خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: تاريخ
دكتر حسين كچوئيان در همايش «آن سوي توسعه» كه از سوي انجمن علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران با همكاري بسيج دانشجويي برگزار شد، با موضوع «لفظ مشترك و حقيقت ايدئولوژيك» به سخنراني پرداخت.
به گزارش خبرنگار گروه تاريخ و انديشه ايسنا، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تقدير از برگزاري اين همايش اظهار كرد: در جهاني كه توسعه هميشه تقدير ميشده و مانند يك بت در عمل و رفتار در سطح اجتماعي و فردي پرستيده ميشده است، سخن از آن سوي توسعه نيازمند شهامت عملي و واقعيتهاي نظري است و خوشبختانه در كشور ما قابليتهاي آن مهيا ميشود.
وي با تاكيد بر اهميت شهرت و دشواري جدايي از آن در زندگي مدرن گفت: در جهان انساني، فكر و انديشه و عمل سياسي از آن جايي كه مشهور است پذيرفته ميشود. جدا شدن از مشهورات كار سختي است و لازمه زندگي معمول است و مشهورات جزئي از زندگياند. آن سوي توسعه جا در تفكر نظري جهان دارد.
كچوئيان افزود: ما از سر مغالطات و ابهامات لفظي، تاريخ مصيبتباري را از سر گذرانيدهايم. در بدو ورود تجدد به كشور ما سياستهاي نادرستي گرفته شد، بهطوري كه از اشتراك معاني در لفظي مانند آزادي يا حريت استفاده كردند تا طرحهاي خود را پيش ببرند. هم به لحاظ نظري و هم به لحاظ اخلاقي كار درستي نبود. اين مفاهيم از سوي منورالفكرها مطرح شد و در برداشتي كه آنها ارائه كردند، اشتراكات معاني و مفاهيم در نظر گرفته شد، صرفنظر از تفاوتهاي بنياديني كه وجود داشت.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه تاكيد كرد: ما هنوز هم درگير مغالطات هستيم، شايد ابهامات لفظي را برطرف كنيم تا بتوانيم تصميمگيري درست كنيم. فيلسوفان زباني و تحليلي معتقدند كار مهم و اساسي فلسفه حل اين مغالطات است و خيلي از مشكلات ما در تفهيم و تفاهم بالاخص در عرصه عمومي و خصوصا عرصه نظري ناشي از اين ابهامات نظري است.
كچوئيان افزود: ابهامي كه بر سر توسعه، گريبان ما را گرفته است و لازم است كه آن را روشن كنيم، تقصير آن آگاهانه يا ناآگاهانه به متجددين برميگردد. تجدد در متن خود و همچنين به ما به شكل صحيحي عرضه نشد. تجدد در قالبهايي مطرح شد كه زمينههاي ابهام را فراهم كرد.
رييس گروه جامعهشناسي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران در ادامه با اشاره به تصوير نادرست ارائه شده از سوي متجددين از توسعه گفت: در حالي كه بحث اصلي اين است كه تجدد به واقع به شكل يك دين ارائه شده و هنوز هم هست و همه حاشيههاي آن از اين امر تبعيت ميكند. تجدد در بدو امر خود را در ذيل علم و عقلانيت معرفي ميكند.
وي افزود: جهان اسلام در قرن ده و يازده ميلادي دستاوردهايي را عرضه كرد و غرب بناي تمدن خود را بر آن گذاشت و تحرك خود را در مسير آن آغاز كرد اما كليت مساله را نگرفت زيرا نقل و انتقال تمدني در قالب تعامل دو دين عرضه شد. مسيحيت بالاخص كليسا در متن يك تفكر ديني قرار دارد.
كچوئيان در تشريح تفاوت تجدد در جهان اسلام و غرب اظهار كرد: مسيحيت ميدانست كه آنچه جهان اسلام عرضه كرده در بطن تفكر ديني قرار دارد پس با گرفتن دستاوردها اقدام كرد اما گرفتن مباني آن يعني ديانت اسلام يا الحاق به تمدن خود را نگرفت؛ البته تا حدودي در مدت كوتاهي دچار شرقزدگي شد؛ مثل توجه به هنر و معماري و حتي زبان عربي اما چون كليسا از آن حفاظت كرد، منشاء اين شد كه تا همين دورههاي اخير تقابل با جهان اسلام را به شكل كاريكاتورهاي توهينآميز ارائه كرد.
وي افزود: در جهان اسلام اين نقل و انتقالها در قالب عقلانيت صورت گرفت و تصوير از مدرنيته مثل قانون و سياست تنها تفاسير ممكن نيست و ضمنا تفسير درستي نبوده و اين اتفاقات افتاد و در كوتاه مدت پيامدها و تبعات سوء ادامه خواهد داشت.
استاد دانشگاه تهران با اشاره به وجود دشواري در فهم مفهوم توسعه و جذابيت آن براي گروههايي از جمله علماء تاكيد كرد: توسعه فينفسه چيز مطلوبي نيست. توسعه براي كساني كه مطلوب است، نميدانند مشترك لفظي است و آنها سعي دارند توسعه را با آنچه كه تناقض مفهومي دارد ربط و پيوند دهند كه شايد در دراز مدت ممكن شود. صرفنظر از تناسب مفهوم با عقيده، نفس به كار بردن اين لفظ، تعلق به دنياي ديگري با مفروضات انسان شناسي، معرفت شناسي و ارزش شناسي دارد.
وي با اشاره به اهميت عمق معناي توسعه و تفاوت آن با مفهوم تعالي اظهار كرد: اگر توسعه همان تعالي بود لازم نبود غربيها توسعه را مطرح كنند. عمق اين لفظ عمقي است كه در فكر متفاوتي خصوصا تفكر ديني نميتواند مورد قبول باشد. حتي خود مسيحيان يعني در متن اوليه مفهوم توسعه در اين باره دچار مساله بودند. اين لفظ مفاد و معناي متفاوتي را منتقل ميكند.
كچوئيان افزود: مفهوم توسعه مفهوم عقيدتي است؛ تلاش و كوشش براي متفاوت و بهتر شدن زندگي اشتراك لفظي است و نبايد منشاء اين قرار بگيرد كه از اين لفظ استفاده كنيم تا خود را در فضاي مفهومي اين لفظ قرار دهيم.
وي با بيان تفاوت دو مفهوم توسعه در طول تاريخ و اهميت دقت به آن خاطر نشان كرد: معناي اول، معناي بدوي توسعه در متن تجدد است و معناي دوم، معناي متاخر توسعه در فضايي است كه به نام جهان سوم از آن ياد ميشود. در اين مباحث بايد به اين تفاوتها دقت كنيم.
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به متن دو سند سخنرانيهاي ترومن و مصوبهاي در سازمان ملل بيان كرد: اولين بار ترومن در سال 1949 مفهوم توسعه را به كار برد و در حرفهايش به فقر جهاني اشاره ميكرد و او براي اولينبار ابزار رهايي از فقر را دانش دانسته است و مقولهي توسعه به همين ترتيب شكل گرفته است.
وي تاكيد كرد: بعد از مراحل نظريهپردازي در توسعه تلاش شده تا به ما بقبولانند توسعه صرفا اقتصادي نيست در حاليكه در ارزيابي توسعه مفاهيم خرد كمي، اقتصاد مدنظر بوده است. غربيها سياستهايي را اعمال كردهاند كه اوضاع را بهبود ببخشد و در همين رابطه بيسابقه رشد كردند.
وي افزود: در مرحلهي اول پس از آن فرهنگ و بحث توسعه فرهنگي را به آن اضافه كردند و در مراحل ديگر به توسعه سياسي، اجتماعي و غيره اشاره كردند تا معناي اين مقوله را به توسعه همه جانبه برسانند. اما به راحتي با رجوع به منابع نظري خواهيد ديد آنچه كه مطلوب بوده اقتصاد است.
كچوئيان براي روشنتر كردن اين ابهام نظري در مفهوم توسعه بيان كرد: نكته اساسي اين است كه چون هستهي اصلي توسعه تنعم دنيايي است همه چيز در دنبالهي آن مطرح ميشود و اگر قرار است توسعه حاصل شود بايد به مسايل ديگري هم از جمله عدالت و فرهنگ توجه كرد اما اين ساختار بحث، مستقل نيست و بازسازي مفاهيم، استقلالي نيست.
كچوئيان در ادامه متذكر شد: در مرحلهي اول، توسعه به دين توجه نداشت؛ در ايران دههي توسعه، سالهاي 70 دهه هاشمي بود. حاصل اين نگاه كه مركزيت تنعم دنيايي و اقتصاد است اين بود كه وقتي مساله مطرح شد، دين مهم شد و اگر در اين شرايط آن را تغيير ندهيد توسعه نميآيد. به نحوي كه ديانت در خدمت توسعه قرار ميگيرد و اين بحث مطرح شد كه ديانت مانع توسعه است و به شكل استقلالي آن را نديدهاند.
وي تشريح كرد: نتيجه اين بود كه چون نگاه آنها اقتصاد محور است همه در خدمت تحقق و توسعه قرار گرفت و اساسا كانونيت اقتصاد از آن گرفته نخواهد شد و خواستهي اصلي اقتصاد بوده است و هنوز هم نتوانستهاند فضاي بحث را عوض كنند.
استاد جامعه شناسي دانشگاه تهران با اشاره به مصوبهاي در سال 1951 در سازمان ملل اظهار كرد: در اين متن آمده است توسعه اقتصادي سريع بدون تطابق دردمند ممكن نيست. شايد آنچه كه توسعه قرار بود انجام بدهد و آنچه كه رخ داد يا آنچه كه ما فكر ميكرديم متفاوت باشد به هر حال بايد رخ بدهد اما ما هنوز به بحثهاي برنامهريزي و توسعه چسبيدهايم. مصيبتي كه در جهان سوم ديدهايم خشونت، حاشيهنشينيها، نابرابريهاي حاد، طلاق و جرم رو به رشد حاصل اين تطابقهاست. آنچه رخ داده اين است كه ريشههاي زندگي را از جا كندهاند.
وي با اشاره به قسمت ديگري از اين سند گفت: مقصود آنها از رفع فلسفههاي كهن از بين بردن اديان بوده است كه در كشور ما برخي از نهادها از جمله نهاد خانواده آسيب ديدهاند و انسان و حرمت انسان وقتي تبديل به انبار لوازم يدكي براي بدنهاي ديگر ميشود از بين رفته است؛ ما تنها نوستالژيهاي آن را ميبينيم.
وي افزود: اساس توسعه بر خود بنيادي انسان است و پيامدهاي نگاه توسعه تقليل روابط انساني است و تا وقتي ما به دنبال توسعه هستيم، اين روابط كاهش مييابد؛ در اين سند آمده است كه بخش عظيمي از مردم كه نميتوانند خود را با توسعه تطبيق دهند، از بين خواهند رفت و تمام جهان هزينهي آن را ميپردازد. به اين دليل كه توسعه يك مشترك لفظي بيش، نيست. استفاده از توسعه در متن دين اشتباه بوده است. توسعه در جاهاي مختلف كمي موفق شده است اما همين موفقيت هم پيامدهاي آن را نيز محقق كرده و در حال تخريب ساختارهاي جهان است.
وي در پايان با اشاره به تجربه ژاپن و چين در فرايند توسعه خاطرنشان كرد: ما در بحث ژاپن صداقت نظري نداشتهايم. ژاپن نيز همه ساختارهاي را يكباره برهم نريخت اما آرام آرام آن را رها كرد و چيزي كه تحت عنوان سنت هم نداشتند، از بين بردند. البته توسعه هنوز آنجا كار خود را به پايان نرسانده است اما زندگي متفاوتي كه چيني نبوده است را ساخته است. الگوي ژاپن و چين فردگرايي نبوده است و سنتهاي اجتماعي خود را به كار گرفتهاند اما بايد بدانيم ماشين توسعه، پلههاي قبلي را تخريب ميكند. توسعه يك تفاوت عقيدتي است كه وقتي وارد آن شديم، يك شكل زندگي متفاوت را ايجاد ميكند.
انتهاي پيام كد خبر: 8708-03042 |