|
سرویس
امکانات
|
چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲ / May 22 2013
تعداد کل اخبار: 718
بررسي دلايل خشونتهاي فوتبال در «90»
» سرویس:
ورزشي - فوتبال، فوتسال
برنامه « 90 » اين هفته با حضور چند تن از اساتيد دانشگاه به بحث و بررسي در رابطه با خشونتهاي موجود در فضاي فوتبال پرداخت و سعي كرد با ايجاد يك ميزگرد علمي راهكارهايي براي حل اين معضل بيابد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برنامه اين هفته «90» در شرايطي پخش شد كه در چند هفته اخير جنجالهاي زيادي در ورزشگاهها از سوي تماشاگران و اخلالگران، نظم ورزشگاه كه اصطلاحا تماشاگرنما خوانده ميشوند صورت گرفته و به همين دليل موضوع اصلي اين برنامه بررسي جامعهشناختي و روانشناختي اين اتفاقات بود.
در همين راستا دكتر حسين پاينده، جامعهشناس و خسرو حمزه روانشناس در برنامه «90» حضور داشتند تا بحث خشونتهاي اجتماعي در فوتبال را بررسي كنند.
ابتدا حسين پاينده با ابراز اميدواري از اينكه مشكلات در آينده نزديك حل شوند، گفت: براي حل اين مشكل ابتدا بايد ريشههاي هوليگانيسم (اوباشگري) را بشناسيم و پس از آن افراد دخيل در اين ماجرا را بررسي كنيم. تقريبا همه اينگونه رفتار را تقبيح ميكنند اما گاهي با تندروي اصل فوتبال را مقصر ماجرا ميدانند در حالي كه نظريههاي جامعهشناسي خلاف اين مساله را ثابت ميكند. بر اين اساس فوتبال ميداني است كه در آن برخي مهارتها به جاي خرج شدن در راه منفي در راه مثبت به كار ميرود. همچنين فوتبال داراي نظم و ديسيپليني است كه خود به خود هرج و مرج را از اصل آن دور ميكند.
وي ادامه داد: ذات فوتبال به هيچ وجه متمايل به تشويق خشونت نيست اما ما در برخي ورزشها مانند واليبال و بسكتبال هم اينگونه خشونتها را داريم و بايد به سمت دريافت چرايي اين اتفاقات پيش برويم، ضمن اينكه بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه علاوه بر آسيبهاي جسمي كه ممكن است مثلا با پرتاب سنگ ايجاد شود از آسيبهاي رواني هم نبايد چشمپوشي كنيم. به عنوان نمونه هيچگاه فراموش نميكنم كه حميد استيلي در يكي از آخرين اظهارنظرهايش پيش از خداحافظي از پرسپوليس گفت كه نميداند چرا مردم به خانواده او توهين ميكنند. همچنين داوري مثل رفيعي كه اساسا به همين دليل از دنياي داوري كه حرفه او بود خداحافظي كرد.
در ادامه، صحبتهاي برخي از كارشناسان و مسئولان دو تيم ملوان و داماش كه در داربي پرحاشيه گيلان مطرح شده بود، پخش شد و پس از آن خسرو حمزه صحبت خود را آغاز كرد. وي در ابتدا گفت: خشونتهاي فوتبال ناشي از دو عامل دروني و بيروني هستند. عوامل دروني شامل بازيكن، مربي و داور است و عوامل بيروني تماشاگرها هستند. زماني كه فشارها بر تيم بالا باشد و مسئولان تا اين حد نتيجهگرا باشند طبيعي است كه عملكرد خوبي از بازيكنان شاهد نباشيم. همچنين بازيكنان و مربيان بايد صاحب مهارتهاي رواني باشند. درباره تماشاگران هم بايد گفت كه متاسفانه مشكل اصلي باور غلطي است كه ميگويد تماشاگران از تيمها جدا هستند. وقتي تفكر تيمي وجود نداشته باشد اينگونه ميشود كه تماشاگران به خود اين اجازه را ميدهند كه به بازيكنان توهين كنند. تماشاگران ما ميتوانند بهترين باشند اما بايد براي اين كار آموزش ببينند. آنها حق اعتراض كردن دارند اما نبايد اين اعتراض با توهين همراه باشد.
در ادامه، مجري برنامه به امكانات و شرايط بازي در اروپا اشاره كرد و گفت: ممكن است بخشي از اين خشونتها ناشي از عدم مديريت صحيح و نبود امكانات مناسب براي تماشاگران در ورزشگاهها باشد.
در ادامه پاينده بار ديگر به عوامل متكثر در ايجاد خشونتها اشاره كرد و افزود: گاهي تيمي كه به تازگي به ليگ برتر صعود كرده است از حمايتهاي متعصبانه هوادارانش برخوردار است كه باعث ميشود تماشاگران اين تيم در هنگام بازي با تيمي از استاني ديگر رقابت قومي را تصور كنند. اينگونه مسائل مثلا در جايي مثل استان آذربايجان شرقي و غربي بالا است، مثلا زماني كه علي دايي سرمربي پرسپوليس بود به اين دليل كه او هم آذري است مورد هجمه تماشاگران تبريزي قرار گرفت كه چرا به جاي خدمت به تيم آذريزبان، پرسپوليس را هدايت ميكند. مشكل خشونت در فوتبال از مشكلات فرهنگي ناشي ميشود كه در جامعه ما وجود دارد. مشكل اصلي ما چالش ايجاد كردن در برابر راي انسان صاحبراي است. در فوتبال آدم صاحبراي همان داور است و در خارج از زمين سرمربي مسائل را تعيين ميكند. گاهي هوادار اقتدار صاحبراي را نميپذيرد و مثلا انواع و اقسام توهينها را در سايتهاي اينترنتي، مطبوعات و ورزشگاهها عليه سرمربي يا داور شاهد هستيم. يا مثلا بازيكني كه خطاي واضحي انجام داده است و خطايش به وضوح در تصاوير تلويزيوني مشخص است در برابر دوربين ميگويد كه خطا نكرده و داور در حقش اجحاف كرده است. اين مشكل در خيابانها و در هنگام رانندگي ايرانيان بيش از هر جاي ديگر نمود پيدا ميكند. زماني كه پليس رانندهاي را متوقف ميكند تا به دليل تخلفي كه انجام داده جريمهاش كند، ابتدا راننده سعي ميكند كه عمل آن پليس را به چالش بكشد.
اين روانشناس در ادامه پرخاشگري را رفتاري طبيعي نسبت به ادراك ناكامي توصيف و خاطرنشان كرد: زماني كه فكر ميكنيم در امري ناكام شدهايم، خشونت به خرج ميدهيم. اين باوري است كه در طولانيمدت به افزايش خشونتها كمك ميكند. بنابراين حل اين معضل نياز به زمان زيادي دارد. قدم اول شناسايي عواملي است كه در اين مساله دخالت دارند، مسئولان ورزش و باشگاهها پله اول هستند. اكثر باشگاههاي ورزشي ما پسوند فرهنگي را به دوش ميكشند ولي چقدر براي اعتلاي اين فرهنگ هزينه ميشود. خاطرم است كه چند وقت پيش محمد دادگان در برنامه «90» اعلام كرد كه سالانه 400 ميليارد تومان در فوتبال هزينه ميشود كه البته اكنون مطمئنا بيش از اين است. سوال من اين است كه چرا 10 درصد از اين پول در حوزه فرهنگ هزينه نميشود؟ همچنين همانطور كه هر هفته در جرايد، بازيكن و مربي هفته انتخاب ميشوند چرا هوادار هفته انتخاب نميشود؟ براي اين كار ميتوان روشهاي تشويقي طراحي كرد و مثلا يك جايگاه را انتخاب و از بين آنها با قرعهكشي جوايز ارزندهاي اهداء كرد.
مجري برنامه در ادامه بار ديگر به امكانات ورزشگاهها اشاره كرد و گفت: من فكر ميكنم اگر مشكل بليتفروشي حل شود و هر تماشاگري بر روي صندلي مشخص و شمارهدار بنشيند و محيط ورزشگاه نيز با دوربينهاي مداربسته كنترل شود ميتوانيم شاهد كاهش خشونتها باشيم.
حسين پاينده در ادامه با تاييد صحبتهاي فردوسيپور گفت: براي برطرف كردن خشونتها ميتوان از تجربه كشورهاي ديگر استفاده كرد. اكثر كشورهاي اروپايي كه خود را بسيار متمدن ميدانند پيش از اين با اوباشگري از نوع شديدش مواجه بودند. به عنوان مثال فاجعه استاديوم هيسل بلژيك را ميتوان اشاره كرد كه در سال 1985 رخ داد و باعث كشته شدن 39 نفر و مجروح شدن بيش از600نفر شد. همچنين اتفاقي كه در ورزشگاه هيلزبرو در انگليس رخ داد و در جريان بازي دو تيم ليورپول و ناتينگهامفارست 96 كشته و بيش از 900 زخمي به جا گذاشت. در سال 1986 يعني يكسال پس از فاجعه ورزشگاه هيسل، انگليس پنج سال از حضور در رقابتهاي اروپايي محروم شد و مجلس اين كشور هم قانوني را تصويب كرد كه بر اساس آن اگر پليس فردي را به جرم اوباشگري بازداشت ميكرد به سه ماه حبس تعزيري محكوم ميشد. همچنين پليس انگليس با شناسايي اين افراد در هنگامي كه تيم ملي انگليس در خارج از اين كشور بازي داشت، از خروج اين افراد از كشور جلوگيري ميكرد. اين اقدامات در كنار آموزش ميتواند ما را به نتيجه برساند.
وي همچنين ادامه داد: اين فقط سرمربيها نيستند كه سنگ ميخورند. خاطرم است كه پنجسال پيش فردي كه به دليل حمل مواد مخدر زنداني شده بود پس از پنج سال و به محض آزاد شدن از زندان از قاضي پروندهاش انتقام گرفت. بنابراين اينگونه خشونتها كه در فوتبال موجود است از متن جامعه ناشي ميشود.
در ادامه حمزه با بيان اينكه ايجاد امكانات استاندارد در ورزشگاهها مدينه فاضلهاي است كه بايد شكل بگيرد گفت: اين كار يك استراتژي بلندمدت است اما در كنار آن بايد برنامه كوتاهمدتي نيز داشته باشيم اما اگر مسئولان قانون را به درستي ايجاد كنند بسيار از مسائل حل ميشود. متاسفانه درفوتبال ما بيشتر قوانين با كدخدامنشي خراب ميشوند. همانطور كه دكتر پاينده اشاره كرد پس از فاجعه ورزشگاه هيسل بلژيك، انگليس پنج سال از رقابتهاي اروپايي محروم شد در حالي كه بسياري از اعضاي يوفا بريتانيايي بودند.
در ادامه بار ديگر پاينده گفت: زمينهها براي بروز هيجانهاي منفي در فوتبال ما بيشتر است. شايد گاهي بشود مسائل را با كدخدامنشي حل كرد اما دستاندركاران فوتبال و مديران جامعه ميتوانند با برنامهاي گستردهتر و پاسخگو بودن نسبت به عملكرد خود امكان بروز مسائل منفي را مهار كنند. ضمن اينكه به نظر من، ما از برخي از ظرفيتهايي كه داريم غفلت ميكنيم. مثلا نيروي انتظامي در ورزشگاههاي ما حضور چشمگيري دارد اما به نظر ميآيد كه ماموران اين نيرو نياز دارند كه در حوزه فرهنگي و رواني ارتباط قويتري داشته باشند و از مكانيزمهاي ثمربخشتري براي كنترل جمعيت برخوردار باشند. ارتباط دانشگاهيان در رشتههاي علوم انساني با مجريان قانون كم است و بايد بيشتر شود.
در ادامه برنامه شب گذشته «90 » گزارشي از اتفاقات تلخ و جنجالهاي فوتبال در چندسال اخير پخش شد و پس از آن حمزه گفت: درصد كوچكي از اتفافات رخ داده در ورزشگاهها سازماندهي شده است. زماني من در يكي از تيمها مسئوليت داشتم كه مدير آن تيم در اواخر فصل فردي را استخدام كرده بود تا به قول خودش با شعار دادن عليه بازيكنان حريف تمركز آنها را به هم بزند. براي اين گونه مسائل بايد فكر شود. بخش مهم ديگر وظيفه رسانههاست. به عقيده من يكي از مظلومترين قشرها در ورزش اصحاب رسانهها هستند اما گاهي عملكردشان قابل دفاع نيست و بيش از حد به حاشيهها ميپردازند. رسانهها گاهي با عملكردشان رفتار غلطي را تاييد ميكنند. حتي گاهي ديده شده است كه در يك برنامه تلويزيوني گفته شده كه تماشاگران حق دارند اينگونه اعتراض كنند.
در ادامه دكتر قاسمي روي خط تلفني برنامه آمد تا در بحث مشاركت كند. وي در رابطه با موضوع برنامه گفت: بايد راهكارهاي حل موضوع را به دو گروه تقسيم كنيم. نخست راهكارهاي كلان كه كوتاهمدت هستند و به زمان زيادي نياز دارند كه از جمله آنها ميتوان به تقويت نهاد خانواده، بهبود شرايط آموزش و پرورش و غيره اشاره كرد. راهكارهاي دوم كه در سطح خرد قابل انجام هستند شامل استفاده بهتر از نيروهاي انتظامي و استفاده از ابزارهاي نظارتي بيروني است. جريمه كردن هم نقش كوچكي در اين ميان ايفا ميكند. راهكارهاي كلان سرمايهگذاري و نيروي انساني زيادي طلب ميكند و چون نتايج مستقيم و ملموس در كوتاهمدت ندارند معمولا ناديده گرفته ميشوند.
در ادامه حسين پاينده گفت: اول بايد هيجانهاي ويرانكننده و اوباشگري طبقهبندي شوند. دو نوع مشكل در ورزشگاهها داريم نخست خشونتهاي خودجوش مانند اهانتهاي تماشاگران كه در هنگام از دست رفتن يك موقعيت گل ايجاد ميشود و دوم خشونتهاي سازمان يافته. دسته اول با فرهنگسازي عمومي اصلاح ميشود اما خشونتهاي سازمانيافته نياز به مكانيزمهاي قانوني و استفاده از ابزارهاي ضابطين قضايي دارد.
خسرو حمزه نيز در اين رابطه گفت: بايد نظارتها بيشتر شود. صدا و سيما هم ميتواند با ساخت برنامههاي متعدد و پخش باكسهاي پربيننده متوليان فوتبال را به شروع كار در راستاي اصلاح امور تشويق كنند. ضمن اينكه اگر قانون طولانيمدت اجرا شود تبديل به فرهنگ ميشود. ما شاديها را جشن ميگيريم اما از آنها چيزي نميآموزيم. ما از شكستها درس ميگيريم. در اين رابطه ميتوانم به ديدار ايتاليا و آلمان در يورو2012 اشاره كنم كه تماشاگران آلماني با وجود شكست تيمشان بازيكنان ملي خود را تشويق كردند.
دكتر قاسمي نيز در پايان صحبتهايش گفت كه رفتارهاي سازمانيافته دلايل روانشناختي دارند و يكي از مهمترين راهكارها براي اصلاح آنها، استفاده از گروههاي مرجع است. پاينده هم در پايان بار ديگر بر لزوم طراحي برنامههاي بلندمدت تاكيد كرد و گفت: صدا و سيما ميتواند نقش بسيار پررنگي را در اين راه ايفا كند.
به گزارش ايسنا، برنامه « 90 » اين هفته مانند برنامههاي گذشته به بررسي حواشي ليگ برتر و پخش تصاوير گزيده بازيهاي هفته هفتم پرداخت. پرسش پيامكي اين هفته هم پيرامون برگزاري جام حذفي بود. مديران برنامه از مخاطبان پرسيده بودند كه آيا به نظر آنها بهتر است كه جام حذفي در فصل جاري برگزار شود يا خير كه در پايان برنامه سه ساعت و نيم ديشب بيش از يك ميليون و 400 هزار نفر در اين مسابقه پيامكي شركت كردند كه سهم موافقان برگزاري جام حذفي 87 درصد بود.
انتهاي پيام
● تعداد نظرات (0)
|