خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
يك مدرس حقوق دانشگاه تهران درباره نحوه برخورد جهاني با پديده تروريسم تاكيد كرد: بايد به جاي مبارزه با معلول به سمت مبارزه با علت اصلي و ريشههاي اصلي توليدكننده تروريسم پرداخته شود.
دكتر محسن رهامي كه چندسالي را در خارج از ايران به مطالعه قوانين برخي كشورها در رابطه با تروريسم پرداخته و هماكنون چندين پاياننامه در مقطع تحصيلات تكميلي درخصوص موضوعات مختلف مرتبط با تروريسم تحت راهنمايي وي در حال تدوين است، در گفتوگويي با خبرنگار تاريخ و انديشه ايسنا درباره مفهوم تروريسم گفت: تروريسم از ريشه ترور كه يك واژه فرانسوي است، گرفته شده است و در لغت به معني ايجاد وحشت، ترس و ارعاب است و دولت ويشي و ساير دولتهاي مشابه كه بعد از انقلاب فرانسه روي كار آمدند و به حكومت ترور معروف شدند به معني حكومتهايي هستند كه ايجاد رعب، وحشت و ترس ميكنند.
هنوز ترور و تروريسم در حقوق كيفري ما بهصورت مشخص تعريف نشده است
وي افزود: امروزه تعريف تروريسم يكي از مسايل مهمي است كه در بحث تروريسمشناسي هنوز يك وحدت قطعي و نهايي در مورد آن وجود ندارد. در كشور ما هنوز ترور و تروريسم در حقوق كيفري بهصورت مشخص تعريف نشده است. دولت اصلاحات در جهت تعريف تروريسم و مصاديق آن لايحهاي به مجلس ارائه كرد كه به تصويب نهايي نرسيد.
اين مدرس حقوق دانشگاه تهران ادامه داد: كشورهاي مختلف هر يك از ترور و تروريسم تعريف خود را دارند اما ميتوان به طور كلي تروريسم را كليه اعمال خشونت آميز به قصد ايجاد رعب، وحشت و ترس كه با اهداف و مقاصد سياسي صورت ميگيرد ناميد. گرچه عمليات خشونتآميز در مفهوم سنتي تروريسم بوده و ممكن است در برخي از مصاديق تروريسم كه در قالب تروريسم مجازي يا همان سايبر تروريسم مطرح ميشوند، چندان اقدامات خشونتآميز به معني فيزيكي به خصوص در قالب استفاده از سلاح مورد توجه واقع نشده باشد اما هنوز ميتوان گفت اين تعريف سنتي در اصطلاح رايج از تروريسم به كارميرود.
دفاع مشروع در حقوق اسلامي و حقوق موضوعه به رسميت شناخته شده است
رهامي درباره تفاوت تعريف تروريسم با مفاهيم مشابه مانند دفاع مشروع گفت: دفاع مشروع كه هم در حقوق اسلامي و هم در حقوق موضوعه به رسميت شناخته شده است؛ دفاع در مقابل حمله است كه اين حمله بالفعل يا بالقوه به جان و حقوق مشروع وجود دارد و در مقابل آن يك عكسالعمل انجام ميشود. دفاع از حقوق مشروع و قانوني كه ميتواند دفاع از نفس، آبرو و عرض انسان يا سرزمين و اموال باشد. در حاليكه در ترور، حملهاي واقع نشده است بلكه تروركننده در واقع براي رسيدن به اهداف سياسي شروع به عمليات ترور و خشونتآميز به مقصد ايجاد رعب و وحشت ميكند.
عمليات انتحاري با ترور تفاوت دارد
وي درباره تفاوت مفهوم تروريسم با عمليات انتحاري نيز اظهار كرد: عمليات انتحاري كه امروزه در مناطقي از خاورميانه مثل افغانستان، عراق و فلسطين مطرح ميشود، با ترور تفاوت دارد. انتحار به معني خودكشي است يعني كسي كه اقداماتي عليه نفس خودش انجام ميدهد كه ممكن است منجر به كشته شدن يا آسيبديدن شديد جسمي خودش شود.
اين مدرس حقوق دانشگاه تهران ادامه داد: عمليات انتحاري گاهي به قصد اعتراض به وضع موجود است مثل عملياتي است كه بوداييها در ويتنام انجام ميدهند؛ عمليات خشونتآميز نسبت به كسي نيست بلكه خود انسان براي نشان دادن يك واقعه يا حادثه آن را انجام ميدهد و نسبت به ديگران ايجاد رعب و وحشت نميكند اما گاهي عمليات انتحاري در عين اينكه عليه خود انسان است نسبت به جان و اموال ديگران نيز هست. اگر اين عمليات با مقاصد سياسي انجام شود مثل اينكه در اوايل انقلاب كساني اقدام به عمليات انتحاري كردند و به خودشان سلاح و بمب بستند و با انفجار آن اقدام به ايجاد ترور، وحشت و كشتن برخي مسوولان و ائمه جمعه كردند، اين نوع عمليات انتحاري مشمول مفهوم تروريسم ميشود. گاهي ميان تروريسم و عمليات انتحاري همپوشاني وجود دارد يعني برخي مصاديق عمليات انتحاري ميتواند مشمول تعريف تروريسم شود اما برخي از مصاديق آن از تروريسم خارج ميشود.
گسترش تروريسم ميتواند محصول سياستهاي قدرتهاي بزرگ باشد
رهامي عنوان كرد: گسترش تروريسم در دهههاي اخير در منطقه خاورميانه ميتواند محصول سياستهاي اعمال شده توسط قدرتهاي بزرگ حكومتهاي محلي باشد.
وي ادامه داد: يكي از دلايل عمده آن، اين است كه بسياري از مردم در مناطقي از خاورميانه يا ساير مناطق از حيث رسيدن به حقوق مشروع خودشان به بن بست ميرسند يعني در فقدان يك دموكراسي مناسب كه بتواند حقوق همه را تامين كند تروريسم رشد ميكند. اگر مردمي، جمعيتي و سازمانهايي تمام راههاي رسيدن به حقوق مشروعشان را مسدود ببينند، به راههاي غيرقانوني روي ميآورند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران گفت: البته در گذشته گروههايي تروريستي در آلمان، ايرلند و اسپانيا نيز وجود داشت و اين موضوع اختصاص به منطقه خاورميانه نداشته اما در سالهاي اخير تروريسم از اروپا و ساير مناطق مشخصا به خاورميانه كشيده شده است و محصول سياستهاي غلط استبدادي محلي مثل دولت صدام، دولت طالبان و بسته شدن راههاي قانوني رسيدن به حقوق مشروعشان است كه به تدريج گروههايي را وادار ميكند، از اين نياز و خواست عمومي استفاده كنند و براي رسيدن به مقاصدشان به ترور روي آورند و در اين ميان مردم نوعا بيگناه هستند كه آسيب ميبينند و به نوعي كساني مجازات ميشوند كه به هيچ وجه در ايجاد حكومت استبدادي نقشي نداشتهاند.
11سپتامبر نقطه عطفي در تاريخ تروريسم است
رهامي درباره دلايل افزايش توجه به تروريسم در سالهاي اخير گفت: بعد از 11 سپتامبر كه نقطه عطفي در تاريخ تروريسم است، ابعاد قضيه از حالت ترور ساده افراد در يك كوچه و خيابان و استفاده از سلاح ساده خارج شد و در سطح وسيعي فضاي جهاني را ناامن كرد و نشان داد كه براي هيچ كس در دنيا تروريسم امنيتي باقي نگذاشته اين ابعاد باعث شد دولتها توجه جدي به ترور و تروريسم داشته باشند.
وي گفت: 11 سپتامبر ناتواني در پيشگيري از ناامني را متوجه دولتهايي كرد كه مدعي ايجاد امنيت، آرامش و آسايش براي مردمشان بودند، عمليات 11 سپتامبر نشان داد كه دامنه تروريسم ميتواند آنقدر توسعه پيدا كند كه دولتهاي قدرتمند را هم درمقابل آن عاجز كند و اين عاجز بودن ابرقدرتها را با وجود انبارهاي انباشته از سلاحهاي كشتارجمعي وحشتناكي مثل سلاحهاي اتمي در مقابل تروريسم نشان داد لذا بعد از آن در آمريكا، كشورهاي اروپايي و ساير كشورها قوانين و مقررات متعددي براي مبارزه با تروريسم به صورت يك امر مشترك همگاني و جهاني درآمد.
تروريسم معلول است نه علت
مدرس حقوق دانشگاه تهران در مورد راههاي مبارزه با تروريسم اظهار كرد: راههايي كه تا به حال براي مبارزه با تروريسم پيش گرفته شده است، بيشتر راههاي مبارزه با معلول بوده تا علت؛ يعني تروريسم معلول است نه علت. تروريسم معلول سياستهاي غلط استبدادي محلي و دولتهاي استعمارگر، معلول اوضاع اجتماعي، اقتصادي و پيچيده سياسي است.
رهامي با بيان اينكه كشورهايي كه دموكراسي خوبي در آنها وجود دارد و مردم از طرق قانوني ميتوانند به خواستههايشان برسند گروههاي تروريستي كمتر ميتوانند در آنجا يارگيري كنند، افزود: اكثر كساني كه در عمليات تروريستي شركت ميكنند متعلق به كشورهاي استبدادي هستند كه با فقدان عدالت اقتصادي، سياسي و اجتماعي مواجهند؛ بنابراين اگر قرار است با تروريسم مبارزه شود بايد با علتهاي آن مبارزه شود.
وي در ادامه به خبرنگار ايسنا گفت: فرض كنيد بن لادن هم دستگير شود، حكومت طالبان هم ساقط شود يا حكومت صدام كه از نظر غربيها از حاميان اصلي عمليات تروريستي بود، دستگير شود اما باز هم عمليات تروريستي سر جاي خود ميماند و به تدريج تروريسم به كشورهاي اروپايي صادر ميشود. در واقع در كشورهاي غربي مانند انگلستان علاوه بر تروريسم صادراتي با نوع جديدي از تروريسم مواجه ميشويم كه تروريسم خانهزاد است. اين نوع تروريسم از طرف كساني است كه متولدين خود انگلستان هستند و در انگلستان بزرگ شدهاند. تروريسم خانهزاد از طريق مبارزه با بن لادن حل نميشود بلكه به ريشههاي اصلي آن بر ميگردد يعني اگر دولتهاي غربي و ساير دولتها بخواهند با تروريسم مبارزه كنند بايد علل و ريشههاي اصلي آن برطرف شود.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با تاكيد برنقش يك قانون اساسي خوب و اجراي آن در پيشگيري از تروريسم گفت: يك قانون خوب ميتواند براي مردم در رسيدن به اهداف اجتماعي و سياسيشان بسيار موثرتر از ساير طرق مبارزه با تروريسم باشد.دولتها و حكومتها بايد شرايطي فراهم كنند كه مردم به جاي سخن گفتن از طريق لوله تفنگ، از طريق صندوقهاي راي و روزنامهها و قلمهايشان خواستههايشان را بيان كنند. اگر روزنامهها و آزاديها محدود شود و رسيدن به دمكراسي سختتر شود، تروريسم توسعه پيدا ميكند.
مردم عربستان و افغانستان، آمريكا و دولتهاي غربي را عامل اصلي بدبختي خود ميدانند
وي با تاكيد بر اينكه جنگ با تروريسم بايد به جاي جنگ با معلول، به صورت اقدامات وسيع و همگاني و كمك به جريانهاي عدالتگرا و اصلاحگرا باشد گفت: كشورهايي كه شهروندانشان در عمليات 11 سپتامبر حضور داشتند، عمدتا اتباع عربستان سعودي و افغانستان بودند يعني كشورهايي كه يا مانند عربستان بسيار ثروتمندند يا مانند افغانستان بسيار فقيرند و در هر دو تعداد زيادي از افرادشان در تروريسم شركت ميكنند زيرا در هر دو بيعدالتي، تبعيض و فقر وجود دارد. در هر دو اين كشورها مردم نتوانستهاند به طريق مشروع و قانوني به خواستههايشان برسند. مردم در هر دو، آمريكا و دولتهاي غربي را عامل اصلي بدبختي خودشان ميدانند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران درباره تاثير حوادث 11 سپتامبر در مبارزه با تروريسم گفت: از اين جهت حوادث 11 سپتامبر در تاريخ مبارزه با تروريسم نقطهي عطف محسوب ميشود كه 11 سپتامبر مسالهي تروريسم را ازحالت امر داخلي و مربوط به يك كشور خارج كرد و به صورت يك امر جهاني مورد نظر كشورها قرار داد و كشورهاي غربي را در مبارزه با آن متحد ساخت و تعبيري كه بوش، رييسجمهور آمريكا به كار برد war on terorrism بود؛ يعني جنگ عليه تروريسم. به طوري كه كشورها نيروهايشان را متحد كردند مثلا آمريكا، انگلستان و كشورهاي اروپايي و حتي پيمان ناتو در مورد افغانستان وارد عمل شدند و به اين ترتيب مبارزه از حالت مبارزه ملي و داخلي به مبارزه جهاني تبديل شد و بسياري از اصول پذيرفته شده حقوق كيفري زير سوال رفت.
اقدامات غرب پس از 11 سپتامبر، قصاص قبل از جنايت بود
وي افزود: پس از 11 سپتامبر برخي حقوق پذيرفته شده مثل حق مشروع ملتها براي تعيين دولت يا اين اصل كه قبل از ارتكاب جرم مجازاتي صورت نگيرد، شديدا زير سوال رفت. كشورهاي غربي و در راس آنها آمريكا و انگلستان به دولت صدام حمله ميكنند و دولت صدام را كه يك دولت منطقهاي است، به اتهام اينكه ميتواند در آينده نسبت به ما خطرناك باشد، ساقط ميكنند. در حالي كه اين دولت، ساخته و پرداختهي خودشان بوده و بحث قصاص قبل از جنايت مطرح ميشود و افراد بيگناه و ناكرده بزه به گناه گناهكاران سوخته شوند.
در افغانستان مردمي تاوان پس دادند كه در عمليات تروريستي نقش نداشتند
مدرس حقوق دانشگاه با بيان اينكه در مورد افغانستان مردمي تاوان پس دادند كه به هيچ وجه در عمليات تروريستي نقش نداشتند عنوان كرد: ايستگاههاي مترو لندن و مادريد در اسپانيا هم براي مردم آنجا ناامن ميشود، در حالي كه كساني كه آنجا كشته شدند هيچ نقشي در ترور و تروريسم نداشتند. پس از 11 سپتامبر بسياري از قواعد پذيرفته شده حقوقي و اجتماعي هم به هم ريخته ميشود و يك دورهي جديدي از روشهاي مبارزه با تروريسم شروع ميشود و آزاديهاي مصرح در قوانين اساسي و بسياري از حقوق شهروندي آن كشورها را تحت الشعاع قرار ميدهد و اين حقوق را تضييع ميكند.
وي با بيان اينكه مقالات متعددي در نشريات كشورهاي اروپايي يافت ميشود، درباره اينكه عمليات مبارزه با تروريسم، آزادي و دموكراسي را به تدريج از بين ميبرد، گفت: آزادي مردم، حريم خصوصيشان، كنترل تلفن، حساب بانكي و رفت و آمدهايشان انجام ميشود و در برخي موارد تلقي ميشود كه همه گناهكارانند مگر اينكه ثابت شود كه بيگناه هستند؛ يعني دقيقا خلاف اصل برائت. همه كساني كه وارد كشور آمريكا ميشوند انگشتنگاري ميشوند، پروندههاي مالي و حساب بانكيشان كنترل ميشود، بسياري از حقوق شهروندي و مدني اشخاص تحت تاثير عمليات مبارزه با تروريسم قرار ميگيرد.
مدرس حقوق دانشگاه تهران ادامه داد: عمليات مبارزه با تروريسم در كنار مبارزه با سازمانهاي تروريستي در افغانستان يا عراق، وارد زندگي خصوصي شهروندان در اروپا و آمريكا نيز ميشود همهي مردم را در بر ميگيرد و ناامني اقتصادي و اجتماعي ايجاد ميكند. به هيچ وجه در قبل از 11 سپتامبر ما اين اشكال را نميبينيم. قوانين جديدي در محدود ساختن آزاديهاي مردم وارد ميشود، آزاديهايي كه در قانون اساسي همان كشورها تصريح شده است كه به هيچ وجه قبل از 11 سپتامبر امكان نداشت پارلمانهاي انگلستان، آمريكا و آلمان اين قوانين را تصويب كنند؛ يعني اقدامات تروريستي 11 سپتامبر جهتگيريهاي آزاديخواهانه و دموكراسيخواهانه پارلمانهاي اروپا و آمريكا را تحتالشعاع قرار ميدهد و اين وقتي ملموس خواهد بود كه كسي به اين كشورها وارد شود و اين قوانين جديد را مطالعه كند.
وي در پاسخ به اين سوال كه چقدر مقوله مبارزه با تروريسم تبديل به يك شعار شده است و چقدر با آن به صورت واقعي مبارزه شده است، گفت: امروز دولتهايي مثل دولت آمريكا، بحث مبارزه با تروريسم را در راس برنامههايشان قرار ميدهد و اين فضا را براي مردمشان ايجاد كردند كه اگر اين اقدامات را انجام ندهيد و به ما راي ندهيد، امنيت را از دست ميدهيد. مخصوصا در دولت بوش بسياري از اقدامات و كارهايشان را تحت عنوان جنگ عليه تروريسم و با استفاده از فضاي ترس و وحشتي كه پس از 11 سپتامبر در مردم ايجاد شده بود، توجيه كردند. اگر 11 سپتامبر رخ نميداد به هيچ وجه امكان توجيه مردم براي بسياري از اين نوع اقدامات و سركوبي ملتها، فرستادن ناوگانهاي عظيم، نيروهاي نظامي به كشورها و ساقط كردن حكومتهاي محلي براي آمريكا فراهم نميشد. اين شعار بسياري از اعمال ديگري كه در محدود ساختن آزاديهاي مردم و تعدي و تجاوز به حقوق ساير كشورها و شهروندان صورت ميگرفت را تحتالشعاع قرار داد.
مدرس حقوق دانشگاه خاطرنشان كرد: تا آنجا كه بنده مطالعه ميكنم هنوز مبارزه با تروريسم به ريشهها نپرداخته و هنوز در خيابانهاي افغانستان نيروهاي ناتو دنبال بنلادن و عوامل بنلادن هستند، هنوز در فلسطين، آمريكاييها به دنبال گروههاي جهادي و گروههاي مبارزه با اسراييل هستند؛ در حالي كه در منطقه فلسطين و خاورميانه اگر قرار باشد مبارزه با تروريسم صورت بگيرد، مهمترين مساله وجود خود دولت اسراييل است كه خود اين دولت با ترور و وحشت روي كار آمده و با كشتن مردم ريشههاي آن قوي شده و با تضييع حقوق مردم و تبعيض و بيعدالتي اين دولت پا گرفته است.
دولت ترور اسراييل ميتواند از عاملهاي اصلي ايجاد فضاي ترور باشد
رهامي گفت: اگر قرار است مبارزه با علت تروريسم صورت بگيرد، دولت مستبد، دولت ترور اسراييل كه ميان شهروندان اسراييلي و عربتبار تبعيض ايجاد ميكند و خانههاي مردم فلسطين را تخريب ميكند تا براي شهروندان خود خانه بسازند، اينها ميتواند عاملهاي اصلي ايجاد فضاي ترور باشد و طرف مقابل هيچ راهي جز دست زدن به عمليات انتحاري براي دستيابي به حقوق خود نداشته باشد.
وي افزود: ملاحظه ميشود در بسياري از عملياتهايي كه به نام مبارزه با تروريسم صورت ميگيرد هنوز به ريشههاي اصلي پرداخته نميشود. در منطقهي خاورميانه هنوز دولتهاي مستبدي وجود دارند كه به هيچ وجه از طريق صندوقهاي راي مردم سر كار نيامده و مورد حمايت آمريكا هستند. نمونهي آن دولت عربستان است كه در ايجاد آن، آراي مردم هيچ تاثيري نداشته و اگر قرار باشد از اين به بعد اتباع عربستان در عمليات تروريستي حضور نداشته باشند، لازمهاش اين است كه در آنجا از دموكراسي حمايت شود و دولت آنجا بر اساس آرا و راي مشروع مردم سر كار بيايد و خواستههاي مردم از طريق صندوقهاي راي تامين شود.
دولت رجايي كه برخاسته از صندوقهاي راي بود، قرباني تروريسم شد
مدرس حقوق دانشگاه تهران بيان كرد: اگر روشهاي مناسبي براي ايجاد عدالت اجتماعي، توزيع عادلانهي كليهي امكانات اقتصادي، سياسي و زمينههاي رسيدن به عدالت فراهم شود طبيعي است كه ريشههاي تروريسم خشكانده ميشود. چه بسا بعد از آن هم ترور وجود داشته باشد مانند ايران پس از انقلاب كه دولت و مجلس ايران بر اساس آراي مردم سر كار آمده بود، اما گروههايي كه اين دولت را مخالف خواسته خودشان ميدانستند، عليه دولت و مجلس برآمده از صندوقهاي راي، عمليات تروريستي انجام ميدادند. در اينجا نيز پشت سر عمليات تروريستي اهداف سياسي وجود دارد و دولت رجايي كه يك دولت برخاسته از صندوقهاي راي بود، قرباني تروريسم ميشود. تعدادي از نمايندگان مجلس اول قرباني تروريسم ميشوند. در اينجا ريشههاي سياسي ترور كاملا وجود دارد يعني گروهها و جريانهايي كه مستقيم يا غيرمستقيم تحت تاثير نيروهاي خارج از كشور هستند چون به اهداف خودشان از طريق صندوقهاي راي نميرسند شروع به عمليات تروريستي عليه مجلس و وزرا ميكنند.
دولت فرانسه و انگلستان تا جايي با تروريسم مبارزه ميكنند كه به منافع خودشان مربوط باشد
رهامي در ادامه به ايسنا گفت: اگر دولتهاي اروپايي و آمريكايي ميخواستند واقعا مبارزه با تروريسم كنند، نبايد از گروههاي تروريستي در ايران حمايت ميكردند. ملاحظه ميكنيد دولت فرانسه و انگلستان تا جايي با تروريسم مبارزه ميكنند كه به منافع خودشان مربوط باشد و گروههاي تروريستي كه در ايران دستشان به خون كساني آغنشته شد كه اين افراد مستقيما از صندوقهاي راي سر درآورده بودند آزادانه ميتوانند در آن كشورها تبليغات كنند و حمايت مالي ميشوند.
اولين قدم غرب ميتوانست برخورد با گروههاي تروريستي كه عليه ايران فعاليت ميكنند باشد
وي ادامه داد: اگر دولتهاي اروپايي نميخواستند شعار دهند اولين قدم كه بايد بر ميداشتند اين بود كه گروههاي تروريستي كه عليه ايران فعاليت ميكنند را تحويل محاكم عادلانه در كشور يا محاكم ايران بدهند و با اينها مطابق با قانون برخورد و ريشههاي تروريسم خشكانده شود.
اراده جدي واقعي و قاطع در جهان براي مبارزه با اشكال مختلف تروريسم وجود ندارد
مدرس حقوق دانشگاه تهران با ابراز تاسف از اينكه يك ارادهي جدي واقعي و قاطع و از سراسر دنيا براي مبارزه با اشكال مختلف تروريسم وجود ندارد، اظهار كرد: اكنون هر كشوري تا آنجا كه به منافع خودش مربوط ميشود با تروريسم مبارزه ميكند و آنجايي كه خود تروريسم به اهداف سياسياش و حذف رقبا كمك ميكند وارد عمل ميشود. حتي كشورهايي كه شعارهاي زيادي نسبت به مبارزه با تروريسم ميدهند وقتي تروريسم در كشور ديگري به اهداف خارجيشان كمك ميكند، حاضرند به تروريسم كمك كنند و حداقل به آن با ديدهي اغماض نگاه كنند.
با توسعهي دنياي الكترونيك، سايبر تروريسم مطرح ميشود
رهامي درباره اشكال جديد تروريسم و تعريف سايبر تروريسم عنوان كرد: تروريسم در گذشته بيشتر در قالب عمليات فيزيكي بوده كه از اسلحه استفاده ميكردند. گروههايي بودند كه از دشنه و خنجر استفاده ميكردند؛ مثلا فداييان حسن صباح با خنجر به سراغ خواجه نظامالملك ميروند و او را ترور ميكنند. در ساير كشورها هم تروريسم به صورت سادهي فيزيكي بوده و سلاحهاي متعارف آن زمان مانند خنجر بوده و به صورت پنهان اقدامات تروريستي صورت ميگرفته است به تدريج سلاحهاي گرم وارد ميشود و از كلت و نارنجك استفاده ميكنند اما به تدريج اين عمليات به شكل فيزيكي ساده آن متحول ميشود. با توسعهي دنياي الكترونيك، تروريسم به سمت عمليات الكترونيكي و فضاهاي مجازي حركت ميكند و بحث اصطلاح سايبر تروريسم مطرح ميشود.
وي ادامه داد: جايي كه بحث از سايبر تروريسم مطرح ميشود، براي انفجار يك هواپيما يا يك مركز نظامي لازم نيست از كلت، نارنجك و TNT استفاده شود. با دستكاري رادارهاي راهنمايي و سيستمهاي الكترونيك ميتوان هواپيما را از مسير خارج و باعث سقوط آن شد. در اينجا هيچ نارنجك، TNT و كلتي به كار نرفته ولي نتيجهي آن مانند اين است كه در اين هواپيما بمب كار گذاشته باشند.
رهامي گفت: براي اخلال و از كار انداختن سيستمهاي مخابرات، سيستمهاي آب، برق، تلفن، مترو، فرودگاهها و غيره در بحث ترور به عنوان «سابوتاش» مطرح ميشود. در خرابكاري تاسيسات عمومي شكلهاي سنتي اين بوده كه در اين نوع تاسيسات عمومي مواد منفجره كار گذاشته شود اما در نوع جديد از تروريسم همين اهداف از طريق دستكاري سيستمهاي كنترل و هدايت، بدون اينكه عمليات خشونتآميز مسلحانه به كار گرفته شود، تامين ميشود و با اخلال در سيستم كنترل فرودگاهها مثلا بتوان كليهي پروازهاي يك فرودگاه بينالمللي را به هم ريخت بدون اينكه كوچكترين استفاده از سلاح و مهمات در اين عمليات استفاده شود.
سايبرتروريسم فضايي از ناامني اجتماعي، اقتصادي و صنعتي ايجاد ميكند
مدرس حقوق دانشگاه ادامه داد: با اين اقدامات، فضايي از ناامني اجتماعي، اقتصادي و صنعتي ايجاد ميشود و اين چيزي است كه امروزه مخصوصا با ورود افراد تحصيلكرده به داخل صفوف تروريسم دارد پيش ميآيد. در گذشته اگر از قدرت بدني و فيزيكي افراد استفاده ميشد اما امروزه توانايي ذهني و مغزي افراد اهميت دارد و شبكههايي كه اخيرا در انگلستان كشف شد عمده دانشجويان و تحصيلكردهها در سطح دكتر و مهندس بودند. اين بسيار خطرناك خواهد بود چون هر اندازه عمليات تروريسم پيچيدهتر و علميتر شود، به همان اندازه مبارزه با تروريسم سختتر خواهد بود. ديگر از طريق بازرسي بدني نميتوان جلوي اين نوع تروريسم را گرفت. اينها با مغزشان حركت ميكنند.
وي افزود: به اين ترتيب، مبارزه با تروريسم وارد ابعاد علميتر ميشود و هرچهقدر دولتها در مبارزه با تروريسم راههاي جدي را طي ميكنند و راهكار جديدي كشف ميكنند عمليات تروريستي يك قدم جلوتر است و درصدد اختراع و ابداع روشهاي جديدي است. به همين دليل است كه امروزه بحث مبارزه با تروريسم در كشورهاي اروپايي و آمريكا از حالت ساده سابق دارد خارج ميشود و به يك امر دائمي و هميشگي تبديل ميشود. يعني بحث اين است كه اگر قرار باشد كشور امنيت اجتماعي، اقتصادي و صنعتي داشته باشد لزوما بايد تمام راهكارهاي احتمالي علمي كه گروههاي تروريستي ميتوانند استفاده كنند مطالعه و پيشگيري شود و عملا تا به حال پيشرفت عمليات تروريستي در دنيا نشان ميدهد كه گروههاي تروريستي يك گام جلوتر از كشورها بايد حركت كند و اين مبارزه با تروريسم را مشكلتر ميكند.
ايجاد ترور و وحشت در تشيع ممنوع است
اسلام از ابتدا در چالش با مساله ترور بوده است
مدرس حقوق دانشگاه تهران دربارهي ديدگاه اسلام بهخصوص تشيع در رابطه با تروريسم گفت: در دين اسلام و شريعت پذيرفته شده ملت ما كه تشيع است، ايجاد ترور و وحشت و ايجاد هر نوع ناامني براي ديگران ممنوع شناخته شده و اسلام اجازه نميدهد كه براي دستيابي به اهداف سياسي و اجتماعي افراد را به خطر بيندازيم. اسلام از ابتدا در چالش با مساله ترور بوده است. در ميان خلفاي راشدين سه نفر از چهار خليفه مسلمين كشته شدهاند و به طور قطع دو نفر از آنها تحت عمليات تروريستي قرار گرفتند.
رهامي ادامه داد: خليفهي دوم و سوم و چهارم هر سه كشته شدند. اگر كشته شدن عثمان خلفيهي سوم را عمليات تروريستي ندانيم زيرا به طور آشكار مردم هجوم بردند و در مرعي و منظر مردم كشته شد اما كشته شدن عمر و حضرت علي (ع) از مصاديق ترور با همان معناي سنتياش بوده است.
در اسلام مبارزه مشروع و دفاع مشروع داريم اما ترور نداريم
وي ادامه داد: درتاريخ زندگي مسلمين ملاحظه ميشود كه تروريسم بعضا رشد كرده و عليه دولتها به كار رفته است. بعضي از حاكمان و وزرا از طريق ترور كشته شدهاند اما هيچگاه ائمه مسلمين خود ترور و تروريسم را تاييد نكردند. ما ميتوانيم حتي نمونهاي را بيان كنيم كه حضرت سيدالشهداء(ع) كه نايب خود مسلم بن عقيل را به كوفه ميفرستند و مردم با او بيعت ميكنند و بعدا عبيدالله بن زياد وارد كوفه ميشود و در منزل هاني به ديدن او ميآيد و در آنجا مسلم در اتاق ديگري پنهان شده است و هاني به او اشاره ميكند كه وقتي علامت دادم تو وارد شو و او را بكش زيرا اگر در كوفه بماند خطر خواهد داشت؛ ممكن است نيرو جمع كند و باعث كشته شدن تو شود. در كتب تاريخ ذكر ميشود كه مسلم به روايتي از پيامبر استناد ميكند كه «اسلام قيد و زنجيري است كه فتك (ترور) را محدود ميكند» اسلام ترور را محدود كرده و اجازه نميدهد ما با دشمنانمان به صورت مخفيانه و پنهاني مبارزه كنيم. ما جهاد داريم. مبارزه مشروع و دفاع مشروع هم داريم اما ترور به اين معني را نداريم.
ما بزهديدگان و قربانيان تروريسم هستيم
مدرس حقوق دانشگاه تهران با اشاره به اينكه روايت ديگري هم وجود دارد كه نشان ميدهد پيامبر (ص) و پيشوايان ديني اين نوع عمليات را كه مخفيانه كشتن و ضربه زدن از پشت به قصد ايجاد وحشت و ترور را هيچگاه نه خودشان انجام دادند و نه براي پيروانشان تجويز كردند به ايسنا گفت: اصولا كشتن افراد بيگناه كه خودشان در جنايت نقشي نداشتند براي رسيدن به اهداف سياسي در هيچ مقولهاي از مقولات ديني ما نميگنجد و در تاريخ اخير مذهب تشيع كه به صورت يك حكومت رسمي از طريق حضرت امام (ره) مستقر شد ملاحظه ميكنيد كه مسوولان كشور خود قرباني تروريسم ميشوند. ميتوان گفت ما بزهديدگان و قربانيان تروريسم هستيم؛ ممكن است برخي حكومتهايي به اسم اسلام حكومت كنند و از عمليات تروريستي در خارج از كشورشان و داخل آن حمايت كنند اما هيچ موقع اين عمليات در تاريخ اسلام مورد تاييد علما و فقها واقع نشده است. در زمان حضرت امام خميني (ره) كه برخي از گروههاي مبارز با رژيم سلطنتي شاه، خدمتشان رفتند كه براي ترور مستشاران آمريكايي اجازه بگيرند تا آنجا كه من اطلاع دارم، امام خميني (ره) تجويز نكردند و اجازه ندادند گروههاي ديني از ترور براي رسيدن به اهداف سياسي كه اهداف مقدسي هم بودند استفاده كنند.
بايد بين اقداماتي كه افراد به نام اسلام انجام دادند و ديدگاه اسلام تفكيك قايل شويم
مدرس حقوق دانشگاه تهران با بيان اينكه بايد بين اقداماتي كه افراد به نام اسلام انجام دادند و ديدگاه اسلام تفكيك كنيم گفت: امروزه با كمال تاسف در كشورهاي غربي هر وقت بحث تروريسم مطرح ميشود، نام كشورهاي اسلامي و مسلميني به زبان ميآيد و به تدريج گروههاي تروريستي كه در آنجا بوده و مربوط به غيرمسلمانها بوده مثل آلمان و ايرلند امروزه كمتر از آنها نام برده ميشود و به جاي آن در دو دهه اخير مرتب در رابطه با تروريسم نام كشورهاي اسلامي مطرح ميشود و در واقع به نوعي مبارزه با تروريسم دارد به مبارزه با اسلام و مقابله با مسلمين ختم ميشود در حالي كه اگر مسلمين در عمليات تروريستي حضور داشتند اين مورد تاييد خود علماي اسلام نبوده حتي در كشورهاي مثل عراق كه الان نيروهاي خارجي حضور دارند، هيچ موقع ترور نيروهاي خارجي مورد تاييد علمايي مثل حضرت آيتالله سيستاني نبوده و اينها عليرغم اينكه مخالف حضور غربيها در كشورشان هستند اما علميات تروريستي اتباع خارجي را در عراق هيچگاه تاييد نكردند.
عمليات استشهادي در فلسطين كاملا جنبه دفاع مشروع دارد
وي خاطر نشان كرد: آنچه در منطقه فلسطين از طريق علماي مسلمان مورد تاييد واقع شد، تحت عنوان عمليات استشهادي كاملا جنبه دفاع مشروع در داخل خانهشان را دارد يعني آنچه كه افرادي مثل شيخ محمدحسين فضلالله در بحث جهاد اسلامي تاييد ميكنند ترور افراد بيگناه نيست بلكه عمليات استشهادي كاملا تعريف شده است يعني براي دفاع از خانهشان و خاكشان در مقابل كساني كه خانههايشان را تخريب ميكنند اجازه داده شده كه از خودشان دفاع كنند و مهاجمان را ولو اينكه اين دفاع منجر به كشته شدن خودشان شود، دفع كنند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با اشاره به استفتايي كه از مراجع شيعه در قم كرده است گفت: سوال پرسيدم كه آيا ميتوان عملياتي را كه در مادريد، لندن و ساير كشورها و بمبگذاري ايستگاههاي مترو و كارخانجات را تحت اين عنوان كه مردم از دولتهايشان حمايت ميكنند و اين دولتها در افغانستان و عراق اقدامات نظامي انجام ميدهند و مسوول اين اقدامات به شكلي مردم آن كشورها هستند، توجيه كرد؟ مراجع رده اول شيعه اينها را حرام و ممنوع ميدانستند.
بن لادن و غيره موجب ملكوك و بدنام شدن مسلمين در ساير كشورها شدهاند
رهامي ادامه داد: برداشتهايي غلط از مفاهيم ديني مثل جهاد و دفاع مشروع از طريق افرادي كه به نام اسلام سخن ميگويند و متاسفانه امروزه آنها بلندگوي اسلام شدند مثل طالبان، بن لادن و غيره موجب مشوش شدن و ملكوك شدن و بدنام شدن مسلمين در ساير كشورها شده در حالي كه به نظر ميرسد اينها هيچ ارتباطي به علماي اسلام ندارند.
وي در ادامه بيان كرد: از اين نمونهها ميتوان به تخريب گنبد و بارگاه حضرت امام حسن عسگري (ع) و امام عليالنقي (ع) در سامرا مشاهده كرد كه برخي از علماي وهابي عربستان آن را تجويز كردند و بعد هم تبريك گفتند يعني براي امحاي آثار ديني، از اعتقادات مذهبي مردم استفاده كردند و آن را به عنوان اينكه اين نوع گنبد و بارگاه ساختن مورد تاييد علماي وهابي نيست جواز تخريب از طريق عمليات تروريستي را صادر ميكنند در حاليكه معابد بارگاهها و مراكز مذهبي در همه كشورهاي مطابق همه اديان بايد امنيتشان تضمين شود.
رهامي خاطر نشان كرد: درست است كه امروزه بخشي از عمليات تروريستي تحت توجيهات مذهبي و ديني واقع ميشود و با آياتي مثل آيات مربوط به جهاد مثل مبارزه با كفار و مشركين توجيه ميشود اما آنهايي كه به عنوان علماي واقعي اسلامي شناخته شدند و خصوصا در مذهب شيعه، هيچ گاه تاييد رسمي از عمليات تروريستي عليه مخالفانشان نكردهاند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران درباره تاريخ تروريسم عنوان كرد: تروريسم يك پديده انساني است و پديده انساني به نظر ميرسد كه از زمان ظهور انسان بر زمين واقع شده است. نميتوان براي تروريسم مقطع تاريخي قطعي پيدا كرد؛ مثلا در تاريخ كشورمان در دورههاي قبل حكومت پهلوي نمونههايي از ترور سياسي در كشور داريم افرادي كه به وسيله گروههاي مذهبي ترور شدند مثل رزمآرا و حسنعلي منصور. افرادي كه به وسيله عوامل حكومت ترور شدند مثل ميرزاده عشقي يا اقداماتي كه عليه دكتر فاطمي صورت گرفت. در تاريخ مشروطه در تاريخ ايران، بهبهاني ترور شد.
وي گفت: همين طور كه جلوتر برويم در تاريخ ايران گروههاي تروريستي كه تحت تعاليم اسماعيليه اقدام به ترور افرادي مثل خواجه نظام الملك و مخالفان خودشان ميكردند نمونههاي بسيار بارزي از ترور را انجام ميدادند. چه تاريخ ايران، چه تاريخ اروپا، گروههاي ترور و وحشت براي كشتن مخالفانشان و رسيدن به اهداف سياسيشان از عمليات ترور و وحشت استفاده مي كردند اما در اصطلاح جديد ترور به بعد از انقلاب كبير فرانسه و روي كار آمدن حكومت ويشي و اينكه در واقع حكومت از عمليات تروريستي براي تثبيت خود و ايجاد ترور و وحشت در جامعه و ترساندن مخالفانشان استفاده كرده است.
مدرس حقوق دانشگاه اظهار كرد: اگر به اصطلاح تروريسم توجه كنيم، تاريخ آن به سدههاي اخير بر ميگردد اما عمليات تروريستي به معناي واقعي كلمه سابقش به تشكيل دولتهاي متمركز يا حكومتهاي محلي و تمركز قدرت ميرسد و خصوصا در ارتباط با تاريخ اسلام وقتي فقها از عنوان محارب و ياغي استفاده ميكنند و استفاده از اسلحه براي ايجاد رعب و وحشت را به عنوان محارب تعريف كردند و براي آن مجازات سختي قرار دادند يعني دار زدن و به صليب كشيدن، مجازاتهايي است كه در واقع نسبت به محاربين به كار ميرود؛ گرچه عينا همان اصطلاح تروريست را در بر نميگيرد اما بخش عمده آن همپوشاني دارد اينها نشان ميدهد ترور و تروريسم در كشورهاي اسلامي بوده و در كشورهاي ديگر هم سابقه دارد.
وي خاطر نشان كرد: وضع قوانين متعدد و پيش بيني راهكارهاي متعدد براي مبارزه با تروريسم به 11 سپتامبر و بعد از آن بر ميگردد. قبل از 2001 اين سطح وسيع قوانين و مقررات وجود ندارد، حداقل تاريخ تروريسم بيشتر منطقهيي و محلي است اما امروزه تروريسم تاريخ جهاني پيدا كرده و عمليات آن در وسعت همه جهان گسترش پيدا كرده است، اين را ميتوان به بعد از 2001 نسبت دهيم.
گفتوگو از خبرنگار ايسنا: مرضيه خلقتي
انتهاي پيام كد خبر: 8706-10965 |