خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: نگاهي به وبلاگها
به اعتقاد يك وبلاگنويس، وبلاگها براي بقا، تداوم، نگاه داشتن مخاطبان و افزايش آنها، ناچارند مفيدتر شوند و اين مفيد بودن، به معناي دادن آگاهيهاي ارزشمند و بديعي است که مخاطب نتواند از رسانههاي جمعي يا افواه عمومي کسب کند.
سيدايمان ضيابري، روزنامهنگار و نويسنده وبلاگ"ايمان امروز" در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار كرد: کمکار شدن وبلاگنويسهاي ايراني در صورتي که به لحاظ آماري اثبات شده باشد، نميتواند نشانهي خوبي براي فضاي مجازي و سايبر اسپيس فارسي زبان محسوب شود.
وي افزود: شايد کمتر از يک سال پيش، وبلاگنويسان ايراني از لحاظ تعداد و حجم فعاليت، رتبه پنجم جهان را در اختيار داشتند و به زبان فارسي در اينترنت، وجهه و جايگاه خوبي بخشيده بودند. با اين حال، مدت زمان زيادي نگذشت و کشورمان موقعيت خود را از دست داد.
به گفتهي وي، به نظر ميرسد کمکار شدن وبلاگنويسهاي ايراني معلول چند عامل باشد که مهمترين آنها، گرايش افراطي به مباحث حاشيهآفرين سياسي و ورزشي و دلزدگي حاصل از اين بحثهاي فرسايشي است که توان، انرژي و وقت هر شخصي را از او سلب ميکند. از سوي ديگر، هرچند تخصصي شدن وبلاگهاي فارسي که در جاي خود يک امتياز محسوب ميشود و پراکندگي نوشتارها را از بين ميبرد، به بالندگي و رشد وبلاگستان فارسي کمک کرده، اما با کاهش حجم نوشتهها و نهايتا "کمکار" به نظر رسيدن بلاگرها همراه شده که نشان ميدهد ظرفيتهاي تخصصينويسي در ميان بلاگرهاي کشورمان، هنوز به اندازهي کافي رشد نکرده است.
وي تصريح كرد: نوشتن به صورت تخصصي، مفيد و آموزنده به گونهيي که حاوي اطلاعات تازه و نو باشد و از الگوهاي قديمي و تکراري پيروي نکند، نيازمند مطالعه و تحقيق است، اما بلاگرهاي ايراني که تابعي از جامعهي خود هستند، با ميزان اندک مطالعه، توانايي ادامه دادن به صورت مداوم، پيگير و روزآمد را ندارند و اين بدان معناست که از لحاظ فکري به اندازهي کافي تغذيه نميشوند.
ضيابري يادآور شد: متاسفانه براساس آمارهاي رسمي کتابخانهي ملي و مرکز اسناد کشور، سرانهي مطالعهي هر ايراني، 56 دقيقه در هفته و به عبارت ديگر، کمتر از 8 دقيقه در هر روز است و اين يعني هر ايراني حتي به طور متوسط در روز يک صفحه کتاب هم مطالعه نميکند. در چنين شرايطي، نبايد انتظار داشت که وبلاگ نويسان به عنوان نمايندگان اقشار مختلف جامعه در فضاي مجازي، پرکار و فعال باشند و بتوانند با سوژههاي ناب و بکر همانند وبلاگستان کشورهاي توسعهيافته، همواره به ارايهي ايدههاي نو و سازنده بپردازند يا به مانند برخي از کشورها، در روند معادلات داخلي تاثيرگذار باشند.
وي افزود: با اين وضعيت، نوشتن حول محور موضوعات سياسي "دم دستي" که هر شهروندي تخصص و مهارت اظهار نظر راجع به آنها را در خود ميبيند و نياز به مطالعه و تفکر چنداني ندارد و با شنيدن اجمالي خبرهاي روز و مرور چند سايت خبري ممکن ميشود، دغدغهي اصلي وبلاگستان فارسي و البته جامعهي ما شده و از همين رو، کمتر ميبينيم که در اجتماعات مردمي و محافل خودماني، مباحث علمي، فرهنگي يا هنري مطرح شوند، چراکه به هر تقدير، نياز به مطالعه و افزايش آگاهي دارند، ليکن ما چنين رغبت و ميلي به افزايش آگاهيها را در خود نميبينم.
اين وبلاگنويس گفت: با وجود پيشبينيهاي قبلي خود مبني بر شکوفايي و ترقي وبلاگستان فارسي در مدت زمان کوتاه، متاسفانه بايد اقرار کنم که بلاگرهاي ايراني از روزهاي آرماني خود فاصله گرفتهاند و همانند سالهاي اوليهي فعاليت خود، از "خواص" و "دانايان" جامعه به شمار نميروند، بلکه نمايندهي لايههاي متوسط و عادي جامعه هستند که به دليل اظهارنظر در همهي زمينههاي فکري و نظري، با عدم اقبال مواجه ميشوند. اما اين سکه، يک روي ديگر هم دارد. وبلاگنويسان متخصص و آگاه که نمونههاي آنها را در ميان پزشکان، استادان دانشگاه، دانشجويان و محققان ميبينيم، روز به روز در حال ترقي هستند و مخاطبان خود را پيدا ميکنند.
به گفته وي، در حال حاضر ميتوانيم به وضوح مشاهده کنيم که وبلاگهاي علاقهمندان به رشتههاي علمي همچون رياضي، نجوم، زيستشناسي، فيزيک، شاخههاي مهندسي و البته وبلاگهاي فعال در حوزهي محيط زيست، علوم ارتباطات و زبانهاي خارجي با اقبال فراواني مواجه شدهاند، اما خوانندگان و مخاطبان عام، به نوعي وبلاگهاي روزنامهنگاران، به ويژه روزنامهنگاران سياسينويس را طرد کردهاند. اين عدم اقبال از آنجا ريشه ميگيرد که امروزه، سياستزدگي در همهي محافل خبري و رسانهيي ديده ميشود و مخاطبان علاقهيي ندارند با وارد شدن به وبلاگها نيز در جريان درگيريهاي جناحي و تنازعات سياسي بر سر کسب قدرت قرار بگيرند.
اين روزنامهنگار تصريح كرد: تخصصي شدن وبلاگها، بيشتر از اينکه در توسعه و رشد فضاي مجازي نقش داشته باشد، در رشد افراد جامعه موثر خواهد بود و تاثيرات بيروني آن را آشکارتر خواهيم ديد. متاسفانه، تخصصي شدن وبلاگها به معناي کاهش وبلاگهاي زايد است که به تعبير معروف، "از هر دري سخني" ميگويند و برنامهي هدفبندي شدهي خاصي را دنبال نميکنند.
وي ادامه داد: هرچه قدر که وبلاگها تخصصيتر شوند و گرايش مخاطبان وبلاگها به وبلاگهاي علمي که لزوما به يکي از شاخههاي علوم انساني يا علوم پايه ميپردازند افزايش يابد، وبلاگهايي که عملا اطلاعاتي در اختيار مردم قرار نميدهند و تنها اشغالکنندهي فضاي مجازي هستند، حذف يا محو خواهند شد و ما با کاهش آمار وبلاگهاي فارسي روبهرو ميشويم. در نتيجه پيشبيني ميشود که آمار موسسهي تکنوراتي مبني بر دوبرابر شدن تعداد وبلاگهاي فارسي بين سالهاي 2004 تا 2007، تا چند سال ديگر هم دستنيافتني باقي بماند و حتي با يک سير نزولي شديد مواجه شود. اما تاثيرات مفيد و مثبت اين فرآيند تخصصي شدن که در جامعه بيشتر مشهود خواهد بود، افزايش سطح مطالعه و ميل به آموختن علوم و کسب دانشهاي جديد است که متاسفانه در حال حاضر آن را احساس نميکنيم.
وي تصريح كرد: به اين ترتيب وبلاگنويسها ناچار خواهند بود تا در زمينههاي کاري خود مطالعهي تخصصي انجام دهند و از اظهار نظر دربارهي همهي رشتههاي سياسي، علمي، اقتصادي، ورزشي، فرهنگي و هنري بپرهيزند. اين امر کمک خواهد کرد که هر وبلاگي، در رشتهي دقيق کاري خود شناخته شود و مخاطب در مواجه شدن با يک وبلاگ جديد، دايرهالمعارفي گسترده را نيابد که از همهي رشتهها به صورت خلاصه و ناقص، مطلبي نقل کرده است.
ضيابري تاكيد كرد: اعتمادسازي و افزايش رضايت مخاطبان، از جملهي پيامدهاي تخصصي شدن وبلاگهاي فارسي خواهد بود که در پي ارايهي چهرهي علمي و واقعي اين شبهرسانهي مجازي به جامعه، ترديدهاي مخاطباني که احساس ميکنند وبلاگنويسها ممکن است به لحاظ علمي يا فکري، برتري و رجحان خاصي نسبت به گروههاي مختلف جامعه نداشته باشند را از بين ميبرد. در اين صورت، يک مخاطب تازهوارد به فضاي مجازي، تصور نميکند که وبلاگنويس، تنها به واسطهي در اختيار داشتن يک امکان فني يا فرصت فراغت بيشتر، روي به اين فعاليت آورده که همين تغيير ديدگاه و تفکر، شايد مهمترين و ارزشمندترين نتيجهي تخصصي شدن کار وبلاگنويسها و پرهيز آنها از پراکندهگويي و پراکندهنويسي است.
وي اظهار كرد: وبلاگها، همانند خبرگزاريها يا روزنامههاي سراسري نيستند. شايد يک مخاطب عام که روزنامهيي را از باجهي روزنامهفروشي خريداري ميکند، انتظار دارد همهي نيازهاي روزانه و عمومي او اعم از کسب اطلاعات ورزشي، مرور تصاوير خبري، استفاده از بخش سرگرمي و جدول، آگاهي از وضع هوا، باخبر شدن از آخرين تحولات جهاني و اظهار نظرهاي مسوولان به صورت يکجا و با پرداخت کمترين هزينه، برآورده شود که البته يک انتظار منطقي و طبيعي است.
به عقيده اين وبلاگنويس، در عين حال وبلاگها به دلايل مختلف که مهمترين آنها ضيق وقت و هزينههاي فراوان است، نميتوانند تصويري "کشکول"گونه از خود به مردم ارايه دهند که از هر موضوعي در آن نوشته ميشود و اکثرا هم اقتباس و برداشت از ساير منابع است.
وي ادامه داد: مخاطبي که براي کسب اطلاعات در مورد آخرين تحولات دنياي مهندسي عمران به يک وبلاگ وارد ميشود، در صورت مواجه شدن با خبرهاي ورزشي، اعتماد و آرامش خود را از دست ميدهد و ناچار به يک وبلاگ يا منبع خبري ديگر رجوع ميکند. اين در حالي است که مخاطب يک روزنامهي سراسري و عمومي، انتظار ندارد در تمام صفحات نشريه، با اخبار سياسي يا اقتصادي روبهرو گردد و تفاوتها از همين جا آشکار ميشود.
ضيابري گفت: زماني که خط مشي و سياستهاي نوشتاري يک وبلاگنويس براي مثال با عنوان "پزشکي و علمي" متمايز ميشود، او اين تعهد را داده که از سياست، اقتصاد يا صنعت و معدن، سخني به ميان نياورد و حتي اين بهانه که وبلاگ يک محيط شخصي و آزاد است نيز کارگر نميافتد، چراکه در اين صورت با تحريم از سوي مخاطبان مواجه ميشود. هرچند، وبلاگنويسهايي که دست خود را باز گذاشتهاند و تمايل دارند از هر موضوعي بنويسند، غالبا در ارتباط با خوانندگان خود دچار مشکل ميشوند و بايد به دنبال راههايي براي جذب مخاطب و حفظ او، روشهاي خود را تغيير دهند يا مکانيزمهاي نويني را جستوجو کنند.
وي در عين حال تاكيد كرد: با اين حال، تخصصي شدن وبلاگها به يک راه مناسب براي تشخيص سره از ناسره تبديل شده و معيار مناسبي در اختيار مخاطبان قرار داده تا از اين راه، هم کيفيت مطالب پيش روي خود را بسنجند و هم با ميزان تخصص و آگاهي نويسندهي وبلاگ آشنا شوند.
انتهاي پيام كد خبر: 8704-11765 |