سرویس
شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۳ / Jul 26 2014
تعداد کل اخبار: 78

زاغکی قالب پنیری دید...!

» سرویس: رسانه هاي ديگر - رسانه ديگر

سايت تابناك در بخش "نگاه شما" شعري با عنوان "زاغکی قالب پنیری دید...!" از يكي از خوانندگان خود منتشر كرده است.

به گزارش ايسنا متن اين طنز در پي مي‌آيد:

زاغکی قالب پنیری دید

از همان پاستوریزه‌های سفید

*****

به دهن برگرفت و زود پرید

از قضا روبهی ماجرا را دید

*****

روبهی بی‌فریب و بی‌حیله

لاغر و بی شیله و پیله

*****

رو به زاغ کرد و با حسرت گفت

شیش آورده‌ای، شیش جفت

*****

من نمی‌کنم تعریف از پایت

از دل‌فریبی چشم و پرهایت

*****

زاغ کجا صدای خوش دارد ؟

رنگ تیره کی نشاط آرد ؟

*****

ماجرای اجداد ما طی شد

آن فریب و سادگی هی شد

*****

عصر ما عصر چیز باشد .... چیز ....

عصر همزیستی مسالمت آمیز

*****

این چهارصد گرم پنیر بر منقار

هیچ آگهیت بود حدود 2 دلار

*****

جان مادرت به پایین آ

لطف خود شامل حال ما بنما

*****

قدری از آن پنیر خوشمزه

آن کوه نور استریلیزه

*****

به من بینوای مسکین ده

که گرسنگی برده نورم از دیده

*****

اشک زاغ روان به رخ گردید

به حال روبه مسکین دلش لرزید

*****

ناگهان سنگی از پای درخت

ز پایین به سوی بالا رفت

*****

پر و بال و سر کلاغ خون شد

حال و احوال او دگرگون شد

*****

قالب پنیر بر زمین افتاد

رفت آرزوی خوردنش بر باد

*****

آدمیزاده‌ای گرسنه و نامرد

جست و آن طعمه را غر زد

* شعر از حسین قنبری از کاشان

انتهاي پيام

در زمینه‌ی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.
نام و نام خانوادگی*
ایمیل
متن نظر*
● تعداد‌ نظرات (0)