خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و هنر - تئاتر
پروژهي پژوهشي مونولوگ گروه تئاتر «ليو» با اجراي نمايش «همه خانه سياه است»، نوشتهي اميررضا كوهستاني و كار حسن معجوني به كار خود پايان داد.
به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين نشست كه شامگاه شنبه 18 مهرماه در تالار استاد انتظامي خانه هنرمندان ايران برگزار شد، اميررضا كوهستاني با ارايه توضيحاتي درباره چگونگي نگارش اين متن گفت: تا زماني كه نمايشنامهنويس محدوديتهاي يك نمايشنامه در تئاتر يا محدوديتهاي گروه اجرايي يا شكل خاص آن اجرا را درك نكند، نميتواند وارد ماجرا شود و من همواره علاقهمند بودم تا محدوديتها به سراغم بيايند، زيرا تئاتر هنري است كه به دليل محدوديتهاي ذاتياش منجر به نوعي خودزايي ميشود.
او ادامه داد: تكگويي بودن و حذف آدم فرضي كه كاراكتر نمايش با او سخن بگويد را نميخواستم و اين نخستين محدوديت من در نگارش اين متن بود. اما زمانيكه ارتباط كاراكتر با تماشاگران به ارتباطي مستقيم تبديل شد جنس ديالوگنويسي متفاوت ميشود، چون به نوعي مستندسازي صورت ميگيرد و از آنجايي كه اين نوع ديالوگنويسي براي تماشاگر متفاوت است، در نظر او جذابتر ميشود. به ويژه اينكه زبان روزمره در تئاتر ما كمتر استفاده ميشود و هنرمندان ما بيشتر ترجيح ميدهند، سراغ ادبيات نمايشي بروند. اما من ميخواستم كاراكتر، تصويري از يك فرد ملموس را به نمايش بگذارد. علاوه بر اين حسن معجوني با شيوهاي كه براي اجراي اين نمايش درنظر گرفت، ساحت جديدي به متن اضافه كرد.
در ادامه حسن معجوني با اشاره به تجربيات مشتركاش با اميررضا كوهستاني توضيح داد: اين تجربههاي مشترك منجر به نوعي اعتمادسازي ميان ما شده بود و من ايمان داشتم كه در اين متن اتفاقي عجيب ميافتد كه خوشبختانه چنين شد. من از همان آغاز در جريان نگارش متن قرار گرفتم، اما پايان كار را نبستيم، ضمن اينكه تجربه اجراي مونولوگ روبهروي تماشاگر تجربهاي متفاوت است كه با آنچه بازيگر در خانه تمرين ميكند كاملا فرق دارد، زيرا همبازي مونولوگ تماشاگر است.
معجوني ادامه داد: قرارداد بعضي از مونولوگها حذف تماشاگر است، اما اين متن چنين نيست درواقع تئاتري است كه درباره خود تئاتر است، ضمن اينكه مونولوگ با تماشاگر شكل ميگيرد و با حضور او معنا ميشود.
به اعتقاد معجوني كه در اين مونولوگ علاوه بر كارگرداني بازي هم ميكرد، بهترين حالت مونولوگ تجربهاي است كه نويسنده، كارگردان و بازيگر آن يك نفر باشد، زيرا اگر كارگردان و بازيگر متفاوت باشد بايد به ذهنيت مشتركي دست يابند، اما حضور يك فرد منجر ميشود كه ايده به كاملترين شكل ممكن اجرا شود.
به گزارش ايسنا، اميررضا كوهستاني درباره تصويرسازي در اين متن نمايشي يادآور شد: همواره هنگام اجراي آثار خودم به اجراي راديويي متهم ميشوم كه در آن اتفاقي تصويري نميافتد، شايد بهتر باشد در اينگونه كارها تماشاگر چشماش را ببندد، در اين نمايش هم همين اتفاق ميافتد، بايد ديد نويسنده و كارگردان تا چه اندازه ميتوانند تصوير ارايه بدهند. البته تصوري وجود دارد مبني بر اينكه تصويرسازي به عهده كارگردان است، اما اين چرخه بيهودهاي است، چون در اين صورت كدامبخش به عهده تماشاگر قرار ميگيرد.
به اعتقاد كوهستاني در بسياري از آثار نمايشي با تصويركردن متن روبهرو هستيم. به ويژه در مورد كارهاي رئال اين موضوع صدق ميكند، اما بايد ديد اين واقعگرايي تا چه حد امكان وقوع دارد، چرا از قراردادهاي نمايش براي تصويرسازي استفاده نكنيم.
كارگردان «در ميان ابرها» تصريح كرد: بهترين حالت اين است كه تصويرسازي در ذهن تماشاگر رخ بدهد، تا تئاتر به آن فضاي فيزيكي كه در آن رخ ميدهد، محدود نشود.
حسن معجوني هم در تأييد سخن اميررضا كوهستاني گفت: كار تصويري الزاما به معناي نزديكشدن به هنرهاي تجسمي نيست، شيوهي اين نمايش هم تصويرسازي است. منتهي اين تصويرسازي در ذهن تماشاگر اتفاق ميافتد. و درواقع نوعي فعالكردن ذهن تماشاگر است كه فضاسازي هم ايجاد ميكند.
در ادامه اميررضا كوهستاني با اشاره به محدوديتهاي ذاتي تئاتر خاطرنشان كرد: از آنجا كه تئاتر روي صحنه اتفاق ميافتد، در تمام اشكال خود با نوعي محدوديت روبهرو است، اما كاركرد تئاتر در تصويرسازيهاي خارج از شرايط فيزيكي آن نوعي امكانات به شمار ميآيد.
كوهستاني با توضيح روند نگارش اين متن متذكر شد: در آغاز تصور ميكردم لازم است كاري اجتماعي بنويسم اما هرچه بيشتر وارد پروسه نوشتن متن ميشدم علاقهمندتر ميشدم تا متني بنويسم كه هويت مستقلي از واقعه داشته باشد و اينچنين بود كه در طول پروسهي نگارش، نمايشنامه «ترانه» اضافه شد و اين براي من تجربه خوبي بود، چون دستم باز بود زيرا قرار نبود خيلي ساختارمند يا سمبوليك باشد. اما در عينحال جمعكردن متن هم قدري دشوار بود.
در اين نشست كه با حضور افشين خورشيدباختري به عنوان مسوول جلسه برگزار شد، باختري با اشاره به برخي ويژگيهاي مونولوگ توضيح داد: مونولوگ مانند بسياري از عناصر ديگر تئاتر از ذرات ساده تكنيكي به وجود ميآيد، زماني نويسندگان نياز به تكگويي را احساس ميكنند تا برخي از موضوعات را بيشتر تشريح كنند و اين مانند اتفاقاتي است كه در نمايشنامهي «آنتيگون» و بعدها در آثار شكسپير اتفاق ميافتد.
به اعتقاد او در گذشته مونولوگها صرفا براي اطلاعرساني نوشته ميشدند، اما بعد از رنسانس نويسندگان با هدف هرچه روشنتركردن كاراكترها و پرداختن بيشتر به جزييات دست به نگارش مونولوگ زدند.
خورشيد باختري ادامه داد: در قرن بيستم با شهريترشدن نمايشها قهرماناني داريم كه كاملا به انسان معمولي نزديكاند و نيازها و ويژگيهايشان درونيتر است، بنابراين مونولوگ دوباره مورد توجه قرار ميگيرد.
او چخوف را يكي از نويسندگاني دانست كه همواره شاهد تكگويي در آثارش هستيم و كاراكترهاي آثار او بيشتر با خود حرف ميزنند تا ديگري.
اين منتقد تئاتر با تشريح نقاط قوت نمايش «همه خانه سياه است» ادامه داد: از آنجا كه تغيير كاراكتر نداريم، كنش ميتواند مسألهساز باشد. ضمن اينكه در بسياري از نمايشها ويژگي در قالب ارتباط گرفتن با عناصر بيروني اجرا ميشود، در تكرار اين ماجرا بسياري از مونولوگها تلاش ميكنند، جاي خالي نيروي مقابل را بگيرند و با انواع فلاشبكها شروع به فضاسازي ميكنند، اما در اين نمايش كنشي كه ايجاد ميشود با پيوند جزييات مختلف شكل ميگيرد كه اين جزييات در عين استقلال، با يكديگر پيوند دارند و به خوبي با هم جمع ميشوند.
در اين نشست كه با حضور هنرمنداني همچون حميد سمندريان، هما روستا، رضا بابك، علياصغر دشتي، صابر ابر، ليلي رشيدي و ... برگزار شد، حسن معجوني به عنوان سرپرست گروه تئاتر ليو از نويسندگاني كه با پروژهي مونولوگ اين گروه همكاري كردهاند، همچون محمد چرمشير، محمد يعقوبي، محمد رضايي راد، نغمه ثميني، مهسا محبعلي و ... سپاسگزاري كرد.
انتهاي پيام كد خبر: 8807-02269 |