خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
مجموعهي شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم» سرودهي عليرضا بهرامي عصر روز گذشته (دوشنبه، 25 آبانماه) در كانون ادبيات ايران نقد و بررسي شد.
به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، لادن نيكنام و علي عبداللهي نخستين مجموعهي شعر منتشرشدهي بهرامي شامل غزل و چند دوبيتي را نقد كردند.
لادن نيكنام - شاعر و منتقد ادبي - با بيان اينكه متخصص نقد غزل نيست، سخنش را آغاز كرد و گفت: در مجموعهي شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم» برخي از پتانسيلهاي بالقوه ديده ميشود كه البته به فعليت تام نرسيده است.
او مهمترين دغدغهي شاعر اين مجموعه را دغدغههاي هستيشناختي دانست و افزود: البته شاعر محيطي را انتخاب كرده است كه چندان بزرگ نيست و ما در اين مجموعه يك انسان جهانوطني و يا يك متن جهانشمول را نميبينيم؛ آدمي را ميبينيم كه متنش را در يك جغرافياي معين تعريف كرده؛ اما در همين جغرافياي معين، به چالشها و سختيهايي رسيده است.
نيكنام متذكر شد: لحظههايي در شعرها ديده ميشود كه مخاطب با نوعي هيچانگاري مواجه ميشود. انگار شاعر آنقدر خودش را در مقابل ديگري تنها احساس ميكند كه به فرجامي نميانجامد و به نوعي هيچانگاري ميرسد.
اين داستاننويس افزود: شاعر در مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» با نوعي جسارت قابل تحسين به سراغ غزل رفته كه فرمي آشناست و همين كارش را دشوارتر ميكند و به نوعي با انتخاب قالب غزل، خود را در معرض يك قضاوت تاريخي قرار ميدهد؛ درواقع، ناخودآگاه جمعي در قضاوت به ياد حافظ ميافتد و براي همين است كه نميتواند راضي برگردد.
به اعتقاد نيكنام، در اين مجموعه از سويي ديده ميشود كه در برخي از غزلها، رگههاي تفكر امروزي ديده ميشود؛ اما عناصر مدرن كمتر حضور دارند.
اين منتقد كمبود تصاوير در نخستين مجموعهي شعر عليرضا بهرامي را بهعنوان يكي از چالشهاي اين مجموعه دانست و در ادامه از كليگويي، نپرداختن به جزييات و يكنواخت بودن لحن و بيان غزلها بهعنوان ديگر چالشهاي اين مجموعه ياد كرد و گفت: شاعر با انتخاب قالب غزل، راه را بر حضور برخي كلمات بسته و طبيعي است كه نتواند به راحتي از كلمههايي مثل سيگار، كاپوچينو، حلقهي ازدواج، مانيتور و امثال آن استفاده كند. البته معتقد نيستم كه غزل محكوم به اجبارهايي است كه قالبش تعريف ميكند؛ اما پرداختن به اين مسائل در غزل دشوار است.
نيكنام سپس با استناد به غزل «تا آخر دنيا برايت مينويسم»، سخنش را دنبال كرد و از اين شعر به عنوان گواهي براي ادعاهايش ياد و تصريح كرد: در اين مجموعه، شعرها قابل پيشبيني ميشود و جايي را براي شگفتي مخاطب باقي نميگذارد.
او با اشاره به شعر «انتهاي پيام»، از اين غزل به عنوان يكي از درخشانترين شعرهاي مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» ياد كرد و اين را ناشي از بههم پيوستگي زبان، تصاوير و مفاهيم دانست.
نيكنام در پايان خاطرنشان كرد: جا داشت شاعر مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» بر روي عنصر روايت در سرودههايش كه گاهي به آن پرداخته، تمركز بيشتري داشت و اين يكي از آن امكانهاي بالقوهاي است كه به فعليت نرسيده است؛ اگر درواقع، روايت با شعر هماهنگتر پيش ميرفت، زمينههاي مدرنتر شدن اين مجموعه فراهم ميشد. با اينحال، من شجاعت شاعر را در سرودن غزل ستايش ميكنم و به اعتقاد من، جسارت بالايي لازم است كه غزل بگوييم؛ زيرا ناخودآگاه در معرض قضاوت و مقايسه با شاعران بزرگ ايران قرار ميگيريم.
علي عبداللهي - شاعر و مترجم - نيز با تصريح اين نكته كه در بررسي و مواجهه با غزل ضرورت دارد به تحولات يك قرن اخير غزل نيمنگاهي داشته باشيم، تصريح كرد: غزل در يكصد سال اخير نه تنها در مفاهيمي كه از آنها سخن گفته، تفاوتهاي جدي داشته، بلكه در فرم و اجرا نيز شكلهاي ديگري از اين قالب كلاسيك در دوران معاصر تجربه شده است. در زمينهي مفاهيم، غزل با موضوعات اجتماعي جدي روبهرو شده و در حوزهي فرم هم شكلهاي روايي، ساختاري و تخيل عمودي را تجربه كرده است. امروز ما وقتي شعرهاي سيمين بهبهاني را ميخوانيم، ديگر تصور نداريم كه غزل ميشنويم و اين ناشي از تأثير نيما بر جريانهاي شعري ما و البته غزل است.
او در ادامه يادآور شد: تحولهاي صورتگرفته در حوزهي غزل، بازيهاي زباني، نوآوري در وزن و زبانآوري را دربر ميگيرد كه در مجموعهي شعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم»، ما با برخي وزنهاي جديد روبهرو ميشويم.
اين منتقد همچنين عنوان كرد: اين مجموعهي شعر زبان يكدستي دارد؛ به اين معنا كه پرش خاص زباني ندارد. از سوي ديگر، آنچه در اين غزلها احساس ميشود، غياب زندگي است. در شعرهاي بهرامي ما با نوستالژي روبهرو هستيم و سرودههاي اين شاعر هم متأثر از ادبيات معاصر فارسي، نوستالژيك است كه در اين بيان نوستالژيك، شاعر از رهگذر مفاهيم، مقصودش را بيان ميكند و تصاوير كمتري ارائه ميدهد و هرچقدر كه به مفاهيم اهميت داده شود، خودبهخود به فرم بياعتنايي شده است.
عبداللهي گفت: اعتقاد ندارم كه دورهي غزل به سر آمده است؛ بلكه معتقدم نوع نگاه و استفادهي شاعر از غزل اهميت دارد؛ كما اينكه امروز هنوز ميتوان از غزلهاي حسين منزوي، محمدعلي بهمني و سيمين بهبهاني لذت برد و اينها گواهي است بر اينكه غزل ميتواند نوآوري زباني داشته باشد و به زندگي معاصر بپردازد.
اين شاعر مضامين كتاب «تا آخر دنيا برايت مينويسم» را آخرالزماني دانست و گفت: نگاه آخرالزماني از رويكرد مذهبي به جهان ريشه ميگيرد و شايد به مذهب خاصي معطوف نباشد؛ اما نوع نگاه مذهبي است.
او در ادامه با اشاره به نوعي همنوايي و پاسداشت برخي شاعران در شعرهاي اين مجموعه، افزود: برخي از غزلها به دليل الهام گرفتن از زبان زندگي زيبا هستند. اين مجموعه همچنين در عرصهي وزن هم موفق بوده و شاعر از پس وزنهاي طولاني و نفسگير بهخوبي برآمده است.
به اعتقاد عبداللهي، مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» به لحاظ وزني از تنوع هم برخوردار است و اين از ويژگيهاي ديگر اين مجموعه است.
او در ادامه خاطرنشان كرد: در مجموعهي شعر بهرامي، بيانگري مهمتر از نمايانگري است و از همينروست كه مفاهيم در اين مجموعه پربسامدتر از تصاوير ميشوند.
عبداللهي همچنين با بيان اين مطلب كه در فضاي اندوهناك نميتوان شاد شعر سرود، گفت: در اين مجموعه بخشي هم به دوبيتيهاي شاعر اختصاص دارد و به اعتقاد من، دوبيتيها بيشتر از غزلها، ساخت و نگاه شاعر را نشان ميدهد.
او در پايان متذكر شد: ما به اشتباه، فكر ميكنيم همهي دنيا شعر سپيد ميگويند؛ در حاليكه اصلا اينطور نيست. در دنيا، شاعران بزرگ، شاعراني هستند كه هم در قالب كلاسيك و هم در قالب مدرن شعر ميسرايند و اين در ترجمه است كه اغلب، لحن و وزن يك شعر از دست ميرود. به هرحال، موسيقي در شعر همچنان مهم است و به اعتقاد من، شاعر مجموعهي «تا آخر دنيا برايت مينويسم» بهعنوان نخستين مجموعه، كتاب موفقي را عرضه كرده است، اين مجموعه نشان ميدهد كه شاعر شعر كلاسيك را خوب ميشناسد و آبشخور نگاه شاعر در اين مجموعه، نگاهي رمانتيك است كه اگر با طنز و طعنه همراه ميبود، كمتر دچار انفعال ميشد.
عليرضا بهرامي نيز در اين نشست كه با اجراي مهرنوش قربانعلي همراه بود، در سخنان كوتاهي با يادي از رفتگان عرصهي شعر و غزل، اظهار كرد: شعر اساسا تناقض جالبي است؛ در عين حالي كه شخصيترين مسائل را دربر ميگيرد، دوست داريم آن را با ديگران در ميان بگذاريم. اينكه منهم دوست داشته باشم در شعر، در كنار لذتجويي، حركتي هم داشته باشم، به معناي هدف دانستن آن نيست؛ بلكه معتقدم شعر ابزاري است تا حس مفيد زيستن يا دستكم غيرمفيد نزيستن را در برخي افراد شكل بدهد.
اين شاعر همچنين خاطرنشان كرد: اصلا خوشايند نميدانم كه در اين فضا و اين شهر پر از ترافيك و سرب و دروغ، از طاق مژگان و حوض كاشي سخن بگويم. برايم مهم است كه روايت شعرهايم از دل زندگي در اين شهر بيرون بيايد؛ حال اگر علاوه بر بيان، تصوير هم چاشني آن باشد كه چه بهتر!
شاعر «تا آخر دنيا برايت مينويسم» در ادامه گفت: در اين مجموعه يك احتياط را لاجرم بر خودم فرض كردم؛ خيلي از دوستان ما بودند كه اتفاقا از مانيتور، سيگار و حلقهي ازدواج و اين نوع كلمات در شعرشان به شكلي افراطي استفاده كردند يا فضاهايي بسيار متوحش را رقم زدند؛ اما ديديم كه از گردونهي غزل خارج شدند. از سوي ديگر، يكي از اتفاقهاي خوب براي غزل معاصر، خروج نسبي آن از چنبرهي موسيقي وزن بوده است. قالب كلاسيكي چون غزل بيش از آنكه براي قافيه، رديف، كلمات و جايگاه عروضي محدوديتي قائل شود، در نوعي موسيقي افراطي مشهود و برونريز گرفتار آمده بوده كه گروهي از غزلسرايان معاصر به چارهانديشي آن برآمدند و رواج برخي از وزنهاي عروضي از نشانههاي آن است.
بهرامي سپس با اشاره به دو رويكرد افراطي نسبت به نفي و تأييد غزل، گفت: كساني در زبان غزل سعي كردند آن را به بيان محاورهي روزمرهي مردم نزديك كنند و اين اتفاق خوبي است كه در غزل معاصر رقم خورده و سبب شده امثال من نيز به سمت اين پنجرهي ارتباطي بروند.
انتهاي پيام كد خبر: 8808-00257 |