در رونمايي از «تو / تهران / ‌١٣٨٥» عنوان شد:
دل‌مشغولي نصرت‌اللهي بين صلح و جنگ و عشق نوسان دارد

سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب
1387/06/29
09-19-2008
13:26:41
8706-16840: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

نشست رونمايي مجموعه‌ي شعر «تو / تهران / 1385» آرش نصرت‌اللهي روز گذشته (پنج‌شنبه، 28 شهريور) برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ابتداي نشست، فرياد شيري درباره‌ي مجموعه‌ي شعر نصرت‌اللهي گفت: دل‌مشغولي شاعر در اين كتاب بين صلح و جنگ و عشق نوسان دارد، كه واكنش ادبي شاعر را نسبت به جنگ و صلح در مقايسه با واكنش او نسبت به عشق برجسته‌تر و برتر كرده است. هرچند گاهي شعرهاي عاشقانه شهودي‌تر از شعرهاي صلح و جنگ او مي‌شود.

اين شاعر افزود: نصرت‌اللهي از گروه شاعران تلفيقي است كه توجهش به فرم و محتوا و تلفيق آن‌هاست؛ اما از سويي، يكنواختي و تكرار، موضوع شعرهايش است.

شيري با اشاره به رسم‌الخط كتاب هم گفت: اين رسم‌الخط و جدانويسي، كه نمونه‌هاي آن در كتاب فراوان است، مثل جدا كردن كلمه‌هايي از جمله: «هم‌سايه»، ‌«بام‌دادان»، «ده‌كده» و نيز نوع تقطيع‌هاي عروضي در شعرها چندان جالب نيست. طنز در شعر شاعر جاذبه دارد و خوب اجرا شده است؛ اما گاهي به كاريكلماتور شبيه مي‌شود. وسواس شاعر براي ايجاد نوعي نظم تعريف‌شده‌ي حاكم بر شعرها، به اصل و جوهره‌ي شعر لطمه مي‌زند؛ اما وقتي شاعر ناخودآگاه از آن نظم و وسواس غافل مي‌شود، شعرهاي درخشاني خلق مي‌شود.

در ادامه، سپيده جديري گفت: ما هر سال با انبوه كتاب‌هاي چاپ‌شده تحت عنوان مجموعه‌ي شعر روبه‌روييم، كه در ميان آن‌ها، تعداد كتاب‌هايي كه بتوان نام شعر را بر آن‌ها نهاد، انگشت‌شمارند؛ بنابراين خودم شخصا وقتي در اين وانفسا به كتابي برمي‌خورم كه معيارهاي شعريت را رعايت كرده است، ذوق‌زده مي‌شوم و اين مجموعه چنين كتابي است.

او سپس با اشاره به نكاتي در كتاب، توضيح داد: اين مجموعه در عين حال كه فراروي خاصي از دستاوردهاي شعري دهه‌ي 70 نداشته است؛ اما در اين وانفسايي كه اشاره كردم، انتشار چنين كتابي با توجه به شعرهاي آن، كه به نظر سهل و ممتنع مي‌آيند و سرشار از تخيل و سطرسازي‌هاي خوب هستند، بي‌ترديد مي‌تواند مخاطب شعر - اعم از خاص و عام - را جذب كند.

اين شاعر همچنين گفت: در عين حال، شعرهاي كتاب «تو / تهران / 1385» به دليل نگاه اجتماعي و فراگيري كه در آن‌ها به چشم مي‌خورد و اين‌كه نگاه آن‌ها صرفا تغزلي و شخصي نبوده، جهان جامع‌تري را پوشش داده است. مثلا در برخي شعرها مي‌بينيم بيش از آن‌كه تغزلي باشند، رويكرد شاعرانه‌اي به جنگ دارند و مونولوگ خود را با معشوق به موازات بيان تأثير‌ات جنگ پيش مي‌برد؛ اما به رغم ايرادهايي كه بيش‌تر به اجراي شعرهاي كتاب بازمي‌گردد، شعرهاي نصرت‌اللهي از امتياز ويژه‌اي برخوردارند و آن تصويرسازي‌هاي درخشاني است كه به نوبه‌ي خود، يكي از مهم‌ترين و مفيد‌ترين تكنيك‌هاي ادبي محسوب مي‌شود، كه در جذب مخاطب، تأثير بسزايي دارد. از سويي، شعرهاي اين كتاب به رغم اين‌كه از زبان مستقل و خاص شاعرشان برخوردار نيستند، همچنان از نظر زبان و اجرا تحت تأثير شاعران دهه‌هاي قبل، بويژه دهه‌ي 70، قرار دارند؛ اما از نگاه مستقلي برخوردارند و همين باعث شده با مضامين متفاوتي در شعر او روبه‌رو باشيم.

سپس عليرضا بهنام در اين نشست كه در محل نشر ثالث برگزار شد، گفت: درباره‌ي اين مجموعه‌ي شعر، اولين بحث اين است كه ما با مجموعه‌اي مواجه‌ايم كه ادامه‌ي تجربه‌هاي جريان اصلي و معروف‌تر شعر دهه‌ي 70 است. اجراي قوي مؤلفه‌هاي شعر موسوم به شعر دهه‌ي 70 در اين كتاب، حتا اگر منجر به فراروي هم نشده باشد، براي من كافي است تا خوشحال شوم كه آن همه تلاشي كه پيش‌تر در اين‌ راه شده تا نوع نگاه به شعر عوض شود، بي‌نتيجه نبوده و ادامه پيدا كرده و كسان ديگري هم به اين سمت كشيده شده‌اند و با آثارشان دارند ثابت مي‌كنند كه تلقي خاصي كه آن روزها از شعر به‌وجود آمد، اين‌جور نبود كه بگوييم تازه‌اي آمد صدايي كرد و رفت.

اين شاعر خاطرنشان كرد: در درجه‌ي اول، مسأله‌ي اصلي در اين اثر، تصوير‌سازي است. آرش شاعري است به شدت علاقه‌مند به تصويرسازي؛ ولي نوع تصوير‌سازي‌اش ما را به ياد تصاويري مي‌اندازد كه در شعر دهه‌ي 70، كمي معمول شد، كه بيش‌تر نوعي تركيب گروتسك و سورئاليسم بود و هرجا شعر او دلالت‌هاي فرامتني را احضار مي‌كند، مثل سياست يا جنگ، شايد زبان تصاويرش موفق نيست و مي‌رود به سمت اين‌كه ارجاعي به بيرون از تنه‌ي شعر دارد. تصاويرش المان‌هاي خود را بسط مي‌دهد؛ مثل شعر حركت در صفحه‌ي 35؛ همه‌ي عناصر و المان‌هاي تصاوير از درون خود شعر مي‌آيند؛ علي‌رغم اين‌كه دارند يك موقعيت رئال را به تصوير مي‌كشند و كاري با آن موقعيت مي‌كنند كه آن‌را براي ما رئال مي‌كنند. اين اجرايي است كه جالب است و در كتاب باز نمونه‌هايي دارد.

بهنام ادامه داد: بحث ديگري كه هست، شعري است كه با شعرهاي ديگر كتاب متفاوت است و بسط و گسترش يكي از تجربه‌هاي خيلي نادر، اما متروك‌مانده‌ي دهه‌ي 70، است؛ يعني شعر «غزلي قديمي هستي» در صفحه‌ي 52. اتفاق جالبي كه به لحاظ فرمي افتاده، تلفيقي است كه شاعر بين شعر آزاد و غزل ايجاد مي‌كند و احتمالا پيش از اين‌ها، كار كلاسيك كرده است. پيشينه‌ي اين تمهيد اولين‌بار در دومين مجموعه‌ي شعر علي عبدالرضايي - «پاريس در رنو» - اتفاق افتاد، كه در ميانه‌اش يك غزل كامل آورد. اما تفاوت كار آن‌ها اين است كه غزلي كه نصرت‌اللهي آورده، وزن بسيار نامطلوبي دارد و نزديك است به نثر و فكر كنم بحر رجز مثمن ناقص است. چنين وزني در شعر قدما به كار نمي‌رفته است و در سال‌هاي اخير بيش‌تر سيمين بهبهاني به اين اوزان برمي‌گردد و روي آن‌ها كار مي‌كند و گوش را از حالت اعتيادي خودش جدا مي‌كند.

او اضافه كرد: تلفيق اين موضوع با شعر ريتميك كه پر از سكته شده، مانع شده است از اين‌كه ما وارد فضاي ريتميك شعر آزاد شويم و به اين ترتيب، مفصل ايجاد مي‌شود بين ريتم پرسكته و غيريك‌دست بخش شعر آزادش با غزل. در شعر او، ما با يك وزن دور، هم در شعر آزاد و هم در غزل مواجه‌ايم. كاري كه نصرت‌اللهي كرده، نسبت به‌ كار عبدالرضايي، هم سخت‌تر است و هم موفق‌تر؛ چرا كه غزل را به نثر نزديك كرده و سعي كرده نثر را به شعر وزن‌دار نزديك كند.

وي سپس متذكر شد: بخش تقطيع در اين مجموعه مشكل دارد. در صفحه‌ي 12، زير هم نوشتن، كه منطق تقطيع شاملويي است، چرا اجرا نشده و شعرها روبه‌روي هم آمده‌اند؛ اما جايي ديگر كه انگار اقتباسي است از سمبوليست‌هاي فرانسوي، در شعر «كولي» در صفحه‌ي 13 است و جور ديگر مي‌توان آن‌ها را كنار هم چيد و يا جور ديگر خواند. از امكانات پخش‌شده‌ي كلمات روي سطر كاغذ براي ايجاد تعبيرهاي مختلف در اين شعر استفاده شده و سه ‌خوانش ايجاد كرده، كه مشكل معنايي هم ايجاد نمي‌كند. كار جديدي نيست؛ اما كار جالبي است؛ يعني مصادره كردن امكانات هنرهاي تجسمي به سود شعر است. غلط‌هاي چاپي هم بايد اصلاح شود. روي هم رفته، تبريك مي‌گويم به اين مجموعه و شاعرش. آمدن اين مجموعه را در اين فضا به فال نيك بگيرم و خوشحالم از اين‌كه اين تجربه‌ها همچنان ادامه دارد و فضاي شعري ما از آن‌ها خالي نمانده است.

عليشاه مولوي نيز در سخناني گفت: در ابتداي كتاب، شعري ‌آمده كه شاعر براي همسرش نوشته و كتاب را به او تقديم كرده و گفته «با مهري اصيل». من درگير اين واژه‌ي اصيل شدم، كه مگر مهر غيراصيل هم داريم؟ با رسم‌الخط اجراشده در كتاب هم مشكل داشتم. از نظر زيبايي‌شناختي، احساس كردم آسيب‌هايي ناخواسته به شعر وارد شده، كه يكي همين مسأله‌ي تقطيع و فاصله‌گذاري‌هاست. مسأله‌ي بعدي اين‌كه عمد بسيار رويي كه در تكرارها خودش را لو مي‌دهد، در چيدمان واژه‌ها هست و در تصاوير، كه ما بعد از تمام ‌شدن بخصوص شعرهاي كپسولي احساس مي‌كنيم، شاعر مي‌خواسته ما را متحير و ميخكوب كند و اين اصرار مرا آزار مي‌دهد و احساس مي‌كنم شاعر مي‌خواهد پيامي را به من بدهد، كه من در پايان بگويم عجب! در مجموعه‌ي شعر نصرت‌اللهي، ما فقط يك شعر درباره‌ي تهران داريم و اصلا فضاي تهران در آن ديده نمي‌شود و با توجه به عنوان اثر، فضاي ملموس تهران نيست.

اين شاعر در ادامه گفت: مشكل من اين است كه نام شعرها در مجموعه‌ متأسفانه به جاي اين‌كه مكمل شعر باشد و براي شعر ظرفيت‌سازي كند، به اضافات شعر تبديل شده است. در سطرها، اسم شعرها اول از همه تكرار مي‌شود و به شعر آسيب جدي مي‌رساند. از سويي، مسأله‌ي اجراي شعرهاست. فقط اجراي سه شعر آخر با بقيه متفاوت است و تكنيك بقيه با هم يكي است و موضوع سوژه، فداي يك اجرا مي‌شود. يك شعر در اين مجموعه در صفحه‌ي 68 است كه درخشان‌ترين و برجسته‌ترين شعر مجموعه، از بسياري جهات است و اگر شاعر اين را سرلوحه قرار مي‌داد، خوب بود؛ اما در مجموع، يك اتفاق ارزشمند و زيبايي است در اين دوره‌اي كه با قحط‌سالي شعر خوب روبه‌روييم.

عليشاه مولوي همچنين گفت: موقعيت‌هايي كه نصرت‌اللهي در ميانه‌ي شعرهايش و قبل از آغاز و پايان‌بندي آن‌ها و موقعيت‌هاي شاعرانه‌اي كه ايجاد مي‌كند، در سطرهاي پاياني دچار اشكالاتي مي‌شود كه به بدنه‌ي شعر آسيب مي‌زند. شعر «لوله‌هاي صلح» و برخي صفحات ديگر، قابل تأمل، اعتنا و ارزش‌مند است. اما امتيازي در شاعر است و اين‌كه شاعر خارج از شعر نيست و شعرهايش را نقاشي نمي‌كند. او شاعري است كه در وضعيت شعر و در شعرش حضور دارد و اين اهميت كارش را مي‌رساند، كه كار كمي نيست؛ يعني شاعري كه شعر از او فاصله نداشته باشد. او واقع‌انگار است؛ نه واقع‌گرا؛ چون خودش همراه شعر است. در بحث انديشه‌ورزي در شعر، در چند شعرش به توليد انديشه مي‌رسد؛ اما انديشه‌اي كه خاستگاه فلسفه داشته باشد، متأسفانه جايش در شعر نصرت‌اللهي خالي است و با اين توانايي و نگاهي كه او دارد، اميدوارم شاهد حضور جدي‌ترش در شعر معاصر باشيم.

وي همچنين با گفت: در شعر نصرت‌اللهي با طبيعت روبه‌روييم؛ اما سازهاي زيبايي‌شناختي طبيعي كه او در شعرش دارد، شديدا بدوي است و متأسفانه از اين آسيب هم در امان نيست.

در پايان برنامه با اجراي سجاد صاحبان ‌زند، آرش نصرت‌اللهي - شاعر مجموعه - نيز گفت: از كساني‌كه با اثرم موشكافانه برخورد كردند، متشكرم، كه اين جاي خوشبختي بالاتري براي من دارد. از مواردي كه در اين اثر به آن پرداخته‌ام و بعد از اين هم مي‌پردازم، مسأله‌ي انسان است و دغدغه‌هايي كه از شعرم بيرون مي‌آيد، دغدغه‌هاي انساني است. دريچه‌ها و خوانش‌هاي جديدي به‌وجود آمد كه برايم جاي خوشحالي است. اما من به بحث وضعيت گروتسكي‌مان توجه دارم كه باعث مي‌شود، من نوعي گاهي رفتار نامتعارفي با شعر و زبان خودم داشته باشم؛ مثلا قطع برق در ماه‌هاي اخير و مشكلاتش. شايد اين خبر عادي باشد؛ اما خيلي طنز وحشتناكي است كه به آن عادت كرديم و سپس شكل برخورد با انسان، مرا اذيت مي‌كند.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در اين نشست كه قرار بود اقبال معتضدي هم سخنراني داشته باشد، افرادي همچون: محمد شمس‌ لنگرودي، حافظ موسوي، محمود معتقدي، فؤاد نظيري و عنايت سميعي حضور داشتند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8706-16840
  نظر شما در مورد اين خبر
نام
پست الکترونيک
پيام شما

پر کردن فرم براي دريافت نظرات الزامي است

امتياز به خبر

Imam and Superme leaders views - Strategic Policies - Iran Future Plans - Economy - Industry - Information Society - Social - Health - Education - Science - Politic - Islamic Parliament - Legal - Nuclear Energy - Foreign Policy - World - Iran Neighbours - Imposed War - IslamicInsights - Literature - Art - Radio and TV - Cultural Heritage - Sport - Provinces - Photo -
 

© Copyright 1998-2009 Iranian Students' News Agency - ISNA