|
سرویس
امکانات
|
سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ / May 21 2013
تعداد کل اخبار: 387
به ياد حميده خيرآباديحضورش چراغي بود
» سرویس:
رسانه هاي ديگر - رسانه ديگر
پرستو گلستاني در يادداشتي در روزنامه شرق به تقدير از مرحوم حميده خيرآبادي پرداخته است. به گزارش ايسنا، متن اين يادداشت به اين شرح است: اول بار كه بانو نادره را ديدم حدود 20 سال پيش بود و سريال پدرسالار. دستهاي مهربانش را هرگز فراموش نميكنم. دستهايش بهاري بود و بوي عطر گل ياس ميداد. نگاهش سبز و مهربان بود و كلامش شيرين و پيچكوار بر قلبت مينشست. گويا تمام احساس مادري كائنات در وجودش ريشه داشت. از او ياد ميگرفتي. ياد ميگرفتي و ميآموختي زندگي را، عشق را، صبوري را، باور را و بازيگري را. وقتي حضور داشت صحنه گرم و استوار و آتشين بود. درست و اصولي. حضورش چراغي بود براي راه جواني و بيتجربگي. ميگفت با عشق، ميگفت با مهرباني و تو بيآنكه برنجي و حتي لحظهاي فهميده باشي دريايي از او آموخته بودي و اين بود رمز استادي و گوهر وجودش. هر بار به اين فكر ميكنم كه بانوي مهتاب و خورشيد؛ خانم نادره گرامي ديگر در بين ما نيست قلبم ميتركد. ميتركد كه چه غريبانه رفت و به خاك سپرده شد. قلبم ميتركد از غم تنهايي. قلبم ميتركد براي نسلي كه او را نديد و نخواهد فهميد كه او دردانه تئاتر و سينما و تلويزيون و يگانه مادر اين حرفه تاثيرش چه بود بر عالم هنر ايران. گرچه بودنش در ميان ما هميشگي و جاودانه است. مادرم! بانو نادره گرامي و مهربان! هرگز صحبتهايت را در آن روزهاي سخت زندگيام كه همزمان بود با سريال «پدرسالار» فراموش نميكنم. آغوش گرمت را و حمايتت را نيز همينطور. باور كن كه عطر شمعداني حرفهايت هنوز تازه تازه مانده. و دستپختت، دستپخت جادويي تو كه نه تنها برآمده از تجربه بود كه با عشق بود (طعم اشكنه مخصوص خودت هنوز زير زبانم مانده) كه با رفتنت اين نيز رفت. مادرم! دوستت دارم بانوي عشق و دوستي. يادت، لبخندت، وجودت هميشه با ماست. باز هم سر بر زانوي مهربانت ميگذارم و صدايت را با گوش جان ميشنوم و به ياد قلب مهربانت كه تحمل ناراحتي كسي را نداشت، اشك از چشم ميگيرم و براي روح بزرگت آرامش طلب ميكنم. يادت گرامي باشد و روحت سبز و پاينده... انتهاي پيام
● تعداد نظرات (0)
|