سرویس
جمعه ۵ دی ۱۳۹۳ / Dec 26 2014
تعداد کل اخبار: 44

«نیچه نگو فقط مش اسماعیل»

«نازی آباد» یا «اسماعیل آباد»/ لزوم چاپ کتاب آثار و نصب مجسمه‌های مش اسماعیل

» سرویس: فرهنگي و هنري - تجسمي و موسيقي

پرویز کلانتری هنرمند نقاش که سالها پیش کتاب «نیچه نگو فقط مش اسماعیل» را بر اساس جایگاه این هنرمند خود آموخته مجسمه ساز نوشته است، در بزرگداشت اسماعیل توکلی معروف به مش اسماعیل گفت:چرا مدیران شهرداری نباید محله نازی آباد را مثلا به اسماعیل آباد تغییر نام دهند و یا کارهای مش اسماعیل را در محله‌اش نصب کنند؟ چرا ما قدر بزرگانی را که سرشان به تنشان می‌ارزد نمی‌دایم؟

به گزارش خبرنگار بخش «هنرهای تجسمی‌» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مراسم بزرگداشت مش اسماعیل که شامگاه سوم بهمن در گالری برگ برگزار شد، کلانتری افزود: قطار زندگی آدم‌ها همیشه در یک ایستگاه‌هایی با هم تلاقی می‌کند که گاه خیلی هم پررنگ است. قطار زندگی من و مش اسماعیل هم در سال 1339 در دانشگاه هنرهای زیبا به هم پیوند خورد. آن زمان پیشنهاد شده بود که رشته طراحی را به دانشجویان معماری و مجسمه سازی آموزش دهند و من هم به همین بهانه به آتلیه مجسمه آمدم و با مش اسماعیل آشنا شدم که در گروه عهده دار خدماتی بود و مثلا گل رس فراهم می‌کرد و یا جوشکاری را بلد بود.

او سپس به تفاوت‌های روحیه دانشجویان گروه‌های هنری با سایر دانشکده‌ها اشاره کرد و گفت: فضای دانشکده‌های هنری و خلقیات آدم‌های این رشته با سایر رشته‌ها تفاوت داشت به طوری که آنها معمولا غیر رسمی و اهل شوخی هستند و زندگی‌شان بدون طنز نمی‌گذرد در هنرهای زیبا هم وضعیت بر همین منوال بود البته این جماعت به هیچ وجه با ابتذال هم کنار نمی‌آید و این از دیگر نکاتی است که باید در آن سالها مرور کرد.

مش اسماعیل هم که به عنوان یک مستخدم در دانشگاه مشغول بود از این قاعده مستثنی نشد و اتفاقا فقط یک کارگر نبود بلکه عضوی از خانواده هنرهای زیبا محسوب می‌شد که خودش هم یک هنرمند از این خمیره بود.

پرویز کلانتری اضافه کرد: در همان روز اولی که در آتلیه طراحی به دانشجویان مجسمه سازی درس می‌دادم مدام شوخی می‌کردند و باید با آنها هماهنگ می‌بودم تا نطق خارج از آهنگ نزنند. مش اسماعیل هم اتفاقا خیلی این روش را بلد بود و یکی از هنرهایش این بود که شوخی را می‌فهمید اما وانمود می‌کرد که ساده لوح است در حالی که می‌دانست چه اتفاقی در شرف افتادن است و به همین دلیل بچه‌ها را مدام سر کار می‌گذاشت. در واقع با وجود آنکه مش اسماعیل دانشگاه نرفته و درس نخوانده بود اما اهل بخیه بود.

این هنرمند نقاش با اشاره به دلایل نوشتن کتاب «نیچه نگو فقط مش اسماعیل» گفت: یک روز به مش اسماعیل گفتم چقدر شبیه نیچه هستی او هم که نیچه را نمی‌شناخت سوال کرد مگر مجسمه ساز است یا من را می‌شناسد؟ اما به او حالی کردم که نیچه بزرگترین فیلسوف جهان است و عکسش را هم به مش اسماعیل نشان دادم اما هرچه نگاه می‌کرد کمتر شباهتی می‌دید و می‌خواست بفهمد که چه چیزی باعث شده من بگویم تو شبیه نیچه هستی. همین کار باعث شد که بعدها این داستان واره را درباره مش اسماعیل بنویسم.

کلانتری همچنین با گلایه از مدیران شهرداری و طرح یک درخواست گفت: اگر اشتباه نکنم مش اسماعیل در محله نازی آباد زندگی می‌کرد و هم محلی‌هایش خیلی به او افتخار می‌کردند که هر روز عکسش در یکی از روزنامه‌های محل چاپ می‌شد پس چرا مدیران شهرداری نباید محله نازی آباد را مثلا به اسماعیل آباد تغییر نام دهند و یا کارهای مش اسماعیل را در محله‌اش نصب کنند؟ چرا ما قدر بزرگانی را که سرشان به تنشان می‌ارزد نمی‌دایم؟

وی با اشاره به شاهکار مش اسماعیل که همان مجسمه رستم و دیو سپید است گفت: در حال حاضر این مجسمه در استادیوم آزادی نصب شده و به زعم من یکی از مدرن ترین کارهای مش اسماعیل است اما وقتی از او پرسیدیم که داستان رستم و دیو را از کجا شنیده‌ای گفت: از نقال قهوه خانه محله‌مان شنیده‌ام و این نکته نشان می‌داد که ادبیات و شاهنامه را با وجود بی سوادی اش به خوبی می‌شناسد پس چه باک که مش اسماعیل نیچه را نشناسد اما چه خوب که او هم در یک قاب قرار می‌گیرد.

عبدالمجید حسینی راد معتقد است مش اسماعیل جزو هنرمندانی است که کارهایش و مفاهیم آن توسط تعداد زیادی از مخاطبان عمومی و همچنین نخبگان و روشنفکران شنیده می‌شود و می‌توان آن را تحت عنوان هنر عمومی ارزیابی کرد.

به گزارش ایسنا، این هنرمند نقاش و پژوهشگر هنرهای تجسمی گفت: من هم مثل بسیاری از آنهایی که مش اسماعیل را می‌شناختند، از دوره دانشجویی و در دانشکده هنرهای زیبا با او آشنا شدم.

بعد از انقلاب هم که دانشگاه‌ها تعطیل شده بود و همه با فاصله‌ بعد از انقلاب فرهنگی مجددا به هنرهای زیبا می‌آمدند دیگر رشته مجسمه‌سازی وجود نداشت و اغلب دانشجویان به سمت رشته‌های نقاشی می‌رفتند اما همچنان عنوان حجم سازی عمومی برای تمامی رشته‌ها وجود داشت.

او ادامه داد: دانشجویان قدیمی رشته مجسمه‌سازی نیز بعد از انقلاب فرهنگی همچنان حضور داشتند و آتلیه مجسمه‌سازی برای آنها مثل خانه‌ای بود که از صبح تا بعد از ظهر در آنجا کار و زندگی می‌کردند. ما هم که دانشجویان جدیدتری بودیم بعضی اوقات در این محفل صمیمانه با آنها محاوره داشتیم و علاوه بر اساتید و دانشجویان مجسمه‌سازی فردی به اسم مش اسماعیل هم چابک و پر انرژی در این مجموعه مشغول بود و کارگاه مجسمه‌سازی را سر و سامان می‌داد. حتی سوالات ما را که تازه کار بودیم جوابگو بود.

حسینی راد همچنین از حضور فرد دیگری با نام نیت علی در گروه مجسمه سازی خبر داد و گفت: نیت علی در زیر زمین آتلیه مشغول بود یا گل آماده می‌کرد و یا بعد از ظهری که بچه‌ها کارها را جمع می‌کردند به تمیز کردن آتلیه می‌پرداخت و اصلا هم فارسی حرف نمی‌زد اما همزمان با مش اسماعیل کار در هنرهای زیبا را آغاز کرده بود و احترام زیادی هم برای او قائل بود. بعدها که من در سالهای 75 برای تدریس به هنرهای زیبا آمدم مش اسماعیل فوت شده بود اما نیت علی همچنان آنجا حضور داشت.

این مدرس دانشگاه در ادامه سخنانش به گرایش و علاقه مش اسماعیل به عرصه مجسمه‌سازی اشاره کرد و افزود: بیشتر ما مش اسماعیل را با مجسمه‌های فلزی می‌شناسیم اما در همان سال‌های ورود به دانشگاه که با عنوان مستخدم مشغول به کار بود کار مجسمه‌های سفالی را هم انجام می‌داد اما در حوزه مجسمه‌های فلزی با مفتول، تکه‌های ورق آهن، زائده‌های کار دیگران آثاری می‌ساخت و شیوه خاصی برای خودش داشت که از بافت جوشکاری خیلی خوبی استفاده می‌کرد و این بافت و حالت ساده فرم‌هایش در کنار تجسمی که از پیکره‌ها داشت به زعم من ناشی از ارتباط شفاهی ناخودآگاه او با هنر قدیمی ایران بود.

حسینی‌راد گفت: حضور مش اسماعیل در آتلیه مجسمه‌سازی هنرهای زیبا به قدری تاثیر گذار و مهم بود که حتی با وجود بازنشسته شدنش دانشجویان درخواست کردند تا او مجددا به دانشگاه بیاید و مشغول به کار شود و مش اسماعیل با وجود کهولت سن بار دیگر در هنرهای زیبا مشغول به کار شد.

این پژوهشگر و محقق هنر معاصر اضافه کرد: کارهای برخی از هنرمندان و خودشان مدتی پس از مرگ آنها بنا به نیاز فرهنگی و هنری و یا به یک بهانه، دوباره بازخوانی می‌شود و این اتفاق یک نوع زندگی دوباره هنرمند و آثارش در جایگاهی است که خودش دیگر حضور ندارد.

به اعتقاد حسینی راد، خیلی از منتقدان نظریه پردازان تلاش کردند تا در آثار دیگر هنرمندان و کارهایشان پی به کشف راز هنر آنها و ناگفته‌هایشان ببرند. در میان این همه جریان نظریه پردازی هم مسائل ناگفته‌ای در آثار هنرمندان بازخوانی می‌شود که شاید در زمان حیاتشان کشف نشده بود و گاه این بازخوانی بسیار سخت است و گوش دل حساسی می‌خواهد تا ناگفته‌های هنرمندان را از دل کارهایشان بشنویم که یا خیلی سخت شنیده می‌شود یا متفاوت است و یا اصلا شنیده نمی‌شود.

این هنرمند نقاش با اشاره به اینکه در هر دوره برداشت متفاوتی از کار هنرمندان صورت می‌گیرد گفت: بر خلاف این دسته یک گروه دیگر از هنرمندان هستند که ارتباط با آثار آنها خیلی راحت‌تر برقرار می‌شود و به زعم بنده مش اسماعیل جزو این دسته است که کارها و مفاهیم آثارش توسط تعداد زیادی از مخاطبان عمومی و همچنین نخبگان و روشنفکران شنیده می‌شود و سخن کارهای او را می‌توان به راحتی شناخت و تحت عنوان هنر عمومی که محصول موزه‌ها و یا مجموعه‌های خاص نیستند ارزیابی کرد.

حسینی راد یکی از ویژگی‌های مهم آثار مش اسماعیل را در این دانست که مخاطبانش از قشرهای مختلف کارهای او را می‌بینند و حرفهای او از سوی همگان شنیده می‌شود.

او در همین‌باره توضیح داد: مش اسماعیل در گروهی قرار داشت که سفارش دهندگانی از همه اقشار علاقه داشتند کاری از او داشته باشند و از این جهت هنرش روشنفکرانه نبود بلکه در گروه هنرهای عمومی شناخته می‌شد و این خصوصیت و پیچیدگی که در قالب پیکره‌هایش شکل می‌گرفت ناشی از یک خصوصیت ذوق فکری بود که در این شخصیت شکل گرفته بود.

او با مرور خاطراتی که مش اسماعیل از علاقه خود به مجسمه‌سازی و هنر تعریف کرده بود، گفت: در زمان کودکی پدر مش اسماعیل کارگاه مس‌گری داشت و او با خرده‌های مس کبوتر و پیکره زن می‌ساخت. در واقع وقتی این تکه‌های فلز مصر را نگاه می‌کرد در آن سنگ معدن نمی‌دید اما یک پیکره را می‌توانست تشخیص بدهد. خودش می ‌گفت پدرم علاقه داشت که من کار او را ادامه دهم به همین دلیل خرده‌های مس را به من می‌داد تا چیزی بسازم.

اما وقتی پرنده‌ها و پیکره‌هایم را می‌دید با خشم می‌گفت این چیست، برو پی کارت. همین هم شد که بالاخره در سال 42 گذر مش اسماعیل به دانشکده‌ هنرهای زیبا افتاد و به تدریج با دانشجویان و اساتید مجسمه سازی و به خصوص با پرویز تناولی که آن زمان ریاست گروه مجسمه را به عهده داشت آشنا شد. در واقع دقت، تقدیر و سرنوشت او را به این کار کشاند.

این مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش با مرور فضایی که مش اسماعیل در آن تبدیل به یک مجسمه ساز می‌شود گفت: او در فضایی قرار گرفت که به تدریج پایش را به محافل هنرمندانه کشاند و گالری‌هایی که پیشروترین آثار هنری را نمایش می‌دادند میزبان کارهای او شدند. این اتفاق نشان می‌داد که مش اسماعیل چگونه توانسته در آن محافل جای خود را پیدا کند.

حسینی راد همچنین به عنوان هنرمند خود آموخته برای مش اسماعیل اشاره کرد و گفت: اساسا «نائیو» به هنرمندانی گفته می‌شود که هیچ آموزش مدرسه‌ای ندیده‌اند در حالی که مش اسماعیل زیر نظر اساتید مجسمه‌سازی و دانشجویان این رشته تجارب برجسته‌ خود را پیدا می‌کند.

پس این گونه نبود که آموزش دیده نباشد اما به واقع یک هنرمند خود آموخته بود که همراه با ذوق فطری‌اش توانست مثل یک هنرمند پیشرو آموزش‌هایی را که دیده بود به عنوان یک هنرمند ثبت کند.

حسینی راد خاطر نشان کرد: در ایران علاوه بر مش اسماعیل محمود زنگنه نیز جزو کسانی است که آموزش آکادمیک نبوده اما در ارتباط با هنرمندان به شکل حرفه‌ای هنر را تجربه می‌کند و در گروه هنرمندان مطرح زمانه خود قرار می‌گیرد. البته هنرمند دیگری همچون مکرم قنبری را می‌توان در دسته هنرمندان نائیو تعریف کرد که نه آموزش دیده و نه در محفلی قرار گرفته است.

اما مش اسماعیل هنرمندی خود آموخته بود که تلاش کرد بیاموزد و بشناسد و به همین واسطه با بحث کردن و شناخت توانست در سطح حرفه‌ای و مقبول جامعه هنری از پایین ترین سطوح تا روشن فکرترین آنها مقبولیت پیدا کند.

این مدرس دانشگاه و محقق هنر معاصر در ادامه سخنانش با ارزیابی مضامین و موضوعات کارهای مش اسماعیل گفت: همه ما او را با پیکره‌های «بز»هایش می‌شناسیم و حق هم همین است زیرا خلاقانه ترین کارهایش در همین مجموعه شکل گرفت اما در عین حال مضامین متعددی را با ساختارهای شکلی مختلف خلق کرده است.

رستم و دیو سپید، پیکره‌های زن، قالی فروشان ترکمن و مجسمه‌های درویش از جمله موضوعاتی هستند که در جامعه هنری ایران از سالهای 1310 تا دوره انقلاب به کرات دیده می‌شود و شاید این نمونه‌ها را بتوان در نقاشی‌های عباس کاتوزیان و جعفر پتگر هم مشاهده کرد.

او همچنین به موضوعات مورد توجه مش اسماعیل بعد از انقلاب اشاره کرد و افزود: به واسطه حضور در جنگ تحمیلی مجسمه‌هایی همچون خانواده شهدا، رزمندان، زنان جنگ زده و نمونه‌هایی از این دست را ساخت که نشان می‌دهد نسبت به آنچه در دنیای پیرامونش می‌گذشت به شدت واکنش دارد و کارهایش را با الهام از این فضاها می‌سازد.

پس او هنرمندی است که بسیار روشنفکرانه با مضامین عام دست به خلق اثر می‌زند. در واقع نسبت به مسائل پیرامونش هنرمندی است که با موضوعات اجتماعی، تاریخی، افسانه‌ای، بومی و سنتی ایران که ریشه در تاریخ این مرز و بوم دارد، رابطه برقرار کرده است.

حسینی راد همچنین با تحلیل مجموعه «بز»های این هنرمند گفت: این آثار صرفا آن چیزی نیست که در دوران کودکی‌اش دیده بود بلکه به لحاظ فرم، «بز»هایی با موهای فردار و بلند و گوشهایی آویزان است که بافت جوشکاری یک فرم هارمونیک را به مخاطب القا می‌کند و این همان چیزی است که در تاریخ سرزمین ما ماندگار است. از این جهت می‌توان گفت که مضامین و موضوعات کارهای مش اسماعیل بسیار متنوع و صمیمانه و در ارتباط با آن چیزی است که در زندگی و خاطرات تاریخی او می‌گذشت و از این جهت زیباترین و خلاقانه ترین کارهایش را می‌توان در این مجموعه «بز» ها مشاهده کرد.

حسینی راد در ادامه با ارزیابی نقش مش اسماعیل در مجسمه سازی سالهای بعد از انقلاب گفت: بعد از انقلاب این رشته به دلیل نظر برخی از علما که آن را حرام اعلام کرده بودند، تعطیل شد و اساسا دانشجویان این رشته بلاتکلیف بودند و با وجود تلاش‌های اساتیدی همچون دارش و یا طاهر شیخ الحکمایی که آن زمان فارغ التحصیل شده بود، برای تغییر طرح‌ها و درس‌ها خیلی شرایط هماهنگ نبود و سرانجام تلاش‌های آنها منجر شد تا رشته مجسمه سازی به حجم سازی تغییر کند.اما در سوی دیگر ما مجسمه سازانی همچون مش اسماعیل را داشتیم که یک مسلمان تمام عیار بود و همچنان در سالهای بعد از انقلاب هم آثارش را نمایش می‌داد.

او در همین رابطه توضیح داد: در آن شرایط که بسیار حساس بود و می‌توانست به رکود بیشتر این رشته و یا برعکس احیای آن منجر شود یکی از افراد تاثیرگذار مش اسماعیل بود که بعد از سفر مکه مجسمه رمل جمرات را ساخت و کارهای او به کرات نمایش داده شد و شخصیتش به عنوان یک مجسمه ساز مطرح بود.

مهم‌تر از آن این نکته بود که کارهای مش اسماعیل به هیچ عنوان کاملا فگوراتیو نبود و این نکته همان سررشته نادیدنی ارتباطش با هنر قدیم ایران بود که مجسمه‌هایش بیشتر یک فرم را نشان می‌داد و به همین دلیل به صورت ناخودآگاه با گذشته‌های دور ارتباط برقرار می‌کرد.

حسینی راد با تاکید بر این نکته که جا دارد یک بار دیگر شخصیت هنری مش اسماعیل بازخوانی شود، گفت: نه صرفا به عنوان کسی که تحت عنوان یک اسم ماندگار شده بلکه به عنوان یک هنرمند تاثیرگذار باید اثار و جایگاه مش اسماعیل را بازخوانی کنیم چه بسا که امروز یکی از «بز»های او درست مقابل آتلیه مجسمه سازی نصب است و این محوطه به میدان «بز» معروف است.

حسینی راد همچنین خطاب به مسئولان و مدیران فرهنگی گفت: فکر می‌کنم حق مش اسماعیل باشد که کتاب آثارش که متاسفانه به شدت در حال پراکنده شدن، کم شدن و یا فراموش شدن است منتشر شود و صاحب نظران و دوستان تحلیل‌ و خاطرات خود را در این زمینه بنویسند و در این صورت می‌توان گفت که یکی از هنرمندان معاصر ما بیشتر شناخته می‌شود.

به گزارش ایسنا، عباس مشهدی زاده سومین هنرمند مجسمه سازی بود که در این برنامه از مش اسماعیل و مجسمه‌هایش گفت.

مشهدی زاده با اشاره به سخنان عبدالمجید حسینی راد و نکاتی که درباره مش اسماعیل مطرح کرده بود، گفت: به زعم من همانطور که دکتر حسینی راد اشاره کرد مش اسماعیل با حرف پدرش پی کارش رفت اما نسل‌های بعد شاهد آثار خلاقانه او بودند. به طوری که از دهه 20 که دانشکده هنرهای زیبا باز شد، تا به امروز که چندین دهه از آن سالها می‌گذرد میدان «بز» مش اسماعیل هنوز وجود دارد و شاید خیلی‌ها هم ندانند که یکی از کارکنان آتلیه مجسمه سازی که اتفاقا درس هم نخوانده این «بز» را ساخته است.

او با اشاره به چگونگی آشناییش با مش اسماعیل توضیح داد: او یکی از صادق ترین و صمیمی ترین افرادی بود که در هنرهای زیبا و در آن سالها شناختم که در سایه و آفتاب این نظام و آن نظام و هرجایی که بود پذیرفته شد اما یکی از حامیان اصلی‌اش پرویز تناولی بود که تمام عیار با تمام ظرافت به او آموخت و کاری کرد تا مش اسماعیل به جایی برسد که گل سرسبد دانشکده هنرهای زیبا شود.

مهشدی زاده در پایان سخنانش گفت: دهه 40 برای سرزمین ما دهه‌ای هنگفت و آکنده از آورده‌های هنری بود به طوری که ما در رشته‌های موسیقی، تئاتر، هنرهای تزئینی، سقاخانه، معماری و حتی ادبیات روزگار پر توانی را مشاهده کردیم که در کارنامه آن‌ سالها مش اسماعیل هم یکی از گلهایی بود که شناختیم.

مش اسمال

به گزارش ایسنا، در بخش پایانی این مراسم محمد حسن حامدی سردبیر نشریه تندیس و یکی از پایه گذاران این سلسله نشست‌های تخصصی در گالری برگ گفت: مش اسماعیل از آن دست هنرمندانی بود که تمام اقشار جامعه را به خوب جذب می‌کرد به طوری که از ساده ترین افراد در مقابل مش اسماعیل زیبایی را دریافت می‌کنند تا بالاترین شخصیت‌های سیاسی که بعضا سفارش دهنده آثارش بودند. همین جایگاه خاص سبب شد تا هم فارغ ا لتحصیلان هنرهای زیبا و هم افرادی که با او هم نسل بودند همواره از مش اسماعیل به نیکی یاد کنند و به همین بهانه ما سی و یکمین نشست گالری برگ را به مش اسماعیل اختصاص دادیم.

حامدی همچنین درباره پیشنهاد حسینی راد جهت انتشار کتابی از آثار مش اسماعیل گفت: یادم است پیش از این دوستان فرهنگستان هنر قصد داشتند چنین کاری کنند و علیرضا اسماعیلی و مسعود ناصری در همان سالها شروع به جمع آوری عکس‌ها و آثار مش اسماعیل کردند تا آرشیوی درست کنند و کتابی منتشر کنند اما بعدها به دلیل تغییر و تحولات فرهنگستان و مشکلات کاغذ تا حدودی این کتاب منتفی شد که ما پیشنهاد دادیم مجددا کار را کلید بزنند و بتوانیم عکس‌ها و اطلاعات بیشتری جمع آوری کنیم و اگر امکانش فراهم شد در نشر پیکره چاپ کنیم که امیدوارم هرچه زودتر این اتفاق بیفتد.

انتهای پیام

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
نام و نام خانوادگی*
ایمیل
متن نظر*
● تعداد‌ نظرات (0)