خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فرهنگ و ادب - ادبيات
عليرضا طبايي عنوان كرد: همصدا با آزادگان ديگر خاك با شعر خود، صداي اعتراضم را در برابر جنايت سنگين و ناباورانهاي كه بر مردم محاصرهشدهي بيپناه و تنهاي غزه ميرود، به گوش مردم جهان ميرسانم.
اين شاعر همچنين به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اين شعر فرياد رساي اعتراض من و همهي آزادگان ايرانزمين و بهعنوان صداي اهالي فرهنگ و ادب اين مرزوبوم اهورايي به جنايات كساني است كه بيشرمانه با دستان آلوده به خون و پليدي، چهرهي بشريت را شرمگين و سياه كردهاند. من اين شعر را براي ثبت در تاريخ بهدست انتشار ميسپارم.
«شمشير علي (ع) در موزه...»
تنديس اهريمن، تقاص خواري ديرينه ميگيرد؟
يا نفرت سرب، انتقام از پاكي آيينه ميگيرد؟
چاهي به عمق غربت انسان... ولي بيرخصت فرياد!
اين بغض بيباران، مرا راه نفس در سينه ميگيرد
گاهي كه شمشير علي (ع) در موزه، قارونزاده بر تخت است
خلخالها را، خوك مسخ شنبه از آدينه ميگيرد
در مشقهاي كودكان، هر واژه، سنگي ميشود هر صبح
سنگي كه از چشمان دشمن، مستي دوشينه ميگيرد
اين سنگها، در دستها، فردا بدل با سرب خواهد شد
سربي كه طعم از خون و روح از مرگ و رنگ از كينه ميگيرد
اينسان كه شيطان، بذر باد افشانده، توفان است پاداشش
پاداش را، هر روز، بيش از پار يا پارينه ميگيرد
با گام زخمي، بر تفنگت تكيه ده، برخيز و باور كن
جز تو، كليد خانه، از قوم دروغآيين نميگيرد
عليرضا - طبايي
انتهاي پيام كد خبر: 8710-06328 |