خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: رسانه
شايد باور اينكه ميليونها واژهاي كه روزانه از سوي دستگاههاي رسانهيي و تبليغاتي به سوي ما ميآيد از پشتوانهي نظري و علمي دقيق در حوزههاي روانشناسي، جامعهشناسي و علوم ارتباطات برخوردار است كمي سخت باشد اما به گفتهي تحليلگران آنچه مسلم است استفاده از تكنيكهاي عمليات رواني در برنامههاي مختلف رسانهيي بهويژه در غرب جهت تاثيرگذاري بر مخاطب بر اساس اهدافي از پيش تعيين شده غيرقابل انكار است كه اين تكنيكها در كمپينهاي ويژهي عمليات رواني روزبهروز در حال تغيير و به روز شدن است.
به گزارش خبرنگار رسانهي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، برخي صاحبنظران علوم ارتباطات، توسل به شوخي، استفاده از جاذبههاي جنسي و هيجاني، تكرار و نيز برجستهسازي را از مهمترين روشهاي مورد استفادهي رسانهها در عمليات رواني و اقناع خواندهاند.
آنها همچنين با مرور ادبيات تبليغات اقناعي رسانهها و بويژه راديو نشان دادهاند برجستهسازي، شايعترين روش مورد استفادهي رسانهها در حوزهي عمليات رواني است.
صاحبنظران ديگر نيز برجستهسازي را فرآيندي ميدانند كه به وسيلهي آن رسانههاي جمعي، اهميت نسبي موضوع و تأثير گوناگون آن را به مخاطب منتقل ميكنند، ضمن اينكه دنيس مك كوئيل خاطرنشان ميكند: فرآيند برجستهسازي به سه اولويت متفاوت مربوط مي شود؛ اولويت اول در گروه سياسي يا ساير گروههاي ذينفع جاي ميگيرد، اولويت دوم رسانهها هستند كه ارزشهاي خبري و سليقههاي ملموس مخاطبان در آن تأثير ميگذارد و به آن شكل ميدهد و اولويت سوم هم از آن همگان است كه تصور ميشود تحت تأثير رسانهها هستند.
عبدالله گيويان - مدرس ارتباطات - در اينباره به خبرنگار ايسنا گفت: عمليات رواني، مجبور كردن گروهي از افراد بهعنوان مخاطب يك نظام تبليغاتي و يا رسانهيي بر انجام كار موردنظر اين نظام است كه به عقيدهي من از ابتداي خلق آدمي نيز وجود داشته است.
وي با اشاره به اين كه در متون جديد يكي از قديميترين منابع دربارهي عمليات رواني به متني از يك سردار چيني به نام "سون تزو" مربوط ميشود، افزود: در حقيقت در دورههاي جديد وقتي استفاده از تبليغات به معناي پروپاگاندا آغاز ميشود تكنيكهايي جهت ايجاد اطمينان براي به وقوع پيوستن وعدههاي مربوط به نظامهاي تبليغاتي هم شروع ميشود.
او با تاكيد بر اين كه عمليات رواني در حوزههاي داخلي و خارجي انجام ميگيرد، ادامه داد: گاهي عمليات رواني جهت تحكيم آراء، نظرات و اميدها در جامعهي خودي و توسط نظامهاي رسانهيي و تبليغاتي فعال انجام ميشود و گاهي نيز تهديدهاي و تدابير سازمان يافتهاي را شامل مي شود كه براي غلبه بر جوامع و جمعهاي غيرخودي به انجام ميرسد.
اين عضو هيات علمي دانشكدهي صدا و سيما در توضيح اين مطلب تصريح كرد: گاهي رژيمي از تكنيكهاي عمليات رواني براي القاي هدفي به شهروندان جامعهي خود استفاده ميكند و گاهي نيز براي القاي ترس و تهديد به مردم جوامع ديگر؛ با اين توصيف اگر عمليات رواني را واژهاي عام و جهان شمول بدانيم، گاهي تبليغات سياسي را هم ميتوان مشمول اين معنا دانست، يعني عمليات رواني در اينگونه از تبليغات هم جاري است.
او با بيان اين كه با توجه به ديدگاه ذكر شده تمامي افراد به نوعي مشغول انجام عمليات رواني هستند، اضافه كرد: گرچه عمليات رواني در معناي گستردهي آن در تمامي اعصار و همهي جوامع وجود داشته است اما در دورهي معاصر كه دورهي ارتباطات است، نيازمند آن هستيم كه تعريفي دقيق و قابل بازشناسي از عمليات رواني ارايه كنيم تا هر اتفاق ارتباطي، يك عمليات رواني معنا نشود.
به گفتهي كارشناسان در حوزهي عمليات رواني بايد به اين موارد توجه داشت كه هميشه يك سازمان با هدفي خاص وارد ميشوند نه يك فرد كه اين هدف نيز كاملا مشخص و از پيش تعيين شده بوده و حول محورهايي چون سياست، تامين قدرت و يا خلع قدرت از ديگران انجام ميشود، ضمن اين كه از هر وسيلهاي براي رسيدن به اين هدف نيز استفاده ميشود.
مدير مركز تحقيقات و مطالعات رسانهيي همشهري تدابير موردنظر براي خنثي كردن عمليات رواني را تكنيكهايي تحت عنوان ضدعمليات رواني بيان و تصريح كرد: در اجراي تكنيكهاي ضد عمليات رواني كه قاعدتا جهت خنثيسازي انجام ميشود، به اندازهي زماني كه تكنيكهاي عمليات رواني اجرا ميشود دستمان باز نيست، چرا كه در اين حوزه با مردم كشور خود طرف هستيم كه مورد هجوم اهدافي خاص قرار گرفتهاند و ما نميتوانيم مانند مجريان تكنيكهاي عمليات رواني به آنها دروغ بگوييم، شبهه ايجاد كنيم و يا آنها را بترسانيم.
اما محمد سلطانيفر ـ مدرس ارتباطات ـ نيز در اينباره معتقد است: زمان مشخص و خاصي براي استفاده از عمليات رواني وجود ندارد. در حقيقت از زماني كه روزنامهنگاري شكل گرفته، تكنيكهاي عمليات رواني نيز وجود داشته است، اما به صورت يك شاخهي اصلي و مشخص در 30 يا 40 سال اخير به آن توجه شده و در كمپينهاي عمليات رواني طراحي و تدوين شده است.
وي افزود: تنها تفاوت تكنيكهاي عمليات رواني با گذشته اين است كه اين تكنيكها امروز آكادميكتر شده و جزو سرفصلهاي دانشگاهي نيز قرار گرفته است.
او دربارهي اهداف اصلي اين تكنيكها تصريح كرد: تاثيرگذاري بر افكارعمومي، سياستمداران و در نهايت جوامع مخاطبان از اهداف اصلي اين تكنيكهاست كه به دنبال اهدافي از پيش تعيين شده شكل ميگيرد.
سلطانيفر در ادامه با اشاره به اينكه ابداع تكنيكهاي عمليات رواني از ابتدا در حوزهي سياست بوده و سپس به حوزهي ارتباطات وارد شده است، گفت: پس از ورود تكنيكهاي عمليات رواني به حوزهي ارتباطات، ابزار ارتباطي بهعنوان يكي از ابزارهاي مورد استفادهي آنها قرار گرفت و بعدها در حوزههاي ديگر نيز به كارگرفته شد.
اين مدرس ارتباطات ادامه داد: در خارج از كشور نيز بسياري از جمله رژيم صهيونيستي، لبنان و انگليس كه مبدع اين امر بودهاند جزو استفادهكنندگان تكنيكهاي عملياتي رواني در رسانهها هستند.
با توجه به آنچه گفته شد بديهي است براي ايفاي نقش يك مخاطب آگاه و كنشگر و نه مخاطبي منفعل و از پيش باخته آشنايي با دانش، تئوري و تكنيكهاي عمليات رواني بسيار ضروري است؛ بر همين اساس بر آن شديم به توضيح كوتاه و مختصر برخي از اين تكنيكها بپردازيم.
* شستوشوي مغزي
شستوشوي مغزي را ميتوان تلاش و كوشش منظم و حساب شدهاي دانست كه تحت شرايط تحملناپذير و فشار به منظور تغيير اجباري عقايد، باورها و نگرشهاي فرد يا گروهي از افراد صورت ميگيرد. اين روش عمدتا در شرايطي به كار گرفته ميشود كه با رعب، ترس و اعمال زور همراه باشد.
اساس چنين روشي ايجاد مشاركت اجباري در افراد است كه سبب همساني عقايد آنها ميشود. شستوشوي مغزي گاهي با اقدامهايي براي كاهش مقاومت فيزيكي افراد نظير شكنجه، كار بيش از حد، جلوگيري از خواب و اقدامهايي به منظور كاهش مقاومت رواني آنها مانند برهم زدن آرامش به هنگام مواجهه با بازجويان، همرزمان پيمانشكن، تحقير در برابر شهروندان و نظاير آن محقق ميشود.
در مجموع، روش شستوشوي مغزي براي دستيابي به يك يا دو هدف انجام ميشود: وادار كردن فردي بيگناه به پذيرش يك حقيقت، مانند اين كه عليه مردم يا دولت مرتكب جرمي جدي شده است و دوم تغيير اجباري ديدگاه سياسي فرد تا آن حد كه عقايد قبلي خود را رها كند و طرفدار ايدئولوژي x يا y شود.
* مستندسازي
در تكنيك مستندسازي معمولا نقل قولهايي براي رد يا حمايت يك سياست، عملكرد، برنامه يا شخصيت خاص آورده ميشود.
در اين تكنيك، اعتبار يا جايگاه شخص مورد استناد (يك كارشناس صاحبنظر يا يك چهرهي مورد احترام اجتماع) هزينه ميشود، بدين ترتيب جمعيت مخاطب، ديدگاه خود را با افكار مقامات رسمي سازگار ميكند كه رسانههاي غربي براي القاي نااميدي در ذهن مخاطبان و متهم كردن ديگر كشورها به جنجالآفريني بارها از اين تكنيك استفاده كرده و ميكنند.
در استفاده از اين تكنيك بايد توجه داشت مردم اصولا به مقام يا مقامهايي اعتماد دارند كه كارايي و توانايي قابل اعتنايي را در حوزهي مورد نظر از خود به نمايش گذاشته و يا اين كه با ايشان پيوند مشتركي داشته باشند، جايگاه رسمي آنها بتواند اعتماد و حسنظن به مخاطبان القا كند، ضمن اين كه از اشياي بيجان نيز ممكن است براي ابزار مستندسازي استفاده شود.
* حمله و انهدام هدف
زماني كه حذف بهعنوان يكي از شيوههاي سانسور، ناكارآمد تلقي شده و ماجراي موردنظر در ميان جمعيت قابل توجهي اشاعه يافته باشد، مطبوعات به حملهي همه جانبه روي ميآورند تا ماجرا يا حادثهي ياد شده را بياعتبار سازند.
* گام به گام يا قطره چكاني
هنگامي كه افراد جامعه آمادگي و زمينهي مساعد براي پذيرش پيامي را ندارند، كارشناسان عمليات رواني به خوبي ميدانند در اين شرايط، هرگز نميتوان موضوع و پيامي را به يك باره به مخاطبان انتقال داد بنابراين شناخت ميزان آمادگي روحي و رواني مخاطبان براي پذيرش پيام ضرورتي اجتنابناپذير است.
در مرحلهي بعد كارشناسان عمليات رواني پيام و اطلاعات جهتدار خود را به صورت تدريجي و گام به گام به مخاطبان القا ميكنند.
* برجستهسازي
برجستهسازي بيانگر يکي از تأثيرات قدرتمند رسانههاست. در اين تكنيك سعي ميشود در انتقال پيامها، نوعي اولويت يا برجستهسازي به وجود آورده و با برجسته ساختن برخي موضوعات بر اطلاعات مردم تاثير بگذارند. به عبارتي، رسانهها گرچه نميتوانند تعيين کنند مخاطبان چطور بينديشند، اما ميتوانند تعيين کنند که درباره چه بينديشند.
در حقيقت در اين تكنيك رسانهها با بزرگ کردن و اولويت دادن به برخي موضوعات بر اولويتهاي مردم تاثير ميگذارند، ضمن اين كه گرچه مخاطب در اين بخش پوياست، ولي مسووليت جهتدهي به افکار مردم با رسانههاست.
* حذف بخشي از سند اصلي
گاهي اوقات برخي رسانهها مطلبي را به عنوان «شايعه است، احتمال دارد، به نظر ميرسد» و امثال اينها منتشر كرده و سپس ساير رسانهها بدون ذكر شايعه بودن آن خبر، به انتشار آن از قول رسانهي مرجع مبادرت ميكنند؛ در نتيجه خبري كه بيش از يك شايعه يا احتمال يا اظهارنظر يك تحليلگر روزنامه نبوده است در جهان بهعنوان خبري ناب و دست اول منتشر ميشود.
* پيشدستي
پيش دستي نيز عبارت است از بهرهبرداري مناسب و به موقع از موضوعات قابل استفاده و مستندي كه ممكن است دشمن از آنها در جنگ رواني به نفع خود استفاده كند.
* چينش خبري
تكنيك چينش خبري يعني كنار هم قرار دادن چندين خبر به صورتي كه نتيجهي مطلوبي را به مخاطب القا كند.
* فريب
فريب عبارت است از ارايهي وارونهي واقعيت براي دستيابي به برخي برتريها. وزارت دفاع آمريكا فريب را به شرح زير تعريف مي كند: «اقدامي نمايشي است كه به منظور گمراهكردن دشمن انجام ميشود تا با جعل، تحريف و دستكاري در شواهد، باعث شويم واكنش دشمن به ضرر منافع او تمام شود.»
در اين تكنيك منطق سردرگم كردن طرف مقابل مدنظر است كه اثرات مثبت آن به سرعت خود را نشان ميدهد. نخستين جنگ ثبت شده در تاريخ، اشغال شهر تروا توسط يونانيان در قرن 12 پيش از ميلاد و داستان معروف اسب تروا نيز نخستين نمونهي ثبت شده از فريب در جنگ است.
* مظلوم نمايي
از موثرترين فنون در تحريك دشمن، استفاده از داستانهايي با مضمون قساوت و بيرحمي حريف است. كارشناسان عمليات رواني با ترسيم چهرهي درد قربانيان، خشم و غضب مردم خودي و احساس همدردي با قربانيان را برميانگيزند.
در جريان جنگ جهاني دوم متحدين با انتشار گستردهي داستان قطع دستان كودكان در بلژيك توسط سربازان آلماني، در برانگيختن خصومت عليه آلمانها بسيار موفق بودند.
* ايجاد هراس اخلاقي
نظريهي هراس اخلاقي بر اين است كه رسانههاي همگاني براي انحراف دادن افكارعمومي از موضوعات متضاد با منافعشان، موضوعات جديدي خلق ميكنند كه اهميت موضوع قبلي را ندارد، اما به علت نوع انعكاس آن، موضوع قبلي فراموش ميشود و همهي نگاهها به موضوع جديد معطوف ميشود.
* بزرگ جلوه دادن پيامدهاي منفي
اين اصل بر پايه هزينه و فايده بنا نهاده شده است. بدين شكل كه شهروندان براي فوايد كوچك و ناچيز هزينهي كلاني نميپردازند؛ پس زماني كه شما هزينهي يك عمل را بيش از آنچه كه وجود دارد نشان دهيد؛ تعادلي بين هزينه و فايده وجود نخواهد داشت و در نتيجه افكارعمومي رسيدن به مقصود موردنظر را به صرفه ندانسته و از آن منصرف ميشوند.
* ايجاد تعارض شناختي
عقايد مخاطبان معمولا ساده و مطلق هستند. كارشناسان عمليات رواني با اين شناخت از مخاطب (دوست، دشمن و بيطرف) و با ارايهي برخي استدلالها به اثبات و رد وقايع ميپردازند و آنقدر اين روند را ادامه ميدهند كه مخاطب با ذهني خسته از پيچيدگي استدلال، قيد هر چه عقيده و باور نسبت به موضوع اصلي را زده و قانع شود.
دليل اين مطلب آن است كه مخاطب تخصص و شايد هم فرصت بررسي و ارزيابي دلايل مطرح شده را ندارد و در نهايت، دچار ناهماهنگي شناختي ميشود.
در واقع ميتوان گفت ناهماهنگي شناختي حالتي از تنش است كه از داشتن دو شناخت (پندارها، نگرشها، باورها و عقايد) همزمان و نامتجانس بدست مي آيد.
* تزريق اطلاعات و نظرات نادرست و تكذيب آن
شيوه تزريق اطلاعات و نظرات نادرست و تكذيب آن هر چند شيوهاي غيراخلاقي است اما به وفور از آن استفاده ميشود. در اين شيوه اطلاعات غلط و نادرست كه مطلوب مردم و جريان افكارعمومي است به آنان تزريق ميشود و چون اين اطلاعات غلط مورد علاقهي افكار عمومي است، كسي در صحت و سقم آن ترديد نمي كند.
اما زماني كه رهبران افكارعمومي از اين اطلاعات به صورت رسمي بهره گرفتند، با تكذيب صاحب خبر مواجه مي شوند كه اين امر نيز بياعتباري آنان را باعث ميشود؛ البته در بعضي مواقع روند تكذيب، شامل اطلاعات موثق نيز ميشود.
به عقيدهي كارشناسان با توجه به اين امر بايد دانست اين باور كه برخي گمان ميكنند كساني كه وسايل ارتباط جمعي را در اختيار دارند ميتوانند هر آنچه ميخواهند بر لوح سفيد ذهن مخاطبان "حك" كنند و يا به بيان روشنتر هر كس وسايل ارتباط جمعي را مديريت كند قادر است هر كاري كه خواست با مردم انجام دهد، به هيچوجه درست نيست.
البته گرچه در آگاهي نسبت به اين تكنيكها و همچنين آشنايي با روشهاي مقابله با آنها، تحت عنوان تكنيكهاي ضد عمليات رواني شكي نيست، اما نبايد تصور شود كساني كه از چنين تكنيكهايي استفاده ميكنند بهراحتي و بدون هيچ مشكلي ميتوانند بهگونهي دلخواه بر مخاطب خود تاثير بگذارند.
انتهاي پيام كد خبر: 8709-02868 |