خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: نگاهي به وبلاگها
به اعتقاد يك وبلاگنويس، چنانچه حضور در فضاي سايبر مقرون به صرفه شود و کيفيت محتواي اطلاعرساني وبلاگها افزايش يابد و از سوي ديگر مشکل جلب و جذب مخاطبان براي وبلاگنويسان و همچنين مشکل شناسايي وبلاگهاي مورد نظر از سوي مخاطبان حل شود، شايد بتوان به ايجاد يک فضاي تعاملي در دنياي وبلاگنويسي در فضاي مجازي ايران اميدوارتر بود.
مريم سليمي، روزنامهنگار در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اظهار كرد: براساس آمار رسمي موجود تعداد کل کاربران اينترنت در ايران حدود 22 ميليون نفر است که به نسبت جمعيت 70 ميليوني ايران اين رقم بسيار قابل توجه است. هرچند در ايران، هر نوع مراجعهکنندهاي به اينترنت با هر سرعتي، کاربر محسوب ميشود، ولي از نگاه آمار جهاني، کاربران را افرادي تشکيل ميدهند که براي اتصال به اينترنت از خطوط پرسرعت بالاي 512 بهره ميگيرند. اينکه چرا در ايران هر کاربري با هر سرعتي کاربر به حساب ميآيد ريشه در اين مساله دارد که مخابرات خود خطوطي با سرعت k56 در اختيار کاربران اينترنت قرار ميدهد. در اين ميان حدود 4 ميليون وبلاگ فارسي ثبت شده که تنها 200 هزار مورد از اين وبلاگها فعال هستند.
وي افزود: نگاهي به وضعيت و ميزان دسترسي به اينترنت در سراسر ايران، سرعت، قيمت و پهناي باند اينترنت موجود نشان ميدهد که تعداد کاربران ايراني و وبلاگنويسان فارسينويس به نسبت امکانات، رقم قابل قبولي را تشکيل ميدهد.
وي تصريح كرد: بهكارگيري تعبير «اقيانوسي با عمق يک وجب» درباره دنياي وبلاگ نويسي در ايران عمدتا ريشه در بحثهاي هزينهاي و مقرون به صرفه نبودن مدت طولاني حضور چه براي وبلاگنويسان و چه مخاطبان آنها در فضاي سايبر دارد. سرعت پايين، قيمت بالا و نبودن امکانات کافي دراين خصوص (در يک مقايسه ضمني) اين مساله را اثبات خواهد کرد.
سليمي همچنين گفت: اينکه چرا با همين حداقلها هنوز کيفيت محتواي وبلاگهاي فارسي زبان در حد بالايي نيست ريشه در مسايل مختلفي دارد. اولا بحث کيفيت يک بحث نسبي است و به نسبت شاخصها و معيارهايي قابل بحث و سنجش است. ولي در مجموع هرگونه بررسي در اين خصوص و پاسخگويي به اين مطلب را بايد به اهداف و انگيزههاي شکلگيري وبلاگها ارجاع داد.
اين وبلاگنويس با بيان اينكه وبلاگها مبتني بر اهداف و انگيزههاي مختلف متولد ميشوند؛ اظهار كرد: يک دسته از وبلاگها در دستهاي جاي ميگيرند که شايد آنها را بتوان وبلاگهاي فصلي، مناسبتي يا سرراهي نامگذاري کرد. اين نوع وبلاگها با نگاه جشنوارهاي و شرکت در مسابقات خاص يا فعاليت در دوران انتخابات شکل ميگيرند که قطعا با اتمام دوران مسابقه، جشنواره يا انتخابات مربوطه عمر اين وبلاگها نيز به پايان ميرسند. در حال حاضر با وجود انواع جشنوارهها اين نوع وبلاگها بسيار متولد شده و چون کودکان سر راهي به دست جامعه سايبر سپرده ميشوند.
وي ادامه داد: دسته ديگر از وبلاگها آنهايي هستند که ناشي از کنجکاوي کاربران و با عنوان يک تجربه خلق ميشوند و با فروکش کردن هيجانات وبلاگنويس، اين نوع وبلاگها نيز دچار بيمهري شده و شمع جانشان به افول ميگرايد. اين نوع وبلاگها طي روزهاي متمادي حتي يک بازديدکننده هم ندارند، چراکه خالق اين وبلاگ نيز بعضا خود رغبتي به بازديد از وبلاگ خود ندارد.
سليمي افزود: نوع ديگري از وبلاگها هستند که با اهداف تجاري شکل ميگيرند و با شکست يا کمرنگ شدن اهداف اقتصادي و تجاري در اين حوزه، عمر اين نوع وبلاگها نيز پايان مييابند.
به گفتهي وي، دسته ديگر از وبلاگها آن نوع وبلاگهايي هستند که با اهداف تحريکي (سياسي و ...) شکل ميگيرند که اين دسته نيز با اعمال بحث فيلتر و کاهش تعداد مخاطبان، حضوري کمرنگ به خود ميبينند.
وي همچنين خاطرنشان كرد: نوع ديگري از وبلاگها را شاهد هستيم که براي خالقان آنها جنبه يک دفترچه خاطرات شخصي را دارد، يعني وقتي وبلاگنويس سرخوش يا ناخوش است اين وبلاگ دوره رونق خود را دارد و در غير اين صورت دوره افول آن است.
سليمي افزود: دسته ديگر از وبلاگها نيز وجود دارند که فضايي براي معرفي وبلاگنويس هستند، تا فرد خود و آثارش را به مخاطبان معرفي كند. بسته به سرعت خلق و انتشار آثار، فاصله بهروزرساني اين وبلاگها به طول ميانجامد.
اين روزنامهنگار يادآور شد: شايد موفقترين وبلاگها را آنهايي بتوان دانست که با اهداف اطلاعرساني در حوزهاي خاص و تخصصي شکل ميگيرند. اين نوع وبلاگها به مثابه يک رسانه عمل کرده و ميتوانند هر روز و هر لحظه حرفي براي گفتن داشته باشند. تعداد اينگونه وبلاگها را شايد نتوان زياد يافت. همين وبلاگها هستند که در صورت کسب موفقيت و جلب مخاطب کافي، انگيزه لازم براي تبديل به سايت شدن را مييابند. ولي به هر تقدير وبلاگها (غير از بحثهاي زيرساختي) با يک مشکل اساسي در مسير خود مواجهاند و آن عدم توانايي وبلاگنويس در جلب و جذب مخاطبان است.
وي گفت: وبلاگنويسان ايراني عمدتا با تکنيکهاي لازم براي جلب و جذب مخاطب آشنايي ندارند. قطعا جزيرهاي عمل کردن و ارسال پيامهاي يک سويه در نهايت انگيزههاي لازم را از وبلاگنويس به عنوان فرستنده پيام ميگيرد.
سليمي تصريح كرد: يک عبارت پرکاربرد وجود دارد و آن اينکه «مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد». وبلاگهايي وجود دارند که مطالب ارزشمند دارند، ولي همين وبلاگها با وجود کيفيت بالايي از محتوا، به دليل عدم دريافت بازخوردي از سوي مخاطب، به تدريج در ارسال پيامهاي جديد، بکر و تازه دچار کم انگيزگي ميشوند.
سليمي معتقد است، اينکه چرا وبلاگنويسان تمايلي به ارتقاي کيفيت مطالب خود ندارند نيز بعضا به عدم رعايت قانون کپي رايت در ايران مربوط ميشود. وقتي يک شاعر به انتشار جديدترين اثر خود در وبلاگش اقدام ميکند اميدي به اين ندارد که بعدها بتواند آن را به نام خود به ثبت برساند. همين مساله در مورد ساير آثار نيز صادق است. از آنجا که وفاداري به منبع در ايران چندان جايگاهي ندارد، لذا وبلاگها عمدتا به محلي براي عرضه اطلاعات دست دوم، تکراري يا بعضا نادرست تبديل ميشوند. در چنين فضايي است که مخاطب در مواجه با منابع اطلاعاتي، اطلاعات آنها و در شناسايي سره از ناسره دچار مشکل ميشود.
وي افزود: مخاطب در فضاي اين وبلاگها بعضا با شبه وبلاگهاي زردي روبرو است که به عرضه اطلاعات نادرست يا نيمه درست (يا به زعم وبلاگنويسان آنها افشاگري) ميپردازند که بعضا درستي آنها به اثبات نرسيده و خود به ايجاد نوعي شايعهسازي ميانجامد و در اين شرايط است که کار براي مخاطب و اعتماد او به محتواي مطالب وبلاگ سختتر ميشود.
وي همچنين گفت: از ديگر مشکلات موجود در دنياي وبلاگنويسي، نبودن ساختار و الگو و همچنين قوانين مشخص در اين حوزه است. هر کاربر به مجرد ثبت نام در يکي از سايتهايي که فضاي لازم را در اختيارش قرار دهد (بلاگفا، ميهن بلاگ، پرشين بلاگ، بلاگر يا وردپرس) تبديل به وبلاگنويس ميشود. به دليل اعتمادي که بعضا وجود ندارد وبلاگنويس با نام غيرواقعي و مستعار چه براي خود و چه براي وبلاگش شروع به فعاليت ميکند.
به گفتهي وي، بعضا رابطهاي بين نام وبلاگ با محتواي مطالب درون آن نيست، لذا مخاطبان نيز که عمدتا به موتورهاي جستجوگر براي دسترسي به محتواي خاص اکتفا ميکنند با چند مراجعه ناموفق، از مراجعات مشابه صرف نظر ميکنند.
وي ادامه داد: مرجعي که فهرستي از وبلاگهاي مفيد با شناسنامه محتوايي مناسب در اختيار مخاطبان قرار دهد وجود ندارد، لذا هم وبلاگنويس در اين فضا جزيرهاي عمل ميکند و هم مخاطب. لذا اين دو بعضا در بازار شلوغ عرضه و تقاضاي پيام همديگر را نمييابند و چنين ميشود که وبلاگنويس پس از مدتي نوشتن بيانگيزه ميشود و مخاطب با چند مراجعه بيثمر (با صرف هزينه بالا در اينترنت) کم انگيزه ميشود.
سليمي يادآور شد: در يک نگاه کلي و در پاسخ به اين مساله که آيا تعداد وبلاگها در چند سال اخير زياد شده يا کم بايد گفت که تعداد وبلاگها زياد شده، ولي به نسبت اين زايش، تعداد وبلاگهاي ارزشمند که قابليت مراجعه روزانه داشته باشند کم هستند.
وي افزود: اينکه چه کنيم تا هم کيفيت وبلاگها و هم انگيزه وبلاگنويسان براي ارتقاي کيفيت محتوا افزايش يابد، بايد ابتدا زيرساختهاي لازم براي مراجعه به اينترنت فراهم شود. خطوط اينترنتي پرسرعت و کم قيمتتر شوند و از سوي ديگر قوانين لازم براي فعاليت وبلاگنويسان تدوين شود.
به عقيدهي اين وبلاگنويس، سازماندهي مشخصي از وبلاگنويسان با شناسنامه و طبقهبندي وبلاگها براي مراجعه ساده مخاطبان به آنها و نيز الزام وبلاگنويسان به توليد اطلاعات راستين از ديگر بحثهايي است که ميتواند حضور در فضاي سايبر را با اطمينان بيشتري همراه سازد.
سليمي تاكيد كرد: اگر وبلاگنويسان بدانند که از حمايت قانوني لازم برخوردارند و تنها طي يک پرسه فعاليت مفيد کاري قادر به ادامه فعاليت هستند، از انگيزه بيشتري براي توليد و انتشار اطلاعات برخوردار خواهند بود.
وي معتقد است، در حال حاضر وبلاگنويسان قدر فضاي رايگاني که در اختيار دارند نميدانند، اگر احساس کنند بابت اين فضا بايد هزينهاي بپردازند يا به ازاي اين حضور بايد پاسخگو باشند، نحوه و انگيزه حضورشان در فضاي سايبر متفاوت خواهد بود.
اين وبلاگنويس در پايان گفت: تجربه ثابت کرده سايتهايي که به ازاي فضاي در اختيار خود هزينه پرداخت ميکنند يا فعاليت رسميتري از وبلاگها دارند، به انتشار اطلاعات درستتر يا حداقل مفيدتري اقدام ميكنند و اعتبار منبع نيز به نسبت در آنها بالاتر است.
انتهاي پيام كد خبر: 8707-06758 |