در نقد «اژدهاكشان» يوسف عليخاني عنوان شد:
روايت حاشيه‌هاي ديده‌نشده و زنده كردن كهن‌الگوها

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1387/12/02
02-20-2009
12:15:20
8712-00459: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

مجموعه‌ي داستان «اژدهاكشان» يوسف عليخاني - تقديرشده در نخستين دوره‌ي جايزه‌ي جلال آل احمد و نامزد هشتمين دوره‌ي جايزه‌ي هوشنگ گلشيري - روز چهارشنبه (30 بهمن‌ماه) در نشر افراز نقد شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هادي نودهي در نقد كتاب عليخاني، نخست به ادبيات روستايي و زمينه‌هاي شكل‌گيري آن نگاهي انداخت و در ادامه، با اشاره به آثاري كه غلامحسين ساعدي، هوشنگ گلشيري و جلال آل احمد در اين زمينه خلق كرده‌اند، «اژدهاكشان» را در ادامه‌ي اين آثار دانست؛ اما وجوه پررنگ مردم‌شناسي در اثر يوسف عليخاني را وجه تمايز جدي «اژدهاكشان» با ديگر آثار خلق‌شده در حوزه‌ي ادبيات روستايي عنوان كرد.

اين نويسنده تصريح كرد: ما در اين مجموعه‌ي داستان با شخصيت اصلي روبه‌رو نيستيم و به نوعي، شخصيت‌ها پرداخت‌ نمي‌شود، كه علتش، حضور پررنگ و غليظ مكان در اين مجموعه است.

نودهي معتقد است: با توجه به غلبه‌ي «ميلك» در اين داستان‌ها و حضور تأثير‌گذار اين مكان در روايت‌هايي كه نويسنده به‌دست مي‌دهد، اگر نام مجموعه، «ميلك» انتخاب مي‌شد، آن فضاي واحد را به مخاطب القا مي‌كرد.

اسدالله‌ امرايي نيز معتقد است كه نويسنده‌ي «اژدهاكشان» در اثرش قضاوت نكرده و همين‌كه يك نويسنده اثر بعدي‌اش را مي‌نويسند، به اين معناست كه پيشرفت كرده و گامي به جلو برداشته، كه اين در مورد يوسف عليخاني هم صادق است.

اين مترجم با انتقاد از برخي نگاه‌ها به وهم موجود در «اژدهاكشان»، كه آن را زمينه‌اي براي معرفي ‌كردن اين اثر در گونه‌ي وحشت مي‌دانند، در اين‌باره تأكيد كرد: اين اثر حتما ادبيات وحشت نيست و مي‌تواند در شمار تك‌نگاري‌هاي آل ‌احمد و ساعدي باشد.

طلا نژاد‌حسن هم در سخناني، مهم‌ترين كار «اژدهاكشان» را زنده ‌كردن كهن‌الگو‌ها و تطبيق آن‌ها با زندگي امروزي دانست و افزود: «اژدهاكشان» تلاشي زنده براي بيرون آوردن ادبيات امروز از حصار ادبيات آپارتماني است. نويسنده در اين اثر، به سراغ حاشيه‌هايي كه ديده نشده‌اند، رفته و آن‌ها را روايت كرده است.

او با اشاره به كتاب «شاخ زرين» نوشته‌ي جيمز فريزر و وجوه مشترك آن با «اژدهاكشان» عليخاني، تصريح كرد: اين اثر را مي‌توان در ادامه‌ي كار جيمز فريزر دانست، كه نويسنده در آن اثر، كهن‌الگوهاي دنيا را با هم مقايسه كرده است.

اين داستان‌نويس و منتقد ادبي ياد‌آور شد: كهن‌الگوهايي چون هم‌زيستي انسان و حيوان و قرباني‌ كردن و كشتن اژدها، از جمله كهن‌الگوهاي آمده در اين اثر است كه مي‌بينيم در ادبيات اساطيري جهان نيز اين كهن‌الگوها وجود دارد.

همچنين پوريا فلاح در توضيحاتي اظهار كرد: به نظر مي‌رسد نويسنده در دراماتيزه ‌كردن قصه‌هاي محلي خوب عمل كرده است و از ويژگي‌هاي آن مي‌توان به طنز روستايي، وهم و عدم قطعيت اشاره كرد.

اين نويسنده در ادامه با طرح اين پرسش كه در «اژدهاكشان» با يك داستان بلند تقطيع‌شده روبه‌رو هستيم يا يك مجموعه‌ي داستان كوتاه، از نويسنده پرسيد چرا اين مجموعه يك رمان نشده است؛ زيرا به زعم او، بستر‌هاي خلق رمان در اين مجموعه ديده مي‌شود و اگر اين اتفاق مي‌افتاد، «ميلك» بيش‌تر به خاطر ما مي‌ماند.

فلاح همچنين درباره‌ي زبان اين كتاب تصريح كرد: به عنوان يك مخاطب، در اين مجموعه سه‌ چيز را درباره‌ي زبان ديدم؛ اين‌كه انگار جملاتي از گلشيري مي‌شنوم و جايي مي‌بينيم نويسنده اركان جمله را آگاهانه به هم مي‌ريزد؛ اما در جايي ديگر، به زبان معيار داستاني نزديك مي‌شود و شخصيت‌ها از لحن‌شان جدا مي‌شوند و به نوعي به كيفيت زبان داستان آسيب مي‌رساند.

يوسف عليخاني در پاسخي كوتاه گفت: البته چند جمله از محمدرضا صفدري دزديده‌ام و اين را بگويم، جايي كه دستم خشك مي‌شود، شروع به خواندن داستان‌هاي هوشنگ گلشيري مي‌كنم و اين‌ را نمي‌توانم پنهان كنم.

محمد جعفري قنواتي هم با نگاهي اجمالي به ادبيات جنوب در سال‌هاي دهه‌هاي 40 و 50 تصريح كرد: در ادبيات روستايي آن سال‌ها، نويسندگان انگار كه خواسته باشند تك‌نگاري كنند؛ نه اين‌كه بخواهند داستان بنويسند؛ اما يوسف عليخاني به نظر مي‌رسد خواسته داستان بنويسد. در عين حال، چون در آن محيط بوده، بسياري از مسائل مردم‌شناسي در داستانش بازتاب داشته است.

اما مرتضي كربلايي‌لو به انتقاد از نگاه منتقداني پرداخت كه در اين نشست، پيش‌تر از او سخن گفته بودند و اظهار كرد: به عنوان يك نويسنده مي‌گويم برايم اهميتي ندارد كه «چه» نوشته شده است و اين حرف‌ها به درد نويسنده‌اي چون عليخاني نمي‌خورد. به اعتقاد من، كار نويسنده، خلق داستان و زبان است.

او افزود: نخست به بحث زباني مي‌پردازم. به عنوان نويسنده‌اي كه ارزش كلمات و جملات را درمي‌يابم، سطر، سطر كتاب را خواندم و لذت بردم. در واقع، يوسف عليخاني بچه‌اي روستايي و ساده است و وقتي مي‌گوييد شما اين كار را متأثر از گلشيري انجام داده‌ايد، جواب مي‌دهد همين‌طور است؛ اما گلشيري در آن حد و اندازه نيست و كارهاي زباني‌اش در حد اين كتاب نيست. گلشيري يك نويسنده‌ي كتابخانه‌يي است كه بيش‌تر مطالعه كرده و جايي در جلسه‌اي كه ابوالحسن نجفي بحث هم‌نشيني و جانشيني را مطرح مي‌كند، گلشيري هم آن‌جا بوده و آن را گرفته و مطرح كرده است و حالا هرجا اين بحث كليشه‌يي عنوان مي‌شود، به نام گلشيري اشاره مي‌شود؛ در حالي‌كه كار عليخاني در اين اثر از حد جانشيني و هم‌نشيني واژه‌ها فراتر مي‌رود و آن‌ها را مي‌شكند و گلشيري در اين حد و اندازه‌ها نيست.

اين داستان‌نويس براي شاهد ادعايش از واژه‌ي «زنانه» كه در جمله‌اي در كتاب عليخاني به‌كار رفته است، ياد كرد، كه با واكنش انتقادي اسد‌الله امرايي و طلا نژادحسن مواجه شد. آن‌ها از موضع‌گيري كربلايي‌لو نسبت به گلشيري، انتقاد كردند و امرايي پرسيد، اين واژه‌ي «زنانه» چه چيزي داشته كه شما را گرفته است؟ كربلايي‌لو در پاسخ گفت: اين چيزي است كه من و يوسف عليخاني مي‌دانيم.

نژادحسن نيز نسبت به كربلايي‌لو واكنش نشان داد و گفت: از اين‌كه بر همه‌ي سخنان ما خط بطلان كشيديد، سپاس‌گزارم!، كه دوباره كربلايي‌لو گفت، اين حرف‌ها به چه درد يوسف عليخاني مي‌خورد؟

او در ادامه از شيوه‌ي داستان‌سرايي نويسنده انتقاد كرد و گفت: اگر قرار بود نقدي بنويسم، تيتر‌ش را مي‌گذاشتم ««مي‌گويند» يعني چه؟ يوسف عليخاني!». نويسنده درست در موقعي كه بايد به فكر پايان‌بندي داستان باشد، از كلمه‌ي «‌مي‌گويند» استفاده مي‌كند، كه اين استفاده هرچند براي فرار از پايان داستان است و نمي‌خواهد پايان‌بندي به دست دهد؛ اما به‌خاطر اين‌كه تصنعي است، به كار لطمه مي‌زند.

به گزارش ايسنا، در ادامه‌ي اين نشست، عليخاني نيز گفت: از چيزي كه كربلايي‌لو گفت، لذت بردم. اولين كسي كه درباره‌ي‌ زبان قصه‌هايم حرف زد، داوود غفارزادگان بود، كه مي‌گفت، كاري كه تو كردي، محمدرضا صفدري نكرد، و حالا كربلايي‌لو مي‌گويد اين كار را گلشيري نكرده است. در واقع، مسأله‌ي زبان برايم بسيار اهميت دارد و جايي يادم هست كه جناب امرايي «ميلك» را «ميلاكاندو» خوانده بود، كه همين‌طور است و من دوست دارم «ميلاكاندوي» خود را داشته باشم و اين‌كه گفته شد، كتاب واكنشي نسبت به ادبيات آپارتماني است، من عمدا قصه‌هاي آپارتماني را منتشر نكرده‌ام و اين را هم بگويم كه چند داستان را به نيت رمان شدن شروع كردم؛ اما ديدم نمي‌توانم ادامه دهم. توان ذهني من همين است و هنوز 40ساله نشده‌ام كه رمان بنويسم.

مسعود پهلوان‌بخش هم با انتقاد از اين‌كه «اژدهاكشان» قصه نشده است و به لحاظ روايي ضعف دارد، به ارائه‌ي ديدگاهش درباره‌ي كتاب پرداخت.

انتهاي پيام

كد خبر: 8712-00459
  نظر شما در مورد اين خبر
نام
پست الکترونيک
پيام شما

پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است

امتياز به خبر

Imam and Superme leaders views - Strategic Policies - Iran Future Plans - Economy - Industry - Information Society - Social - Health - Education - Science - Politic - Islamic Parliament - Legal - Nuclear Energy - Foreign Policy - World - Iran Neighbours - Imposed War - IslamicInsights - Literature - Art - Radio and TV - Cultural Heritage - Sport - Provinces - Photo -
 

© Copyright 1998-2009 Iranian Students' News Agency - ISNA