خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: سياسي
دكتر مصطفي ملكيان، عضو هيات علمي دانشگاه تهران، شب گذشته(سهشنبه) در مراسم احياي شاخه جوانان جبهه مشاركت ايران اسلامي درخصوص «عقلانيت اخلاقي زيستن» سخن گفت.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) وي در باب عقلانيت گفت: در اين بحث، مراد، عقلانيت عملي در برابر عقلانيت نظري است.
وي با طرح اين سوال كه عقلانيت عملي در اخلاقي زيستن يعني چه؟ گفت: به زبان ساده يعني هر كاري كه من در زندگي به عنوان يك فرد انساني انجام ميدهم هزينهاش نبايد بيشتر از سودش باشد و يا آنكه هزينهاش مساوي با سود آن باشد و نه بيشتر. در اين صورت جاي اين سوال است كه اخلاقي زيستن كاري است كه ما آن را انجام ميدهيم و در اينباره هزينهي آن نبايد بيشتر از سود آن باشد. از اين رو به طور كلي هر عمل اخلاقي اين حكم را خواهد داشت.
وي ادامه داد: اگر كل زندگي من بخواهد اخلاقي باشد نيز بايد در اين چارچوب قرار گيرد.
اين استاد دانشگاه با طرح اين سوال كه اگر واقعا اخلاقي زيستن ميخواهد عقلاني باشد آنوقت هزينهي اخلاقي زيستن واضح است اما سود آن به كجا ميرود؟ گفت: همهي كساني كه اخلاقي زندگي ميكنند متناسب با وسعت اخلاقي زندگي كردن، عمق آن و جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند هزينه ميپردازند و به طور كلي هيچ اخلاقي زيستني بدون هزينه متصور نيست.
وي با اشاره به اينكه هزينهي اخلاقي زيستن به عواملي مثل ميزان وسعت، عمق آن و اينكه در چه شبكهاي از مناسبات اجتماعي صورت ميگيرد بستگي دارد، افزود: اگر سودي از اخلاقي زيستن نبريم يعني اخلاقي زيستن خلاف عقلاني زيستن است و بالعكس.
ملكيان در ادامه به پنج ديدگاه مشخص براي سود اخلاقي زيستن اشاره و تصريح كرد كه از اين پنج ديدگاه، شخصا ديدگاه مشخصي نيست كه آن را قبول داشته باشم اما شما ميتوانيد بر اساس ديدگاههاي خودتان به يكي از اين پنج ديدگاه نزديك شويد.
اين استاد دانشگاه در بيان ديدگاه اول گفت: هزينههاي اخلاقي زيستن همه دنيوي است و از سويي سود آن اخروي، يعني پس از مرگ سود آن به ما ميرسد و تا قبل از آنكه آخرين نفس را بكشيم بايد هزينه بپردازيم و بعد از آنكه وارد دنياي پس از مرگ شديم با هر مذهبي كه داشته باشيم آهسته آهسته سود اخلاقي زيستن را دريافت ميكنيم.
وي گفت: در اين ديدگاه تصور من بر اين است كه اولا زندگي پس از مرگ وجود دارد، دوما كم و كيف آن تحت تاثير زندگي دنيويمان است و سوما سود اين زندگي در دنياي اخروي بيشتر از هزينهاي است كه در دنيا ميپردازيم. بنابراين اخلاقي زيستن در اين ديدگاه همان عقلاني زيستن است.
ملكيان با اشاره به مصاديقي در اينباره به مصاديقي از امام علي (ع) اشاره كرد و گفت: «در دنيا عمل هست اما محاسبهاي نيست و در آخرت عمل نيست اما محاسبه هست» و يا همان مثالي كه هميشه ميشنويم كه ميگويند اين دنيا مزرعه است و در آخرت از آن برداشت خواهيم كرد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به ديدگاه دوم تصريح كرد: اين ديدگاه بر اين تصور است كه زندگي آن جهان در كار نيست و يا شك داريم به آن. اما با وجود اين شك، اخلاقي زندگي ميكنيم و اين زندگي سود هم دارد و سود آن يك سلسله سودهاي فردي متحقق در ظرف جامعه است. سودي كه به خود فرد بازميگردد اما در ظرف اجتماعي همين دنيا.
وي گفت: در اين ديدگاه مطلوبهاي اجتماعي كه فردياند، اما در ظرف جامعه محقق ميشوند مورد نظر است. مطلوبهايي از جمله ثروت، قدرت، جاه و مقام، حيثيت اجتماعي، شهرت و محبوبيت اجتماعي.
ملكيان ادامه داد: در اين ديدگاه، اخلاقي زندگي كردن هزينه دارد اما سودش در همين دنيا به ما ميرسد. يعني از درستكار بودن و دروغگو نبودن به شهرت و محبوبيت اجتماعي و كسب جاه و مقام ميرسيم.
وي با بيان اينكه اين ديدگاه به نظر من خام است، گفت: اتفاقا مطلوبهاي اجتماعي كه در بالا گفته شد هزينههاي اخلاقي زيستن هستند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: علي (ع) اخلاقي زندگي ميكرد، اما از اين نوع مطلوبهاي اجتماعي بيبهره بود. علي (ع) ميگفت خدايا من از اين مردم دلتنگم، اين مردم هم از من دلتنگ و دلزده هستند. از اين رو خيلي از افراد هستند كه به خاطر اخلاقي زندگي كردن آبرويشان را از دست ميدهند و يا در سختي زندگي ميكنند.
ملكيان در بيان ديدگاه سوم با اشاره به اينكه در اين ديدگاه سود اخلاقي زيستن، فردي نيست كه در ظرف جامعه محقق شود، گفت: اگر همه در اين ديدگاه اخلاقي در يك جامعه زندگي كنند داراي نظم، امنيت، رفاه، عدالت و آزادي است. صاحب اين عوامل، اجتماع است نه فرد.
وي با بيان اينكه اين ديدگاه هم موفق نيست، تصريح كرد: اولا وقتي همه اخلاقي زندگي كنيم اينگونه به سود اجتماعي ميرسيم، اما اگر 90 درصد جامعه اخلاقي زندگي نكردند، با اخلاقي زندگي كردن گروه كوچكي از اين جامعه، عواملي مثل رفاه، امنيت و ... به دست نميآيد و يك نوع همه يا هيچ در اين ديدگاه وجود دارد كه ايراد بزرگ اين نظريه است.
اين استاد دانشگاه افزود: فرض كنيم همه در اين جامعه اخلاقي زندگي كنند اما خيلي وقتها هست كه سود اين زندگي به نسلهاي بعد ميرسد، نه نسل فعلي؛ در حالي كه من كه اكنون زندگي ميكنم ميخواهم سود اين زندگي را ببرم. همچنين براي اينكه جامعهاي به نظم، امنيت، رفاه، عدالت و آزادي برسد، اخلاقي زيستن همهي شهروندان شرط لازم است، نه كافي.
ملكيان ديدگاه چهارم را متفاوت از ديدگاههاي قبلي دانست و گفت: اخلاقي زندگي كردن در اين ديدگاه سودش دروني است. يعني از اين نوع زندگي به شادي و آرامش ميرسيم (مطلوبهاي روانشناختي) همان چيزي كه حضرت عيسي (ع) از آن به صلح درون تعبير ميكرد مبني بر اينكه كسي كه اخلاقي زندگي نميكند درون خودش را ميان تمايلات مختلف تقسيم ميكند و قرآن از آن به نفس لوامه تعبير ميكند كه اين نفس با انجام كارهاي بد و ناپسند شروع به ملامت وجدان آدمي ميكند.
وي با انتقاد از اين ديدگاه نيز تصريح كرد: اين ديدگاه هم قابل دفاع نيست، چون وقتي دروغ ميگوييم آرامش درون از دست ميرود اما اين مساله دربارهي دروغ اول تا نهايت دروغ پنج هزارم است، اما از آن به بعد با دروغ گفتن ديگر آرامش از بين نميرود و به امري عادي تبديل ميشود. به نوعي نفس لوامه تا يك جايي بيدار است اما از جايي ديگر خاموش ميشود و ميميرد.
ملكيان با اشاره به سخنراني پيامبر اسلام (ص) پس از فتح مكه و در حالي كه به ديوار كعبه تكيه داده بود، گفت: پيامبر در اين سخنراني به مردم گفت امر به معروف و نهي از منكر كنيد، چون حيات شما به آن است و زماني خواهد آمد كه مردم امر به معروف و نهي از منكر نميكنند. در اين ميان سلمان گفت واقعا اين اتفاق ميافتد كه امر به معروف صورت نگيرد؟ پيامبر گفت بله اتفاق ميافتد و بدتر از آن هم اتفاق ميافتد، سلمان گفت بدتر از آن ديگر چيست؟ پيامبر گفت بدتر از آن اين است كه مردم نه تنها امر به معروف نميكنند بلكه امر به منكر ميكنند و نهي از معروف، و بدتر از اين هم اتفاق ميافتد يعني زماني ميرسد كه مردم منكر را معروف ميبينند و از اين نظر به آن امر ميكنند و معروف را منكر ميبينند و از آن نظر به آن امر ميكنند.
وي ادامه داد: يعني آرام آرام كار زشت را خوب ميبينند و بالعكس. يعني به جايي ميرسد كه وجدان اخلاقي ميتواند زنده بودن و فعال بودن خود را از دست بدهد و مردم آرام آرام تشخيص خود ميان خوب و بد را از دست ميدهند.
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: آنچه بايد براي ما مهم باشد اين است كه نفس راست گفتن و دروغ نگفتن ايجاد آرامش براي ما كند، نه آنكه به صرف اينكه به ما گفتهاند دروغ گفتن بد است و راست گفتن خوب، ما به اين مساله بپردازيم و از آن احساس آرامش كنيم. البته آرامش در اين سطح خوب است اما مطلوب واقعي نيست. اگر اعتقاداتمان را براي راست گفتن و دروغ نگفتن از دست بدهيم ديگر احساس آرامش نخواهيم داشت.
ملكيان گفت: از اين روست كه اخلاقگراهايي مثل علي (ع) هم گاهي آرامش ندارند. حضرت علي (ع) در نهجالبلاغه ميگويد شبها از اين پهلو به آن پهلو ميشوم و اين به خاطر حساسيت بالايي است كه وي به مسايل اخلاقي دارد. اين در حالي است كه من معتقدم در همان شبي كه علي (ع) آرامش ندارد معاويه آسوده خوابيده است.
وي با اشاره به ديدگاه پنجم تصريح كرد: چهار ديدگاه قبلي در اينكه اخلاقي زيستن نردباني است كه ميتوان از آن به چيزهاي ديگر رسيد وجه مشترك دارند. چيزهايي از قبيل بهشت، قدرت و ثروت، نظم و امنيت، و آرامش و شادي. ديدگاههاي قبلي به اخلاقي زيستن نگاه ابزاري دارند اما ديدگاه آخر معتقد است كه خود اخلاقي زيستن موضوع جذابي است. اساسا فرد از راست گفتن لذت ميبرد. در اين ديدگاه فرد عاشق خود خوبي ميشود كه البته ديدگاهي افلاطوني هست. اين ديدگاه معتقد است ميخواهم خوب باشم ولو آنكه هزينه داشته باشد و حتي سودهايش تبديل به هزينه شود. در اين ديدگاه سه چيز خوب است؛ حقيقت كه فيلسوفان به آن معتقدند. خير كه اخلاقيون به آن معتقدند و جمال كه شاعران و عاشقان به آن معتقدند.
اين استاد دانشگاه گفت: اگر كسي به شما مراجعه كرد و پرسيد كه چرا بايد اخلاقي زندگي كنيم و عقلانيت آن در چيست؟ بدانيد كه ميخواهد با اخلاق خداحافظي كند، نه آنكه به قلمرو اخلاق وارد شويم.
همچنين در پايان اين سخنراني، مراسم ويژه شب احيا، برگزار شد.
انتهاي پيام كد خبر: 8707-01409 |