنیای پیرامون می‌کنم، به این علته که می‌بینم هر انسان یا جامعه‌ای که با دنیای اطرافش هماهنگ‌تره، هم سالمتر می‌شه و هم موفق‌تر! دلمون بخواد یا نخواد، غرب چیزهای بیشماری داره که به ما یاد بده. شرط اول اینه که بدون پیش‌داوری یاد بگیریم. وقتی خوب یاد گرفتیم، می‌تونیم از خواسته‌هایمون حرف بزنیم.
حسن | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۶ | پاسخ
like 0
dislike 0
چه خوبه وقتی حرفی رو می‌شنویم متعصابه{متعصبانه} راجع بهش گارد نگیریم. این درسته که همنشینی مؤانست می‌آره و ما به خط فعلی عادت داریم و نیز خوشنویسی خط فعلی واقعا قشنگه! ولی نمی‌شه از برتری قابل‌توجه رسم‌الخط رومیایی بر رسم‌الخط فعلی گذشت. یادمه پزشک مشهوری نقل می‌کرد که در کنفرانسها پاکستانیا و هندیا همیشه اظهارنظر می‌کنن و ایرانیا با اینکه باسوادترن، سکوت می‌کنن. چون به انگلیسی مثل اونا مسلط نیستن. شاید مقصر کسایی هستن که با تعصب به زبان و خط نگاه می‌کنن. حتی فرانسویا با این‌همه تعصب به زبانشون نگاه نمی‌کنن که هموطنان ما به عربی نگاه می‌کنن! اگه بخوایم با دنیا هماهنگ‌تر(!) بشیم یکی از کارای لازم و واجب شاید همین تغییر رسم‌الخط باشه. کسانی هم كه تعصب بیهوده مذهبی نشون می‌دن، خوبه شعر موسی و شبان رو بخونن.
سیامک نوروزی | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۸:۲۴
دوست گرامی! اینجا بحث بر سر خط هست نه زبان. شما بروید و به ده زبان زنده مسلط بشوید. چه بهتر، می‌توانید با تمام آن فرهنگها ارتباط برقرار کنید. اما اوج کاهلی است که برای فهمیدن زبان انگلیسی و به قول شما اظهارنظر در کنفرانسها، زبان مادریمان را رها کنیم. بسیاری از مردم دنیا با چند زبان آشنا هستند، اما با دل و جان از فرهنگ نیاکانیشان نگهبانی می‌کنند.
رضا مهرزاد | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۵۰ | پاسخ
like 0
dislike 0
یا حضرت عباس(ع)! رسما تیشه را برداشته که بزنه به ریشه!
ن | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۸ | پاسخ
like 0
dislike 0
ایشون قصد ابراز وجود دارند که به هدفشون رسیدن!
ابراهیم | سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۶:۲۶
ایشون نیازی به ابراز وجود ندارن. وجودشون در جامعه علمی کاملا تثبیت شده و محترمه.
مهدی | سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۷
شما ظاهرا ایشون رو نمی‌شناسی که این‌طوری صحبت می‌کنی.
محمدرضا نيسي | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲ | پاسخ
like 0
dislike 0
با سلام، لابد احتمالا اين آقاي استاد دانشگاه در پاسخ به اين بخش از كلام خدا كه قرآن كريم را به زبان عربي معرفي مي‌كند، خواهد گفت؛
(نعوذ بالله)... از اين تاريخچه‌ بي‌اطلاع بوده!
سیما کبیری | یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۱ | پاسخ
like 0
dislike 0
دوستان! چطور ایجاد یک نظام یکسان یا انجام تغییرات کوچک در خط کنونی که در رگ و پی ایرانیان ریشه بسته و نماد هویت ما است را، کاری دشوار می‌دانید، اما نوشتن به یک خط تازه که جا افتادنش صد سال زمان و هزینه‌ای بسیار هنگفت می‌طلبد را، این‌طور ساده جلوه می‌دهید؟ مثل این است که برای بهبودی بیماری که یک سرماخوردگی ساده دارد، او را به قتل برسانیم و فکر کنیم مساله را حل کرده‌ایم.
پدرام رضائی | یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۱:۱۹ | پاسخ
like 1
dislike 0
همیشه همین طور است. اول باید با یک سفسطه بزرگ، یک... بزرگ، خط را عوض کرد. خشت اول را که کج نهادی، جواب همه سئوالات در مورد کج رفتن دیوار را داری. خط عربی به دلیل زیر به اسلام ربط دارد: سوره مبارکه شعراء: وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (192) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (193) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ (194) بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ (195) و راستى كه اين[قرآن] وحى پروردگار جهانيان است(192) روح الامين آن را بر دلت نازل كرد(193) تا از [جمله] هشدار دهندگان باشى(194) به زبان عربى روشن(195). این البته بزرگترین سفسطه متن آقای دکتر است. مقایسه ترکیه امروز با ترکیه قبل از آتاترک، مقایسه خط فارسی یا عربی با خط هندی و چینی در فراگیری و درصد باسوادن حاصله و... سفسطه‌های خنده‌داری به نظر می‌رسند که تردیدی در مورد ذهنیت اصلی نویسنده در ذهن می‌آورند! همان ذهنیتی که هرچند سعی دارد خود را با عنوان ناکارآمدی خط فارسی برای قرن بیست‌ویک جا بزند ولی گویا خودباختگی ذهن صاحب خود را در برابر فرهنگی دیگر فریاد می‌کشد!
شمسی | یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰ | پاسخ
like 0
dislike 0
یاد بنده خدایی افتادم که داشت قایق آدمخورها را سوراخ می‌کرد!
دانشجوي سابق | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۳:۴۴ | پاسخ
like 0
dislike 0
خدا شما را حفظ كند استاد بي‌آلايش!
رضا | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۳:۲۲ | پاسخ
like 0
dislike 0
احسنت به ایشان! ولی حیف که مملکت دست افراد نخبه مانند ایشان نیست(؟!) افرادی که جسارت، هوش و استعداد رو در کنار هم دارند. تو رو خدا برای یک لحظه هم که شده اون تفکرات خشک و متعصبی رو که حتی خودتون هم نمی‌دونید چیه، کنار بذارید و در مورد حرفای ایشون فکر کنید. اگه نمی‌تونید فکر کنید لزومی نداره که حتما حرف بزنید! بعضی از نظرات عزیزان در بالا من رو یاد بعضی از دانشجویانم سر کلاس انداخت که علی‌رغم عقب موندن از کلاس و عدم آگاهی و دانش کافی، به خودشون اجازه می‌دن هر چیزی رو که به ذهنشون می‌رسه، از دهنشون به بیرون پرتاب کنن!
م. دهگانی | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۳:۱۹ | پاسخ
like 1
dislike 0
با آشنايی خوبی که با زبانهای فارسی، انگلیسی، اسپانیولی، پرتقالی، عربی، اردو و هندی دارم، گفتار آقای کورش صفوی در مورد خط را بسیار ژرف و منطقی می‌دانم. در این مورد بنده با ایشان بسیار موافقم که گفته‌اند: "این خط که ما به آن خط عربی می‌گوییم و از آرامی، امپراتوری دوره‌ی هخامنشیان برای‌مان مانده است، قابل تصحیح نیست. ... چون در این پنجره نشد بیش از هزار کلمه نوشت بقیه نظرم با ایمیل فرستاده‌ام!
محسن | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۲۱:۴۴ | پاسخ
like 0
dislike 1
اشكال در خط نيست، اشكال در زبان فارسيه!
bahareh | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۹:۳۲ | پاسخ
like 0
dislike 0
موافق نیستم. پینگلیش نویسی فقط برای این رواج پیدا کرده که کی‌بردهای کامپیوتر و موبایل دارای فونت انگلیسی است و این فقط برای کسی که می‌خواهد تندتند متن کوتاهی بنویسد راحت است ولی برای خواننده بسیار مشکل هست و شما نمی‌تونید یه متن علمی بلند یا ادبی رو به این نحو بنویسید و خواندنش مکافات داره. خط ما هم عربی نیست این دیگه امروز مشخص شده. در ضمن حرمت امامزاده به متولی‌اش هست. این هم که خط کنونی نارسايی‌هایی داره، دلیلش کوتاهی مسئولینش هست و با کمی تغییر می‌شه همین خط رو بهینه کرد. پاسخ پ
محمد | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۲۰ | پاسخ
like 0
dislike 0
آقای دکتر حرف درستی زده‌اند. با خط رومیایی کار سر و سامان می‌گیرد. باید واقعیتها را پذیرفت و مردم را از سردرگمی و گرفتاری درآورد. باید پذیرفت که رسم‌الخط ما فاقد دهها صدای بومی زبان ماست در حالی که چندین نماد دارد که زبان ما فاقد آن است. علاوه‌بر آن ما علامتی بر مصوتها نداریم. همه اینها زبان‌آموزان فارسی را با دشواری جدی مواجه می‌کند چرا که همه چیز در خواندن زبان فارسی بر حدس، گمان و دانسته‌های پیشین استوار است. دکتر واقعا درست گفته‌اند.
سیاوش آریا | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۹ | پاسخ
like 0
dislike 0
با درود، تنها می‌توانم بگویم که افسوس سد(صد} هزار افسوس که مانند این جناب صفوی بزرگوار زبانشناسان ما هستند! که در اندیشه تغییر خط می‌باشند؟ من تبارم را بجز خاک و تن نشناختم / نآید روزی و تن در بی‌تباری بینمت. پاینده ایران
دارا بهمنش | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۶ | پاسخ
like 0
dislike 0
درود بر شما! چیزی که من می‌خواهم بنویسیم، درباره‌ی خط نیست، درباره‌ی زمانی است که داریم گفت‌وگو می‌کنیم! ما در روزگاری هستیم که میان مردم و برخي مسئولانشان دوستی و هم‌اندیشی برقرار نیست! در این روزگار برخي از مردم ایران بسیار درمانده هستند و برخي کارها بی‌خشنودی مردم انجام می‌شود! می‌دانم که اگر دستی در خط پارسی کارگر شود، چنان می‌شود که نباید بشود! آرزومند سربلندی مردم ایران‌زمین هستم.
ابراهیم | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۶ | پاسخ
like 1
dislike 0
ای‌کاش امکان انتشار فایل صوتی این گفت‌وگو هم وجود داشته باشد!
محمد | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۸ | پاسخ
like 0
dislike 0
به نظر من خط(پهلوی کتیبه‌ای یا پهلوی کتابی) از دوره ساسانی سودمندتر خواهد بود.
قاسم فراهاني | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۶ | پاسخ
like 0
dislike 0
ايشان براي سخن خودشان مثال آوردند كه مثلا با شنيدن اصطرلاب نمي‌توان تشخيص داد كه با سين نوشته مي‌شود يا با صاد. سئوال بنده اين است كه از بين شايد چند هزار كلمه چند تا مثال اين شكلي داريم؟ آيا به خاطر موارد محدود يك كل زير سئوال مي‌رود؟ شما اگر تتبع بفرمائيد از همين موارد هم در زبان روميائي در هنگام شنيدن لفظ وجود دارد. اين اشكال در همان‌جا هم هست.
ابراهیم شفیعی | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۳:۲۵ | پاسخ
like 0
dislike 0
لطفا ایمیل استاد را در اختیار اینجانب بگذارید.
نادر | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۵ | پاسخ
like 1
dislike 0
صفوی همچنین تأکید کرد: "این مجموعه(فرهنگستانی‌ها) می‌دانند دارند چه می‌کنند." بر منکرش لعنت آقای دکتر! ما هم می‌دانیم آنها چه کار می‌کنند. همه‌اش به فکر جور کردن مراسم بزرگداشت و جشن‌نامه و جشن هشتاد سالگی و جشن تولد و از این جور چیزها هستند برای خودشان! کارهای اصلی‌شان را هم نکنند مگر اتفاقی می‌افتد؟ تا حالا دیدی حتی یک فرهنگستانی به خاطر بی‌فایده بودنش از فرهنگستان اخراج شود؟!
dd hd | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۳ | پاسخ
like 1
dislike 0
با سلام، من دکتری در علوم رایانه دارم و با حرف ایشان کاملا موافقم؛ چرا که در مواجهه با رایانه، خط فارسی هیچ کاربردی ندارد! مشکلات مردم عادی رو هم به این مساله اضافه کنید، وضعیت فاجعه‌آمیز است! مثلا شما واژه آبگرمکن را می‌توانید به صورت آب گرم کن، آبگرم کن و آب گرمکن هم بنویسید! آخه کدوم زبان تو دنیا دارای این‌چنین مشکلات ابتدایی است! تو رو خدا احساسی برخورد نکنید و این پیشنهادات را در تقابل با اسلام نبینید! این مساله در حد بحران است! امیدوارم فکری برایش بشود!
سعيد | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵ | پاسخ
like 1
dislike 0
چرا بعضي از مردم ما فكر مي‌كنند براي هر كاري بايد از دشمن بترسيم يا از دشمن اجازه بگيريم. تصحيح خط ما چه ربطي به قطع ارتباط با دين دارد و چرا فكر مي‌كنيد دشمن خوشحال مي‌شود؟
مینا | شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۲ | پاسخ
like 0
dislike 1
اگر خط پارسی نظامی کامل داشته و جوابگوی نیازهای فعلی است، حق با شماست و باید آن را احیاء کرد. ولی اگر این‌طور نیست و ما بخواهیم از زبان و نوشتار فعلی اعراض کنیم؛ فقط به قطع ارتباط فرهنگ ملی با فرهنگ دینی به دشمنان ایران و اسلام کمک کرده‌ایم.
میم.الف | دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۱:۳۷
هم‌وطن! چیزی به اسم زبان یا خط پارسی وجود ندارد! اصلاً چنین زبانی وجود خارجی ندارد و برای اولین‌بار جناب فردوسی، زبان پارسی را در شاهنامه مطرح نموده‌اند.