خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: ميراث فرهنگي
رييس پيشين سازمان ميراث فرهنگي كشور گفت: دورهي مديريت مسعود آذرنوش در پژوهشكدهي باستانشناسي، دورهاي بسيار درخشان در حوزهي باستانشناسي بود.
به گزارش خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، سيدمحمد بهشتي در مراسم بزرگداشت دكتر مسعود آذرنوش كه در دانشگاه تهران برگزار شد، بيان كرد: سابقهي آشنايي من با مرحوم آذرنوش شايد به اندازهي دانشجويان رشتهي باستانشناسي باشد و حتا شايد هم كمتر، زيرا نخستينبار كه او را ديدم، زماني بود كه در سازمان ميراث فرهنگي مسؤوليت پيدا كردم و او در حاجيآباد مشغول حفاري بود. پس از آن، طي گفتوگوهاي زياد، پيشنهاد كردم كه مسؤوليت پژوهشكدهي باستانشناسي را بپذيرد، ولي پذيرفتن اين مسؤوليت براي او سخت بود.
وي توضيح داد: كمترين سختي براي او، از اين جهت بود كه تصور ميكرد، در فعاليتهاي علمياش توقفي ايجاد ميشود و ترجيح ميداد، به فعاليتهاي علمي و پژوهشياش برسد. همچنين احساس ميكرد، مسؤوليت پژوهشكدهي باستانشناسي بسيار سنگين است، زيرا براي او، موضوع باستانشناسي بااهميت بود و گمان ميكرد كه جايگاه پژوهشكدهي باستانشناسي جايگاه بزرگي است. بنابراين تا جايي كه ميشد، تلاش كرد كه زير بار اين مسؤوليت سنگين نرود.
او ادامه داد: او طرحهايي داشت كه ميدانست، با توجه به شرايط آن زمان، استقرار انضباط و كيفيتي كه مورد نظرش بود، كار مشكلي است و حتا پيشبيني ميكرد كه با بعضي همكاران و دوستان خود ناگزير به چالش باشد. به همين دليل، بسيار مقاومت ميكرد؛ ولي خوشبختانه در نهايت، من پيروز شدم.
بهشتي اظهار داشت: بهعنوان كسي كه باستانشناس نيستم و با اين مقوله خيلي آشنايي ندارم، اما با تأملي كه از سرگذشت باستانشناسي ايران در اين سالها كردهام، بهنظرم ميرسد كه از دو دورهي درخشان در تاريخ باستانشناسي ايران ميتوانيم ياد كنيم؛ نخست زماني كه مرحوم شيرازي فعاليت ميكرد و ديگري دورهي مسعود آذرنوش. البته اين مطلب به اين معنا نيست كه ديگران كاري نكردهاند و بايد توجه داشت كه شرايط پيراموني بسيار تأثير دارد.
او با تأكيد بر اينكه ارزيابي من بهعنوان مسؤول سازمان ميراث فرهنگي در مقطعي از زمان، اين است كه دورهي مديريت مسعود آذرنوش، دورهي بسيار درخشاني در حوزهي باستانشناسي بود، افزود: يكي از اقتضائات مديريتي اين است كه مانع ميشود، بعضي حرفها با افراد در ميان گذاشته شود و شايد با مدير بالادست باشد كه ميتوان راحت صحبت كرد. دكتر آذرنوش در دورهي مديريتاش، چهرهاي بسيار جدي و در بسياري از مواقع، انعطافناپذير، سختگير و منضبط داشت و شايد گاهي اين مسأله سبب ميشد كه برخي از دوستان او پيش من آيند و از او شكايت كنند كه آذرنوش از اينگونه سختگيريها، مقاصد ديگري دارد؛ ولي من ميدانستم و از زبان او ميشنيدم كه چقدر دغدغههاي دروني و نگرانيهايش با چهرهاي كه در حوزهي مديريتي ابراز ميكند، متفاوتاند.
پس از سخنان بهشتي، كاميار عبدي كه اجراي مراسم را برعهده داشت، متني را از سوي رضا شعباني ـ استاد دانشگاه شهيد بهشتي و دوست قديمي آذرنوش ـ خواند.
به گزارش ايسنا، يكي از رؤساي پيشين پژوهشكدهي باستانشناسي نيز با بيان اينكه نخستينبار آذرنوش را در تپهي ابوفندوا ديدم، بيان كرد: ما نياز داريم كه بررسيها و مطالعاتي را دربارهي آنچه در اين سالها در باستانشناسي گذشته است، انجام شود. اين مسأله فقط دربارهي دكتر آذرنوش نيست، زيرا همهي ما سالهاست كه اين دغدغه را داريم كه باستانشناسي نيازمند تحول و توسعهي همهجانبه است و اين توسعه نيز بهجز با نقد آنچه بر ما گذشته است، امكانپذير نيست.
ناصر نوروززاده چگيني به برخي خصوصيات دكتر آذرنوش مانند پايبندي به اخلاق و تعهد حرفهيي، پايداري بر انديشهي علمي، پافشاري بر هويت فرهنگي و ملي اشاره كرد و گفت: تصور ميكنم، زندگي يك فرصت طلايي است كه خدا در اختيار ما قرار داده و در واقع، بزرگترين نعمت است. اين فرصتي است كه دكتر آذرنوش بهخوبي از آن استفاده كرد. البته درگذشت او، هشدارهايي را نيز به ما ميدهد، اينكه پيشكسوتاني كه سالها رنج كار در اين حوزه را بر خود هموار كردهاند، نتايج كار خود را بتوانند منتشر و افكار و يافتههاي خود را ارايه كنند تا مانند آذرنوش نشود كه فقط بخشي از آنها را توانست ارايه كند.
در بخش ديگري از اين مراسم، شهريار عدل با اشاره به سابقهي دوستي طولانياش با مرحوم آذرنوش، بهطور گذرا به روند تأسيس مركز باستانشناسي و استخدام افرادي مانند مسعود آذرنوش در آن اشاره كرد.
وي گفت: آذرنوش هم نسبت به خودش سختگير بود و هم نسبت به ديگران. گرچه اين سختگيري نسبت به خودش خيلي بيشتر بود. هرچند شرايط زمان و مكان اجازه نداد، باري را كه روي دوشش گذاشته شده بود، كاملا با موفقيت انجام دهد، ولي ميبينيم كه اخگري روشن كرد و امروز آتش آن در نسل جوان باستانشناسي ايران روشن است و از اين جهت خوشحالم.
به گزارش ايسنا، در اين بخش از مراسم، بخشهايي از برنامهي «دو قدم مانده به صبح» كه با حضور مرحوم آذرنوش بهعنوان كارشناس برگزار شده بود، نمايش داده شد.
محمدتقي عطايي نيز بهعنوان يكي از دانشجويان دكتر آذرنوش، مطالبي را دربارهي او بيان كرد.
وي اظهار كرد: دكتر آذرنوش الگويي براي ما و معياري براي پوشش و رفتار يك استاد در سطح دانشگاه بود. وقتي ما به دانشگاه وارد شديم، جو حاكم در دانشگاه تحقيرآميز بود، ولي او اينگونه رفتار نكرد.
عطايي به نامهاي اشاره كرد كه در گذشته به پاس تشكر و قدرداني از مسعود آذرنوش توسط دانشجويان باستانشناسي به دست رياست دانشگاه تهران رسيد، ولي اين نامه سبب دردسر شد و در نهايت، مسعود آذرنوش از دانشگاه تهران اخراج شد.
اين باستانشناس با اشاره به درگذشت شهبازي و ورجاوند در طول دو سال گذشته، افزود: فقدان اين افراد دردناك است، ولي دردناكتر اين است كه براي آنها جايگزيني نميتوانيم بياوريم.
رييس گروه باستانشناسي دانشگاه تهران ـ فيروزمندي ـ نيز با اشاره به سابقهي آشنايي و دوستي خود با مرحوم آذرنوش، گفت: چرا زماني كه چنين افرادي زنده هستند، از آنها تقدير نميشود.
در پايان اين مراسم، علاوه بر پخش تصاويري از مراسم تقدير از دكتر آذرنوش كه توسط برخي دانشجوياناش و با اهداي لوحي برگزار شده بود، يكي از اين دانشجويان متني را خواند.
در بخشي از اين مطلب آمده بود: امروز به پاس خاطرهي عزيز جاودان مسعود آذرنوش گرد آمدهايم. مسعود آذرنوش بزرگ بود، نه از بزرگاني كه به صندليهاي رنگين مفتخر شوند، بلكه از آن بزرگاني بود كه صندليهاي رنگين را به خود مفتخر ميكنند.
پاي كوفتن بر راههاي دشوار خستهاش نميكرد، خاطرش را شعلهاي ميافروخت كه اكنون در انديشهي تكتك شاگردانش افروخته است. ايران؛ ريگهاي تفتهي شوش، صخرههاي سخت بيستون، اينها خاطرش را مشغول ميداشتند. اگر گمان برديد خوشتر ميداشت تكيه به صندلي دهد و دل به رياستي خوش كند، از گمان خويش استغفار كنيد، گواه آنكه هيچگاه فرصت سفر و كاوش را از دست نميداد.
انتهاي پيام كد خبر: 8710-01338 |