خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
تغيير ذائقه خوانندگان به سوي سلامت و تابناكي پيش ميرود و زمان اقبال و رويكرد مردم به آثار خوب دارد فرا ميرسد.
عليرضا طبايي ـ شاعر ـ با اعتقاد به اين مطلب در ادامه به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: در دو دهه گذشته عوامل مختلفي در شكلگيري و تغيير سمت و سوي ادبيات معاصر، به ويژه در شعر ـ از نظر زبان شعر و محتوا ـ اتفاق افتاد كه در تغير ذائقه مخاطبان در برداشت ذهني عدهاي از شاعران مؤثر واقع شد.
وي شوك رويداد انقلاب و پيامدهاي غيرمنتظرانه بعد از آن را بر شاعران معاصر، باعث سكوت ابهامآلود و سپس نوعي درونگريزي دانست و يادآور شد: آن همه جوش و خروش و اميد و خشم سكونستيز در آغاز به نوعي ياس تبديل شد و بعد از آن رويكردي بهوجود آمد كه بيشتر به تغزل گرايش و غنا را به دنبال داشت.
طبايي شكلگيري دو دسته از شاعران وابسته به نسلهاي قبل و بعد را جزو شاعراني نام برد كه همراه و همصدا با رخدادهاي بعد از انقلاب، راه سپردند. اين شاعران از نظر زبان و انتخاب قالبهاي شعري پايبندي به سنتهاي نو و شيوه و اسلوبهاي پذيرفته شده پيشكسوتان، به تعهد پايبند بودند كه اگر از محتواي آثار آنان بگذريم، تلاش ميكردند پايبندي خود را به سنتهاي نو و گاه بدعتها و قالبهاي تازه حفظ كنند.
وي افزود: دسته دومي از گويندگان اين نسل از جواناني بودند كه هم جوياي نام بودند و هم در سيطره ايسمهاي وارداتي و هجوم فرهنگ غرب. بيشتر از آنچه كه بايد با ادبيات خودي الفت و نگاهي به ميراث خانه خودي داشته باشند، نگاه گستاخانه و حتا از سر غرور و اشتهاي حريصانه به نامآوري، به فرهنگ بيرون و بيگانه داشتند كه متسافانه نه به آگاهيها مجهز بودند و نه از تجارب ادبي چندان بهره گرفته بودند. نياز مردم را هم به دليل اينكه در آغاز راه بودند در نيافته بودند.
اين شاعر حركت اين دسته از شاعران را براساس حرمتشكني و سنتشكني دانست و عنوان كرد: اين عده كارشان را بيشتر جسارت هنري ميدانستند و اين جسارت هنري را نوآوري ميپنداشتند كه راهي سهل و ساده زير عنوانهاي دهانپركن تعبيراتي مثل معناگريزي و رويكرد به مدرنيته روز، يعني پستمدرن، انتخاب كردند و نوشتن آثاري را شروع كردند كه البته دريافتكنندگان پيامشان بسيار محدود بودند. در نتيجه اين كار، ديواري بين مخاطبان و گويندگان به وجود آمد. اينان دفترهاي معدودي را كه مخاطبان اندكي داشت، منتشر ميكردند كه به دليل نداشتن زبان مشترك، پيوندي كه بايد بين خود مردم باشد را كاملا از بين برد. اين امر باعث شد كه مردم به راه خود رفته و آنان هم به راه خود بروند.
طبايي دليل پايين آمدن مخاطب اين نوع كتابها را بيگانگي مردم با اينگونه آثار دانست و متذكر شد: اگر به شمارگان فروش كتابها در اين دو دهه اخير توجه كنيد، ميبينيد كه بهترين آيينه حقيقتنماي روزگار ما و زندگي، شعر و بهخصوص شعر معاصر ماست. دوستداران شعر هنوز آثار شاعراني را ميخواندند و ميخوانند كه پيامي داشته و پيوند شاعر با آنها قطع نشده است.
وي معتقد است: اينك زمان آن رسيده كه گرد و غبارها زدوده شود و اينك روزگار پستمدرن و امثال اينها مثل عمر زودگذر موج نو، داداييسم و... فرا رسيده و اين زنگ پايان به صدا درآمده است.
طبايي خاطرنشان ساخت: امروز مدعيان و به وجود آورندگان اين آثار به آخر خط رسيدهاند؛ زيرا شعر فارسي و معاصر بعد از يك دوره ابهام، سكوت و سردرگمي، كم كم دارد شخصيت خود را پيدا ميكند. اقبال جوانان صاحب انديشه در چند دهه اخير به آثار خوب و شاعراني كه حرفي براي گفتن دارند، نويدآاور و بشارتدهنده اين است كه اين خاشاكها و زائدهها دارد از سطح چشمهسار شعر به كناري ميرود و زلالي انديشه و حس و دريافت آمال متعالي انساني و پيامهاي والاي روحي دارد خود را نشان ميدهد و به حيات خود ادامه ميدهد.
وي معتقد است: مجموعه شعرهاي منتشر شده در سالهاي اخير كه در تيراژ پايين حرفي براي گفتن ندارند و فقط به اين دليل منتشر ميشود كه هم عطش نامجويي خود و هم يكسري امتيازات را ارضا كرده باشند و زير عنوان اين كه ما آثاري داشته و صاحب چندين اثر هستيم، چاپ ميشود؛ اينك روزگار اين قضايا دارد به پايان ميرسد و دوام اين كتابها همان روزي است كه از كتابخانه درميآيد و بيشتر به درد كساني ميخورد كه به دوستان و نزديكان خود هديه دهند و دلشان خوش باشد كه داراي مجموعه شعر هستند.
انتهاي پيام كد خبر: 8302-12147 |